کد : DK-197871     

هائم


حیران . شیدا. سرگشته . (مقدمة الادب زمخشری ): و قال : افق! حتّی متی انت هائم ؟ ببثنة فیها قد تعید،و قد تبدی . (جمیل بن معمرالعذری از آداب اللغة العربیة و تاریخها ج 1 ص 88). رجل هائم ; مرد سرگشته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شیفته و سرگشته شونده در عشق و سرگردان در غیر راه راست و سخت تشنه شونده . (غیاث اللغات ).
  • سخت تشنه . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء).