کد : MD-3695      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۷ چهارشنبه ۱۵ اسفند      تعداد بازدید : 23

فلسفه

فلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند

فلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند. موجود به عنوان خودش و فارغ از هر گونه قید و شرط موضوع فلسفه است. کاربرد فلسفه شناخت موجودات است یعنی انسان به وسیله دانش فلسفه می‌تواند موجود حقیقی را از موجودات خیالی و توهمی تمیز دهد.

فلسفه یا خِرَددوستی (به انگلیسی: Philosophy) (به پارسی میانه: دوستدار دانش، xraddōstih) دانشی است که به تفکر دربارهٔ مسائل بنیادین و اساسی‌ای که در جهان و زندگی با آن‌ها روبرو هستیم مثلاً هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان؛ می‌پردازد.

توصیف اجمالی فلسفه

گرچه تعبیر علوم اسلامی در موارد مختلف مفهوم خاصی را از نظر گسترش یا محدودیت تداعی می‌کند، ولی هدف ما از علوم اسلامی دانش‌های است که به نوعی با اسلام و معارف اسلامی در ارتباط است و یا در فرهنگ و تمدن اسلامی سابقه طولانی دارد و مسلمانان در ابداع یا شکوفای آن نقش مؤثری داشته‌اند.

از آن میان فلسفه از دو نظر جزء علوم اسلامی شمرده می‌شود:

اولاً: برابر گفته برخی از بزرگان در کلمات پیشوایان دین بخصوص امیرمؤمنان و حضرت ثامن‌ الائمه، ذخائر بی‌کران درباره الهیات بیان شده که عمیق‌ترین تفکرات فلسفی در آنها وجود دارد و مایه‌های اندیشه عقل و فلسفی را در جامعه اسلامی تأمین می‌کند.

ثانیاً: فلسفه به عنوان یک رشته خاصی توسط مسلمانان به اوج و شکوفایی خود رسیده و ده‌ها مسئله جدید فلسفی توسط حکمای بزرگ مسلمان طرح و تثبیت شده است.   بنابراین فلسفه جزء عزیزترین علوم اسلامی محسوب می‌شودکه در این جا به طور اجمال درباره برخی مباحث مربوط به آن بحث می‌شود:

 

تعریف فلسفه

گرچه درباره تعریف فلسفه مباحث فراوان مطرح است، اما به طور کلی برای فلسفه دو اصطلاح رایج است یک اصطلاح قدما که اصطلاح شایع است برابر این اصطلاح چون فلسفه یک لفظ عام است تعریف خاصی برای آن وجود ندارد و مطلق دانش عقلی را می‌توان فلسفه نامید.

اما اصطلاح دیگری نیز برای فلسفه وجود دارد که برابر این اصطلاح فلسفه تعریف خاصی می‌تواند داشته باشد لذا براساس این اصطلاح در تعریف فلسفه گفته‌اند: فلسفه عبارت از علم و شناخت موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که تعیّن خاصی دارد مثلاً جسم است، انسان یا گیاه است و مانند آن، بنابراین به طور خلاصه فلسفه به آن دانشی گفته می‌شود که درباره هستی با قطع نظر از مصادق آن بحث می‌کند.

به عبارت دیگر فلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند.

 

موضوع فلسفه

موجود به عنوان خودش و فارغ از هر گونه قید و شرط موضوع فلسفه است، اما باید توجه داشت که موجود که به عنوان موضوع فلسفه مطرح می‌شود مراد مفهوم آن نیست بلکه مصداق خارجی آن مراد است، پس موضوع فلسفه در حقیقت همان واقعیت است که از آن به موجود یاد می‌شود، فیلسوف بعد از آن که به واقع پرداخت، از دو حال بیرون نیست یا مصداق و آنچه مفهوم وجود بر آن صادق است به عنوان مصداق واقعیت می‌شناسد و می‌یابد. و یا افراد ماهیت را مصداق واقعیت می‌پندارد. در صورت اول موضوع فلسفه او وجود است و در صورت دوم موضوع فلسفه او ماهیه محققه و موجوده است نه ماهیه من حیث هی

 

نظر شما :
captcha