چابک نشین
چالاک . کسی که چابک و سبک نشیند و خیزد. خوش ادا:
چنان چابک نشین بود آن دلارام
که برجستی برین مقدار ده گام .

نظامی (خسرو و شیرین ).

چاپانچی
غارتگر. چپوچی . چپاول گر.
چابک بازی
تازیانه زنی . (ناظم الاطباء).
چابک نفس
تندرو. سریع. حاضرسخن .
چاپخانه
مطبعه . دارالطباعه . باسمه خانه .نام فارسی مطبعه و آن محلی است که کتابها را در آن چاپ میکنند. (لغات نو فرهنگستان ). رجوع به چاپ شود.
چاپلوس
متملق ریاکار. چرب زبان . کسی که گفتارش مخالف پندار و کردار وی باشد. آنکه به تو از تعظیم و مهربانی قولی و فعلی آن کند که در دل ندارد. کسی که به شیرین سخنی و چرب زبانی مردم را بفریبد. ذَمَلًّق; مرد چاپلوس و مرد سبک تیززبان . (منتهی الارب ):
مکن خویشتن سهمگین چاپلوس
که بسته بود چاپلوس از فسوس .

ابوشکور.

چاپلوسی
تملق. چرب زبانی . خوشامدگویی . دُم لیسه . کرنش . ذَملَقه ، چاپلوسی و با همدیگر نرمی نمودن . مَلِق، چاپلوسی و دوستی و نرمی بسیار کردن و به زبان بخشیدن نه به دل . (منتهی الارب ): بر درگاه پادشاه چاپلوسی و چرب زبانی کردن . (کلیله ودمنه ).
چو ویسه فتنه ای در شهدبوسی
چو دایه آیتی در چاپلوس .

نظامی (خسرو و شیرین ).

چاپلوسی کردن
تملق گفتن . به دروغ و ریا و تظاهر سخنی گفتن با عملی انجام دادن . به دروغ و ریا و تظاهر کسی را ستودن یا اظهار کوچکی و ارادت نمودن : تملق; چاپلوسی کردن . تَلین ; چاپلوسی کردن . تصلف ; چاپلوسی کردن (منتهی الارب ).
چاتام
بندری نظامی در کشور انگلستان واقع در ایالت کنت در ساحل دریای مانش دارای 43000 تن سکنه .
چاچول باز
حقه باز. شارلاتان . شیاد. زبان باز. فریبکار. حیله گر. هوچی .
چاخلاماز
دهی از دهستان کاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 58000 گزی جنوب خاوری مراغه در مسیر ارابه رو میاندواب به شاهین دژ. جلگه ، معتدل ، مالاریائی با 363 تن سکنه . آب آن از قوریچای و زرینه رود، محصول آنجا غلات و کشمش و بادام و چغندر و حبوبات ،شغل اهالی زراعت ، صنایع دستی پارچه و جاجیم بافی ، راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 153).
چاپ سرا
موضعی در طالش نزدیک پونل . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 278).
چاتالجه
رجوع به چاتلجه شود.
چاچولبازی
شارلاتانی حقه بازی . شیادی . طراری . زبان بازی . هوچیگری .
چاخو
چاه خو. چاه کن . مقنی .
چاپ سربی
نوعی از انواع مختلف چاپ که با قرار دادن قطعات نازک سربی کنار هم که حروف روی آنه_ا نق_ش بست_ه طب_ع کنند. مقابل چاپ سنگی . و رجوع به چاپ شود.
چاتانوغه
شهری به آمریکای شمالی در ایالت تنسی دارای 60000 تن سکنه .
چاچوله باز
رجوع به چاچولباز شود.
چاخوئی
مقنی گری . چاه کنی (لغت چاخوئی با خاء معجمه امروز نیز در کرمان متداول است ): آنچه بعرق جبین و کد یمین در چاخوئی پیدا میکرده اند ایثار می نموده اند. (مزارات کرمان ص 114).
چاپ سنگی
ساده ترین انواع چاپ که پیش از چاپ سربی و اختراع ماشین چاپ معمول بوده ، بدینطریق که نوشته را روی یک پاره سنگ صاف صیقلی برمیگرداندند. سپس با وسایل مخصوص از روی آن سنگ هر چند نسخه ای که میخواستند چاپ میکردند. مقابل چاپ سربی . و رجوع به چاپ شود.