و من خطبة له ع يصف جوهر الرسول و يصف العلماء و يعظ بالتقوى

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

( 365 ) 205 گفتارى ديگر بر اين حقيقت گواهى مى‏دهم كه ذات خداوندى ، خود ، عدل است و مجرى عدالت ، و داورى عادلانه‏اش مرزگذار حق و باطل ، و شهادت مى‏دهم كه محمد بنده ، رسول و سرور بندگان او است . هرگاه كه خداوند خلق خويش را به دو گروه تقسيم كرد ، او را در بهترين بخش جاى داد ، در روند پيدايش او نه هيچ آلوده دامنى را [ 243 ] سهمى است ، و نه هيچ هرزه‏اى را شركتى . هشداريد كه خداوند نيكى را اهلى ، حق را استوانه‏هايى و فرمانبرى را نگاهبانانى رقم زده است ، كه بى‏گمان برايتان به گاه هر اطاعت ، از سوى خداوند ياورانى است كه بر زبانها سخن مى‏رانند و دلها را ثبات مى‏بخشند ، چنان كه امدادشان كفايت خواهان را بسنده و شفا جويان را شفاى كامل است . ( 366 ) بدانيد كه آن گروه از بندگان خدا كه پاسدار علم اوى‏اند ، رازهايش را پاس مى‏دارند و چشمه‏هايش را جوشان مى‏سازند ، پيوندشان با هم ، بر اساس ولايت و ديدارهاشان با عشق و محبت است . جامهاى سيراب ساز را به يك ديگر مى‏نوشانند و سيراب بيرون مى‏شوند . در روابطشان نه شايبه‏اى از بدبينى و شك راه مى‏يابد و نه غيبت نفوذ مى‏كند ، سرشت و خويشان بر اين ويژگيها شكل گرفته است و بر اين اساس است تمامى دوستيها و پيوندهاشان . چنين است كه اولياى الهى بذرهاى ممتازى را ماننده‏اند كه در تحولات زمان از غربال تاريخ گذشته‏اند ، با گزينشهاى مكرر امتياز يافته‏اند و با پالايشهاى پى در پى وارسته شده‏اند . آرى ، مرد را بايسته است كه با پذيرش اين حقايق كرامت را آغوش بگشايد و از فاجعه‏اى كوبنده پيش از فرود آمدن بهراسد . و نيز مرد را بايد كه در امتداد راه ، در هر فرود آمدن و منزل كردنى ، همچنان كه در كار بدل كردن منزلى به ديگر منزل است ، كوتاهى روزگار و كمى فرصت در منزل را به خوبى بنگرد و براى سرانجام اين تحول و برآيند شناخته‏ى جا به جاييهاى مكرر ، تلاشى سازنده كند ، زهى سعادت آن كه به يمن داشتن قلبى سالم ، هر آن كس را كه هدايت‏گر او است گوش به فرمان باشد ، و از هر آن كس كه به سقوطش مى‏كشاند دورى كند . و بدين روش با بهره‏ورى از چشم كسى كه او را بينش مى‏بخشد و با فرمانبرى از فرماندهى كه هدايت‏گر او است ، به سلامت راه مى‏يابد و هدايت را پيش از بسته شدن درها و قطع اسبابش فرا چنگ مى‏آورد . همواره با گشودن در توبه ، وسوسه‏ى سقوط در گناه را واپس مى‏زند ، زيرا كه ، هميشه در راه كمال و سعادت راهنمايانى هستند و راه روشن همواره نمايان باشد .