ترجمه فارسی به انگلیسی ترجمه انگلیسی به فارسی

wheel bug
(جانور شناسی) ساس چرخ ( Arilus cristatus- بومی امریکای شمالی)
wheel cover
(اتومبیل) قالپاق
wheel horse
1- (گاری یا کالسکه و غیره دارای چند اسب) اسب جلو چرخ 2- (مجازی) آدم پر کار، سختکوش
wheel lock
(قدیمی) 1- تفنگ چخماقی 2- گلنگدن چخماقی، گلنگدن سنگی
wheelbarrow
1- چرخ دستی، فرقون 2- با فرقون حمل کردن
wheelbase
طول وسیلهی نقلیه از محور چرخ جلو تا محور چرخ عقب، فاصلهی دو محور، فاصله محوری
wheelchair
صندلی چرخدار، چرخک، نشینبر
wheeled
1- چرخدار 2- رجوع شود به wheel horse :3- (در ترکیب) - چرخه
wheeler
1- چرخنده، چرخان 2- رجوع شود به wheel horse :3- (در ترکیب) دارای تعداد یا نوع بخصوصی چرخ
wheeler-dealer
(امریکا - خودمانی) اهل زد و بند، دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره، کار چاق کن (سیاسی و غیره)
wheelhouse
رجوع شود بهpilothouse :
wheelie
(شیرینکاری روی دوچرخه و موتورسیکلت و غیره) راندن روی چرخ عقب (درحالیکه چرخ جلو در هوا است)، تک چرخ
Wheeling
شهر ویلینگ (در ایالت وست ویرجینیا - امریکا)
wheelman
(نادر) 1- دوچرخه سوار 2- سکاندار ( wheelsmanهم میگویند) 3- راننده (بهویژه رانندهی اتومبیل سارقین بانک و غیره)
wheelwork
(طرز قرار گیری چرخها و دندهها در ماشین و غیره) چرخبندی، چرخ و دندهها
wheelwright
(کسی که چرخ و وسیلهی نقلیهی چرخدار میسازد یا تعمیر میکند) چرخساز، گاری ساز، چرخگر
wheen
(اسکاتلند) 1- کمی، تعداد معدود 2- بسیار، تعداد کثیر
wheeze
2- خسخس 3- (خودمانی) شوخی تکراری و مبتذل، حرف عاری از لطف و تازگی 1- (سینه یا صدا و غیره) خسخس کردن
wheezy
(سینه یا صدا و غیره) خسخسی، خسخس دار، همراه با خسخس
whelk
(جانور شناسی) صدف حلزونی (انواع صدفهای درشت دریایی که خوراکی هستند بهویژه از تیرهیBuccinidae )