هوایی شدن
عاشق شدن ، آرزومند شدن .
هم چشمی کردن
حسادت ورزیدن .
هموسکسوآلیسم
ارضاء و تشفی غریزه جنسی با همجنس ، عارضه تمایل به همجنس .
هول شدن
دستپاچه شدن .
هم خوابگی
با هم در یک بستر خوابیدن و عشق بازی کردن ، هم ـ بستری .
هموفیلی
نوعی بیماری ارثی خونی که در آن انعقاد خون به کندی صورت می گیرد.
هومیوپاتی
= هومئوپاتی : نظامی درمانی مبتنی بر اصل «همانند، همانند را شفا می دهد»، همسان درمانی . (فره ).
هم زیستی
1 ـ با هم زیستن . 2 ـ کیفیت همکاری و اتحاد دو جاندار مختلف است به منظور تغذیه یا ادامه زندگی .
هناییدن
اثر کردن .
هیئت
1 ـ شکل ، صورت ، حال ، کیفیت . 2 ـ علم نجوم .