چندبر
سطحی که چند خط مستقیم بر آن محیط باشد، کثیرالاضلاع ، چند ضلعی .
چوق الف
نک چوب الف .
چل و چو
خبر دروغ ، شایعه بی اساس .
چل تاج
مرغ یا خروسی که تاج بزرگ زیبا و شعبه شعبه دارد.
چهار ارکان
1 ـ چهار حد جهان : مشرق ، مغرب ، شمال و جنوب . 2 ـ نوعی خیمه چهارگانه .
چیز فهم
دارای فهم و شعور، باسواد و تحصیل کرده ، صاحب اطلاع .
چهار مضراب
= چارمضراب : اصطلاحی است در نواختن آهنگ موسیقی ، نوعی از آهنگ موسیقی که نوازنده ساز در دستگاه های مختلف آواز می نوازد تا آوازخوان برای خواندن مهیا شود، گونه ای از زدن که زننده خواننده را برای خواندن مهیا سازد.
چیلر
بخشی از دستگاه تهویه مطبوع که کار آن سرد کردن آب در حال گردش در دستگاه است ، سردکن . (فره ).
چهارآیین
چهار مذهب معروف اهل سنت : حنفی ، شافعی ، مالکی ، حنبلی .
چهارآیینه
نوعی جامه جنگ که در قدیم به هنگام جنگ می پوشیدند و آن دارای چهار قطعه آهن صیقل داده بود که روی سینه ،پشت سر و سر زانوها نصب می شد.
چلزه
سوخته شده گوشت و نظایر آن .
چهارتکبیر
چهار بار اللّه اکبر گفتن .
  • اشاره است به نماز میت که در آن چهار تکبیر بایستی بگویند و این نماز خاص اهل سنت و جماعت است . چه در مذهب شیعه در نماز میت بایستی پنج تکبیر گفت .
  • کنایه از ترک چیزی است . رجوع به چارتکبیر شود.
  • چهارتکبیر زدن
    ترک دنیا گفتن .
    چلوزیده
    یخ زده ، خشکیده .
    چهل ستون
    1 ـ عمارتی که چهل ستون داشته باشد. 2 ـ بنایی که دارای ستون ها بسیار باشد.
    چوب الف
    1 ـ کاغذ باریکی که لای کتاب می گذارند به نشانه اینکه تا اینجا خوانده شده . 2 ـ چوب باریک .
    چوب لباسی
    1 ـ چوب ـ رختی . 2 ـ وسیله ای به شکل میله ای منحنی متصل به قلاب برای آویزان کردن لباس .