و من كلام له ع قاله لما اضطرب عليه أصحابه في أمر الحكومة

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

[ 27 ] 199 گفتار آن حضرت ، هنگامى كه يارانش در امر حكومت ، با او به مخالفت برخاستند چنين فرمود : أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرِي مَعَكُمْ عَلَى مَا أُحِبُّ حَتَّى نَهِكَتْكُمُ اَلْحَرْبُ وَ قَدْ وَ اَللَّهِ أَخَذَتْ مِنْكُمْ وَ تَرَكَتْ وَ هِيَ لِعَدُوِّكُمْ أَنْهَكُ . لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ اَلْبَقَاءَ وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ نهكتكم : شما را كهنه و خسته كرد . « اى مردم تا كنون امر ميان من و شما بر طبق خواسته من بود تا اين كه جنگ شما را خسته كرد ، و به ضعف و ناتوانى كشاند ، و به خدا سوگند كه اين جنگ بسيارى از شما را نابود كرد ، و برخى را به دست حوادث سپرد ، امّا براى دشمنان شما خسته كننده‏تر بود . ديروز فرمانرواى شما بودم ولى امروز تحت فرمانم ، و ديروز نهى كننده بودم و امروز نهى شده ، شما زنده ماندن را دوست مى‏داريد و من نمى‏توانم ، شما را به آنچه ميل نداريد ، مجبور كنم . » على ما احبّ ، تا كنون چنان كه من دوست داشتم از من اطاعت و پيروى [ 28 ] مى‏كرديد . اسناد دادن نهك : كهنگى به جنگ ، استعاره است براى آن كه جنگ آنها را ناتوان ساخته بود و بعد حضرت آن را به جامه‏اى مانند ساخته است كه بر اثر پوشيدن كهنه شده باشد و جنگ را كه سبب اين ناتوانى است ، به پوشيدن لباس تشبيه كرده است ، و معناى عبارت اين است : در گذشته حال من چنين بود كه مرا اطاعت مى‏كرديد ، تا زمانى كه اين چنين از جنگ خسته شديد . و اللَّه اخذت منكم و تركت ، كنايه از آن است كه جنگ وضع آنها را دگرگون كرده و گويى همين امر براى آنها عذرى شده است كه از زير بار جنگ شانه خالى كنند و با جمله و هى لعدّوكم انهك اراده كرده است كه به بهانه اين عذر كه جنگ آنها را خسته كرده از پاى ننشينند . پس از بيان عذر ياران و پند دادن آنان شكايت آنها را به سوى خودشان برده و آنها را مورد عتاب و سرزنش قرار مى‏دهد زيرا علاوه بر آن كه حرف او را گوش نداده و فرمانش را اطاعت نكردند ، او را به زور وادار كردند كه تن به حكميّت ديگران دهد و در نتيجه شخصى كه در گذشته نه چندان دور ، فرمانده جامعه بود و آنان را امر و نهى مى‏كرد ، اكنون ديگران او را امر و نهى مى‏كنند و اين امرى است بر خلاف وظيفه آنها و كارى است كه بايد آن را انجام نمى‏دادند . و قد احببتم البقاء ، ياران خود را توبيخ مى‏كند كه علاقه به زندگى دنيا آنها را به ترك جنگ وادار كرده است . و ليس . . . . : معناى اين عبارت چنين است : من توانائى بر آن ندارم كه شما را بر آنچه دوست نمى‏داريد ( جنگ ) وادار كنم ، يعنى بر حسب ظاهر بر آن توانايى ندارم اگر چه در صورت وجود مصلحت و اقتضاى شرع ، حق آن را دارم .