شائقه فطری
رجوع به الهام شود.
شاباشی
آفرین و تحسین و تعریف . (ناظم الاطباء).
شابرنج
قریه ای است در سه فرسخی مرو در ریگزار. (سمعانی ).
شائک
خاردار . (اقرب الموارد). ج ، شاکة. (اقرب الموارد) شجر شائک السلاح ; شاکی السلاح . رجوع به نشوءاللغه ص 16و لغت شاکی شود.
  • رجل شائک السلاح ; ای ذوشوکة وحدة فی سلاحه و یقال ایضاً شاک السلاح بالتشدید. (اقرب الموارد).
  • شاباطی
    جاباتی . چاپاتی . شاباتی . گرده . رغیف . نان فطیر. رجوع به چاپاتی شود: گفت ای خواجه بدین بازار بیرون شوید. شاباطی های نیکو می پزند، یکی شاباطی همچون روی خود بیار. (اسرار التوحید).
    شابرنجی
    نسبت است به شابرنج . رجوع به شابرنج شود. شهرکی است [ به خراسان ] از عمل مرو و کشت و برز آن بر آب رود مرو است . (حدود العالم چ تهران ص 59).
    شابانج
    معرب شابانک . (برهان ). ماخوذ از شابانک فارسی و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). رجوع به شابانک و شاهبانک شود.
    شاب رومی
    فلفل سفید است . (نسخه خطی تحفه حکیم مومن متعلق به کتابخانه مولف ) (اختیارات بدیعی ) (فهرست مخزن الادویه ) . فلفل سفید را گویند و آن بزرگتر ازفلفل سیاه است و بهترین وی آن است که بزردی مایل باشد. گرم و خشک است و در سیم و چهارم . (برهان قاطع).
    شائل
    ناقة شائل ; شتر ماده بی شیر دم برداشته جهت گشنی . (منتهی الارب ). ج ، شُوًّل ،شُیًّل ، شِیًّل ، شِوّال . (اقرب الموارد).
  • بردارنده و بلندکننده و افرازنده . (ناظم الاطباء).
  • شابزج
    شابیزج . شابیزگ. شابزج . سابیزج . سابیزگ. لفاح .یبروح . (دزی ج 1 ص 715) (ابن البیطار ذیل سابیزج ).
    شائله
    ماده شتر که شیر کم کرده باشد و هفت ماه بر حمل یا از نتاج آن گذشته باشد. ج ، شَول بر غیر قیاس . ج ج ، اشوال .
  • (اِ) پاره ای از گوسپندان . (منتهی الارب ).
  • شاباه
    رجوع به شبه ، شاباهی ، شبهان شود.
    شابستی
    منسوب به شابسه . رجوع به شابسه شود.
    شائم
    رجل شائم ; مرد شوم بدفالی آرنده . بدبخت و بدفال . (ناظم الاطباء).
  • نعت از شَیم . رجوع به شَیم شود.
  • شاباهان
    رجوع به شبهان شود.
    شابسة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی شابسة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    شابشتی
    الکاتب نام پدر بجکم است . رجوع به بجکم و به الاوراق ص 144 شود.
    شاپور هویه سنبا
    لقب شاپور دوم . رجوع به شاپور ذوالا کتاف شود.
    شاتر
    مرکز آروندیسمان اندر و دارای 4100 نفر جمعیت است . بازار کشاورزی ، صنایع نساجی و چرمسازی آن شهرت دارد.
    شاتوئیکم
    تاکستانی واقع در ناحیه سوترن . شراب سفید آن شهرت دارد.