یی سه سه
نامی که چینیان به یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی داده بودند. (از احوال و اشعار رودکی ص 195). و رجوع به یزدگرد سوم شود.
یهمور
بسیارسخن یاوه درای . (منتهی الارب ). مرد بسیارسخن یاوه درای . (ناظم الاطباء).
  • ریگ بسیار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ریگ بزرگ. (مهذب الاسماء).
  • ییل
    ئیل . به معنی سال است . (آنندراج ). رجوع به سال و ئیل شود.
    یهن
    دهی است از دهستان القورات بخش حومه شهرستان بیرجند، واقع در 38000 گزی باختری بیرجند، با 230 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . مزارع کرمانی بالا و پایین ، تیتوت کرانه ، مزارده ،نیشکوک بالا و پایین ، خونیک یهن ، علی ناری بالا و پایین جزو این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
    یهی
    زجر کردن شتر به گفتن یاه یاه . (یادداشت مولف ). رجوع به یهیا و یه یه و یهیاه شود.
    ییلا
    ییلاق. (ناظم الاطباء). رجوع به ییلاق شود.
    یادآور شدن
    1 ـ به خاطر آوردن . 2 ـ به خاطر آوردن چیزی یا شخصی .
    یاللعجب
    شگفتا! عجبا!
    یادمان
    1 ـ آن چه برای یادبود کسی یا روی دادی ساخته می شود. 2 ـ مراسمی که برای یادبود کسی یا چیزی برپا می شود.
    یالیت
    ای کاش .
    یادواره
    مراسمی که به یاد شخصی یا روی دادی برگزار می شود.
    یقه چرکین
    (اصطلاح عامیانه ) یخه چرکین . تنگدست . سخت بی بضاعت . بیچاره که از مستمندی ، توانایی شستن لباس خود ندارد.
  • کنایه از مردم عامی و دهاتی و کارگر. اخلاق این طبقه در حفظ ناموس و شرف و رعایت اخلاق زیردستان از اخلاق ظاهرسازان متمدن سالم تر مانده است . (از یادداشت مولف ).
  • یار غار
    1 ـ لقب ابوبکر که هنگام هجرت پیامبر (ص ) از مکه به مدینه همراه آن حضرت در غار رفت . 2 ـ مجازاً: دوستی که انسان را در سختی تنها نمی گذارد.
    یاوه کردن
    گم کردن ، هدر دادن .
    یقه سفید
    1 ـ کارمند دفتری یا دارای شغلی که مستلزم آلودگی دست و لباس نیست . 2 ـ کسی که دستش به دهانش می رسد.
    یاوه گشتن
    گم شدن .
    یقین کردن
    باور کردن .
    یارانه
    از روی یاری ، سوبسید.
    یاوه گو
    بی هوده گو، آن که سخنان بی معنی گوید.
    یارب
    پروردگارا، ای خدا.