یهیدن
ویران کردن و خراب کردن و فاسد کردن وتلف کردن و پایمال کردن و محو کردن . (ناظم الاطباء). فراهم کردن و برهم زدن و خراب کردن مانند فراهم آوردن و برهم زدن خانه و عمارت . (از شعوری ج 2 ورق 447).
ییلاق طهماسب کندی
دهی است از دهستان آواجیق بخش حومه شهرستان ماکو، واقع در 34هزارگزی باختر ماکو، با 111 تن سکنه .راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
یهودانه
مانند یهود. همچون یهود. به روش یهودیان . شایسته یهودان .
  • (اِ مرکب ) غیار. (از فرهنگ جهانگیری ). عسلی . پارچه زردی را گویند که یهودان بر جامه خود دوزند تا امتیاز میان ایشان و مسلمانان باشد. (برهان ) (آنندراج ). پارچه زردی که یهودیان بر جامه خود از جهت امتیاز از مسلمانان دوزند. (ناظم الاطباء). پاره زرد که بر کتف یهودان دوخته بود تمیز را. (یادداشت مولف ):
    فلک را یهودانه بر کتف ازرق
    یکی پاره زرد کتان نماید.

    خاقانی .

  • یهیر
    سنگ سخت .
  • (اِ) سنگی است شبیه کف دست .
  • سراب .و منه المثل : اکذب من الیهیر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به سراب شود.
  • حنظل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
  • شلم .
  • پاره بزرگ از شلم .
  • طلح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و رجوع به طلح شود.
  • جانورکی است بزرگتر از کلاکموش .
  • دروغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
  • (اِمص ) ستیهیدگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ستیهیدگی و لجاجت . (ناظم الاطباء).
  • ییلاقی
    منسوب به ییلاق: هوای ییلاقی ، خانه ییلاقی . (یادداشت مولف ):
    کاکل از مه شد عذار ساقیان سردمهر
    آب و آتش بر رخ گلهای ییلاقی فشاند.

    مسیح کاشی (از آنندراج ).

    یهاب
    اهاب . و آن نام موضعی است نزدیک مدینه . (یادداشت مولف ). و رجوع به اهاب شود.
    یهودای اسخریوطی
    یهودای حواری . آنکه مکان عیسی را به کَهَنه نمود. (یادداشت مولف ). رجوع به یهودا... شود.
    ییلان
    ئیلان . لفظ مفرد است به معنی مار. (آنندراج ). اما تلفظ درست کلمه ئیلان است . (یادداشت مولف ).
    -ییلان ئیل (ئیلی ) ; سال مار. سال ششم از سنین دوازده گانه ترکان . (یادداشت مولف ).
    یهودای مکابه
    ناجی و سردارجنگی و شجاع یهود متولد در حدود 200 ق.م . و مقتول در سال 160 ق.م . وی در سال 165 ق.م . پس از مرگ پدرش ماتاتیاس که یهودیان را علیه شاه وقت سوریه (آنتیوخوس اپی فان ) وادار به شورش کرده بود، سرکردگی شورش یهودیان را به عهده گرفت و رشادتهای بسیاری به خرج دادو سپاهیان پادشاه سوریه را در نزدیک حبرون به سختی شکست داد. سال بعد (164 ق.م .) مرگ آنتیوخوس پادشاه سوریه دررسید و یهودا اورشلیم را متصرف شد و هدایای زیادی وقف معبد اورشلیم نمود. دو سال بعد (162 ق.م .) جنگ دیگری بین سپاهیان پادشاه جدید سوریه (دمتریوس سوته ) و یهودا درگرفت . یهودا ابتدا فاتح شد ولی پس از چندی گرفتار سپاهیان نیرومند پادشاه سوریه شد و مقتول گردید (160 ق.م .). در ادبیات و نوشته های تعدادی از نویسندگان غربی ، یهودای مکابه به عنوان نمونه شجاعت و رشادت معرفی شده است .
    یهیری
    آب بسیار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
  • ناچیز و هیچکاره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). چیز باطل . (ناظم الاطباء).
  • صمغ طلح .
  • نوعی از درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). درختی است . (ناظم الاطباء).
  • گیاهی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
  • ییلدوز
    ییلدیز. یولدوز. از اولدوز (به معنی ستاره ). قصری از سلاطین عثمانی . (یادداشت مولف ). و رجوع به یولدوز شود.
    یهانیس برگ
    ژهانیسبرگ. شهرکی است در ایالت هس در پروس ، دارای 1600 تن سکنه . و شراب آن معروف است . (از یادداشت مولف ).
    یهوده
    نام شهر ولایت جوزجان بوده . حمداللّه مستوفی گوید: جوزجان ولایتی است و شهرش یهوده و فاریاب و شبورقان است . (نزهةالقلوب ج 3 ص 155).
    یه یه
    یهیه . یهیا. شبانان در راندن شتر گویند: یه یه و یهیا. (از تاج العروس ج 10 ص 421 و ج 9 ص 424). و رجوع به یهیا شود.
    ییما
    جم . جمشید. یمه . یم . صورتی از یم و جم . صورت قدیمی یم و جم . (یادداشت مولف ). و رجوع به جم و جمشید و یم شود.
    یهدان
    ج ِ یهود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به یهود شود.
    یهودی
    منسوب به یهود. (ناظم الاطباء). هر چیز منسوب و مربوط به یهود.
  • منسوب است به دروازه بغداد که درب الیهودش نامند. (از لباب الانساب ).
  • جهود و کسی که دارای دین یهود باشد. تیداکی . ج ، یهودیان . (از ناظم الاطباء). جهود. ج ، یهود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک تن از یهود. اسرائیلی . کلیمی . موسایی . موسوی . (یادداشت مولف ). جهود. (دهار) (از مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی ):
    چه فرمایی که از ظلم یهودی
    گریزم بر در دیر سکوبا.

    خاقانی .

  • یهیهة
    ="line-height: 25px;"> متاسفانه نتیجه ای برای جستجوی یهیهة در لغتنامه دهخدا یافته نشد.

    برای جستجوی بهتر:
    - در نوشتن املای کلمه خود بیشتر دقت کنید.
    - در نوار جستجو بجای حروفی که نمیدانید از خط فاصله (-) استفاده کنید. مانند:( س-ر، یا سر-س-ان)
    - در نوار جستجو می توانید ستاره (*) را برای تعداد نا معلومی از حروف بکار برید مانند: نمایشگ*، یا *وستان.
    ییمه
    نام پسر خورشید در اوستا که در سنسکریت به صورت یمه آمده است .(از مزدیسنا و ادب پارسی ص 41). و رجوع به یمه شود.
    یهدیک ا
    هدایت کند تو را خدا. خداوند تو را به راه راست دارد.