گائتانی
خانواده ای رومی که پاپ بنیفاس هشتم و امرا و شاهزادگان متعدد از آن خاندان برخاسته اند.
گائیدر
دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج ، در 52 هزارگزی شمال خاور کامیاران و 5 هزارگزی شمال باختر امیرآباد. کوهستانی ، سردسیر، دارای 93 تن سکنه ، کردی ، آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات و لبنیات ، شغل مردم زراعت و گله داری ، راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
گاتها
کهنه ترین و مقدسترین قسمت اوستا گاتها میباشد که در میان یسنا جای داده شده است در خود اوستا گاثا و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان میباشد و گاسانیک ترکیب صفتی آن است یعنی مربوط به گاتها در پهلوی نیز بطور خصوصی هر فرد از اشعار گاتها را (گاس ) گویند در سانسکریت هم این کلمه گاثا میباشد. در کتب مذهبی بسیارکهن برهمنی و بودایی گاتا عبارت است از قطعات منظومی که در میان نثر باشد. گاثای اوستا نیز اصلاً چنین بوده است و به مناسبت موزون بودن است که بخش مزبور، گاتها (یعنی سرود و نظم و شعر) نامیده شده است . از زمان بسیار قدیم ، ایرانیان گاثا را از سخنان فرخنده خود وخشور زرتشت سپنتمان میدانستند لذا احترامی خاص برای آن قائل بودند ولی تحقیقات دانشمندان مانند میه ثابت کرده است که همه سرودهای گاثها از زرتشت نیست و از آن میان برخی پرداخته نخستین پیروان او میباشد در اوستای عهد ساسانیان گاتا در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستوت یشت جای داشت در یسنای 57 بند 8 آمده : «ما می ستائیم فرخنده سروش را، کسی که نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود. کلیه گاتها 17 هائتی (فصل ) است و شامل 238 قطعه و896 بیت و 5560 کلمه میباشد. این اشعار قدیمترین آثاری است که از روزگار پیشین برای ما تا امروز باقیمانده است . گاتها از حیث صرف و نحو و زبان و فکر با دیگر قسمتهای اوستا فرق دارد و نیز بسا لغاتی که در آن استعمال شده در دیگر بخشها نیامده و مطابق آنها را در قدیمترین کتب مذهبی برهمنان باید جست . گاتها روزی جزو کتاب بسیار بزرگی بوده و لابد همان است که مورخ یونانی هرمیپوس از آن سخن رانده است . نظر بمعنی گاتها در کتب برهمنان و بودائیان گاتهای اوستا را نیز باید در قدیم جزو مطالب منثوری تصور کرد که امروز در دست نیست . برای آنکه مطالب را مختصر کرده به شکلی درآورند که مردم بتوانند به حافظه بسپرند متوسل به شعر میشدند. این طرز نگارش بویژه در میان اقوام هند و اروپائی متداول بوده است . گاتهای اوستا شامل پنج قسمت است و بمنزله پنج کتاب اسفار تورات است که یهودیان آنها را از خود موسی دانسته احترام خاصی برای آنها منظور دارند. نخستین موسوم است به «اهنود»، دوم موسوم است به «اشتود»، سوم به نام «سپنتمد»، چهارم موسوم به (وهوخشتر) و پنجمین گاتها به (وهشتواشت ) نامزد است . رجوع به گات شود. (مزدیسنا، دکتر معین صص 127 - 128). و رجوع به گاتهای پورداود شود. کریستن سن در فصل سوم (آئین زردشتی دین رسمی کشور) نویسد: که هر ماه سی روز است . که نام آنها ماخوذ از اسامی ایزدان است هفت روز اول ماه بترتیب بنام اوهرمزد و شش امهراسپندان نامیده میشود; بعد از ماه آخر پنج روز اندر گاه (خمسه مسترقه ) بر 360 روز سال اضافه میکردند و هر یک از این پنج روز را به نام یکی از گاتاهای پنجگانه میخواندند. (ترجمه ایران در زمان ساسانیان ص 110).
گائی کووار
عنوان مهاراجه باروده است .
گائین چه
دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد. 21 هزارگزی شمال خاوری شوسه بوکان به میان دوآب واقع شده است . منطقه ای کوهستانی معتدل ، مالاریائی ، دارای 250 تن جمعیت . آب این ده از زرینه رود است ، محصول آن غلات و چغندر، توتون و حبوبات است . شغل مردم زراعت و گله داری است . صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
گاجمه
گاوآهن . قسمی گاوآهن که در برنج کاری به کار برند.
گابریل
اسقف هراتی که از راه بسیار دور آمده بود تا در مجمعی که آکاس در زمان سلطنت ولاش دعوت کرده بود شرکت کند و این مجمع در سلوکیه (سلوسی ) منعقد شود و فقط دوازده اسقف در آن شرکت کردند که از آنجمله گابریل است . و سه قانون مهم در آنجا بتصویب رسید و اصول مذهبی نسطوری مذهب قطعی و منحصر عیسویان ایران شد. (ایران در زمان ساسانیان ص 206).
گاب گه
محلی است . ارشک ، آسور و بابل و پارس و ماد و ارمنستان را تا کوه های گاب که (قفقاز) و تا ساحل دریای بزرگ (مغرب میانه ) باطاعت درآورد و سالهای بسیار در بابل سلطنت کرد. (ایران باستان ص 2595).
گاداتاس
نام جوانی که بخاطر زیبایی که داشت به دست پادشاه بابل خواجه شد و او کین پادشاه را به دل گرفت و هنگامی که کورش به بابل لشکرکشی می کرد با او علیه پادشاه همدست شد. رجوع به ایران باستان ص 334 - 335 شود.
گابی نیوس
سردار رومی است که در ابتدا میخواست به مهرداد سوم کمک کند ولی در این اوان بطلمیوس سیزدهم اولِت . (پادشاه مصر 80 - 51 ق. م .) را تبعه وی از آن کشور بیرون کرده بودند و او نزد گابی نیوس آمده بود تا کمکی از او گرفته به مصر برگردد. پومپه هم سفارش او را به گابی نیوس کرده بود بعلاوه پول وافری هم داشت که خرج کند. (بروایتی دوازده هزار تالان به گابی نیوس میداد که به او کمک کند). بنابراین او موفق گردید که گابی نیوس را از کمک کردن به مهرداد سوم منصرف دارد. (آپ پیان ، کتاب سوریه ص 120). بر اثر این وضع گابی نیوس مهرداد را توقیف کرد، خود بطرف مصر حرکت کرد و بعد که دید دولت روم این رفتار او را نپسندیده از ترس شکایت مهرداد سوم پولی در نهان گرفته او را فرار داد. (ایران باستان صص 2291 - 2292).
گادمه گتر
دهی است از دهستان قراتوره بخش دیواندره ، واقع در شهرستان سنندج در 43 هزارگزی شمال خاور دیواندره و 5 هزارگزی جنوب خاور آقکند. جلگه ، سردسیر. دارای 205 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، حبوبات ، لبنیات ، شغل اهالی زراعت ، گله داری . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
گائت
بندری است از ایتالیا در کنار بحرالروم ، دارای 6600 تن سکنه . محلی است که پی 19 در 1848 م . بدانجا پناه برد.
گابی ین
نام قدیم اصفهان کنونی که جزء ولایت پَریتکان بود. (ایران باستان صص 2015 - 2016 - 2092). و رجوع به گابه و گابس و گابیان شود.
گادوزی
نام طایفه ای است که از لومیر تا لنکران را معمور نموده وسکنی داشته اند، و حالا طوالش در جای آنها سکنی دارند. (التدوین ). نام یکی از طوایفی است که در حوالی بحرخزر سکنی داشته اند و آنان را کادوس یا کادوز هم میگفته اند. (التدوین ). رجوع به کادوسی و کادوسیان شود.
گارد سرحدی
(اداره ...) مرزداری . (فرهنگستان ص 101).
گاروک بد
رئیس کارگران سلطنتی و غیره در ایران باستان .
گازرخان
دهی است جزء دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع در 15 هزارگزی خاورمعلم کلایه و 58 هزارگزی راه عمومی . کوهستان و معتدل ،دارای 761 تن سکنه . شیعه و زبان تاتی فارسی . آب آن از چشمه سار، محصول آنجا غلات ، عدس ، گاودانه ، گردو و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و مکاری است . در زمستان نصف اهالی برای تامین معاش به تنکابن میروندصنایع دستی گلیم و کرباس بافی است . قلعه معروف حسن صباح در شمال این قریه و سه درخت چنار کهن سال و مقبره 18 تن از سادات صفویه در این ده است . راه آن مالرو صعب العبور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
گاز کهن
ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان ، واقع در 60 هزارگزی شمال باختری راور و 10 هزارگزی شمال راه فرعی کوهبنان به راور، دارای 20 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
گاردنال
نام دیگر لومینال است . از مشتقات اسید باربیتوریک است ، از جمله داروهایی که بیشینه یک خوراک آنها از ده سانتیگرم تا یک گرم است . (کارآموزی داروسازی جنیدی چ دانشگاه ص 247). رجوع به لومینال شود.
گازرخانی
دهی است از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج ، واقع در 21 هزارگزی شمال باختر کامیاران . کوهستانی ، سردسیر، دارای 205 تن سکنه . آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات ، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری ، راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).