و من كلام له ع يجري مجرى الخطبة و فيه يذكر فضائله عليه السلام قاله بعد وقعة النهروان

متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

( 67 ) 37 سخنى است از آن حضرت كه مى‏توان آن را در شمار خطبه‏ها آورد به هنگامى كه ديگران وامانده بودند من برخاستم و آن روز كه آنان سر در گريبان فرو برده بودند ، گام در صحنه نهادم و زمانى كه همگان به لكنت افتاده بودند و قدرت گفتارشان نبود ، لب به سخن گشادم و در ركودى كه همه بر دست و پاى مرده بودند ، در پرتو هدايت نور الهى پيشرو شدم . آرى ، در مقام حرف و شعار ، صداى من از همه فروتر بود اما در عمل ، برتر و پيشتاز همه بودم . پس بر بال شاهين بعثت ، به پرواز در آمدم و به اوجها پر گشودم و گوى سبقت از ديگران ربودم ، و چونان كوهى استوار و عظيم طوفانهاى هول و تندبادهاى شكننده را تاب آوردم و ايستادم . در سراسر كارنامه‏ام نقطه‏ى سياهى نيست تا عيب جويى با چشم و ابرو امكان اشاره‏اى به سخره بيابد ، يا هرزه گويى سخن به كنايه بگويد . خوارترين افراد جامعه در چشم من عزيز است تا حق او را بازگردانم ، و نيرومندترينها ، ناتوانند تا حق را از آنان باز ستانم . بارى ، با تمام وجود به قضاى الهى خشنودم و در برابر فرمانش تسليم محض . مگر باور كردنى است كه من بر رسول خدا كه درود خدا بر او و خاندانش باد كه نخستين تصديق كننده‏ى اويم دروغ ببندم ؟ با نگاهى فراگرد خويش ناگهان دريافتم كه پيش از بيعت گوش به فرمانم ، و طوق ميثاق ديگرى را بر گردن دارم .