شاتل گیون
کمون پوی دو دوم واقع در آروندیسمان ریوم دارای 2750 نفر جمعیت . آبهای معدنی آن معروف است .
شاتورنار
مرکز کمون لواره ، از آروندیسمان مونتارژی ; دارای 1900 تن جمعیت است . قصری متعلق به قرن هیجدهم در آن واقع است .
شابوران
شابرن و فولاد معدنی و طبیعی . (ناظم الاطباء). و رجوع به شابرقان وشابرن شود.
شاپورجان
دهی از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز در هفده هزارگزی جنوب باختر شیراز.محلی جلگه و دارای آب و هوای معتدل ولی مالاریایی است . سکنه آن 175 تن ، مذهب اهالی تشیع و زبانشان فارسی است . آب آن از قنات تامین می شود و محصول آن : غلات ،برنج ، انواع صیفی و شغل مردم آن زراعت است . راه فرعی به آن منتهی می شود. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
شاپی و تاپی
[ شاپ ْ پی ُ تاپ ْ پ ] (ق مرکب ، از اتباع ) با عجله ، بدون دقت و مراقبت ، سرسری .
شاتلن
(ژرژ) وقایعنگار هوادار دوک دوبورگنی ، بسال 1404م . در آلوست از شهرهای بلژیک متولد گشته و در سال 1475 م . وفات یافته است . کارنامه کبیر تالیف او است .
شاتورو
مرکز دپارتمان اندر واقع در کنار رود اندر دارای 36400 تن جمعیت . ساکنان آن را به زبان فرانسوی شاتوروسن یا شاتلروسن خوانند. در 252 هزارگزی جنوب باختری شهر پاریس قراردارد. دارای جنگلهای وسیع و مرکز راه آهن و صنایع نساجی ، دخانیات ، ماشینهای کشاورزی و آبجوسازی میباشد.
شابورتزه
از قرای مرو است و عده ای از راویان بدان منسوبند. (معجم البلدان ).
شاپورخره
شاپورخوره . شوش ، از بلاد خوزستان . «شاپور ذوالاکتاف تجدید عمارت (شوش ) کرد و شاپور خوره خواند و شکلش بر مثال باز نهاده بود گور دانیال پیغمبر (عم ) بر جانب غربی آن شهر است در میان آب و در آنجا ماهیان انسی اندو از مردم نگریزند و کس ایشان را نرنجاند.» (نزهةالقلوب مقاله سوم ص 112). و رجوع به یشتها ج 2 ص 311 و تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء چ برلین ص 37 شود.
شات
شاة گوسپند و این لفظ را اکثر بتای مدوره نویسند. (غیاث ):
گرگ را کی رسد ملامت شات
باز را کی رسد نهیب شخش .

رودکی .

شاتلودران
مرکز کمون کوت دونر از آروندیسمان سن -بریوک ; دارای 1200 نفر جمعیت است .
شاتورونو
مرکز کمون اندر-اِ- لوار ، از آروندیسمان تور ، واقع در ساحل رودخانه کوچک برن که به یکی از شعب رود لوار میریزد; دارای 4500 تن جمعیت است ; ساکنان آن را به زبان فرانسوی رنودن خوانند. چرمسازی و کفش سازی آن مشهور است .
شابورتزی
نسبت به شابورتزه است که قریه ای از قرای مرو است . (انساب سمعانی ).
شاپورخواست
یکی از شهرهای لِر کوچک . (نزهة القلوب ص 171 و 172) (تاریخ گزیده ص 557). در فارسنامه ابن البلخی بنای آن بشاپوربن اردشیر نسبت داده شده و آمده است که این شاپورخواست پهلوی الاشتر است . (فارسنامه چ لیسترنج و نیکلسون ص 63). و ایضاً رجوع بهمین کتاب ص 116 شود. نام شهری است از ولایتی واقع در بین خوزستان و اصفهان ، در بیست فرسخی نهاوند و شهر لوز بین این شهر و خوزستان است . (مراصد الاطلاع ص 208 ذیل سابورخواست ). شاپورخواست ، که جغرافی نویسان عرب آن را سابورخواست نوشته اند، نیز از زمان ابن حوقل بسبب خرماهای خود معروف بوده است . در قرن چهارم شاپورخواست و بروجرد و نهاوند تحت سلطه حسنویه ، پیشوای کرد که دولت خود را در دینور مستقر ساخته بود درآمد. بدر، پسر حسنویه ، اموال خود را که در سال 404 ه' . ق. به دست دیالمه افتاد، در قلعه شاپورخواست که دزبز نام داشت و از حیث استحکام با قلعه معروف سرماج برابر بود نگاه میداشت . در قرن پنجم نام شاپورخواست در تواریخ اعمال سلجوقیان مکرر بمیان آمده و در سال 499 اتابک منکربرس این شهر و همچنین نهاوند و الیشتر را متصرف گردید. در اوایل قرن هشتم حمداللّه مستوفی در تاریخ گزیده چنین ذکر نموده که در لر کوچک سه شهر معمور بود: بروجرد و خرم آباد و شاپورخواست و این شهر آخری اگرچه زمانی شهری بزرگ و بسیار آباد و مرکز دولت بوده و طوایف مختلف در آنجا مسکن داشته اند اما در این زمان بحال خراب افتاده بصورت شهر ساده ای در آمده است و در خصوص محل آن گوید که آن طرف (جنوب ) بروجرد راه (که از نهاوند می آید و به اصفهان میرود) دو شعبه می شود: شعبه راست به شاپورخواست و شعبه چپ که جاده اصلی است ، به سمت مشرق بکرج ابودلف میرود. این گفته با قول ابن حوقل و مقدسی نیز مطابقت دارد زیرا ابن حوقل گوید از نهاوند تا الاشتر ده فرسخ (بطرف جنوب ) و از الاشتر تا شاپورخواست دوازده فرسخ و از آنجا تا لر (بزرگ) یعنی تا صحرایی که در شمال دزفول است سی فرسخ است . مقدسی اضافه کرده است که از شاپورخواست تا کرج ابودلف چهار منزل و از شاپورخواست تا لر نیز چهار منزل است . (سرزمینهای خلافت شرقی صص 217 - 218). و رجوع به تاریخ گزیده ص 552 و 553 و مجمل التواریخ و القصص صص 64، 399- 401 و شابرخواست و سابرخواست و سابور خواست شود.
شاتوژیرون
مرکز کمون ایله ویلن از آروندیسمان رون ; دارای 1600 تن جمعیت است .
شابورخواست
شاپورخواست . رجوع به شابرخواست و شاپورخواست و تاریخ جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 2 ص 153 شود.
شاپورخوره
(کوره ...) این کوره منسوب است به شاپوربن اردشیربن بابک و اصل این کوره بشاوپور است . (فارسنامه ابن البلخی چ لیسترنج و نیکلسون ص 141). ورجوع به همین کتاب ص 165 و 167 و بشاپور و بشاوپور و بشاوور و بیشاپور و شاپور (شهر) و شاپور خره شود.
شاتاتپ
یکی از بیست نفر برهمن که بید کتاب آسمانی هندیان را ایشان تلاوت می کردند وآن کتابی است متضمن اوامر و نواهی و ترغیب و ترهیب و تعیین ثواب و عقاب . معنی آن ، علم به امر غیر معلوم است و براهمه آن را بی آنکه تفسیرش را بدانند میخواندند و بهمین نحو می آموختند. (تحقیق ماللهند ص 63).
شاتله
(لو) مرکز کمون شر از آروندیسمان سن آرمان - مون - رون ; دارای 1260 نفر جمعیت است .
شاتوسالن
مرکز آروندیسمان موزل 50 واقع در ساحل رودخانه پوتیت سی ، دارای 1930 تن جمعیت است . قصر قدیمی اسقفهای شهر مس وبازار کشاورزی ، نمکزارها و سود محرق آن معروف است .