و من خطبة له ع بعد غارة الضحاك بن قيس صاحب معاوية على

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

( 58 ) 29 گفتارى است از آن حضرت الا اى مردمى كه بدنهاتان در كنار هم و گرايشهاتان ناهمگون و ناهمسو است ، سخن و شعارتان ، سنگ سخت را نرم مى‏كند و عملكردتان ، ديگ طمع دشمن را به جوش مى‏آورد . در نشستهاى سياسيتان ، طرح كننده‏ى تندترين شعارهاييد و در هنگامه‏ى نبرد جز فرار ، فرار ، شعارى نداريد . [ 46 ] كسى را كه چونان شمايش مخاطبهايى باشد ، دعوتش را هيچ ارجى نماند ، و دلى كه همپاى رنج شما تپيد ، هرگز نياسايد . عذرهاتان پوچ و بى‏راه است و به بهانه تراشيهاى بدهكاران بدحساب مى‏ماند راستى را كه ذليل نمى‏تواند مانع و مدافع ظلم باشد ، و حق جز با تلاشى سخت فرا چنگ نيايد . اگر امروز از خانه‏ى خود دفاع نكنيد ، مى‏خواهيد مرزبان كدام وطن باشيد ؟ اگر همپاى من از پيكار دريغ ورزيد ، دوشادوش كدام رهبر به پيكار بر مى‏خيزيد ؟ آن كه شما فريبش دهيد ، راستى را كه چه ابله و فريب پذير باشد ، و كسى كه با تكيه بر شما آهنگ پيروزى كند ، با كندترين پيكان به ميدان آمده باشد ، و آن كه دشمن را با شما نشانه گيرد ، با تيرى شكسته دشمن را در آماج نشاند . من ، ديگر نمى‏توانم هيچ سخنى از شما را راست بينگارم ، و به يارى شما هيچ اميدى ندارم ، و در تهديد دشمن نيروى شما را پشتوانه ندارم راستى ، شما را چه مى‏شود ؟ دارويتان چيست ؟ و شيوه‏ى درمانتان چه باشد ؟ دشمن كه جز مردانى چون شما نباشد . بس كنيد ديگر اين همه گفتار بى دانش ، غفلت بى‏پارسايى و آزمندى ناروا را