متن ترجمه آیتی ترجمه شهیدی ترجمه معادیخواه تفسیر منهاج البرائه خویی تفسیر ابن ابی الحدید تفسیر ابن میثم

94 جامه كهنه وصله‏دارى را بر تن امام ( ع ) ديدند ، در اين باره با حضرت گفتگو كردند ، حضرت فرمود : يَخْشَعُ لَهُ اَلْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ اَلنَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ اَلْمُؤْمِنُونَ « با آن ، دل ، فروتن و نفس آرام مى‏گردد و مؤمنان از آن سرمشق مى‏گيرند » . امام ( ع ) در مورد پوشيدن آن لباس كهنه سه مطلب را بيان داشته است : فروتنى دل و رام شدن نفس امّاره و به وسيله فقر درهم شكستن نفس . و ذلّت نفس همان درهم شكستن نفس امّاره است و پيروى مؤمنان هم به همان دو منظور اوّل است . 95 امام ( ع ) فرمود : إِنَّ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِيلاَنِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ اَلدُّنْيَا وَ تَوَلاَّهَا أَبْغَضَ اَلْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ اَلْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ « دنيا و آخرت دو دشمن ناسازگارند ، و دو راه مخالفند ، بنابر اين كسى كه دوستدار دنيا باشد و به آن دل ببندد ، با آخرت دشمن و با آن در ستيز است ، و آن [ 496 ] دو مانند مشرق و مغربند ، كسى كه ما بين آنها راه مى‏رود هر چه به يكى نزديك شود از ديگرى دور مى‏شود ، و آن دو ، پس از اين اختلافها به دو زن هوو مى‏مانند . » كلمه : ( العدوّ ) دشمن را از جهت فاصله‏اى كه ما بين دنيا و آخرت وجود دارد براى آنها استعاره آورده است ، و امّا اين كه دنيا و آخرت دو راه مخالفند ، واضح و روشن است . و لازمه وجود دشمنى و اختلاف بين دنيا و آخرت آن است كه دوستدار يكى از آنها دشمن ديگرى باشد . آنگاه امام ( ع ) دنيا و آخرت را به مشرق و مغرب تشبيه كرده است ، وجه شبه مباينت آنها و اختلاف جهت آنهاست ، و طالب دنيا را به كسى تشبيه كرده كه ما بين مشرق و مغرب در حركت است ، وجه شبه عبارت : كلما قرب . . . است زيرا طالب دنيا به هر مقدار در طلب دنيا همّت گمارد به همان نسبت از آخرت غافل مى‏ماند و از آن دور مى‏افتد ، و هر چه در كسب دنيا بيشتر بينديشد ، غفلت و دورى‏اش از آخرت افزون مى‏گردد و بالعكس ، همانند رهروى كه به يكى از دو جهت مشرق و مغرب حركت مى‏كند . و پس از آن ، دنيا و آخرت را به دو هوو تشبيه كرده است وجه شبه نيز اين است كه هر چه به يكى از هووها نزديك شود ، همچون مرد دو زنه از زن ديگر دور مى‏گردد .