و من كلام له ع و فيه ينفر من الغفلة و ينبه إلى الفرار

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

[ 648 ] 19 از خطبه‏هاى آن حضرت است فَإِنَّكُمْ لَوْ قَدْ عَايَنْتُمْ مَا قَدْ عَايَنَ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ وَ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ لَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَايَنُوا وَ قَرِيبٌ مَا يُطْرَحُ اَلْحِجَابُ وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنْ سَمِعْتُمْ وَ هُدِيتُمْ إِنِ اِهْتَدَيْتُمْ وَ بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ اَلْعِبَرُ وَ زُجِرْتُمْ بِمَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ وَ مَا يُبَلِّغُ عَنِ اَللَّهِ بَعْدَ رُسُلِ اَلسَّمَاءِ إِلاَّ اَلْبَشَرُ وهل : زارى ، از باب وهل يوهل آمده است . « اگر شما آنچه را كه مردگان ديده‏اند ببينيد به يقين بى‏تابى و زارى خواهيد كرد و سخنان خدا را شنيده و آنها را اطاعت مى‏كنيد . ولى آنچه گذشتگان ديده‏اند بر شما پوشيده است ، نزديك است كه حجاب بر طرف شود و چنانچه اهل بصيرت باشيد ، بينايتان كرده‏اند و اگر اهل شنيدن باشيد شنوايتان كرده‏اند و اگر اهل هدايت باشيد ، راه را به شما نشان داده‏اند . از روى حقيقت به شما مى‏گويم كه عبرتها بر شما آشكار و روشن شد و بدانچه كه بايد نهى مى‏شديد از آن منع شديد . پس از اين كه انبيا آمدند و پيام حق را رساندند منتظريد كه بعد از آنها فرشتگان آسمان شما را هدايت كنند ؟ » [ 649 ] بايد دانست تا زمانى كه انسان در لفاف بدن پوشيده باشد در حجابى از تاريكى جسمانيّت و كشمكشهاى وهم و خيال قرار گرفته و از مشاهده روشناييهاى عالم غيب و ملكوت محروم است . اين حجاب قابل افزايش و نقصان و قوّت و ضعف است و مردم نسبت به آن داراى مراتبى هستند كه بزرگترين و ضخيم‏ترين حجاب ، حجاب كفر است چنان كه قرآن كريم درباره حجاب كفر چنين اشاره فرموده است : « اَوْ كَظُلُماتٍ فى بَحْرٍ لُجِّىٍّ يَغْشيهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ موَجٌ مِنْ فَوْقهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ » [ 1 ] برابر اين آيه مثل كافر مانند كسى است كه در درياى پر تلاطم قرار گرفته باشد كه موج روى موج مى‏آيد . مقصود از درياى پر تلاطم دنياست كه خطرهاى هلاك كننده دارد . موج اوّل موج شهوات است كه انسان را به صفات حيوانى فرا مى‏خواند و سزاوار اين است كه اين موج تاريك باشد . زيرا دوستى چيزى انسان را كور و كر مى‏كند . موج دوّم موج صفات حيوانات درنده است كه موجب خشم و دشمنى و كينه و حسد و برترى‏جويى مى‏شود و سزاوار اين است كه تاريك باشد ، زيرا غضب عقل را مى‏پوشاند و حق آن است كه بالاترين موج باشد چون غضب بر بيشتر شهوات مسلّط است آن چنان كه اگر غضب شدّت يابد انسان شهوات ديگر را فراموش مى‏كند . منظور از ابرهاى تاريك اعتقادات باطل و خيالات فاسد است كه موجب حجاب بينش كافر از دريافت نور حق مى‏شود . چون خاصيّت حجاب اين است كه جلو تابيدن نور خورشيد را بر چشمان ظاهر بين بگيرد . هر گاه همه اين امور حجاب و تاريك كننده باشد معناى آيه شريفه كه فرمود تاريكيهاى پى‏درپى و بر روى هم قرار دارند روشن مى‏شود . [ 1 ] سوره نور ( 24 ) : آيه ( 40 ) : حجاب آنها همچون ظلمات درياى موّاجى است كه موجها بر يكديگر قرار مى‏گيرند . و بالاى آن را ابرهاى تيره پشت سر هم پوشيده است . [ 650 ] امّا خفيف‏ترين و نازك‏ترين حجاب ، حجاب كسانى است كه گوششان را در مسير اوامر و نواهى خداوند به كار مى‏گيرند و در تصفيه باطن و جلا دادن ضميرشان همّت مى‏گمارند و حجاب غفلت و بى‏خبرى را از خود دور مى‏سازند . بر آنها خورشيد معارف الهى نور افشانى مى‏كند و در وادى دلهاشان آبهاى بخشش پروردگار جريان مى‏يابد و به هر كس به اندازه قابليّتش فيض مى‏بخشد . اين گروه هر چند در رفع حجاب و پاكسازى آلودگيهاى باطل از نفوسشان كوشيده‏اند ولى تا زمانى كه در اين بدن قرار داشته باشند در پرده‏اى ، هر چند نازك و ضعيف ، از حجابهاى جسمانى قرار دارند . ميان اين دو مرتبه ( ضخيم‏ترين و نازكترين حجاب ) درجاتى از حجاب كم و زياد وجود دارد و تفاوت مردم در درك انوار علم و تأثير پذيرى از معارف الهى و آگاهى بر رموز دين ، به تفاوت اين حجاب بستگى دارد . و بر حسب تفاوت همين حجابها وارد شدن در آتش جهنم تفاوت پيدا مى‏كند . چنان كه خداوند تعالى فرموده است : « وَ اِنْ مِنْكُمْ اِلاّ وارِدُها » [ 2 ] . هيچ انسانى از آلودگيهاى اين حجابها نجات نمى‏يابد مگر اين كه از اين بدن رها شود و آن را به دور افكند . در اين صورت است كه خداوند تعالى فرموده است : « تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ اَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ اَمَداً بَعيداً » [ 3 ] . بنابراين هر خوبى و بدى كه براى خود آماده كرده و به مقتضاى استعدادش آن را به دست آورده به ( عين اليقين ) مشاهده مى‏كند امّا مشاهده اين امور قبل از جدايى روح از بدن چنان كه بايد ممكن نيست زيرا بدن مانع آن [ 2 ] سوره مريم ( 19 ) : آيه ( 71 ) يعنى : هيچ يك از شما نيست كه وارد جهنم نشود . [ 3 ] سوره آل عمران ( 3 ) : آيه ( 30 ) : هر نفسى هر آنچه را از خير انجام داده حاضر مى‏يابد و هر چه بدى انجام داده آن را مى‏بيند و آرزو مى‏كند كه ميان او و اعمال بدش فاصله زيادى باشد . [ 651 ] است ، هر چند اعتقاد قطعى برهانى بر حقايق امور را دارا باشد و يا نوعى مكاشفه ، آن چنان كه درباره بعضى از اولياى خدا گفته‏اند داشته باشد . البته اين نوع آگاهى و اطلاع مانند مشاهده است و نه مشاهده خالص حقيقى ، زيرا از نوعى توهّم و خيال جدا نيست و به همين خاطر است كه رسول خدا ( ص ) از قول پروردگار نقل كرده است : « براى بندگان صالح خود نعمتهايى را آماده ساخته‏ام كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر دل انسانى خطور كرده است و بالاتر از آن چيزهايى است كه شما بر آن آگاهى يافته‏ايد » . اين سخن حق تعالى اشاره به نوعى مشاهده خالصى است كه آميختگى ندارد و انسان پس از مرگ با چشم يقين آن را مى‏بيند . گاهى حقايقى را كه اهل مكاشفه در زندگى دنيا كشف مى‏كنند عين اليقين مى‏نامند و درك كسانى كه در اين امور پايين‏تر از اهل مكاشفه‏اند اگر به وسيله احساس باشد و امكان بطلان آن نباشد ، آن را علم اليقين مى‏گويند . گاهى علم يقين در نزد صوفيّه اختصاص مى‏يابد به چيزى كه نفس به تصديق آن ميل دارد و در نهايت بر شخص مسلّط و چيره مى‏شود ، آن چنان كه چيز مورد علاقه ، او را بر كارى وا مى‏دارد و يا منع مى‏كند در اين صورت مى‏گويند فلانى يقينش به مرگ ضعيف است هر گاه در آماده شدن براى مرگ همّت نگمارد گويا به مردن يقين ندارد با وجودى كه در رسيدن مرگ هرگز شك ندارد . و در صورتى مى‏گويند يقينش به مرگ محكم است كه ياد مرگ بر او غلبه كند و تمام كوشش شخص در آماده شدن براى مرگ صرف شود . پس از دانستن اين موضوع سخن امام ( ع ) كه فرمود : فانّكم لو عاينتم ما قد عاين من مات منكم لجزعتم و وهلتم ، قضيّه شرطيّه‏اى است كه امام ( ع ) براى توجّه دادن به اين حقيقت آورده است كه در پشت سر شما سختيهاى آخرت و عذاب‏هايى است كه گذشتگان شما آنها را دريافتند و شما اكنون آنها را مشاهده نمى‏كنيد هر چند آنها را از علوم يقينى [ 652 ] مى‏دانيد . اگر آنها را با چشم يقين مشاهده مى‏كرديد البتّه بى‏تابى و زارى مى‏كرديد و سخن دعوت كنندگان به خدا را مى‏شنيديد و اطاعت مى‏كرديد . اين ملازمه يقين و اطاعت از امورى است كه برهان بر صحّت آن گواه است و خداوند تعالى به حقيقت آن در قرآن اشاره فرموده است كه : « رَبَّنا اَبْصَرْنا وَ سمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالحاً اِنّا مُوقِنُون » [ 4 ] . اين سخن بدان خاطر است كه سختيهاى آخرت را ديده‏اند و زاريشان از اين بابت است . خداوند به آنان پاسخ مى‏دهد : « اَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جائَكُمَ النَّذيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمينَ مِنْ نصير » [ 5 ] . فرموده است : و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا . اين جمله حضرت براى تالى همين قضيّه شرطيّه متّصله ، استثناست . به دليل اين كه چشمان آنها حجاب دارد و نمى‏توانند سختيهاى پس از مرگ را ببينند ، زارى و بى‏تابى نمى‏كنند و اگر هم به زبان قال جزع و فزعى ندارند زبان حالشان زارى و بى‏تابى خواهد بود . فرموده است : و قريب ما يطرح الحجاب در اين جمله « ما » مصدريّه است و مبتداى جمله ، و قريب خبر آن است و در معنى اشاره دارد به بى‏اعتبارى بهانه‏جويى آنها ، آن زمان كه به عذاب تهديد شوند ، و آنها ندانستن را براى كوتاهى در عمل بهانه قرار مى‏دهند زيرا بزودى حجاب بدن كنار خواهد رفت و احوال قيامت و سختيهاى روز رستاخيز بر ايشان آشكار مى‏شود و آن هنگامى است كه آسمان پرده‏هاى خود را از چشم مردم كنار [ 4 ] سوره سجده ( 32 ) : آيه ( 12 ) : خداوندا اكنون ديديم و شنيديم ما را به دنيا برگردان تا از روى يقين عمل صالح انجام دهيم . [ 5 ] سوره فاطر ( 35 ) : آيه ( 37 ) : آيا به شما فرصت نداديم تا تذكّر انبيا را بشنويد و آيا بيم دهندگان نيامدند ؟ اكنون عذاب را تحمّل كنيد كه براى ستمگران ياورى نيست . [ 653 ] بزند . در آن هنگام مشاهده مى‏شود كه جهنّم برافروخته شده و بهشت آراسته گرديده است . اين مضمون كلام خداست كه فرموده است . « وَ اِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ وَ اِذا الجَحيمُ سُعِّرَتْ وَ اذَا الجَنَّةُ اُزْلِفَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ ما اَحْضَرَتْ » [ 6 ] و نيز فرمود : « فَكَشَفْنا عَنْكَ غَطائِك فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ » [ 7 ] . فرموده است : و لقد بصّرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان سمعتم و هديتم ان اهتديتم . اين جمله امام ( ع ) اشاره است به جواب ديگرى و شباهت دارد به آنچه قبلاً به آن اشاره كرديم و آن بهانه اين است كه آنها وجود حجاب را مانع از مشاهده چيزى مى‏دانند كه باعث زارى و بى‏تابى است . توضيح مطلب اين است كه هر چند اكنون حجاب وجود دارد و حقايق پس از مرگ را پوشيده است ولى آنان بر آن حقايق واقفند و با عبرتها و مثلهايى كه بر زبان انبيا جارى شده است حقيقت براى آنها روشن است و مشكلات پس از مرگ را از كتب الهى و سنن انبيا فهميده‏اند و با دلايل واضح و براهين قاطع آنها را دريافته‏اند آن چنان كه گويا آنها را مشاهده كرده شكّى در آنها ندارند ، بنابراين حجاب نمى‏تواند براى آنها بهانه‏اى باشد . در اين كه امام ( ع ) از بين حواسّ پنجگانه اختصاصاً شنيدن و ديدن را يادآورى فرموده‏اند بدان خاطر است كه عبرت گرفتن براى امور آخرت به اين دو بستگى دارد . به كار بردن كلمه هدايت در جمله فوق اشاره به سهمى است كه عقل بدون دخالت ابزار در هدايت دارد ، و اين كه امام ( ع ) « ان شرطيّه » را سه بار در جمله خود به كار برده است به اين معنى است كه با وجود ديدن و شنيدن و [ 6 ] سوره تكوير ( 81 ) : آيه ( 11 ) : در آن هنگام كه پرده از روى آسمان برگرفته شود و در آن هنگام كه دوزخ شعله‏ور شود ، در آن موقع هر كس مى‏داند چه چيزى را آماده كرده است . [ 7 ] سوره ق ( 50 ) : آيه ( 22 ) : ما پرده از كارت برانداختيم و چشم بصيرت بيناتر شد . [ 654 ] هدايت شدن ، در دين و شنيدن و هدايتشان شكّ وجود دارد . و تمام جمله بيان تنفّر از ادامه غفلت آنهاست و يادآوريى اين نكته است كه در عبرت گرفتن بايد از خدا مدد خواست . فرموده است : بحقّ اقول لكم لقد جاهرتكم العبر و زجرتم بما فيه مزدجر . پس از آن كه امام ( ع ) اثبات كرد كه آنها حقايق پس از مرگ را گويا ديده‏اند و شنيده‏اند اين جمله را براى توضيح ديدن و شنيدن آنها آورده است و اين كه با پيشامدهاى ناگوارى كه براى آنها پيش آمده است عبرتها آشكار شده و از پيشينيان نيز عبرت آموخته‏اند و آنچه از مشكلات شنيده‏اند براى پند گرفتن كافى است و آن مشكلاتى كه شنيده‏اند نهى‏هاى پى‏درپى مؤكّدى كه وعده‏هاى ترسناك مى‏دهد و مجازاتهاى مهيّايى دارد كه كمترين آنها موجب عبرت گرفتن براى صاحبان خرد مى‏شود ، چنان كه خداوند تعالى فرموده است : « وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الاَنْباءِ ما فيهِ مُزْدَجَرٌ حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرْ » [ 8 ] . فرموده است : و ما يبلّغ عن اللّه بعد الرّسل السّماء الاّ البشر اين سخن امام ( ع ) اشاره به اين است كه در عالم وجود براى هدايت به سوى حق تعالى جز زبان انبيا راه ديگرى نيست كه مردم را به حق دعوت كند . وقتى دعوت مردم به خداوند متعال از طريق وعده و وعيد و ضرب المثل و يادآورى موارد عبرت انگيز مردمان گذشته ممكن نباشد در اين صورت عذاب بر چنين مردمى رواست . و اين وعده و وعيد و ضرب المثلها و موارد عبرت‏آموز گذشتگان روشن نمى‏شود ، مگر با زبان فرستادگان بشرى ( پيامبران ) . بنابراين پس از ملائكه ممكن نيست پيامهاى الهى جز از طريق انبيا به مردم برسد ، پس قطعاً دستورات انبيا براى توجّه مردم به خدا كافى به نظر مى‏رسد . [ 8 ] سوره قمر ( 54 ) : آيه ( 4 5 ) : از خبرهاى غيبى آنچه كه براى آنها موجب عبرت مى‏شود به آنها رسيده است ، اين اخبار حكمتهاى متعالى هستند ، آيا براى بيم دادن كفايت نمى‏كند ؟