یهودای مکابه
ناجی و سردارجنگی و شجاع یهود متولد در حدود 200 ق.م . و مقتول در سال 160 ق.م . وی در سال 165 ق.م . پس از مرگ پدرش ماتاتیاس که یهودیان را علیه شاه وقت سوریه (آنتیوخوس اپی فان ) وادار به شورش کرده بود، سرکردگی شورش یهودیان را به عهده گرفت و رشادتهای بسیاری به خرج دادو سپاهیان پادشاه سوریه را در نزدیک حبرون به سختی شکست داد. سال بعد (164 ق.م .) مرگ آنتیوخوس پادشاه سوریه دررسید و یهودا اورشلیم را متصرف شد و هدایای زیادی وقف معبد اورشلیم نمود. دو سال بعد (162 ق.م .) جنگ دیگری بین سپاهیان پادشاه جدید سوریه (دمتریوس سوته ) و یهودا درگرفت . یهودا ابتدا فاتح شد ولی پس از چندی گرفتار سپاهیان نیرومند پادشاه سوریه شد و مقتول گردید (160 ق.م .). در ادبیات و نوشته های تعدادی از نویسندگان غربی ، یهودای مکابه به عنوان نمونه شجاعت و رشادت معرفی شده است .
یهیری
آب بسیار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
  • ناچیز و هیچکاره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). چیز باطل . (ناظم الاطباء).
  • صمغ طلح .
  • نوعی از درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). درختی است . (ناظم الاطباء).
  • گیاهی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
  • ییلدوز
    ییلدیز. یولدوز. از اولدوز (به معنی ستاره ). قصری از سلاطین عثمانی . (یادداشت مولف ). و رجوع به یولدوز شود.
    یهانیس برگ
    ژهانیسبرگ. شهرکی است در ایالت هس در پروس ، دارای 1600 تن سکنه . و شراب آن معروف است . (از یادداشت مولف ).
    یهوده
    نام شهر ولایت جوزجان بوده . حمداللّه مستوفی گوید: جوزجان ولایتی است و شهرش یهوده و فاریاب و شبورقان است . (نزهةالقلوب ج 3 ص 155).
    یه یه
    یهیه . یهیا. شبانان در راندن شتر گویند: یه یه و یهیا. (از تاج العروس ج 10 ص 421 و ج 9 ص 424). و رجوع به یهیا شود.
    ییما
    جم . جمشید. یمه . یم . صورتی از یم و جم . صورت قدیمی یم و جم . (یادداشت مولف ). و رجوع به جم و جمشید و یم شود.
    یهدان
    ج ِ یهود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به یهود شود.
    یهودی
    منسوب به یهود. (ناظم الاطباء). هر چیز منسوب و مربوط به یهود.
  • منسوب است به دروازه بغداد که درب الیهودش نامند. (از لباب الانساب ).
  • جهود و کسی که دارای دین یهود باشد. تیداکی . ج ، یهودیان . (از ناظم الاطباء). جهود. ج ، یهود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک تن از یهود. اسرائیلی . کلیمی . موسایی . موسوی . (یادداشت مولف ). جهود. (دهار) (از مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی ):
    چه فرمایی که از ظلم یهودی
    گریزم بر در دیر سکوبا.

    خاقانی .

  • یهیهة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی یهیهة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    ییمه
    نام پسر خورشید در اوستا که در سنسکریت به صورت یمه آمده است .(از مزدیسنا و ادب پارسی ص 41). و رجوع به یمه شود.
    یهدیک ا
    هدایت کند تو را خدا. خداوند تو را به راه راست دارد.
    یهودیات
    ج ِ یهودیه . (دهار).
  • نوشته یا آثار کتبی مربوط به یهود.
  • یین
    هنگامی که مابین طلوع فجر و طلوع آفتاب است . (ناظم الاطباء).
    یهودیانه
    مانند یهودی . همچون یهود.
  • (اِ مرکب ) یهودانه . پاره زردی که یهودیان برای تمیز بر دوش خود می دوختند. غیار. عسلی:
    گردون یهودیانه به کتف کبود خویش
    آن زرد پاره بین که چه پیدا برافکند.

    خاقانی .

  • ی ی ی
    (اصطلاح عامیانه ) آوازی است که برآرند چون گفتار کسی را والوچانیدن خواهند. آوازی که بدان سخن کسی و بالاخص پیران را والوچانند. (یادداشت مولف ).
    یهرچی
    دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، واقع در 25هزارگزی شمال باختری قره آغاج ، با 195 تن سکنه . آب آن از چشمه سارها وراه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
    یهودی بازی
    (اصطلاح عامیانه ) بازی یهودیان درآوردن . به کردار یهودیان دست یازیدن . کنایه است از سخت خست و لئامت نمودن . (از یادداشت مولف ). و رجوع به یهودی شود.
    ییا
    جد محمدبن عبدالجبار و خواهر او بانویه هر دو تن آنها از مشایخ سلفی باشند. (از تاج العروس ).
    یی یی
    کلمه ای است که گاه تعجب گویند. (از تاج العروس ج 10 ص 421) (یادداشت مولف ).