و من خطبة له ع و قد تواترت عليه الأخبار باستيلاء أصحاب معاوية على البلاد و قدم عليه عاملاه على اليمن و هما عبيد الله بن عباس و سعيد بن نمران لما غلب عليهما بسر بن أبي أرطاة فقام ع على المنبر ضجرا بتثاقل أصحابه عن الجهاد و مخالفتهم له في الرأي فقال

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

25 گفتارى ديگر پياپى گزارشها و خبرهايى به حضرتش مى‏رسيد كه سلطه يافتن ياران معاويه را بر شهرهايى از قلمرو حكومت مولا تاييد مى‏كرد . از سوى ديگر ، عبيد الله ابن عباس و سعيد ابن نمران كارگزاران حضرت در يمن نيز شكست خورده از بسر پسر ابى ارطاه ، به حضورش بازگشته بودند . در چنين فضاى دردآورى كه مولا كه بر او درود باد به سبب جهاد گريزى و خودسرى يارانش سخت دلتنگ و آزرده خاطر بود ، بر كرسى خطابه فرارفت و فرمود : ( 49 ) [ 41 ] اينك از قلمرو خلافت اسلامى جز كوفه كه مسايل ناچيزش درگيرم داشته است چيزى به جاى نمانده است . اى كوفه ، با اين گردبادهاى رنج‏آورت ، اگر قلمرو حكومت اسلامى ، تنها در تو خلاصه مى‏شود ، خدات روسياه كند . ( آن گاه حضرت داستان خلافت اسلامى و ميراث پيامبر را ، با اشاره به بيتى از شعر شاعرى ، به تمثيل بيان كردند : ) عمرو ، بنگر مروت ياران ظرف آلوده سهم ما از خوان ( 50 ) ( و سپس ، حضرتش ادامه داد كه : ) به من گزارش رسيده است كه بسر بر يمن چيره شده است . به خدا سوگند كه با چنين اوضاع و احوالى ، به گمان خويش ، آينده را چنين مى‏بينم كه آنان ، با استفاده از نقطه‏هاى ضعف شما ، دولت را در اختيار گيرند ، چرا كه آنان بر محور باطل خويش فراهم‏اند و شما از محور حقتان پراكنده‏ايد ، آنان در راه باطلشان مطيع رهبر خويش‏اند ، اما شما در راه حق خود از رهبرتان سر مى‏تابيد ، آنان در كشور و شهرهاى خود به عمران و آبادى پرداخته‏اند و شما حوزه‏ى حاكميت خويش را به تباهى كشيده‏ايد و هم بدين سبب است كه آنان در رابطه با فرماندهانشان ، نسبت به اداى امانتها و مسئوليتهاشان متعهداند ، اما شما خيانت مى‏ورزيد و كار را به جايى رسانيده‏ايد كه اگر به يكى از شما اعتماد كنم و قدحى چوبين به او بسپارم ، نگرانم كه دستگيره‏ى آن را بربايد . خداوندا من و اصحابم يك ديگر را سخت رنجيده و خسته كرده‏ايم . خداوندا ، به جاى اينان ، مرا يارانى بهتر ارزانى دار و به جاى من ، بر آنان رهبرى بدتر بگمار بار خدايا ، به گونه‏اى كه نمك در آب حل مى‏شود ، دلهاى اينان را در غصه آب كن . به خدا سوگند ، آرزو دارم كه به جاى تمامى شما ، هزار سوار سلحشور چونان سلحشوران بنى فراس پسر غنم مى‏داشتم . گه خطر چو به پيكارشان فرا خوانى سبك به صحنه‏ى رزم آورند رو چو شهاب ( پس از آن ، حضرت از كرسى خطابه فرود آمد . )