و من كلام له ع قاله عند تلاوته

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

223 و از سخنان آن حضرت است كه هنگام تلاوت يا أيُّهَا الاِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ 1 برگفت انسان از هر سؤالى دليلش بى‏پاتر است ، و از هر فريب خورده عذرش ناپذيراتر . چون به شناخت خود نادان است خود را پسندد . و بر خود نازان است . اى انسان تو را بر گناه چه چير كرده است ؟ و بر پروردگارت چنين دلير ؟ چرا به كشتن خود ناپژمانى 2 ، مگر دردت را درمان نيست ، و يا بيداريت از اين خواب گران نيست ؟ تو كه بر ديگرى مهربانى چرا در كار خود واميمانى ؟ بسا كه يكى را در تابش آفتاب بينى و او را به سايه آرى ، يا بر گرفتارى كه بيمارى وى را گداخته از روى رحمت اشك بارى پس چه تو را بر درد خود شكيبا نمود ، و در مصيبتت توانايى بخشود ، و در گريستن بر نفس خويش كه نزد تو گرانبهاترين جانهاست ، به شكيبايى‏ات امر فرمود ؟ و چگونه بيم كيفرى بيدارت نمى‏سازد كه شبانگاه بر تو بتازد 3 . حالى كه با نافرمانى خدا خود را تباه ساخته‏اى و در پنجه قهرش انداخته . پس سستى دل را با پايدارى درمان كن ، و خواب غفلت ديده‏ات را به بيدارى . و طاعت خدا را بپذير و به ياد او انس گير . و به خاطر آر آنگاه كه تو [ 258 ] روى از او گردانده‏اى او روى به تو گرداند و تو را به خواستن بخشايش از خود مى‏خواند و جامه كرم خويش بر تو مى‏پوشاند ، و تو از او رويگردانى و ديگرى را خواهان . پس چه نيرومند است و بزرگوار ، و چه ناتوانى تو و بيمقدار ، و چه گستاخ در نافرمانى پروردگار . در سايه پوشش او مى‏آرامى ، و در پهنه بخشايش او مى‏خرامى ، نه بخشش خويش را از تو بريده ، و نه پرده خود را بر تو دريده ، بلكه چشم به هم زدنى بى احسان او به سر نبرده‏اى ، در نعمتى كه بر تو تازه گردانيده ، يا گناهى كه بر تو پوشانيده ، يا از بلاييت رهانيده . با نافرمانى اينچنين به نعمتش اندرى پس چه گمان بدو برى ، اگر وى را فرمان برى ؟ به خدا اگر اين رفتار ميان دو كس بود كه در قوّت برابر بودند ، و در قدرت همبر و تو يك تن از آن دو بودى ، نخست خود را محكوم مى‏نمودى كه رفتارت نكوهيده است و كردارت ناپسنديده . سخن به راست بگويم ، دنيا تو را فريفته نساخته ، كه تو خود فريفته دنيايى و بدان پرداخته . آنچه را مايه عبرت است برايت آشكار داشت ، و ميان تو و ديگرى فرقى نگذاشت . او با دردها كه به جسم تو مى‏گمارد ، و با كاهشى كه در نيرويت پديد مى‏آرد ، راستگوتر از آن است كه با تو دروغ گويد و وفادارتر از آنكه با تو راه خيانت پويد ، و بسا نصيحتگويى از سوى دنيا كه وى را متهم داشتى و راستگويى كه گفته او را دروغ پنداشتى 4 . اگر در پى شناخت او باشى در خانه‏هاى ويران ، و سرزمينهاى خالى از مردمان ، اندرزهايى چنان نيكو فراياد تو آرد ، و نمونه‏هايى براى گرفتن پند پيش چشمت دارد ، كه او را همانند دوستى يابى مهربان ، و از بدبختى و تباهى‏ات نگران ، و دنيا خانه‏اى است خوب براى كسى كه آن را چون خانه نپذيرد ، و محلى است نيكو براى آن كه آن را وطن خويش نگيرد ، و همانا فردا خوشبختان دنيا آنانند كه امروز از آن گريزانند . آنگاه كه زمين لرزيدن گيرد و صرصر مرگ وزيدن ، و رستاخيز روى آرد ، با همه هراس كه دارد ، و به هر كيش پيروانش پيوندند و به هر پرستنده پرستندگانش و به هر مهتر فرمانبرانش . پس ديده‏اى در فضا گشاده و گامى آهسته در زمين نهاده نماند ، جز كه در ترازوى داد و محكمه عدالت بنياد [ 259 ] حق تعالى جزايى را كه در خور است ستاند . پس بسا حجت كه آن روز باطل و ناپسنديده باشد ، و دستاويزهاى عذر كه بريده . پس در كار خويش بكوش ، تا عذرى آورى كه پايدار باشد ، و حجتى كه استوار . و آن را بگير كه براى تو مى‏ماند و آن نيكويى كردار است از آنچه براى آن نخواهى ماند كه جهان ناپايدار است و سفر خود را آماده باش و به برق نجات ديده‏گشاده و بارگى جد و جهد را بار برنهاده .