و من كلام له ع في ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

13 و از سخنان آن حضرت است در نكوهش مردم بصره سپاه زن بوديد ، و از چهارپا پيروى نموديد بانگ كرد و پاسخ گفتيد ، پى شد و گريختيد 1 . خوى شما پست است و پيمانتان دستخوش شكست . دورويى‏تان شعار است ، و آبتان تلخ و ناگوار . آن كه ميان شما به سر برد ، به [ 16 ] كيفر گناهش گرفتار ، و آن كه شما را ترك گويد ، مشمول آمرزش پروردگار . گويى مسجد شما چون سينه كشتى است . به امر خدا زير و زبر آن در عذاب است ، و هر كه در آن است غرقه در آب . [ و در روايتى است كه : ] به خدا سوگند ، شهر شما غرقه آب شود . گويى مسجد آن را مى‏نگرم ، چون سينه كشتى از آب برون مانده ، يا شتر مرغى بر سينه به زمين خفته . [ و در روايتى : ] چون سينه مرغى در ميان موج دريايى . [ و در روايتى ديگر : ] خاك شهر شما گنده‏ترين خاك است و زمين آن مغاك . نزديكترين به آب و دورترين شهرها به آسمان ، و نه دهم شرّ و فساد نهفته در آن . آن كه درون شهر است زندانى گناه ، و آن كه برون است ، عفو خدايش پناه . گويى شهر شما را مى‏بينم كه از هر سو به آب درون است ، جز كنگره‏هاى مسجد كه برون است ، همچون سينه پرنده كه بر كوهه آب دريا نشسته .