شش دانگ
تمام چیزی .
ششلول
نوعی سلاح گرم کوچک که جای شش فشنگ دارد.
شورتکس
نام تجاری نوعی شورت سفت و محکم که خانم ها معمولاً هنگام عادت ماهانه می پوشند.
شورش را درآوردن
کار را به افراط کشیدن ، از حد اعتدال خارج شدن .
شیره به شیره کردن
پیاپی زاییدن .
شله قلمکار
آشی است که همه احرار بقول و جز آن را در وی کنند و نیز گوشت در وی مهرا کنند. آشی از همه سبزیها و گوشت و برنج . آش امام زین العابدین . (یادداشت مولف ). نوعی غذا. طرز تهیه آن چنین است : ماش را می جوشانند و با ریختن آب سرد در آن پوستهایش را با کفگیر می گیرند و نخود پوست گرفته ، عدس ، لوبیا، گوشت و پیاز اضافه کنند و پزند. پس از پختن گوشت را بیرون آورده استخوانهایش را می کشند و خوب له و نرم می کنند; برنج و سبزی را با تره زیاد جداگانه بار کنند و همین که نیم پز شد، گوشت و حبوبات دیگر را در آن ریخته ، هم می زنند تا گوشتها نخ بدهد و لعاب پیدا کند. نمک و ادویه بقدر کافی زده ، پیازداغ روی آن دهند و دم کنند و آتش زیر آن را کم کنند تا ته نگیرد. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به فرهنگ لغات عامیانه شود.
  • درهم . آشفته .مغشوش : شعر او آش شله قلمکار است . (یادداشت مولف ).
  • شورومور
    1 ـ حقیر، ضعیف . 2 ـ شور و غوغا، آشوب .
    شیروخورشید
    نقش شیری ایستاده و شمشیر در دست که خورشیدی از پشتش می دمد و تا پیش از انقلاب اسلامی نشان رسمی دولت ایران بود.
    شله کردن
    قصاص کردن .
    شیرین عقل
    کم عقل ، ناقص عقل .
    شیزوفرنی
    نک اسکیزوفرنی .
    شماره گذاری
    1 ـ تعیین کردن یا نوشتن شماره چیزی . 2 ـ دایره ای در اداره راهنمایی و رانندگی که کارش تعیین شماره وسیله نقلیه هاست .
    شیشکی
    عفط. آوازی چون آواز تیز که از میان دو لب فراهم کرده برآورند، تخفیف گفتار یا کردار کسی را. به عنوان مسخره و تحقیر کسی صدای تیز از دهان برآوردن . (یادداشت مولف ). رجوع به شیشکی بستن و شیشکی انداختن شود.
    شناسه
    جزیی از فعل است که در هر صیغه تغییر می کند و مفهوم شخص و عدد را به فعل می افزاید.
    شیشلیک
    کباب سیخی . طرز تهیه آن چنین است : مقداری گوشت راسته قرمز و به اندازه یک چهارم آن دنبه را قطعه قطعه کرده با پیاز خردشده مخلوط نمایند و نصف روز در محل خنکی بگذارند و روی آنرا سرکه و نمک و فلفل ریزند تا سرد شود و سپس چهار قطعه گوشت و یک قطعه دنبه بترتیب به سیخ باریک و بلند کشیده مانند کبابهای معمولی روی آتش پزند و آبدار بردارند و در قاب گذاشته روی آن را کره و پیاز خردکرده نهند. (فرهنگ فارسی معین ).
    شنایع
    ج . شنیعه . 1 ـ زشتی ها، بدی ها، کارهای زشت . 2 ـ خطاها. 3 ـ فتنه ها، فسادها.
    شیعه
    1 ـ فرقه ، گروه . 2 ـ گروهی از مسلمانان که به امامت امام علی (ع ) و فرزندان او معتقدند.
    شنقصه
    1 ـ استقصای زیاده از حد کردن . 2 ـ جور و تعدی بی حد بر رعایا.
    شومینه
    نوعی بخاری که در داخل دیوار نصب می شود، هیمه سوز (فره ).
    شیفر
    1 ـ عدد، رقم . 2 ـ نمره .