و من خطبة له ع في التزهيد في الدنيا

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

( 166 ) 102 گفتارى است از آن حضرت دنيا را با چشم زاهدانى بنگريد كه آن را هيچ وابستگى ندارند ، و از آن [ 114 ] روى گردانند . چرا كه ديرى نمى‏پايد كه اقامت يافتگانش را از صحنه بيرون مى‏افكند و عشرت زدگانى را كه احساس امنيت دارند ، با فاجعه روياروى مى‏سازد نه گذشته‏ى دنيا كه روى برتافته ، بازگشتنى است ، نه آينده‏اش چنان شناخته كه بتوان چشم به راه آن زيست . شادى دنيا ، غم آگين نمايد و تكاپوى مردانش را گرايش به سستى باشد . پس فراوانى آن چه شگفتيتان را بر مى‏انگيزد ، دچار غرورتان نسازد ، كه دوران همدمى با آن بسيار كوتاه باشد . ( 167 ) خداى رحمت كند كسى را كه بينديشد ، عبرت گيرد و در روشناى عبرتها بينش يابد ، كه بودهاى اين جهانى ديرى نپايد ، چنان كه در پندار نابود آيد ، اما هستى‏هاى جهان ديگر به زودى چنان رخ نمايند كه نمايشى از جاودانگى باشد . هر آن چه شمارش پذيرد ، پايان يابد ، هر آن چه بتوان در انتظارش بود ، سرانجام بيايد و آن چه آمدنى است هر چند دور بنمايد نزديك باشد . ( 168 ) در بخشى از همان گفتار مى‏فرمايد داناى راستين كسى است كه قدر خويش بشناسد و همين نادنى انسان را بسنده است كه ارزش خود را نداند . بى‏ترديد ، در برابر خداوند از منفورترين مردمان بنده‏اى است كه خدايش به خود وانهاده است ، و بدين سبب ، از راستاى تعادل به يك سو شود و بى‏راهنما ، بپويد . چون به كشت دنيا دعوت شود ، به جان بكوشد ، اما چون به كشت آخرتش فرا خوانند ، به وارفتگى دچار آيد . چنان كه پندارى آن چه كوشش خود را وقف آن كرده است ، او را تكليفى است بايسته و آن چه در آن سستى مى‏كند ، از او ناخواسته . ( 169 ) و بخشى ديگر امروز ، از روزگار نيامده‏اى سخن مى‏گويم كه جز مومن ناب و ناياب و [ 115 ] گمنام را ، راه نجاتى نخواهد بود . هم او كه چون به صحنه در آيد كسى او را نشناسد ، و اگر نباشد ، كسى سراغش را نگيرد . چنين مردمى ، شب پيمايان و ظلمت شكنان را چراغهاى هدايت و پرچم راهنماى‏اند ، نه ياوه سراى‏اند و نه هرزافشان . خداوند درهاى رحمتش را به روى اينان مى‏گشايد و از خشونت خشم خويش دورشان مى‏دارد . ( 170 ) اى مردم ، مى‏بينم كه ، در آينده‏اى بس نزديك ، چنان روزگار شومى بر شما يورش آورد كه در آن اسلام چونان ظرفى با هر آن چه در آن هست واژگون شود . اى مردم ، خداوند از ستم خويش پناهتان داده است ، اما نه تضمينى چنان كه با در آويختنتان با مشكلات ، شما را نيازمايد . اين سخن از آن ذات با شكوه است كه : « در آن فراز تاريخى رهنمودها است و ما آزمون كنندگانيم » . ( قرآن كريم ، سوره‏ى 23 ، آيه‏ى 30 )