هاجد
خوابیده . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
  • شب زنده دار. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ، هُجُود، هُجّد. (اقرب الموارد).
  • هاچارکند
    دهی از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 42 هزارگزی شمال باختری گرمی و 8 هزارگزی راه شوسه بیله سوار به آصلاندوز واقع شده است . کوهستانی و گرمسیر است . هشتاد تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری می شود. محصول عمده اش غلات و حبوبات است . روزگار اهالی به زراعت و گله داری می گذرد. راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
    هائوپتمان
    گرهارت . شاعر و مصنف درام نویس آلمانی . به سال 1862 م . در سالتس برون متولد شد و به سال 1946 م . درگذشت . از آثار وی هنشل درشکه چی و بافندگان است .
    هابطة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی هابطة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    هاترا
    هتره . نام یونانی الحضر است . این شهر به مسافت سه روز راه از موصل کنونی واقع بود و قلعه محکمی داشت . نویسندگان قرون اسلامی از عظمت این شهر چیزها نوشته اند. خرابه های آن اکنون در جنوب غربی موصل واقع شده است . (ایران باستان ج 3 ص 2482). و رجوع به فهرست ایران گیرشمن ترجمه معین شود.
    هاجر
    سخن پریشان گوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • جدائی کننده .
  • لایق و فایق از دیگران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): چیزی هاجر; یعنی فائق و فاضل بر دیگر اشیاء. (از اقرب الموارد). و رجوع به «هجر» شود.
  • هاچانیدن
    بریان گردانیدن . (فرهنگ شعوری ج 2 ورق 431 الف ).
    هائوت پول
    ژان ژوزف د. ژنرال فرانسوی در کائوزاک (تارن ) به سال 1754 م . متولد شد. وی در نبرد ایلو جراحتی سخت برداشت . در نبردهایی چند از جمله استرلیتز لیاقت خود را نشان داد. وفاتش به سال 1807 م . اتفاق افتاد.
    هابع
    خری که در رفتن گردن دراز کند. ج ، هوابع. (ناظم الاطباء).
    هاتف
    آوازدهنده . خواننده . (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). آوازکننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آوازدهنده ای که خود او را نبینی . بانگدهنده:
    یکی هاتف از خانه آواز داد
    چو رامش بری ، نزد رامشگری .

    منوچهری .

    هاجرات
    ج ِ هاجرة. رسوائیها. یقال : رماه بهاجرات ; ای بفضائح و فواحش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رماه بهاجرات ; یعنی به فضایح و کلماتی که در آنها فحش است و آن از باب تامر و لابن است . (از اقرب الموارد).
    هاچه
    دایاق. چوب که سر آن دو شاخ است و به زیر شاخ درخت و امثال آن زنند تا فرونیفتد و بشکند. تلفظ دیگر آن خاچه است .
    هاء هدای
    به معنی هاء هوز. (آنندراج ).
    هاتف غیب
    به معنی فرشته ای است که از عالم غیب آواز دهد و این اسم فاعل است از هتف که به معنی آواز دادن است . از کشف و منتخب و لطایف . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). فرشته ای که از عالم غیب آواز دهد. (ناظم الاطباء). فرشته ای که آواز دهد یا چیزی بگوید که اهل زمین بشنوند. (فرهنگ نظام ). سروش . سروش غیب . ملهم غیب:
    ز بارگاه محمد ندای هاتف غیب
    به من رسید که خاقانیا بیار ثنا.

    خاقانی .

    هاچه زدن
    دو شاخ به زیر شاخ درخت و امثال آن زدن .
    هائیتی
    یکی از کشورهای آنتیل بزرگ به مشرق کوبا بین 17 درجه و 39 دقیقه و 19 درجه و 57 دقیقه و 30 ثانیه عرض شمالی و 70 درجه و 40 دقیقه و 76 درجه و 39 دقیقه طول غربی واقع شده . کشوری کوهستانی است که بدو دولت مستقل تقسیم میشود: 1- جمهوری هائیتی در مغرب 27750 کیلومتر مربع وسعت و 3112000 جمعیت دارد که از نژاد سیاه و دورگه (اختلاط نژاد سیاه با نژاد اروپائی ، یعنی فرانسوی و اسپانیولی ) میباشند و به زبان فرانسه تکلم میکنند. پایتخت آن پرتو پرنس و شهرهای عمده آن پرنک کاپ هائی تین ، گونائیو و له کای است . قسمت ساحلی خیلی بریده بریده و دارای برآمدگی های ناموزون است . بین سلسله های جبال و تپه های پوشیده از جنگل زمینهای پست حاصلخیزی جا گرفته که بوسیله رودخانه هاآبیاری میشود. محصولات عمده آن ، قهوه ، کاکائو، پنبه و قند است و دارای میوه های نواحی استوایی میباشد. بلندترین رشته کوههای آنتیل در این جزیره جا گرفته . در سراسر جزیره از طرف مغرب به مشرق چهار رشته کوه کشیده شده که ارتفاع بلندترین آنها به 2715 متر میرسد. رشته ای که به موازات ساحل شمالی امتداد یافته از جریان رودخانه هایی که به آن سو شیب دارد جلوگیری میکند. هوای آن در نقاط مرتفع معتدل است و حرارت از 24 درجه تجاوز نمی کند، و گاهی تا زیر صفر پایین می آید. در نقاط پست درجه حرارت از 37 درجه تجاوز میکند. در این جزیره دو فصل خشک وجود دارد که یکی از کانون ثانی تا مارت و دیگری از حزیران تا ایلول ادامه می یابد.دو فصل بارانی نیز دارد، از این رو سالی دو بار محصول برداشته میشود. بارش بارانها خیلی مرتب است ، چنانکه در موسمش هر روزه یکی دو ساعت باران می بارد و گاه همراه طوفانهای شدید است . 2- قسمت دیگر جمهوری دمینیکن در سال 1492 م . بوسیله کریستف کلمب کشف شد و کریستف کلمب آن را اسپانیا نام گذاشت . در سال 1697 اسپانیا قسمت غربی جزیره را به موجب پیمان ریسویک به فرانسه واگذار کرد، و نیمه دیگر را به موجب پیمان بال در سال 1795 رها کرد.
    بعد از شورش توسن لوورتور که با سپاهیان اعزامی ژنرال لکلرک جنگید و در نتیجه در سال 1804م . جمهوری آزاد شد. این طرز حکومت با اقدامات دسالین (1806-1804 م .) و سولوک برچیده شد. قسمت شرقی جزیره در سال 1809 دوباره به دست اسپانیا افتاد و در 1844 جمهوری دمینیکن را تشکیل داد.
    هابغ
    خسبنده هابع باهغ.
    هاتف غیبی
    هاتف غیب:و هاتف غیبی بالقاء فحوای بشارت مودای : اءًن اللّه یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانًّهم بنیان مرصوص ... (حبیب السیر ج 3 ص 475).
    هاجری
    نیکوی بزرگوار جید. (از اقرب الموارد). گرامی جوانمرد جید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • بنا. (از اقرب الموارد).
  • معمار. (منتهی الارب ). بنا و معمار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • آنکه لازم گیرد شهر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • (ص نسبی ) منسوب به شهر هجر. (از اقرب الموارد).
  • منسوب است بسوی هجر یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
  • هاچه سو
    دهی از دهستان حومه بخش شاهین دژ شهرستان مراغه که در 6 هزارگزی خاور شاهین دژ و 5هزارگزی شمال خاوری ارابه رو شاهین دژ به تکاب واقع شده است . سرزمینی کوهستانی و هوای آن معتدل است . 938 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری و از صنایع دستی به جاجیم بافی اشتغال دارند. از چشمه سارها مشروب میشود و محصولات عمده اش غلات ، حبوبات ،کشمش ، بادام و کرچک میباشد. دبستان چهارکلاسه ای داردو راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).