تاتینا
بلغت بربری باشه را گویند و آن مرغی است شکاری از جنس زرد چشم و آنرا به عربی ابوعماره خوانند. گوشت ویرا پخته و خشک کرده بسایند و سه روز با آب سرد خورند، سرفه را نافع است و سرگین او کلف را زایل کند. (برهان ) (آنندراج ).
تاج السادة
="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی تاج السادة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

برای جستجوی بهتر:
- در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
- در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
- در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
تاج بر سر زدن
تاج بر سر نهادن . تاج پوشیدن . تاج برگذاشتن . (مجموعه مترادفات ):
می گذارم سر بخاک درگهش
تاج را بر فرق شاهان میزنم .

تنها (ازمجموعه مترادفات ).

تاج دندان
قسمت آشکار دندان را گویند، هر دندان مرکب از دو قسمت است یکی مرئی که آنرا تاج دندان و یکی دیگر که آن را ریشه می نامند، (پیوره محمود سیاسی ص 2).
تات قشلاق
دهی است جزء دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان 48 هزارگزی شمال باختری ماه نشان 27 هزارگزی راه عمومی ، کوهستانی سردسیر با 422 تن سکنه آب آن از رودخانه علم کندی . محصول آنجا غلات بن شن ، لبنیات ، عسل ، شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی قالیچه و گلیم و جاجیم بافی ، راه آن مالرو است . معادن مس و طلا در 5هزارگزی شمال خاوری این ده کنار رودخانه واقع، قبل از 1320 اقدام به استخراج آن ها شده بود که بعد از آن تاریخ راکد ماند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).
تاتیوس
تیتوس پادشاه کورها از اقوام قدیمی ایتالیا است در سال 745 ق.م . با رومیان جنگیده و با متحد خود رومولوس براهالی کوریوم و روم مدت پنجسال مشترکاً حکومت کرد و سپس بدست اهالی لاوینیوم به قتل رسید.
تاج السعیدی
میر ابوالفتح محمد اردبیلی محقق. او راست : حاشیه بر شرح مولانا محمد حنفی تبریزی متوفی ببخارا بر آداب العلامة عضدالدین . (کشف الظنون چ 2 استانبول ج 1 ستون 41) و رجوع به محمدبن ابی سعید شود.
تاج بر سر نهادن
پادشاه شدن . بپایه بلند رسیدن . از همگنان برترشدن . از دیگران برتری یافتن . صاحب بزرگی و مقام شدن : اعتصاب ، تتوج ، نعصیب ; تاج بر سر نهادن (تاج المصادر بیهقی ) تاج پوشیدن ; تاج بر سر زدن تاج بر سر گذاشتن . (مجموعه مترادفات ):
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد.

فردوسی .

تاج دوز
آنکه کلاه سقرلاتی دوازده ترک دوزد و آن پوشاک قزلباشان است ... (آنندراج ).
تاتک
ده کوچکی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر واقع در 7 هزارگزی جنوب سرباز 6 هزارگزی خاور راه مالرو سرباز به بارور با 20 تن سکنه . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
تاج السلمانی
او راست : ذیل ظفر نامه شرف الدین علی یزدی در تاریخ تیمور از سال 807 تا 813 ه' . ق. مشتمل بر وقایع دوران شاهرخ والغ بیک . (کشف الظنون چ 2 استانبول ج 2 ص 1120).
تاج بک زاده
جعفربک . مولف قاموس الاعلام ترک_ی آرد: یکی از مشاهی_ر شع_را و خوشنویسان و اصلاً از اهالی آماسیه و دارای منصب توقیع در دربار سلطنت بود، و به سال 920 ه' . ق. کشته شد و بدون غسل در نزدیک جامع سلطان سلیم مدفون گشت او راست : منظومه ای بنام «هوسنامه ».
تاج ده
پادشاهی ده . بزرگگرداننده . ارجمندکننده:
وی بصدای صریر خامه جانبخش تو
تاج ده اردشیر تخت نه اردوان .

خاقانی .

تات کندی
دهی است از دهستان چالداران بخش سیه چشمه شهرستان ماکو واقع در 9 هزارگزی خاوری سیه چشمه . 2هزارگزی خاور شوسه خوی به سیه چشمه ، کوهستانی ، سردسیر سالم ، با 62 تن سکنه ، آبش از چشمه ، محصول آنجا غلات ، شغل اهالی زراعت و گله داری صنایع دستی جاجیم بافی ، راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
تاج آباد
نام دهی نزدیک گردنه اسدآباد.
تاج الشریعه
محمودبن صدرالشریعه . رجوع به صدرالشریعه شود.
تاج بلغاری
مولف قاموس الاعلام ترکی آرد: وی یکی از اطبای معروف بود و درباره ادویه مفرده کتابی تالیف کرده است . مولف عیون الانباء فی طبقات الاطباء، درج 2 ص 219 ذیل ترجمه رشیدالدین بن صوری آرد:... و لرشیدالدین بن صوری من الکتب کتاب الادویة المفرده و هذا الکتاب بداء بعمله فی ایام الملک المعظم و جعله باسمه و استقصی فیه ذکر الادویة مفرده ... و یبسه فیصوره ، فیکون الدواء الواحد یشاهد الناظر فی الکتاب و هو علی انحاء، ما یمکن ان یراه به فی الارض فیکون تحقیقه له اتم و معرفته له ابین . الردعلی کتاب التاج البلغاری فی الادویة المفردة. تعالیق له و فوائد وصایا طبیة کتب بها الی ّ.
تاج دیک
کنایه از تاج ِ خروس است . (انجمن آرای ناصری ).
تاتکن
ناحیتی است در ترکستان : درویشی از طرف تاتکن بدریافت قدم مبارک خواجه آمد... آن درویش تاتکنی بر همان حال افتاده بود. (انیس الطالبین نسخه خطی کتابخانه مولف ص 109 و 110)... چون به تاتکن رسیدند شنیدند که خواجه در سر پل اند... از تاتکن درویش با ایشان موافقت کرد.(انیس الطالبین ص 153)... درویش عزیزی از درویشان خواجه از تاتکن رسید...آن درویش تاتکنی را مصافحه نکردند. (انیس الطالبین ص 135). ... من در تاتکن می بودم و به جمعی از درویشان خواجه که در آنجا می بودند مصاحب می بودم . (انیس الطالبین ص 214). ... فرمودند خوش آمدی درویش تاتکنی ... از آن روزی که در تاتکن در منزل فلان درویش ما بودی ... (انیس الطالبین ص 218). ... از تاتکن بطرف بخارا متوجه شدم . (انیس الطالبین ص 224).
تاج آباد سفلی
نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان گندچین و تاج آباد علیا در 415 هزارگزی تهران .