چاپندگی
غارتگری . چپاول . یغماگری .
چاتخ
محلی در شمال قارص .
چاخورگان
ج ِ چاخوره . رجوع به چاخوره شود: و چاخورگان را فرمان شد تا بیک شب حوالی خندق را چون غربال سوراخ کردند و از آب گذشتند بر روی آن خاک ریز... پنج نفر مرد مردانه مسلح بیرون آمده بر چاخورگان تاختند چاخورگان چون واقف شدند از میانه نقب بیرون آمده از زیر روی به بالا کردند (ظفرنامه شامی ).
چاترتون
توماس شاعر انگلیسی . مولد بریستول متولد سال 1752 م . و در سال 1770 م . بر اثر بدبختی بوسیله سم ّ خودکشی کرد.
چاخوره
نقّاب ، حفّار. ج ، چاخورگان . رجوع به چاخو و چاخوئی شود.
چاپشلو
نام یکی از بخش های شهرستان درگز است . این بخش درجنوب باختری شهرستان واقع و محدود است از شمال به بخش نوخندان ، از خاور به بخش لطف آباد، از جنوب و باختر به بخش حومه از شهرستان قوچان . موقع طبیعی : چون این بخش در دامنه کوه هزارمسجد واقع است هوای آن سرد مخصوصاً در دهستان میان کوه هوا بشدت سرد می شود. آب مزروعی بخش اغلب از چشمه سار و رودخانه است . محصول عمده آنجا عبارت است از: غلات ، تریاک ، بنشن ، کنف ، انواع میوجات ، ابریشم . این بخش از دو دهستان بنام قره یاشلو و میانکوه که 34 آبادی دارند تشکیل میشود. مجموع نفوس آن 9209 تن است و راه شوسه ای که استان خراسان را به مرز شوروی متصل میکند از این بخش میگذرد. گردنه معروف اللّه اکبر در این بخش واقع است . در دامنه شمالی گردنه اللّه اکبر پنج رشته چشمه آب معدنی گرم وجود دارد و در جریان است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
چات قیه
دهی از بخش نمین شهرستان اردبیل واقع در 16 هزارگزی شمال اردبیل و 8 هزارگزی راه ارابه رو گرمی اردبیل . کوهستانی ، معتدل با 171 تن سکنه ، آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری ،راه آن مالرو. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ص 153).
چاپق
مولف مرآت البلدان آرد: قریه ای است از قرای ایجرود زنجان قدیم النسق، هوایش معتدل .زراعت آنجا هم دیمی است هم آبی . رودخانه آنجا از حوالی کاوند جاری است . اطراف رودخانه را بید و صنوبر زیادی کاشته جزیی باغات میوه هم دارد. بیست و هشت خانوار سکنه این قریه است . (مرآت البلدان ج 4 ص 13).
چاپ و چاخان
دروغ و فریب .
چاتلانقوش
حبةالخضراء. بَن . بَنسه . چتلانقوش . و رجوع به بَن و بَنسه شود.
چاخار
نام ایالتی در چین بمساحت 279 هزار کیلومتر مربع دارای دومیلیون و چهل هزار نفوس . و کرسی آن (ون چوان ) است .
چادان
چای دان . (ناظم الاطباء).
چاپ و چوپ
دروغ و دَوَل . دروغ و گزاف .
چاتلجه
نام شهری در ترکیه واقع در 43 هزارگزی مغرب استانبول دارای 3140 تن سکنه .
چاخان
متملق. چاپلوس . با زرنگی و زیرکی . حقه باز. لافی . لاف زن . شارلاتانی در گفتار. زبان بازی . آنکه به تندی و چابکی گوید در فریفتن توآنچه در دل ندارد. خوش محاوره . زبان آور. خوش آمدگو.
چاپک اندیشه
رجوع به چابک اندیشه شود.
چاپوغ
رجوع به چاپوق شود.
چاتلمه
نوعی گلوله . گلوله دُم دُم .
چاخان بازی
تملقگویی . حقه بازی . شارلاتانی . چرب زبانی و خوش آمدگویی . عمل اشخاص چاخان .
چادر آب
آبشار. (آنندراج ).