و من خطبة له ع صفة الضال

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

و هم از اين خطبه خدايش مهلت داد تا با جماعت غفلت زدگان در پى هواى خويش باشد و با گناهكاران شب را به روز رساند ، بى‏آنكه به قصد هدفى در راهى گام زند يا امامى او را به مقصد و مقصودى كشاند . و هم از اين خطبه تا كيفر نافرمانيهايشان را برايشان آشكار كرد و از پرده غفلتها بيرونشان آورد ، در اين هنگام ، روى به چيزى نهادند كه به آن پشت كرده بودند يعنى آخرت و به چيزى كه به آنان پشت كرده بود ، روى نمودند . پس ، از آنچه در طلبش بودند ، سودى نبردند و از آنچه نياز خود بدان برآورده بودند ، فايدتى حاصل نكردند . من شما و خود را از چنين حالتى بر حذر مى‏دارم . هر كس بايد از عمل خود سود برد . اهل بصيرت كسى است كه بشنود و بينديشد و بنگرد و ببيند و از حوادث عبرت گيرد ، سپس به راهى روشن قدم نهد . از فرو غلطيدن در پرتگاهها و گم شدن در كوره راهها دورى گزيند . و با اعمالى چون به بيراهه رفتن و در سخن حق تحريف نمودن و از گفتن حقيقت ترسيدن ، گمراهان را بر زيان خويش يارى نكند . [ 349 ] اى آنكه سخن مرا مى‏شنوى ، از مستيت به هوش آى و از خواب گران غفلت بيدار شو و از شتابكاريت بكاه و نيك بينديش در آنچه از زبان پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) به تو رسيده است . سخنانى كه از آنها گزيرى و گريزى نيست . از كسى كه با سخن پيامبر مخالفت مى‏ورزد و به سخن ديگرى گرايش مى‏يابد ، دورى گزين و او را با هر چه خود را بدان خشنود مى‏سازد به حال خود واگذار . نازش و تفاخر را رها كن و كبر و نخوت را فرو نه و به ياد گورت باش كه آنجا گذرگاه تو خواهد بود . هر چه كرده‏اى ، همانگونه كيفر بينى و هر چه كشته‏اى همان مى‏دروى و هر چه امروز پيشاپيش فرستاده‏اى ، فردا فراروى تو نهند . جاى پاى استوار كن و براى آن روز توشه‏اى بيندوز . بترس ، بترس ، اى آنكه سخن مرا مى‏شنوى و بكوش ، بكوش اى انسان غافل . [ كسى تو را چون خداى آگاه خبر ندهد . ] يكى از احكام خداوند در قرآن حكيم ، كه انجام دادن آن سبب ثواب و تركش موجب عقاب است و خشنودى و خشم خدا را در پى دارد ، اين است كه بنده را سود نكند كه خود را در عبادت به رنج افكند و در اعمالش خلوص نيت به خرج دهد ، آنگاه كه از دنيا بيرون رود خدايش را ملاقات كند ، در حالى كه ، يكى از اين گناهان به گردن او باشد و از آن توبه نكرده باشد و آنها چنين‏اند : در عبادتى كه خداوند براى او مقرر كرده كسى را شريك خدا قرار دهد ، يا خشم خود را فرو نشاند به كشتن ديگرى يا كار زشتى را كه ديگرى مرتكب شده بر زبان راند ، يا حاجت خود را با گذاشتن بدعتى در دين برآورده سازد يا با مردم دورويى كند يا دو زبانى . در اينها تعقل كن زيرا هر مثل نشان‏دهنده همانند خود است . چهارپايان ، همه همّشان شكمشان است و درندگان ، همه همّشان تجاوز و حمله به ديگران است و زنان همه همّشان آرايش اين جهان و فساد كردن در آن است . و مؤمنان مردمى فروتن هستند و مؤمنان مردمى مهربان هستند و مؤمنان از خداى ترسان هستند .