شهر راندن
کشورداری .
شهر گشادن
فتح کردن ، کشور گرفتن .
شیمیست
شیمی دان .
شیب و تیب
1 ـ سرگشته . 2 ـ آشفته .
شیهه زدن
فریاد زدن اسب .
شید آوردن
حیله کردن .
شهمات
نک شاه مات .
شیر تو شیر
هرج و مرج ، بلبشو.
شیون و شین
ناله و زاری و ندبه با صدای بسیار بلند.
شوخ و شنگ
دارای حالت و رفتاری همراه با شادی و شادابی که موجب شادابی بیننده شود.
شلاله
آبشار.