لطفا چند لحظه تامل فرمائید ...
١٣:٤٣
بخش 1 | پاکدامنی انسان به دل اوست یا پوشش او | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
١٢:٠٨
بخش 2 | دلیل تاکید اسلام بر پوشاندن موی سر توسط زنان | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
٠٩:٣٣
بخش 3 | مکانیسم اجرای حجاب در جامعه | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
١٠:٣٢
بخش 4 | آیا رعایت حجاب در جامعه اجباریست؟ | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
١١:٢٧
بخش 5 | بد حجابی، نفاق یا نقص ایمان | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
نظرات بینندگان
انتشار یافته : 19
نعمت‌اله مظفری  | ۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۷ اسفند
0
0
پاسخ
سلام صحبتهای خانم دکتر فرهمندپور بسیار زیباست ولی ایشان بیاد بدانند فرمایشاشون در بستر دل همه نمینشیند چون نظام آموزش ماده گرا بستر دریافتها و معناگرا را نابود کرده ایشان باید با توانایی وجهه و اختیارعملی که پیدا کردند باید نظام آموزش را یکوچولو اصلاح کنند یطوریکه توازن بین ماده و معناش برقرار بشه
captcha
محمد  | ۱۳۹۵ دوشنبه ۲۰ ارديبهشت
1
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستی با خدا
دوستی با خدا یک موهبت است که با هیچ عنصری معنوی قابل قیاس نیست.
و قدم به قدم به عشق و اشتیاق تبدیل می شود.
انسانی که برای دل سپردن به خداوند ،کاسه روح، تهی می سازد قطعا" لطف خداوند در
آن جای خواهد گرفت.
افرادی که می خواهند تمامی درونشان شکفته شود و همه خود را در معرض خداوند به نمایش گذارند
نباید از بالا رفتن سنوات عمر خود ناراحت شوند و زندگی را پایان یافته تلقی کنند.
مقصودم آنهاست که هنوز تفاوت میان پشتیبانی سیاسی با پشتیبانی اقتصادی را نفهمیده اند.
بسیار خوارند اما پنداری در این توهم بسر می برند که سخنگو دارند و سخنگویشان وزیر است.
درطول تاریخ افراد محدودی بوده اند که علاوه بر ثروت ، کنیزان و امربران زیادی داشته اند.
این افراد ، با نفوذ بسیار زیادی که در فرهنگ ها برای خود بدست آورده اند
و برایشان محلی از اعراب داشته و به فرهنگ بومی خود نیز دل بسته اند در متون تاریخ ثبت شده اند
در میانشان فراعنه ای بوده اند که عادل بوده و جز به خدا اندیشه ای نداشته اند.
استائذه عزیز خوب می دانند که عناصری از جسم انسان
توسط کاهنان در سومنات ها وجود دارد که شانی در حدود پرستش یافته اند.
اینان خود را خادم و نگاهبان قداست سومنات ها معرفی می کنند و چه خدایانی برای خود ساخته اند.
آنها به زعم خویش قلب خدای را تصرف کرده اند زیرا توده های مردم پیرو مسلک دینی آنها شده اند.
پس دوستی با خداوند تنها در مساجد رنگ تقدس نمی گیرد بلکه در نزد گاو پرستان و آلت پرستان
و موش پرستان سهمی مهم را به خود اختصاص داده است.
هر گروه از اینان ، مرام مذهبی خود را برای پرستش خدایان خود ، متعالی تر می بینند و دیگران را تکامل نایافته .
در مکتب تشیع که مکتب هزاره ها و قرون متمادی است ، عقلها وعواطف انسانی در اوج ، نفوس، رنج کشیده و از کوره برون آمده ،وجدان وهدایتگر باطنی و رسول بلند مرتبه ظاهری ، همه در دوستی با خداوند سهمی را بدست می آورند.
تشیع عالی ترین مرتبه شناخت به خداوند و معرفت به آفریده های خداوند را به ما عرضه می دارد.
قرآن که کتابی است معجزه گر ،بدینسان که معجزه تمامی رسولان و معبد داران و کنشت سازان را به خاکستر تبدیل نموده است
تشیع برای تمامی ازمنه که طرح دوستی با خداوند را با مهارتی فوق العاده ترسیم می کند ، نیازمند تحلیل های پی در پی و آفرینش های ادبی ، هنری و معرفتی برای دیگران است.
این مکتب خود را بطور بامناصفه در بین پیشوایان دین و قرآن تقسیم نموده و هر کدام سهم خود را به دیگری بخشیده اند
به گونه ای که در این مکتب بی نهایت متعالی، نمی توان قرآن و عترت رسول خدای را از هم تفکیک کرد.
قرآن را می نگرید اهل بیت و رسول خدا را می بینید و رسول خدا و اهل بیت را که می نگرید قرآن را می بینید
این همان مفهوم بسیار قاطع برای سایر مکاتبی است که در معنای توحید جا مانده اند.
پاسخ به این پرسش که آیا تمامی پیمبران نقشی چون نقش اهل بیت رسول الله داشته اند این است که هر کدام از پیمبران در زمان خود و با کتاب فضیلت محور زمان خود مانوس بوده و با هم به هدایتگری پرداخته اند.
در زمان طلوع اسلام نیز اهل بیت رسول خدا متمم کتاب آسمانی حضرت رسول الله هستند.
پس چرا خداوند مثلا" طالوت را فرمانده ای قوی و با عقل و درایت معرفی می کند؟
طالوت که ثروت و فرزندان زیادی ندارد؟
این شخصیت های قرآنی مانند طالوت که از فزونی ثروت برخوردار نیستند و فزونی فرزندان در توانمندی
آنها نیز نقشی اساسی ندارد ، آیه های مقدس و تاثیر گذار برای بشر در همه ادوار است.
این نشانه ها که هر کدام تحت تعالیم خداوند قرار گرفته اند ، به ایمان کامل و عمل برای خداوند تبدیل شده اند.
امیر مومنان علی علیه السلام مردم را باگلبانگ زیبای خود مخاطب می سازد که ای مردم ، روزی را به یاد آورید که اعمال شما از شما جدا شده و در پیشگاه خداوند در مجاورت شما قرار می گیرد.
حضرت، مردم را به هوشیاری دعوت می کند که همانا توبه و بازگشت در سبیل زندگی شما قرار گیرد.
در انقلاب ایران نیز ، خمینی در ابعادی چند ،مصداق خوبی برای شرح آیه مربوط به طالوت است ، ثروت زیادی نداشت
اما اقایان ماشائ الله انگشتر شش میلیارد تومانی از پول بیت المال برای همسر خود خریداری می کنند.
بعد شهاب نامی مرد هم، سر در گم که چه بگوید.
نیاز به سخن گفتن شما نیست ، خداوند شاهباز بلند پرواز، خود بر زمین می نشیند.
خمینی طالوت وار پنجه در پنجه قدرتمندان می اندازد و نمی ترسد . و فرزندان او نیز محدود بودند
اما اکنون ماشاءالله و به قولی چون تخم ملخ پراکنده شده اند و می خواهند ادب را به دیگران یاد دهند.
شخصی می گفت خمینی با تمجید از مردم چاپلوسی می کرد ، اما من ازاو نپذیرفتم.
خمینی بر پایه سخن مولا علی سخن می گفت و معتقد بود که اگر خوبی مردم را عنوان نکنید حسود هستید و اگر زیاده از حد تمجید و تعریف کنید چاپلوس .
در جایی آقای قرائتی را چاپلوس نام نهادم ، از ایشان و خداوند بزرگ طلب بخشش می نمایم.
خداوند با این درس بزرگ به ما می فرماید که در دربار فرعون نرم و آهسته سخن گویید تا قلوب فرعون و درباریان را منعطف سازید.
موسی و هارون مگر چه داشتند که قیام کردند ؟
خداوند به فریاد حضراتی برسد که ثروت های زیادی اندوخته اند و نه خمس آنرا می دهند و نه گربه ای کور در درب خانه اشان غذا می خورد.
توهین به برادران مجروح نشود که ما ارادت خود را به آنها اثبات نموده ایم.
مثلا" چنانچه یک عالم دین خود را به سیاست بفروشد و نام آن را مهار قدرت بنامد جای بسی تاسف است و چندش آور.
در میان افراد وارسته که در مکتب اسلام رشد یافته اند و برتر از میرفندرسکی ها متکامل شده اند،
آقایان خزعلی ، بهجت واستاد فاطمی نیا هستند ( که خداوند بر عمر با عزت ایشان بیفزاید ) و شماری بسیار از مردان خدا هستند که در قیام برای خدا و ادای مسئولیت رنگ باخته اند.
سید محمد رضا حسینی 20/2/1395
captcha
ناشناس  | ۱۳۹۵ پنج شنبه ۹ ارديبهشت
2
0
پاسخ
سلام. هر کارشناسی میاید صحبتهایی میکنند. یه خانم دکتر واقای دکتری می گوین به ایشان می گویند .وبرنامه تمام میشود.کو یک راه حل عملی وکاربردی واجرایی کویک دلسوز که مجاهد گونه وارد این مقوله شود.ودلسوزی که عمل کند .بااین وضعی که مسولان عمل می کنند .نه اسمی از حجاب ونه خانواده ونه عفت ونه حیا ونه پاکدامنی در جامعه نخواهد مانند.برای دنیا واخرت مسولان کشورمان متسفم.یک خانم ازمرند
captcha
محمد  | ۱۳۹۴ سه شنبه ۱۰ آذر
0
0
پاسخ
به نام خداوند شهید
captcha
محمد  | ۱۳۹۴ سه شنبه ۲۶ آبان
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
سیاست :
سیاست علمی است که متفکران شرق و غرب از هزاران سال پیش در باره آن سخن گفته اند.
سیاست از منظر مکتب های گوناگون شرق و غرب تعاریف متعددی دارد.
از پیش از سقراط ، موضوع اداره مدن و بلاد مختلف مورد کاوش و پژوهش قرار گرفته است.
نقطه مشترک نظریه های علما در تعریف سیاست ، تدبیر عالمانه در اداره جوامع و ملتهاست.
بدترین تعریف در چند قرن گذشته نگاه و تعریف ماکیاولی از سیاست است.
ماکیاولی در منشور علم سیاست ، از شجره خبثه الهام گرفته است.
از سیاستی بد به انضمام کیاست بهره جسته است.
در این راستا ،ساست ماکیاولی با معاویه هم جهت است .
معاویه در نهج البلاغه به تفسیر مولا علی علیه اسلام ، فردی زنازاده و فرومایه است.
معاویه با ثروت فراوانی که از مردم ستم کشیده و پا برهنه گرد آورده بود ، بزل د بخشش می کرد .
او به آخرت بی اعتقاد و کافر بود.
و به کسانی که از اورنگ پادشاهی او دفاع می کردند و امنیت و حراست آنرا به عهده داشتند ، می بخشید.
نماز ، جهاد ، امامت ، امر به معروف ، عدل ، توحید و مفاهیم مذهبی و صراط مستقیم و ریسمان الهی در نزدش توهم و ساخته ذهن پیامبر می دانست.
او امیر مومنان را به مباره طلبید ، امیر مومنان در پاسخ فرمودند :
تو انسان رذل در اوج مناجات با الله ، و گریه و سخن با خالق زمین و زمان ، مرا به خنده افکندی .
آخر فرزند هند جگر خوار، تو که هستی که این چنین گستاخ برای من نامه می فرستی .
سپاهیان و سربازان خود را واگذار ، و خود در مقابل من بایست و با من مبارزه کن.
گر چه می دانم که تو هرگز توان و جرات چنین کاری را نداری ، زیرا اگر چنین کنی ، زودا که کودکان کاسه سرت را در زیر پا ببینند و با آن بازی کنند.
تو در سیاست پیشگی ، شرف را و انسانیت و ریب و سالوسی را در پیش گرفته ای زیرا به اسلامی که ما را از این چنین سیاست منع می کند ، کوچکترین بهره ای نداری.
به خدا سوگند من در سیاست پیشگی یی که اخلاق در آن نباشد از تو زیرک تر و باهوش ترم.
اما خداوند تو را به سبب چنین فرومایگی و زذالت لعنت کرده است.
چه زمانه نانجیبی که آنقدر مرا پایین آورد تا ترا هم شان من قرار دهد تا تو از من درخواست مبارزه کنی .
امروز نیز ما از خداوند می خواهیم که رهبران جامعه اسلامی را به بهترین ارزش ها و آگاهی ها مسلح سازد تا سیاست و تدبیر امور را از مولا علی علیه السلام بیاموزیند و اجرا کنند.
بدین سان در می یابیم که سیاست در ابعاد گوناگون اگر با اخلاق همرا نباشد ، ناشایست و نادرست است.
اغلب علمای اسلام و دانشمندان علوم اسلامی سیاست را از منشور اخلاق مدار و انسان ساز امیر مومنان تعریف کرده اند.
اینکه شخصی پژوهشگران در حوزه جامعه شناسی و مذهب را منکوب کند و مورد حمله ناجوانمردانه قرار دهد مردود و بی خاصیت است.
ما حق نداریم از واژه های سخیف بر علیه استادان و پژوهشگران تاریخ و جامعه و مذهب استفاده کنیم.
انسان با شخصیت و اندیشمند که با قرآن و معارف اهل بیت آشنایی دارد حق توهین به همکیشان خود را ندارد ، چه آنها با شعور علمی و با تحقیق ارزشمند در باره حقیقت سیاست و مذهب سخن می گویند .
این چنین کاوشگری در حوزه های اندیشه تاریخ و زمان و امامت و دین که منجر به یقین می شود ارزشمند و ستودنی است.
چرا که سلمان ، مرد بزرگ اسلام شناس ، پس از تحقیقات فراوان ، با عقل و ایمان و عشق به رسول خدا پیوستند . وخود را در دامنه معرفت و شهود حقیقت اسلام جاری نمودند.
اینکه افرادی اندیشه و نقطه نظر های ما را به درگیری ذهنی و مذاکره سوق دهند کاری درست و سر انجامی خوش خواهد د اشت.
و اینکه شخصی با نفوذ اما خطا کار و قدرت طلب مخالفان خود را با تهمت و افترا از عرصه رویارویی اندیشه ها خارج کند مورد قبول هیچ عقل سالم و انسان منصفی نیست.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ چهارشنبه ۱۴ اسفند
1
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
عاشورا:
پیش از عاشورا و در زمان جهاد درون و جهاد بیرون بود. زمان بارش اراده الهی بود ، زمان رسالت پیمبر خدایی بود ، زمان طلوع نور و فروزش وحی و ستیغ قلم و خواست اولوهیت بود ، شمشیر زنانی متحجر و رب النوع پرست در مقابل مردانی سهمگین در آوردگاه مبارزه و پر قدرت در جهاد ،به زمین افتاده بودند و سر شاخه های شکسته در خت زقوم به خاک ذلت نشستند، و گرو ه هایی سالوک به تیشه های ایمان و به داس های یقین فرو ریخته بودند، پهلوانان شجاع دشمن سرنگون و گرگهای بی رحم واژگون و تربیت نا اهلان به خاموشی گراییده بود.
اسلام درخشید ، وحی بر کرسی تربیت نشست ، ادب عالم گیر شد ، دختران چون گلهای زینت بخش گلستانها روییدند و دست هایشان به بوسه های پدران معطر شد.
زمان معنا یافت ، اوقات بی مقصودان منظم شد ، سرنوشت بی خدایان بی هدف پر از عشق گردید .
چند صباحی بیش نبود که از گردش طاق مینایی می گذشت آفتاب پرستان رنگ باختند
دنیا گرایان خسته شدند ، مرداب های کینه سر باز کرد ، عقده های حقارت نمایان شد.
جهل ردای خود را گسترد ، نفرت جایگزین عصمت شد. شراب به سفره ها باز گشت.
ترور کور محبوب گردید. ظلم لباس ایمان پوشید. حلقوم حقیقت به استخوان جفا مسدود شد.
دانش خوار و شجاعت منزوی ، معرفت خانه نشین و جهاد به درون رفت ، بیرق ها به نقاق آلود.
قرآن آتش گرفت ، عصمت مجروح گردید. وحی به حاشیه رفت و استبداد قد بر افراشت و فساد
منشر شد و مرآت خود شناسی زنگار گرفت و توحید پایمال گردید و معاد فراموش شد ، عدالت
به پستوها در آمد و امامت ناشناخته ماند .
غداران حکومت اسلام را دزدیدند و جباران به ستم روی آوردند.
خلیفه نه از سوی خدای که برگزیده شیطان شد.
بوی تعفن بدعت دشت های شهادت را در نوردید ، پاره ای نور خدا در محراب شهید شد و نام خدای شهید گرفت. بوزینگان جلیس امرا شدند ، تبعیض زشت به صحنه جامعه باز آمد شمایل قدرت به گردن بی دین افتاد و کاروان عشق به سوی مسلخ گاه حرکت کرد و عاشورا آغاز گردید.

captcha
محمد  | ۱۳۹۲ سه شنبه ۱۳ اسفند
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
شیعه:
شیعه در قرآن انسانی است که عاقل و اندیشمند و داناست ، از هوش سرشاری برخوردار است رسولان را می شناسد ، عمل و پیرویش از جانشینان خدا در زمین مبرهن است.
شیعه پیرو نوح نبی و ابراهیم خلیل و موسی کلیم و عیسی مسیح است.
شیعه دوست دار محمد پیامبر و انیس اهل بیت و جلیس خداوند عدیم النظیر است.
شیعه در تبلیغ کلام و عرفان قرآن و فلسفه تعقل و بیان احساس نظیف خویش بدون کفو است و وهن در مرامش نیست.
شیعه یعنی باشرفترین انسان ، از گرسنگی گرسنگان در رنج است و از برهنگیشان در الم و از نابرابری در رفتار با مظلومان نژند و از مصاحبت شیطان گریزان.
شیطان نه به رای آدمی بلکه آن موجودی که خداوند شیطان می نامد و در تمامی مذاهب و فرقه ها حضور دارد و مانع از ترفیع مراتب انسانی در پیشگاه خداوند کریم است.
شیعه با آدم به زمین آمد و با رسولان هبوط کرد و با انوار خدا درخشید.
افرادی بیمار دل و در افشاننده لجن تزویر و تراوشات بغض و کینه به مذهب پر از شهادت شیعیان دروغ می بندند.
و بر صحیفه های مقدس تاریخ، شخصی خیالی و کاذب را به نام عبدالله بن سبا پدید آورنده شیعه
می دانند ، اینان برای اثبات کذب غلیظ و خصومت غالیه فام خود قرآن را نخواندند و بر اعتقادات منصوص شیعیان آگاهی نیافتند بدین سبب در تاریخ در ماندند و رسوا شدند.
برخی نیز برای آنکه صدای غبار گرفته و آغشته به تزویر و قدرت طلبی خود را چونان ندای مرغان حق و هزاردستان به مردم غالب کنند ، مولا علی را فرمان دهنده به سوزاندن یاد شده و پیروان او می دانند.
مولا علی فرمودند که دو گروه در باره من در هلاکتند اول دوست تند رو که مرا خدا خواند و دوم دشمن دروغ بند که به امامتم قبول ندارد. اما کجا حضرت دشمنان خود را که امامتش را تکذیب می کردند سوزانید ، در کدام کتب مستند آورده اند که مولا علی پیروان و دوستان تند رو خویش را به آتش کشید.
رحم و شفت و لطف و مهربانی ، رافت و حلم حضرت بیش از آن بود که زنان خائن را سنگسار کند و یا زنان بار دار را مجازات نماید.
اگر حضرت تند رو ها را آتش زد چرا تبعیض روا داشت و دروغ بندان را به اتش نکشید؟
برخی که آئینشان آمیزه ای از وهابیت منحوس و مانویت و کیش مزدک و بودا و هندو و تثلیث و یهودی است می خواهند حضرت را خشن و بی رحم و ضعیف کش و ستمگر و قاتل نفوس بی گناهان معرفی کنند.
اما زهی خیال باطل، اشعار مولانا را در سخن های خود مثل میزنند ، از حافظ تجلیل می کنند ،
منصور حلاج را می ستایند ، بیش از چند همزاد برای بایزید می تراشند، عیاض را باد می کنند ،
ادهم را بودایی دیگر می دانند ، اما آنها را به بی رحمی مثل نمی زنند که جملگی داعیه خدایان
کوچک در زمین را داشتند.
دریغا که اینان در قضاوت لئیم الطبع و در صداقت چون خری لنگند.
سخنان لاطائل را با رویه نزهت لعاب تقوی عرضه میدارند اما از پژواک ادعاهای کذب خویش بی خبرند یا آنکه با قدرت پوشالین خود آنرا متبرک می دانند.
شیعه نه قاتل و جانی است و نه وارث کینه و عداوت.
شیعه نه در شطحیات فرو رود و نه بر بام الوهیت خیمه زند.
شیعه اهل دانش و فهم دین است و اوست که بسان شحنه ، پاسبان حریم انسان و نگاهبان حرمت آدمی است.
اوست که حارس کرامت روح است و اوست که در صبوح از شریعه عشق سبوح مهربانی بر می گیرد.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۵ اسفند
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
عاشورا :
عاشورا و نهضت حسین علیه السلام زنده است.
هرگروه و هر حزب و هر جنبشی که از عاشورا به نفع استحکام پایه های خود استفاده کند و موجب خشم و تنفر مردم شود ناخوش و ناروا و حرام است.
تمام افرادی را که از روی اعتراض و نه از روی بی حرمتی پرچم ها را سوزاندند و خیمه هارا آتش زدند و بر استبداد مذهبی شوریدند همه را بخشیده ایم چه ،میدانیم که آزاد مردان خود فطرت ازادگی را با خطبه های ابا عبدالله پرورده اند. ما از خطای توامان با خشم آنها گذشته ایم .
اگر افرادی در این راه اعدام شده اند از بستگان و خانواده هایشان معذرت می خواهیم و خواستار آزادی سریع زندانیان هستیم.نهضت ابا عبدالله و یاورانش زنده است و هر فردی که به تاسی از امام شهیدان بر ظلم و ستم و استبداد در هر جای جهان بشورد و بمیرد شهید مرده است.
امنیت از ضروریات یک جامعه فرهنگ دوست و آزادی خواه و عدالت طلب است ما خواهان امنیت هستیم و سعی داریم نگرش ناکثان و منحرفان و فتنه گران از دیدگاه امیرمومنان علی علیه السلام را اصلاح کنیم.
ما راضی به سیلی خوردن مظلومان هم نیستیم چه رسد به اینکه برای جرمی خفیف به اعدامشان خرسند باشیم.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ يکشنبه ۴ اسفند
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدس :
مقدس یعنی پاکیزه و تابناک و درخشان چون شمس و سمر ساز در سحرگاهان چون قمر .
مقدس یعنی قلمرویی ناب و هدفی والا و مقصدی اصیل و مامنی ماندگار.
مقدس اسمی است که از قدوس بر آمده و به دارنده آن اطلاق شونده است.
قدوس از نامهای باریتعالی است نامی است چونان سبحان، منزه و خالص و بدور از هر گونه پلیدی و زشتی و اوصاف ناسره و ناشگون و شرور.
مقدسات عرصه هایی از اعتقاد آدمی است که با تحقیق بدست آمده و در اذهان بر نشسته و باروهای ساختمان باورها را به تلالو در آورده است.
مقدسات پشتوانه های تحقیقی و سرمایه هایی است که با پژوهش و تعمق در معانی وحی و تفسیر داده های آسمانی در زندگانی بشر منزل یافته و با منزلت مستدام گشته است.
مقدسات زیر بنای عالی ترین عواطف انسانی و برترین تجربه های اخلاقی و ژرفترین توانمندی های درونی آدمی است. ماهیت مقدسات با ماهیت وجدان بیدار یکی است و با غلیظ ترین دوستی انسان با مبداء خلقت خود همخوانی دارد.
توهین به مقدسات یعنی توهین به روحی که از ازل و در هنگامه خلق کاسه سفالین آدم دراو دمیده شد. و بی حرمتی به اشک مادران در وقت زایمان است.
گریستن در وقت بیماری و احساس نزدیکی به خدای مبتلا کننده از مقدسات است.
نباید به شالوده فطرت خویش توهین کنیم . خداوند فرمود لقد خلقنا الانسان فی کبد.
همانا خداوند انسان را در رنج و مشقت و مصیبت و سختی آفرید و این از اسرار آفرینش انسان است که با مصیبت به لابه و زاری بپردازد تا درونش از بی اخلاقی طاهر شود و ذهنش از بی عقلی
لبریز و دلش از یاد عشق به خداوند پر گردد.
مقدسات یعنی گریه طفلی در هنگام نیازش به لبن و سرشک زیبای کودکی برای مرگ مادر.
مقدسات ریشه در فطرت آدمی دارد از جنس دوستی پسر و مادر است از جنس عشق پدر به دختر است.
فطرت ریشه در روح خدا دارد و روح خدا در چنبره اراده مطلق اوست.
مقدسات در ادیان وجه مشترکی دارند و آن شدت علاقه پیروانشان به شکوهمندی و جلالت آنهاست. اما مقدسات تشیع برترین مقدسات تاریخ ادیان و پرستش آدمیان است.
مقدسات در تشیع فرا تاریخی و فرا اسطوره ای و فرا نژادی است.
حرمت شکنان فاعل قدوس بدند و بندگان عالیرتبه او در معنویت و هدایتگری و بی نیازی از دنیا را اهانت می کنند .
توهین کنندگان به مقدسات توهین کنندگان به اشک مادران یتیم پرورند . حرمت شکنان به ساحت دوستی میان طفل شیر خوار و تبسم مادرند .
توهین به مقدسات و وحی الهی نابود کننده تمدنهای پیش از باستان و باستان و پس از آن است
همه اقوام و ادیان در بروز توانایی های خود به بر افراشتن ساختارها فرهنگی و قلاع عزتمداری پرداختند . و برای اینکه خالدون شوند و در یادها باقی بمانند و در کتاب ها درج گردند به تجلی اراده خود کوشیدند و برای اندیشه برنایشان و پایداری آن سختی کشیدند و شب و روز تلاش کردند و چون به رفاه و خوشی رسیدند به مقدسات اهانت ورزیدند و آنها کوچک شمردند و حقارت خود را از یاد بردند و بی یاد حضرت منان و قادر بخشنده به غروری سخیف مبتلا گشتند و خود را خالق هر پدیده تمدنی انگاشتند و به فساد گراییدند و معدوم شدند.
ویلدورانت نیز در این باره چنانچه پیشتر یاد آور شدم قلم فرسوده است و توین بی و منصوری و قاضی و دیگران اما پایان تاریخ را مبهم نگاشتند و بشر را در اوهام و بی اعتقادی وانهادند.
اما قرآن تا پایان زندگانی بشر را کتابت کرد و با فرود وحی به زمین و منازل فطرت رسولان زندگی را
تا روز حشر به قانون الهی به تومار مقدس گشود.
بزرگترین پژوهشگران تاریخ و برجسته ترین حکیمان قرون و پرآوازه ترین متفکران و فیلسوفان زمین
از شروع و پایان جهان و آنچه در جوف آن می گذرد ناتوان ماندند اما قرآن مقدس و منصوص و روایت های پیشوایان این مذهب آنرا ثبت نمود و هر چه زمان می گذرد بر روشنی و حقیقت آن افزوده می گردد.
مبادا با توهین به مقدسات خود را روشنفکر و اندیشمند برتر بدانیم که آغاز سقوط و مصیبت و بدبختی از اینجاست.
قوانین قرآن در پاره ای جهات همانند قوانین سایر ادیان و تورات است اهانت به مقدسات شیعه اهانت به همه خوبیهای ادیان و اذهان خوبان جهان است.
اینکه در این برحه از تاریخ آیا قصاص قابل اجرا شدن می باشد یا خیر نیاز به مناظره و باریک بینی دارد . رسول اسلام و معصومین علیه السلام در بسیاری از اوقات از خطای دیگران می گذشتند وبا اسرار گنه کاران حد را بر آنان جاری می نمودند و احکام قصاص را پیاده می کردند.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ شنبه ۳ اسفند
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
روایت:
روایت یا حدیث بیانات معصوم علیه السلام بوده و چنانچه این بیانات ارزشمند و هادی و سازنده
با نص صریح کلام الله مجید منافاتی داشته باشد روایات جعلی بوده و بکار گیری آن در زندگی و
اعمال آن در عرصه های فکری و نظریه سازی مردود و به جای هدایتگری به ایجاد انحراف در باورها و تحقیر کرامت انسانی می انجامد.
خداوند فرمود ای رسول به امت خود بگو که چونان شما فردی هستم که غذا می خورم و در بازار راه
می روم و کالبدی خاکی همانند شما دارم ، اما به من وحی می رسد و به شما خیر.
ما باید هدف و رسالت و پیام و نور رسول خدا را بشناسیم و به اسلوب هدایتگری و شیوه های تربیتی و اخلاق اجتماعی ایشان آگاهی بیابیم .
پیامبر اسطوره و افسانه نیست بلکه او خود افسانه های پیشینیان را عاری از قابلیت ها و ظرفیت های انسان ساز می داند.
پیمبر در دسترس قوم خویش است زیرا بعدی دنیوی دارد و در این تندیس گلین است که روانه
راه رهایی از قیود دنیوی می گردد.
پیامبر گرسنه می شود اما به یاد گرسنگان سنگ به شکم می بندد او نیازمند به خواب است اما
پهلو از بستر خواب برون می آرد و به نیایشی لذت بخش با خالق خود می پردازد.
او دنیا و زیورهای آن را دوست می دارد اما به آنان در حد منزگاهی موقت می نگرد.
او به عزم و ایمان و ماموریت خویش فرود آورنده انسانها به امن ترین منزل و زیباترین مکان هستی
و پرنورترین قصر پادشاهی درون و آرمش بخش ترین آسایشگاه موعود امت اسلام و امم پیشین است.
او رسولی است که تشنه می شود و به یاد تشنگان می گرید و به تشنگان شهید درود می فرستد.
محمد زنان را دوست دارد زیرا از تحقیر آنان در پهنه های تاریخ ملول است و از زنان سروران عالم و
بهشتیان خالدون تربیت می کند.
او رسولی است که از خاک آفریده شد و کالبدی خاکی دارد و در این بدن خاکی رنج هدایت می برد
و در پرهیز از نجاست ها معلمی توانا و در بر حذر داشتن از نهی شده ها کرسی حکمت ها بر قرار می سازد.
تفاوت حضرت با سایر انسانها در بروز نام حق در خود و تجلی صفات احد در خویش است.
ور نه فرشته ای برای هدایت بشر به زمین می آمد که نه آب بیاشامد و نه غذا تناول کند و نه نیازمند به خواب باشد و نه نیازمند به موهبت های الهی .
خداوند او را به زبان فصیح عرب بر انگیخت ور نه عرب را تعالیمش پذیرفته نبود اومامور است تا بال تواضع در زیر پای پیروان بگسترد نه آنکه فخر فروشی کند و دیگران را از پیرامون خود دور گرداند.
نیازی نیست که ایاذبالله با بول حضرت وضو بسازیم بلکه این اهانت به حضرت و خویش است.
ما باید اخلاق مدار باشیم و شکر گذار خداوند و پرداخت کننده زکات و برپادارنده نماز و نیکو کردار و احسان کننده به خلق و مراعات کننده حقوق انسانها و احترام به همسایگان و تلاش برای رفع گرسنگی و همت برای آبادانی خشکی ها و کوشش برای کاشتن درخت ها و گسترش جنگلها و حفظ محیط
زیست و کاشت نهالهای مقاوم به آفت ها و کاشت درختان روینده و زود بازده و تعلیم کودکان ،و تعلیم اصول و ارکان دین منصوص به مردمان و سرکوب شیطان شرارت پیشه و منکوب کردن نفس بدخواه درون و آبادانی سرزمین ها و استفاده بهینه از آبها و بکار گیری انسانهای لایق در مناصب
و مدیریتها و ساخت تمدنها و ایجاد زمینه های تعالی نسلها و حفظ منابع غیر قابل تجدید برای نسل ها و حفظ سهم آیندگان از مواهب خداوندی و محبت به فرزند و همسر و اقربا و دست گیری از
ناتوانان و درک روح توحیدی و روح واحد انسانهای خدای جو و بندگی خدای لاشریک تا در خویش
بروییم و بر درخت هستی میوه گردیم و محصولی شویم غیر قابل فنا و دنیایی بسازیم زیبنده
آدمی و زینت بخش انسانی که دارنده پرتو خداوندگار عالمین در وجود خویش است.
باید طاهر شد و اندیشه از پلیدی رهانید از فکر مسموم رست و قلب را از کدورت زدود .
باید کینه را دفن کرد و خود خواهی را ناپسند داشت و خود بزرگ بینی را مردود دانست و نائره شیطان را در درون خاموش کرد. باید دیگران را دوست داشت ، فرصت ها را برای همه یکسان ایجاد کرد باید بسوی انسانیت حرکت کرد. باید بندها را گسست ، باید هم کیشان را گرامی داشت و غیر هم کیشان را بخشید . باید روبسوی خدایی رفت که شیپور مرگ را بدست اسرافیل سپرده
است.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ شنبه ۳ اسفند
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
اخلاق در اقتصاد:
اخلاق در اقتصاد عبارتست از رعایت اصول انسانی و عنایت به ارزشهایی که در همه کشورها و در میان همه اقوام و در تمامی سرزمین ها و در میان همگنان قلوب انسانها مشترک است .
اخلاق در اقتصاد یعنی کم فروشی نکردن و خود را به جای طرف مقابل نهادن و ترازوی عدل را در نظر گرفتن و از نارو زدن و فریب دیگران خود داری نمودن و در تجارت های داخلی و خارجی انصاف رامراعات کردن.
و این نیست مگر آنکه فرموده قرآن است .
مردم را به اندازه خوردن و نوشیدن امر می کند و از ضایع ساختن نعمت های الهی منع می فرماید.
تجار را به تقویت سرمایه ملی مسلمانان دعوت می نماید. و در تجارت با غیر هم کیشان نیز آداب مروت و مردانگی را گوشزد می نماید.
اخلاق در اقتصاد یعنی به سودی متعارف قانع شدن و از کیفیت سازی و ارتقای تولید غافل نشدن و از کمیت عبور ننمودن.
اخلاق در اقتصاد یعنی همه خوبی ها و تعالی ها و پیشرفت ها را در سود سرشار ندیدن و در ارائه
خدمات و کالا و علم و دانش و تولید مردم را فراموش نکردن و به فرمان خدای عزوجل عمل نمودن.
اینکه در جامعه ما هر روز از کمیت کالاها و در عرضه با کیفیت خدمات و ضرورت های زندگی مردم
پسرفت می شود عاملی اصلی و اساسی در ور شکست شدن صاحبان کارخانه ها و مراکز تولیدی است.
بسیار قبیع و ناپسند است که کارخانه دار و تولید کننده در بدست آوردن سود از سایر اصناف پیشی بگیرد و خود را در جایگاه عرضه کنندگان محصولات بنجل و بی کیفیت قرار دهد و به سود متعارف خود قانع نباشد و رضایت قدوس حکیم را از یاد برده باشد.
اخلاق در اقتصاد یعنی در زمانه ای که تحریم برکت خداوند را از سفره های مردم ربوده است،
وارد کردن کالاهای قاچاق پشت تولید کنندگان را می شکند و شکم قاچاقچیان را گنده می کند و سرمایه های پاک و طاهر و ناشی از دست رنج مردم را می بلعد و به پول کثیف و تجارت ناپسند و فعالیت های
بنیان برانداز زیر زمینی تبدیل می کند.
مردم در این اقتصاد عاری از اخلاق به سود خود می اندیشند ، تربیت اسلامی را از یاد می برند
نماز را اغفال ساده لوحان می پندارند و زکات را پر کردن جیب دکان داران و تاجران مذهب و سهامداران ریا و دلالان زیاده خواه و قدرت مداران جیفه پرست .
اخلاق در اقتصاد در بر گیرنده بنکداران کوچک و تاجران بزرگ و اقتصاد خرد و کلان است.
ورود کالاهای قاچاق از یکسو و بی تدبیری در ارائه تسهیلات بانکی از سوی دیگر اقتصاد ایران را
به بیماری مبتلا ساخت اما در عوض نانجیبانی بیت المال را بالا کشیدند و بدون آنکه زحمتی متحمل شوند بالش ها و تشکها و صندوق ها و حساب های بانکی خود را از شکست اخلاق در اقتصاد و در انقلاب نوپای مردم پر نمودند.
و بانکها و موسسات پولی و مالی
از دادن پاره ای وام کم بهره برای ازدواج جوانان خود داری می کنند و غافل از اینند که ازدواج خود به اشتغال می انجامد. اما کرورکرور بی حساب و بی ضابطه به کسانی می سپارند که نه اقتصاد می دانند و نه وجدان کاری دارند و نه در تجارت باز کننده قفل مصیبت و مشکلی می باشند.
تحریم درهای تجارت را بروی قدرت های اقتصادی که پوشش دهنده اقتصاد ایران بودند بست و درهای قاچاق و فرصت طلبی را گشود و اسکله های ملی را به اسکله های سازمانها و بخشهایی تبدیل نمود که قدرت را در اختیار دارند و از پشتوانه های معنویت کاذب و بی ارزش هم برخوردار.
اخلاق در اقتصاد یعنی آنکه در دهه ای پیش گفتیم ارزش افزوده در کالاها میبایست ایجاد نمود.
و نباید زعفران را با گونی فروخت و نباید مواد خام را در ازای ارزی محدود روانه کشورهای صنعتی نمود. و نباید در تولید کالایی که توانمندی ما را افزایش میدهد دروازه هایمان را بروی کالاهای بیرونی بازکنیم. اما دوازده سال دیرتر سخن ما را به قانون و دستور مبدل ساختند.
اخلاق در اقتصاد یعنی شرافت نفس در تجارت با خارج و در داخل و روح همبستگی ملی را فراموش نکردن و در جلب اعتماد کشورهای بیرونی کوشیدن و دوری از فریب کاری در صادرات و پرهیز از دغل کاری درمراودات بین المللی .
مثلا" کالاهای صوتی و تصویری ژاپن بسیار با کیفیت و خوب هستند و مردم هرگز این کالاها را فراموش نمی کنند یا کالاهای آلمانی از ضرافت و کیفیت بالایی برخوردارند.
باید دست قاچاقچیان کالا را کوتاه کرد و به اقتصاد دانان مجرب وام اشتغال زایی اعطا نمود .
باید با مطالعه دقیق شرایط محیطی و جغرافیایی به احداث مراکز تولیدی پرداخت.
باید از صاحبان استعدادها و تولید کنندگان با تجربه در این راستا یاری طلبید.
باید با شکستن تحرم ها هزینه ها را کاهش داد و تولید را بالا برد و ثروت زایی نمود.
و این اصل زیر بنایی و سازنده در اقتصاد را فراموش نکرد که هزینه های یک ملت نباید از تولیدات او
بالاتر برود.
اخلاق در اقتصاد دمیدن روح نوع دوستی و همزیستی انسان مدار با شهروندان و هم میهنان و مردم جهان است.


captcha
محمد  | ۱۳۹۲ چهارشنبه ۳۰ بهمن
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
معاد:
معاد طغیان اراده خداوند در دل زمین و در آفاق طبیعت است.
معاد شکستن ستونهای آسمان ها و فرو ریختن اوتاد زمین است.
معاد رشته رشته شدن ارکان سماوات و پودر شدن ذرات اشیاء و ذره ذره شدن کوه ها و از هم پاشیدن چراغهای نور فشان ماه و خورشید است.
وعده های قرآن حق است و تردیدی در آن نیست
آیا ملک مرگ جان مسافران زمین را نمی ستاند
آیا کهولت و کهن سالی چهره های عجوزه و عجوز نساخت و دختران را پیر نکرد
آیا آب شیرین با شور جان انسان و موجودات را حفظ نکرد
آیا خداوند مردگان را از زندگان و زندگان را از مردگان بیرون نیاورد
چونان که حرامزادگانی فرزندان نیکو داشتند و حلال زادگانی فرزندان ناخلف
آیا از آدم فرزند ناخلف برون نیامد و از ابوبکر فرزند خلف
آیا بادهای تند ابرهای تندر زا درهم نیامیخت و رعد و برق از آن خارج نکرد، صاعقه های شدید که عنقریب بینایی را از چشمها برباید.
آیا در تصادف ابرها و در این تصادم اجزای طبیعت باران نبارید و برف فرود نیامد و تگرگ خود نمایی نکرد
آیا زمین پی در پی چو ن مرسلان نصرت آفریدگار به سبزی نگرایید.
آیا علوم و علم طب دانش خود را از قرآن نگرفتند و نطفه های آدمی به کمال نگرایید
آیا نمک زار پلیدی را به نمک تبدیل ننمود چونان که خداوند اعمال بد را به خوب مبدل می سازد.
آیا آب از دل سنگ ها شتک نزد و افشان نگردید
آیا قلوب سخت تر از سنگ ،به بیماری و گرسنگی کودکان سیاه و سیلی خورگان یتیم راضی نشدند.
آیا علم ذره را نشکافت آنچنان که مولا علی فرمود که خداوند آسمانها و فضای بسته را از هم جدا
کرد و جو لایتناهی را آفرید.
آیا رسولان برملا کننده باطن عالم و حقیقت کائنات نیستند
آیا در میان شما از روح خویش خارج نشدند و دیگر بار تولد نیافتند
پس به کدام سو میروید و به کدام برهان معاد را انکار می کنید
امروز انکار کنندگان معاد را افرادی می دانند که از خردی برهان خیز و عقلی صادر کننده دانش
برخوردار نیستند و از ساختمان طبیعت برون نرفته اند .


captcha
محمد  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۲۸ بهمن
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
شیعه:
تاریخ پر از نکبت و شرمساری است از معاویه تا حجاج تا مروان تا تفاله های بنی امیه و بنی عباس تا حکومت های عثمانی و وهابیت شیعه ستیز هیچگاه جوانمردانی حقوق شناس به دفاع از شیعه بر نخواستند و همواره تشیع و آرمانهای او را کوبیدند و پیشوایانش را غیر قابل دسترسی و ملکوتی محض معرفی کردند و بر شیوه سنت گرایان قاپ باز و زیاده خواه و عافیت طلب به نقد بی استدلال بر خواستند.
و از شرح و تفصیل آیه های قرآن که حقیقت طلبان را اندک و سفیهان جنایت پیشه را در کثرت می شمارد گریختند.
عجبا که دشمنان تشیع و پیشوایان این روش زندگانی همواره در اندیشه گزینی و نظریه سازی از
منحرفان جنسی ولو شاعر و خلیفه تاسی می جویند. این نظریه پردازن ورشکسته دین و تجربه
که در درک معانی روح و در فهم دقیق دقایق و زمان بسی از هایدگر ها و هگل ها پس افتاده اند با
توهین و کوچک شمردن امامان حق می خواهند بال پرواز را برکشند و از گرمای تخم های بر نشسته در آشیانه خود بکاهند تا توان پرواز را بیابند.
اهل تسنن را اگر عمری یا بکری بنامند پنداری آنها را به دشنام بسته اند اما جماعت شیعیان به نام علوی و حسینی بودن خود میبالند و فخر می کنند.
نظریه پردازان ورشکسته که ته مانده رسوبی ظرف تئوری پردازیشان به اتمام رسیده است با حمله به ساحت خدای زمین و جانشین حق تعالی می خواهند سفره های فراخ تر و تنبان های گشادتر برای خود تدارک ببینند.
وقتی جملگی حکیمان از درک خطبه ای از خطبه های حضرت در زیر پرها و در حفاظ لاک های خود
فرو می روند چه سخنی در انتقاد از امامت مولا توانند گفت.
همه فرقه های اسلام برای خود بزرگ بینی و رفعت منزلت و علو جاه و ارتقاء پایگاه مذهبی خود به
حضرت تاسی می جویند .
حال چگونه اهل نفاق و گمراه از شاهراه هستی ، سعی خود را در رسیدن به قرب الی الله مشکور
می دانند. هزاران برهان هم نائره خشم و کینه مفلوکان در فرقه های بدعت گذار را به تندرهای وحی فرو ننشاند. هزاران الم و رنج و تبعید و جفا و ستم و شهادت نیز توانگران از طریقت حقه مولا علی را باز نتواند کشاند.
زندان از منظر ما ناخوش و تبعید ناروا و بی عدالتی در حق ادیان جفاست ،
ما به هدایت وهابیت و افتراق سره از ناسره اندیشه اهل سنت خوشتریم.
چه مولا فرمودند پادشاهان نگاهبانان خدا در زمینند و از ظلم بر حذر میدارند و از ستم به یکدیگر
منع می کنند.
خوب است قلم فرسایان در آغاز جهدی بر تاراندن تیرگی درون خود کنند ، سپس به نقد امامت بپردازند . چه مولا از ابلهی که به او دشنام می داد بزرگوارانه می گذشت.
و زنی نبود که قلبش برای او به تپش در نیاید و به نام او تفاخر نکند . چه دوست و چه دشمن.
خواهر عبدود نامدارترین جنگجوی عرب نیز، علی را جوانمردی عدیم النظیر نام نهاد چرا که جوشن
برادر را از تنش بیرون نکرد.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۲۸ بهمن
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
معاد:
معاد یعنی بازگشت به روحی که همگنان بشر و فرزندان آدم از آن خلق شدند و حیات یافتند.
معاد رجعت به میعادگاه الهی است.
معاد رفتن به عرصه ای از حیات پس از گذشتن از جهان است و در حجاب شدن در برزخ و برخاستن از قبر و قائم گشتن برای زندگانی ابدی .
برزخ حایل میان حیات دنیایی و زندگانی همیشگی است.
معاد حقیقتی غیر قابل انکار است ، معاد شربت خوف و شراب هول انگیز خداوند قادر را نوشیدن
است. معاد درک دلهره پس از سختی های مرگ و قبر و برزخ است.
عشق به عدالت و حرمت به شرافت ذاتی خویش و تکیه بر جوهر قداست،
و زمینه سازی برای فطرت قابل شکفتن رهاننده از خشم و غضب حضرت الوهیت است.
چنانکه حافظ گفت:
پیاله بر کفنم بند تا سحر گه حشر
زدل بیرون ببرم هول روز رستاخیز
با تعمق و تفکر به شالوده خویشتن است که معاد خالدون میشود و انسان با شناخت و تامل در آن بدان معتقد می گردد.
معاد حق و خجستگی است، چونانکه آب حیات است و برپا دارنده فرایند بهاران
به زندگان امید میدهد و به معاد باوران جاودانگی می بخشد .
معاد حق است و ارواح طاهر و پاکیزه و نفوس مطمئن و مطمئنه و انفاس قدسی را از ارواح شیطانی جدا سازنده است. ارواح ابلیسی از روح برون شده اند و روح بازگشت کننده به خدای خویش نظیف است و در بر گیرنده آغوش لطیف.
ارواح شیطانی دیگر ارواح نیستند بلکه شرور عالمند و در جایگاه شرارت پیشگان به نزاع با هم
می پردازند.
و ارواح متقیان با کالبدی نو بر سریرهای آرامش و رضایت خداوندگاری تکیه می زنند.
معاد حق است و روحی که رسول خدای را فرمانبردار است و پرتو عشق علی را بدل دارد رستگار است . چرا که رفتگان در این راه و رهروان این طریقت خود جهانی جاودانه خواهند داشت و جامه
آبرو بر کالبد وجود خواهند پوشید.
معاد حق است و آن مصور شدن نیت های پلید و نیت های نظیف است.
خوشا بر احوال توبه کنندگان ، آنها که پس از هر بدی به خوبی می اندیشند و حقوق همسایگان را
محترم می دارند و از ظلم به یتیمان بیزارند و از دشنام به بی گناهان پرهیز می کنند و آنهایی که
عدالت را دوست دارند و آبروی خود را به آبروی دیگران ترجیح نمی دهند و به اموال دیگران چشم طمع نمی دوزند و از دست بردن در حقوق مردم و بیت المال نفرت دارند. و آنهایی که گذشت دارند
و از روی مهربانی ارشاد می کنند و فرزندان مردم را فرزند خود می پندارند و از کشتن نفوس بی گناهان شرمسارند و از ظلم به زندانیان ملولند و در جبران بدی ها تعجیل می کنند و در نیکی به خانواده های بی سرپرست از هم مسارعت می جویند.
معاد حق است ، و روزی عیان خواهد شد ، بسان مرگ که جان قوی و ضعیف را یکسان می ستاند
همانند هوای زمین است همه یکسان تنفس می کنند و همه به یک اندازه از روشنایی خورشید نور و گرمی می گیرند.
خوشا آنان که اهل تقوی هستند ، دزدی نمی کنند ، چشم به حریم دیگران ندارند ، حقوق شهروندی میدانند که چیست. به دختران مردم نارو نمی زنند ، جگرگوشه های خانواده ها را به
فساد نمی کشند ، زندگی لذت بخش و آخرت ساز را برای همه می خواهند دروغ نمی گویند
و اژدهای پلیدیها را می کشند و آتش انتقام جویی ها را خاموش می کنند .
خوشا آنان که سبکبارند ، دانش می اندوزند و علم نفس را به انضمام علوم فرا می گیرند.
خوشا آنان که زیبایی جهان را نابود نمی کنند و بهره بردن از هستی را برای همه یکسان می دانند
و به گرسنگی کودکان سیاه خشنود نیستند و به بی عدالتی در حق ملتها حزینند.
و زرد پوستان را منفور نمی دارند و سرخ پوستان را دوست دارند.
خوشا آنان که از قدرت عدالت می آفرینند و از جامه های هدایت زیبایی می سازند و به دیگران احسان می کنند و قارون را می شناسند و جهان و محیط خود را به سرمایه های خود مزین می کنند.
خوشا آنان که شعور دارند ، بر حق نمی شورند ، در شعاع عصمت رسولان می زیند، خانواده پرورند ، هوس باز نیستند . معرفت دارند قوانین الهی را درک می کنند و می دانند هر عمل عکس الملی دارد و هر اندیشه بازتابی و هر تفکری پژواکی .
خوشا آنان که بسوی عقل کامل می روند ، نقصان در یگانگی روح را نقصان در خویش می بینند
به انسان ستم نمی کنند و حیوانات را دوست دارند و گیاهان را زیبا می بینند و جنگل ها را نمی سوزانند و ستمگر نیستند چه می دانند طبیعت نیز چون خلع خوبی از مردمان را ببیند به انتقام بر می خیزد.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ يکشنبه ۲۷ بهمن
0
0
پاسخ
قدوس حکیم
در صبر گداختم ،در خویش جاری شدم مظروف لطیف
حقا که نماز به فریادم رسید ور نه خاکسترم را باد میبرد و برای دفن ناپیدا بودم
و دودم هستی را در تاریکی فرو میبرد
و بسان دخان بر ارض پراکنده می گشتم
و کودکان از بی زمانی به قعر جاودانگی راه نمی بردند.
در کولاکی سخت به نماز بودم و اشک سحاب یاورم بود
در دامنه صحو از چشمه ساران کوثرجرعه ای ماندگار نوشیدم
جهان به دستانم پنداری که موم بود
برخود نلرزیدم
چونان مولایتان علی از اعماق طبیعت
بر خدای بی منتها فریاد عدالت بر می کشیدم.
و خدایم با صبوری صبر و نمازم را نظاره می کرد.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ يکشنبه ۲۷ بهمن
0
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
و اما بعد:
امروز جامعه دانشگاهی و غیر از سیل اطلاعات سیراب و از انفجار آگاهی پخته اند و سیاست مداران و نجبا و اشراف زادگان ملتها و رهبران امت ها و رییسان ایالت ها، آنها را نادان فرض کردن و به نسیان بردن نتوانند.
روحانیان بلند منزلت شیعه را در عربستان و بحرین و مصر و دیگر بلاد اسلام به زندان می افکنند و
بر حقوق اجتماعی و انسانی و شهروندی آنها می تازند و حرمت آزادی و کرامتشان می شکنند
و هرگز از مظلومیت و حقوق مدنی و مذهبیشان سخنی نیست .
اما دلسوز رشوه خواران و شکنندگان امنیت مردمان هستند.
مدافع حقوق کسانی هستند که با دیپلم استاد و با لیسانس استاد یار دانشگاه شده اند.
مولا علی هم نظم اجتماعی خلفای غاصب را بر هم نمی زد و از رفتنشان به کشور گشایی و
شکستن دروازه های ایران بر حذر می داشت و نهال اسلام را بسیار گرامی می داشت .
مولا اسلام را حراست میکرد و خوب می دانست در روزگارانی مردمانی خردمند و اندیشه ورز خوب رااز بد و اهریمن را از اهورا جدا خواهند نمود.
اکنون رای ما به آزادی زندانیان از روی نوع دوستی و هم آیینی است و حقوق بشر دروغین غربی
و مدافعان آن برایمان معیار نیست و شورایی بدین کار همت خواهد گماشت.
مردی از مردم برای صفوفی چند بخشش می طلبد اما آنان که موجب تحقیر و کشتار جوانان این
مرز و بوم شده اند، خطای خود را نمی پذیرند.
هنوز مردم مغرب و مشرق زمین جنایت ها و تجاوز ها و شکنجه های غربی ها را در سیاه چاله ها و
زندانهای مخوف بلاد و شهرهای خود فراموش نکرده اند.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ يکشنبه ۲۷ بهمن
0
0
پاسخ
بسم الله الله الرحمن الرحیم
علی کیست؟
علی را رسول خدا می شناسد و خدای اعظم.
علی حکیمی است که حکیمان عالم را در شگفتی در آورده و در دریای حیرت وانهاده است
بدانسان که حکیمان و صدرا ارکان امارت های عرفانی و فلسفی خود را با تاسی از بحر بی پایان دانش و فضیلت او بر نهاده اند.
صدرا در حکمت متعالیه سخنی ندارد مگر آنکه مولا در آغازین خطبه خویش به تفصیل از آفرینش عالم و خلقت جو و بر آمدن کف اقیانوس های زمین و فضای لایتناهی و گشایش هستی آسمان سخن گفته است و از نفوس بر آمده از لجن و عقول تجرید یافته از مرداب تفرعن .
علی از خلقت سنگ و همت مور وشهوت طاووس و ستون های کائنات سخن رانده است. از نفس گیاه و از طلوع گل آفتاب گردان و از تواضع موسی کلیم و از گرسنگی عیسی مسیح بدانسان که گیاه می خورد، رنگ سبز گیاه از درون احشای او پیدا بود.
علی عارف بت شکن دهر ، موحد یزدان و شیر بیشه های نبرد و بر زمین افکن گردان بی مغز و پهلوانان وگرگان وحشی و خوف انگیز عرب است که جز علی را یارای دونیم کردنشان نبود.
علی خداوند سخن در زمین و مرشد متفکران کهن دژ و امین امانت گذاران و انیس یتیمان و سجاد شب زنده داران است.
علی مولای زاهدان شب و امیر شیران روز و ساقی شراب نوشان عشق و مهیمن پناه جویان به خدای امامت و امانت خویش است.
علی عدالت گستر در روشنان بدر ، علیم قلمروهای الوهیت و حافظ ملک قرآن و حارس قلعه
اسمای الهی است.
حکیمان به حکمت علی خرسند و مشهورند، عارفان به معرفتش در شگفتندو مسرورند، عالمان در بلندای عصمتش در وجد و در شورند ، عابدان در عبادتش در نیایش و نورند.
علی معلم آگاهی و نبوغ و سرور دانشمندان تاریخ و یکه تاز سلحشور عرصه های جهاد است.
علی دانای شکاف هسته های آسمان و گسترش فضای سماوات است.
و اوست که در قلوب شیعیان می تپد و احدی از جوانمردان و لطیف دلان و حنیفان از دوستی با او ناخرسند نمی شوند و نومید باز نمی گردند.

captcha
محمد  | ۱۳۹۲ يکشنبه ۲۷ بهمن
3
0
پاسخ
سلام
سرکار خانم دکتر فهیمه فرهمند پور
وقت به خیر و سعی شما در راه معرفت بخشی به جامعه دانشگاهی و غیر مشکور.
captcha
محمد  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۷ بهمن
2
0
پاسخ
با سلام
خسته نباشید
سرکار خانم دکتر فرهمند پور خواهر گرامی چرا در مباحث مذهبی ، عقیدتی و اخلاقی
سیما شرکت نمی کنید.
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
پاکدامنی انسان به دل اوست یا پوشش او | گفتگوی دکتر فهیمه فرهمند پور و دکتر هادی بهرامی احسان
 
بنظر شما شبکه های اجتماعی و مجازی بومی تا چه میزان اعتماد عمومی جامعه را برای عضویت و استفاده جوانان خصوصا به خود جلب کرده است؟
زیاد
16%
 
متوسط
17%
 
کم
66%