یوسف شاه پوربی
یکی از ملوک بنگاله بود و در سال 887 ه' . ق. جانشین پدرش باربک شاه شد و 8 سال حکومت کرد.
یوشاسب
گوشاسب . بوشاسب . در بعضی فرهنگها به معنی بوشاسب ضبط شده است . (یادداشت مولف ). رجوع به بوشاسب شود.
یوزشیر
قسمی از یوز که پدر یا مادر وی شیر باشد. (ناظم الاطباء).
یوستین
یکی از امپراتوران روم و ملقب به «پیر» بود.در اوایل حال چوپانی می کرد، سپس به سربازی رسید. به هنگام درگذشت آناستاس در حالتی که سمت والیگری داشت با یک دسیسه وی را به تخت نشاندند. پس از آن 9 سال به فرمانفرمایی اشتغال داشت و از روی اعتدال رفتار می کرد و به رفاه و آسایش مردم کشور توجه داشت . وی در تاریخ 527 م . درگذشت . (از قاموس الاعلام ترکی ). ژوستن .
یوسف عادلشاه
موسس دولت عادلشاهان که در شهر بیجاپور هندوستان حکمرانی داشتند و اصلاً به نام عادلخان یکی از رجال معروف محمدشاه بهمنی حکمران دکن بود و در زمان سلطان محمود ثانی جانشین وی به زحمت سمت والیگری بیجاپور رابه دست آورد و در همانجا به سال 895 ه' . ق. اعلان استقلال کرد و فرمان داد که خطبه به نام وی بخوانند. از آن هنگام تا 21 سال دیگر فرمانفرمایی داشت و در سال 917 ه' . ق. در 75سالگی درگذشت . (از اعلام زرکلی ).
یوشان
در لهجه همدانی به معنی شنه و پنجه و آلتی است که بدان خرمن را باد دهند (از: یو، جو + اوشان ، افشان ، و معنی ترکیب : جوافشان ). (یادداشت مولف ). هید.
یوزآباد
دهی است از دهستان جعفرآباد بخش مرکزی شهرستان ساوه ، واقع در جنوب باختری ساوه ، با 120 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . عده ای از شاهسونهای بغدادی در این ده ساکن هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
یوزغاد
یوزقات . نام قصبه و مرکز سنجاقی است در ولایت آنکارا در 165هزارگزی از جنوب شرقی آنکارا، دارای 15000 تن نفوس و مدارس و مساجد و دکاکین و مکاتب . یوزغاد در قرن نوزدهم به وسیله احمدپاشا از ملوک طوایف چوپان اوغلی بنا نهاده شده است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
یوستی نیانوس
ژوستی نیانوس . ژوستی نین اول . نام یکی از امپراتوران قدیم رم . رجوع به ژوستی نیانوس شود.
یوسف عامری
کلامش سحر سامری است . رباعی زیر از اوست :
در کوی خرابات چه درویش و چه شاه
در راه یگانگی ، چه طاعت ، چه گناه
بر کنگره عرش ، چه خورشید، چه ماه
رخسار قلندری ، چه روشن ، چه سیاه .

(از فرهنگ سخنوران ) (از صبح گلشن ص 617).

یوشان تپه
دوشان تپه . یوشن تپه . کوهچه ای در شمال شرقی تهران ، با باغ و قصری زیبا که وقتی هم باغ وحش بوده است . (یادداشت مولف ). رجوع به دوشان تپه و یوشن شود.
یوشانلو
دهی است از دهستان لکستان بخش سلماس شهرستان خوی ، واقع در 50هزارگزی شمال خاوری سلماس ، با 500 تن سکنه . آب آن از رودخانه زولا و راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
یونجه لو
دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، واقع در 36هزارگزی شمال باختر قره آغاج ، با 290 تن سکنه . آب آن از رودخانه جیران وراه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
یوشت فریان
یوشت نام مردی بود پاکدین از خاندان فریان . نام این خانواده در بخشهای اوستا یاد شده و از جمله در یسنا64 بند 12 آمده است . داستان این مرد مفصل تر از همه جا در رساله مستقل «ماتیکان یوشت فریان » آمده است .
یومئذ
در این روز و در این هنگام و در آن زمان و در آن هنگام . (ناظم الاطباء). به معنی امروز است . (آنندراج ). آن روز. (مهذب الاسماء). آن روز و در آن روز. (دهار). و رجوع به یوم شود.
یونژیت
سولفور طبیعی روی و سرب و آهن و منگنز که ظاهری شبیه به گالن دارد. (یادداشت مولف ).
یون نان
ایالتی در جنوب چین با 19100000 تن سکنه ،واقع در شمال تنکن و مرکز آن شهر کون مینگ می باشد. سومین ایالت بزرگ چین خاص محسوب می شود. بیشتر نواحی آن خاصه در شمال و مغرب کوهستانی است و به وسیله راه آهنی که فرانسویان در 1902-1910 ساخته اند به شهر هایفونگ در تنکن اتصال می یابد. مساحت آن به 38هزار کیلومتر مربع می رسد. بیشتر مردمان آن مسلمانند که در سال 1290 ه' . ق. شورش کردند و اعلام استقلال نمودند و با مفتی خود شاه سلیمان بیعت کردند و نمایندگانی به اروپا و مرکز خلافت اسلامی فرستادند ولی کاری از پیش نبردند و دولت چین منکوبشان کرد. (از قاموس الاعلام ترکی ).
یوشع
نام پسر نوح پیغمبر. (ناظم الاطباء).
یوگسلاوها
(یعنی اسلاوهای جنوبی ) به مجموعه اسلاوهایی اطلاق می شود که در جنوب شرقی اروپا ساکنند که اهم آنها عبارتند از: صربها ، سلون ها ، کروآتها . (فرهنگ فارسی معین ).
یومری داش
دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمه شهرستان ماکو، واقع در 26هزارگزی شمال خاوری سیه چشمه ، با 200 تن سکنه . آب آن از چشمه وراه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).