جابرصا
جابلسا: و من جملة تلک المدُن جابلقا و جابرصا. (حکمة الاشراق طبع انستیتو ایران و فرانسه ص 234). و ذکر فی المطارحات اَن ّ جمیع السلاّک مِن َ الامم المختلفه یثبتون هذه الاصوات (اصوات الافلاک ) لا فی مقام جابلقا و جابرصا.(حاشیه حکمة الاشراق ص 242). و رجوع به جابلسا شود.
جائج
قریه ای است از قراء لواسان . در این زمان در این قریه زیاده از سه چهار خانوار دیده نمیشود لکن از خرابه و آثار چنین معلوم و مستفاد میگردد که جائج محل آباد معتبری بوده . امامزاده ای در جائج مدفون است موسوم بامام زاده عبداللّه از اولاد حضرت امام موسی کاظم (ع ). رود جاجرود منسوب به این آبادی بوده و اصلاً جائج رود است از کثرت استعمال جاجرود شده . (مرآت البلدان ج 4 ص 9).
جابارقة
="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی جابارقة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

برای جستجوی بهتر:
- در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
- در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
- در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
جابروان
شهری است در آذربایجان نزدیک تبریز. (مراصد الاطلاع ص 116) (معجم البلدان ج 3 ص 33). و رجوع به مرآت البلدان ج 4 ص 13 شود.
جائحة
="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی جائحة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

برای جستجوی بهتر:
- در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
- در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
- در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
جائف الرحیل
از جیفان یمامه است . (منتهی الارب ).
جابارقیه
نام عشیره ای از عشایر کرد که در اطراف جبال مقیمند. (تاریخ کرد ص 111).
جابروقان
شهرکی است خرد به آذرباذگان با نعمت و آبادان و مردم بسیار. (حدود العالم چ سید جلال الدین طهرانی ص 92).
جائد
از جود. رجوع به معانی جَود شود.
  • باران نیکو. ج ، جَود. رجوع به جود شود.
  • جائف السقطه
    از جیفان یمامه است . (منتهی الارب ).
    جابالپور
    (اِخ ) شهری از هندوستان (ایالت مرکزی ) در کنار آب راهه نربوداه و آمتی ، دارای 108800 تن سکنه و کرسی ایالتی بهمین نام دارای کارخانه های فرش و منسوجات و تجارت آن رونقی دارد ایالت مزبور 2396000 تن سکنه دارد.
    جابری
    منسوب به جابر. (منتهی الارب ). رجوع به جابر شود.
    جائذ
    از ج َءذ. بر دهان خورنده آب و مانند آن . (منتهی الارب ). جرعه نوشنده آب . (از تاج العروس ) (قطر المحیط).
    جائف الشجرة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی جائف الشجرة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    جابان
    نام ابومیمون . صحابی است . رجوع به ابومیمون شود.
    جابزة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی جابزة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    جابق
    دهات حوالی طوس بوده است . (معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ). و رجوع به مرآت البلدان شود.
    جابیز
    کمند باشدو عرب مقود خواند. (ملحقات برهان ).
  • مفسد و غماز. (ملحقات برهان ). کلمه ای است جعلی (منحوت )، بمعنی دلال میان مرد و زن ، دشنامی است شبیه بجاکش .
  • جات کرم
    این کلمه را بیرونی در ماللهند بکار برده و نام قربانیی است که برهمنان طفل را کنند در روزهای بین وضع حمل و ارضاع . ماذا وضعت المراءة حملها اقیم قربان ثالث بین الولادة و بین الارضاع یسمی جات کَرم . (تحقیق ماللهند ص 279).
    جاجرم
    شهرکی است از خراسان بر راه گرگان بر سرحد و بارکده گرگان است . (حدود العالم ). یاقوت نویسد: جاجرم نام شهر و ناحیه وسیعی است بین نیشابور و جوین و جرجان که قرای آباد متعدد دارد و اغلب آن در بر کوهی است مشرف به آزادور و آزادور قصبه معتبر جوین است . یاقوت نویسد: من بیشتر این دیه ها را گردش کرده ام . مولف نزهة القلوب آرد: جاجرم شهر کوچکی است . دور این شهر به فاصله یک فرسخ چمن است و در آن نباتات زهردار روید و به این جهت هنگام محاصره هیچ قشونی نمیتواند در حوالی جاجرم اردو بزند. خانه های شهر بزرگ و بطرز خوش ساخته شده و در زیر دیوار ارک دو چنار است که پوست آنها معروف است برای معالجه درد دندان نافع است و اعتقاد اهل بلد این است که هر چهارشنبه صبح پوست این چنارها این خاصیت را دارد نه روزهای دیگر. مولف آنندراج نویسد: جاجرم معرب جاگرم است . رجوع شود به مسالک والممالک معروف به جهان نمای ترکی ، تقویم البلدان ، عجایب المخلوقات و مرآت البلدان ج 4 صص 21 - 24.