باباشاه
سید بن محمد نجاری معروف به باباشاه . او راست : حاشیه ای بر شرح کافیه جامی که آنرا برای سلطان زاده شجاع الدین بن عبیداللّه نوشته به الحاشیة السلطانیه موسوم کرده است . (کشف الظنون چ 2 استانبول ستون 1374).
باباعلی بیک کوسه احمدلوی افشار
پدر لطفعلی خان و حاکم ابیورد. ابوالحسن گلستانه آرد: شاه ستم گستر [ نادر ] برای استرداد مال و متاع و زر و زیور لطفعلی خان ولد بابا علی بیک کوسه احمد لوی افشار که دیده های او را از بینائی عاطل نموده بود... (مجمل التواریخ گلستانه ص 2).... پیش از ظهور این دولت خداداد در اوایل حال باباعلی بیک کوسه احمدلوحاکم ابیورد که ما را برای امری باصفهان فرستاده بود با چند نفر که همراه بودند بهمین منزل وارد شد. (ایضاً صص 12- 13 و 293).
باباکلیمان سابع
رجوع به الحلل السندسیة ج 2 ص 251 شود.
بابامحمود
(امیر...) امیر بابامحمود ولد امیر باباحسن که سالها در سلک محرمان خاقان منصور [ سلطان حسین میرزا بایقرا ] منتظم بود و بمنصب مهرداری قیام می نمود. با جمعی کثیر از روساء لشکر شاهزادگان از زخم تیغ و تیر اوزبکان بر خاک هلاک افتاد... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 386).
بابادوست
بابادوست بخش . یکی از هجده تن . امرای محمد همایون پادشاه هند. (تاریخ شاهی ص 130 و 171 و 302).
بابا شاه عراقی
(اصفهانی ) هدایت آرد: معاصر شاه عباس ماضی ، صفوی و از خوش نویسان بوده و در اصفهان به انزوا میگذرانید جز با اهل حال با کسی تکلم نمیفرموده مگر بحسب ضرورت و از روی کدورت ، غرض مردی موحد و سالکی مجرد طالب کمالات و صاحب حالات بود. تقی اوحدی نوشته است که حالی تخلص می نمود. این بیت و رباعی از اوست :
چه دیده اندگدایان عشق از در دوست
که هر دو عالم شان در نظر نمی آید.
واحد چو بکثرت آورد روی ظهور
گردد به حجابات مراتب مستور
تکرار وجود ماست این مرتبه ها
مائیم بتکرار خود از خود شده دور.

(ریاض العارفین ص 44).

باباعلی خوشمردان
(درویش ، شیخ ) منصور. جد اعلی خواجه محمود سبزواری . (مجالس النفایس ص 103). خواندمیر آرد: درویش باباعلی خوشمردان درویشی پاکیزه روزگار لطیف گفتار بود و هم در آن زمستان که میرزا ابوالقاسم بابر در مشهد قشلاق نمود از سبزوار بخدمت پادشاه کامکار شتافت و التفات و عنایت بسیار یافت درویش منصور به صفت تقوی و پرهیزکاری اتصاف داشت و درغایت ریاضت اوقات گذرانیده پیوسته نقش فضایل و کمالات بر صحیفه خاطر می نگاشت و در فن عروض و صنایع شعری شاگرد مولا یحیی سیبک بود و در علم تصوف سند به حافظعلی جامی درست مینمود و در علم عروض دو رساله تالیف کرد و در جواب قصیده مصنوع خواجه سلمان شرایط اهتمام بجای آورد و مطلع آن قصیده درویش این است ، بیت :
بس دویدم در هوای وصل یار
کس ندیدم آشنای اصل کار.
از جمله منظومات درویش منصور این رباعی نیز مشهور است که :
موجود چو ذره ای بخود نتوان کرد
بسیار حدیث نیک و بد نتوان کرد
ایجاد چو، بی قبول ممکن نبود
آن را که قبول کرد، رد نتوان کرد.
(حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 62) (رجال حبیب السیر ص 133).
بابا کمال
قریه ای در میان خرم آباد و نهاوند.
بابامحمود طوسی
وی از مریدان شیخ عبداللّه بوده است . وقتی شیخ عبداللّه جمعی از درویشان را در اربعین نشانده بود یک شب خادم خانقاه گفته که امشب درویش را داروی قوی خواهد رسید واقف باشی که بیخودی نکنند و از خلوت بیرون نجهند، اتفاقاً بابامحمود از خلوت رفت و یک درویش دیگر نام وی هندوالیاس بود نیز در عقب بابامحمودبیرون جست خادم در عقب ایشان بدوید به هندوالیاس رسید وی را بگرفت و بابا محمود روی به کوه و صحرا نهادو هندوالیاس بحسن تربیت و سیاست شیخ فی الجمله بحال خود باز آمد و بابا محمود همچنان مجذوب و مغلوب بماند و از وی کرامات و خوارق عادات بسیار ظاهر شده است چنانکه مشهور است . (نفحات الانس جامی چاپ هند ص 291).
بابادی
شعبه ای از طایفه هفت لنگ ایل بختیاری است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
باباشاهو
نام منزلی است در حوالی بلخ . خواندمیر آرد:... خاقان منصور مظفر (سلطان حسین میرزا) لواء عزم تسخیر مملکت سلطان محمودمیرزا جزم فرمود و امیر نظام الدین علیشیر را در بلخ گذاشته با سپاه موفور و ابهت نامحصورنهضت نمود و منزل باباشاهو به عرض سپاه ظفردستگاه مشغولی کرد... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 190 و 194).
باباعلی شاه
دهی از دهستان حیات داود بخش گناوه شهرستان بوشهر، یک هزارگزی شمال گناوه ، کنار دریا و راه فرعی ریک به بندر دیلم . جلگه گرمسیر، مرطوب و مالاریائی . سکنه آن 150 تن و آب آن از چاه و محصول آن غلات دیمی و شغل اهالی زراعت است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
بابا کمال جندی
عارفی است . جامی آرد: چون خدمت باباکمال جندی در خدمت شیخ نجم الدین مرتبه تکمیل و کمال یافت حضرت شیخ خرقه بوی داد و گفت : در دریای ترکستان مولانا شمس الدین مفتی را فرزندی است که وی را احمدمولانا می گویند خرقه ما را بدو رسان و تربیت از وی دریغ مدار. چون باباکمال به جند رسید جمعی کودکان بازی میکردند و احمدمولانا چون هنوز کودک بوددر میان ایشان بود اما بازی نمیکرد و جامه های ایشان نگاه میداشت ، چون باباکمال را دید برخاست و استقبال وی کرد و سلام گفت و بعد از آن گفت ما جامه دیگران نگاه میداریم و شما جامه ما نگاه دارید. خدمت بابا وی را کنار گرفت و بخانه مفتی برد و گفت این فرزند را در کار من کن . مفتی گفت این فرزند مجذوب است شایدکه خدمت شایسته نتواند کرد برادر خردتر وی دانشمند مولانا بغایت زیرک است و مودب . باباکمال گفت وی نیز با نصیب گردد ما بحواله شیخ بخدمت وی آمدیم . احمدمولانا در اندک فرصتی تربیتی تمام یافت و صیت کمالات وی منتشر شد و بسی از طالبان در صحبت وی تربیت یافتند وبمرتبه کمالات رسیدند... (نفحات الانس چ هند ص 280).
بابامحمودی
دهی از دهستان نودان بخش کوهمره نودان شهرستان کازرون 9 هزارگزی شمال نودان . در تنگ چوگان نزدیک راه فرعی نودان به کازرون . دامنه ، معتدل و مالاریائی . سکنه آن 77 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، تریاک ، انجیر و انگور و شغل اهالی زراعت و قالی و گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
بابادیندار
دهی از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد 35 هزارگزی جنوب باختری ایستگاه سپید دشت و 6هزارگزی باختر ایستگاه کشور. کوهستانی . گرمسیر مالاریائی سکنه آن 40 تن ، شیعه و لری و آب آن از چشمه سار. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه پاپی می باشند و برای تعلیف احشام در اطراف ، ییلاق قشلاق میروند. اهالی در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
باباشجاع الدین
(ابولولو فیروز) نام غلام مغیرةبن شعبه موسوم به فیروز و کنیتش ابولولو بود و بزعم اهل سنت و جماعت ، مجوسی یا نصرانی بود و شیعه او را باباشجاع الدین خوانند و در سلک اهل اسلام منتظم دانند. (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 489). رجوع به ابولولو در همین لغت نامه شود.
باباغری
کور. نابینا. رجوع به باباغوری و باباقری و باباقوری شود.
بابا کندی رود
دهی جزء بخش سراسکند شهرستان تبریز. 18 هزارگزی باختر سراسکندو 18 هزارگزی خط آهن مراغه - میانه . کوهستانی معتدل سکنه آن 841 تن ، شیعه . آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
باباملکی
تیره ای از ایل بویراحمدی کوه گیلویه فارس . (جغرافیایی سیاسی کیهان ص 88). و رجوع به بویراحمدی شود.
بابامنیر
دهی از دهستان ماهور و میلاتی بخش خشت شهرستان کازرون 79 هزارگزی شمال باختری کنار تخته دامنه شمالی کوه بزان . کوهستانی گرمسیر و مالاریائی . سکنه آن 374 تن . آب آن از چشمه شیرین و محصول آن غلات و تنباکو و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران جلد 7). قصبه ناحیه ماهور میلاتی از ولایت قشقائی فارس بمسافت سی وهشت فرسخ از شیراز دور افتاده . (فارسنامه ناصری ).