نائبات
ج ِ نائبه . رجوع به نائبه شود:
تو مرفه عیش و بدخواهان تو
یافته از نائبات عصر عصر.

سوزنی .

ناارزانی
طالح ، مقابل صالح . ناسزا، مقابل سزا: عبداللّه بن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. (زین الاخبار گردیزی ).
  • (حامص مرکب ) گرانی . تنگی . مقابل ارزانی به معنی فراخی و فراوانی . و نیز رجوع به ارزانی شود.
  • نائل
    (از «ن ی ل ») عطیه . (اقرب الموارد). نصیب . (ناظم الاطباء).
    ناآزمود
    صورت دیگری است از ناآزموده . رجوع به آزموده و ناآزموده شود.
    ناآگه
    ناآگاه . مقابل آگه . نامطلع. بی خبر. که آگهی و اطلاع ندارد.
  • بی وقوف . بی تجربه . ناوارد به کار. رجوع به آگاه و آگه شود.
  • نائبان
    رجوع به نایبان شود.
    ناالتفاتی
    غفلت و بی خبری .
  • بی پروائی . (ناظم الاطباء). التفات نکردن . بی اعتنائی . بی توجهی . و در تداول ، کم لطفی . بی التفاتی .
  • ناآزمودگی
    مقابل آزمودگی . ناآزموده کاری . ناشیگری . ناپختگی . غِرًّة. غُمری . غرارت . بی تجربگی : الغَرارَة. غافل شدن و ناآزمودگی . (دهّار).
    ناآگهان
    ناآگاهان . ناگهان . رجوع به آگهان و آگاهان شود.
    نائب السلطنه
    رئیس حکومت در صغر یا غیبت یا بیماری شاه . و نیز رجوع به نایب السلطنه شود.
    نائزه
    رجوع به نایزه شود.
    ناآزمودگی کار
    کارناآزمودگی . بی تجربگی . نامجرب بودن . نداشتن مهارت : غِرًّة و غرارَة; ناآزمودگی کار. (منتهی الارب ).
    ناآگهیدن
    مقابل آگهیدن . نیاگاهانیدن . خبر نکردن . بی خبر گذاشتن .
    نائب الصدارة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی نائب الصدارة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    نائژه
    رجوع به نایژه شود.
    نائله
    دختر فرافصه [ ف َ ] از بزرگان قبیله کلبیه و نصرانی مذهب بود. به دین اسلام و همسری عثمان درآمد و تا پایان عمر به شوهر خود وفادار ماند. هنگامی که مسلمانان بر عثمان شوریدند وی نزد شوی خویش بود و از بریدن سر عثمان جلوگیری کرد. پس از مرگ عثمان به دعوتهای خواستگاران خویشتن جواب رد داد. مولف حبیب السیر می نویسد: نایله بنت الفرافصه ... عورتی عاقله و زوجه امیرالمومنین عثمان بود. (حبیب السیر ج 1 ص 512). فرافصة ابانائله امراءة عثمان . (عیون الاخبار ج 3 ص 298). بنت فرافصة [ از اشراف قبیله کلب ] بن الاحوص بن عمروبن ثعلبه ، و همسرعثمان بن عفان خلیفه سوم مسلمانان . (عقدالفرید ج 3 ص 321). تماضر همسر عبدالرحمان بن عوف ، عثمان را گفت : مرا دختر عم زیباروی خوش خوی پریرخسار هوشمندی است ، میل داری با او ازدواج کنی ؟ عثمان پذیرفت و نائله دختر فرافصه کلبیه را به زنی گرفت ... و چون بر او درآمد پرسید: لعلک تکرهین ما ترین من شیبی ؟ نائله گفت : واللّه یا امیرالمومنین ، انی من نسوة احب ازواجهن الیهن الکهل . عثمان گفت : انی قد جزت الکهول و اناشیخ . جوابداد اذهبت شبابک مع رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم فی خیر ماذهبت فیه الاعمار. (عقدالفرید ج 7 صص 99-100). کسانی که بر عثمان شوریده بودند، او را کشتند و چون برای بریدن و بردن سرش به خانه او درآمدند، دو تن از زنان عثمان ، نائله بنت فرافصه و رملةابنة شیبةبن ربیعه ، خود را روی نعش او افکندند. مردان بناچار او را واگذاشتند و برگشتند. (عقدالفرید ج 5 ص 43). چون شورشیان به خانه عثمان ریختند بجز نائله بنت فرافصه کسی نزد اونبود. (عقدالفرید ج 5 ص 47). آنگاه سودان بن حمران اصحبی ، تیغی بر آن جناب [ عثمان بن عفان ] حواله کرد تا کارش به اتمام رساند و منکوحه عثمان رضی اللّه عنه ، نایله خود را حایل ساخته شمشیر بر پنجه او آمد و بعضی از انگشتان مقطوع گشت . (حبیب السیر ج 1 ص 515). پس از قتل عثمان ، نائله همسر او نامه ای به معاویه نوشت و آن را با پیراهن خون آلود عثمان ، به دست نعمان بن بشیر نزد معاویه فرستاد و او را به خونخواهی عثمان ، تحریض کرد. (عقدالفرید ج 5 ص 56 و 57). و معاویه میفرمود که در ایام جمعه پیراهن خون آلود امیرالمومنین عثمان را با انگشتان مقطوع نایله بمسجد جامع دمشق می بردند. (حبیب السیر ج 1 ص 537). نائله زنی شاعره بوده است و به نقل صاحب عیون الاخبار این اشعار را هنگام جدائی از قبیله خود خطاب به برادرش ضب سروده است:
    الست تری یا ضب باللّه اننی
    مصاحبة نحوالمدینة ارکبا
    اذا قطعواحزناتحث رکابهم
    کما زعزعت ریح یراعا مثقبا
    لقد کان فی ابناء حصن بن ضمضم
    لک الویل مایغنی الخباء المطنبا.
    (عیون الاخبار ج 4 ص 76). پس از عثمان از نائله خواستگاری کردند، نپذیرفت و گفت : واللّه لاقعد منی رجل ٌ مقعد عثمان ابداً. (عقد الفرید ج 3 ص 197).
    ناآزمودنی
    غیرقابل آزمایش . که درخور آزمودن نیست .
  • که احتیاج به آزمودن ندارد. رجوع به آزمودنی شود.
  • ناآماده
    مقابل آماده . نامهیا. که حاضر و آماده نیست . ناساخته . نیاراسته . نابسیجیده . فراهم ناشده . نامستعد. رجوع به آماده شود.
    نائب الصدر
    حاجی محمد معصوم علیشاه شیرازی نایب الصدر و حاج زین العابدین رحمت علیشاه . رجوع به نایب الصدر شود.
    نااسپری
    جاویدان . خالد. همیشگی . ثابت . پابرجا. دائمی . مقابل اسپری:
    جنان جای الفنج و ملک بقاست
    بقائی و ملکی که نااسپریست .

    ناصرخسرو.