لابروست
تئودُر. نام معمار فرانسوی . مولد پاریس (1799-1885 م .).
  • پسر وی هانری متولد به پاریس نیز معمار بود و کتابخانه سنت ژنوی یو را او ساخت .
  • لاپالیس
    ژاک دوشابان سنیوردو. نام کاپیتان فرانسوی . متولد در حدود سال 1470 و مقتول در جنگ پاوی به سال 1525م .
    لات
    نام بتی از قبیله ثقیف در طائف . (مفاتیح ). نام آن بتی است که ثقیف آن را پرستیدندی . (ترجمان جرجانی ). نام بتی است : و قراء بها ابن عباس و عکرمه و جماعة. سُمی بالذی کان یلت عنده السویق بالسمن ثم خفف . (منتهی الارب ). رجوع به بت شود:
    زبان و ارغوان و اقحوان و ضیمران نو
    جهان گشته ست از خوشی بسان لات و العزّی .

    منوچهری .

    لاتری
    پیر آندره . نام طبیعی دان فرانسوی و یکی ازبانیان علم حشره شناسی . مولد بریو. (1762-1833 م .).
    لابروگیر
    نام کرسی بخش در ایالت «تارن » از ولایت کاستر. دارای راه آهن و 3536 تن سکنه .
    لابه
    سخنی نیازمندانه . اظهار اخلاص با نیاز تمام . نیاز. فروتنی . تضرع . عجز. چاد. زاری . خواهش . (برهان ) (صحاح الفرس ). التماس:
    تو او را کنی لابه فردا به پیش
    فدا داری او را تن و جان خویش .

    فردوسی .

    لاپپلینیر
    الکساندر ژِزف دو. نام فرمیه ژنرال و یکی از حمات ادبیات و صنایع. مولد پاریس (1692-1762 م .).
    لاتار
    بخت آزمائی . قسمی قرعه کشی . رجوع به لاتاری شود.
    لات سفید
    شعبه ای است از حبله رود که در ناحیه خوار از جنوب یاطری گذرد.
    لابه دوایر
    شارل دو. نام ژنرال فرانسوی . مولد پاریس به سال 1786 و مقتول در گرنبل به سال 1815. هنگام استقبال از ناپلئون در مراجعت از جزیره الب .
    لاپراد
    ویکتور ریشار دو. نام شاعرفرانسوی . مولد مُنت بریزُن (لوار) (1812-1883 م .).
    لاتار کشیدن
    قسمی قرعه کشیدن .
    لاتعجلن
    البته مشتاب:
    آنکه استادان گیتی برحذر باشند از او
    تو به نادانی مرو نزدیک او لاتعجلن .

    منوچهری .

    لابری
    نام کرسی بخش در ایالت «لاند» از ولایت مُنت دُمارسان . دارای 1031 تن سکنه . آن را سابقاً آلبره میگفتند و کرسی دوک نشینی بهمین نام بود.
    لابه ساختن
    لابه سازی . زاری و خواهش و لابه کردن:
    تر و خشک یکسان همی بدرود
    وگر لابه سازی همی نشنود.

    فردوسی .

    لاپروز
    ژان فرانسوا. از مشاهیر دریانوردان فرانسه . مولد به سال 1741 و وفات به سال 1788 م . وی به سال 1782 مامور اخراج انگلستان از مستعمرات و مستملکات فرانسه در سواحل خلیج هودسن واقع در امریکای شمالی گردید و اموری خطیر انجام کرد و هم به سال 1785 از جانب لوئی شانزدهم مامور اکتشافات بحری شد و با دو کشتی جنگی به نام بوسل و آسترلاب به بحر محیط درآمد و در چین و ژاپن و سواحل استرالیا بگشت ولی در سال 1788 مدتی از او بی خبر ماندند و برای جستجوی از حال او کشتیهائی فرستادند سرانجام در 1827 کاپیتن انگلیسی موسوم به دیلُن در سواحل جزیره وانی کورو شکسته های کشتیهای او را پیدا کرد. لاپروز را سیاحت نامه ای است که نشر شده است . (قاموس الاعلام ترکی ).
    لاتار گذاشتن
    (... چیزی را) بمعرض لاتار نهادن .
    لاتعد و لاتحصی
    بیشمار. بیرون از شمار.
    لابس
    جامه پوشیده . پوشیده .
    لابه ساز
    لابه گر:
    به ره پیش مهراج باز آمدند
    به پوزش همه لابه ساز آمدند.

    اسدی (گرشاسبنامه ).