* اين سياه‌پوشي‌ها و پرچم‌ها و لباس‌ها و سياه‌پوش كردن تكايا بدعت است و از زمان معز الدوله در سال 352 هجري آغاز شد و در رحلت رسول خدا و امام علي و امام حسين، كسي به هيچ‌وجه لباس سياه نپوشيد.

نظر شما در اين مورد چيست؟

- استاد حسيني قزويني:

همان‌طوري كه عزيزمان اشاره كردند، نه تنها در شبكه نور، بلكه در شبكه‌هاي ديگر هم در اين ايام ماه محرم شاهد بوديم كه اينها مطالبي را مطرح مي‌كردند و در اين ايام عزاداري امام حسين (عليه السلام)، آنچه كه مربوط به امام حسين (عليه السلام) و شهادت و قيام امام حسين (عليه السلام) بود و جنايات بني أميه و يزيد، در اين شبكه‌ها هيچ خبري نبود. تنها رسالتي كه اين آقايان داشتند، زير سؤال بردن عزاداري امام حسين (عليه السلام) و سينه‌زني براي امام حسين (عليه السلام) و سياه‌پوشي براي امام حسين (عليه السلام) بود و بعضاً هم مطالبي را در رابطه با دفاع از يزيد، به عنوان أمير المؤمنين مطرح مي‌كردند.

من خودم شاهد بودم كه ظاهراً در شب تاسوعا يا عاشوراء، اينها در برنامه زنده‌اي كه در شبكه نور داشتند، كارشناس‌شان با صراحت اعلام كرد:

اين سياه‌پوشي‌ها بدعت است و از زمان معز الدوله در سال 352 هجري آغاز شده است و در مصيبت و رحلت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، نه كسي سياه پوشيد و در مصيبت امام حسين هم كسي سياه نپوشيد.

و شروع كرد به مسخره و إستهزاء كردن كه اين حرف‌ها نادرست است.

من نمي‌دانم چه بگويم! وقتي آدم اينها را نگاه مي‌كند، واقعاً متأسف مي‌شود و نمي‌داند كه به حال اين آقايان گريه كند يا به جهل اين آقايان بخندد. اگر اينها اطلاعاتي ندارند، حدأقل يك جستجويي از طريق اينترنت بكنند و اگر خودشان به اينترنت وارد نيستند، به كساني كه وارد هستند بگويند كه در مورد كلمه سياه‌پوشي و عزاي امام حسين (عليه السلام) و رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جستجو كنند تا ببينند چقدر مطلب در اين زمينه در اينترنت وجود دارد. ما خودمان در سايت‌مان هم مفصل در اين زمينه كار كرديم و قبلاً هم در برنامه‌هايي كه در شبكه سلام داشتم، مفصل در رابطه با مسئله سياه‌پوشي صحبت كردم و حتي يكي از عزيزان‌مان كتابي نوشت در رابطه با سياه‌پوشي در سوگ مردگان و حدود 700 ، ‌800 شد و اين كتاب هم روي سايت وجود دارد.

 

جواب اول:

من در پاسخ اينها عرض كنم كه قضيه سياه پوشيدن در عزاي مردگان، يك أمر فطري و طبيعي است؛ چون سياهي، نماد عزا و غم است. همان‌طوري كه سفيدي و قرمزي و سبز هم نماد شادي است و اين قضيه اختصاص به اسلام و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و امام حسين (عليه السلام) ندارد. شما اگر تاريخ سياه‌پوشي را ببينيد، مي‌بينيد كه در ميان يهوديان و مسيحيان و حتي يونانيان هم بوده است.

اگر به كتاب دائرة المعارف قاموس علم لكل فن و مطلب آقاي پترس بستاني، چاپ دار المعرفة بيروت نگاه كنيد، درجلد 6، صفحه 710 مفصل در رابطه با سياه‌پوشي يهوديان در عزاي عزيزان‌شان مطرح كرده است.

آقاي زمخشري، اديب و مفسر قرن ششم هجري، در كتاب ربيع الأبرار، جلد 3، صفحه 747 در رابطه با سياه‌پوشي مسيحيان در عزاي عزيزان‌شان مفصل حرف زده است.

از فقهاء شيعه هم جناب إبن فهد حلي (ره) كه از فقهاء بزرگ شيعه است، در كتاب التحسين في صفات العارفين، صفحه 15 مفصلاً در رابطه با عزاداري مسيحيان و سياه‌پوشي آنها صحبت كرده است.

آقاي دكتر رجايي بخارايي، از محققان بنام ايران، در كتاب فرهنگ اشعار حافظ، صفحه 210، انتشارات علمي تهران در رابطه با عزاداري مسيحيان و سياه‌پوشي آنها در درگذشت عزيزان‌شان مفصل صحبت كرده است.

در رابطه با عزاداري يونان باستان و سياه‌پوشي آنها هم در دائرة المعارف قاموس علم لكل فن و مطلب آقاي پترس بستاني، جلد 6، صفحه 710 تا 716 مطالبي آورده شده است.

در شاهنامه فردوسي، به نقل از كتاب سياه‌پوشي در سوگ ائمه نور، صفحه 53 مفصل در رابطه با عزاداري ايرانيان و سياه‌پوشي‌ها مطلب گفته است؛ مثلاً سياه‌پوشي براي سهراب، سياه‌پوشي براي رستم، سياه‌پوشي براي بهرام گور.

در رابطه با سياه‌پوشي در ساسانيان و آل بويه در كتاب معجم البلدان، جلد 3، صفحه 443 مطالبي آمده است.

آقاي إبن بطوطه، جهانگرد مشهور اسلامي در قرن هشتم، در كتاب رحلة إبن بطوطة، صفحه 333 مي‌گويد:

مردم آسياي صغير، عادت‌شان بر اين بود كه در مرگ عزيزان‌شان سياه مي‌پوشيدند.

در رابطه با افغاني‌ها هم جناب سيفي هروي در تاريخ‌نامه هرات، صفحه 601 در رابطه با سياه‌پوشي مردم افغانستان مطالبي را آورده است.

برخي از اينها مربوط به قبل از اسلام است و الآن هم به همين شكل است.

جناب پترس بستاني در دائرة المعارف قاموس علم لكل فن و مطلب، جلد 6، صفحه 712 در رابطه با كشورهاي غربي مي‌گويد:

از آنجايي كه سياهي، نماد غم و عزاست، كسي كه عزادار است، لباس سياه بر تن مي‌كند.

 

جواب دوم:

سياه‌پوشي يك مسئله فطري و جهان‌شمول است و اين‌طور نيست كه بگوييد بدعت است و رواياتي هم نداريد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) يا از خلفاء كه بگويند سياه پوشيدن در عزاي عزيزان، بدعت و حرام و خلاف شرع است. نه تنها از اين روايات نداريم، بلكه بالعكس، در صدر اسلام مي‌بينيم كه در عزاي بعضي از بزرگان مانند جعفر طيار (عليه السلام) و حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) بحث سياه‌پوشي مطرح بود.

جناب آقاي زمخشري، اديب و مفسر مشهور قرن پنجم و ششم هجري مي‌نويسد:

بكت بنت أم سلمة علي حمزة رضي الله عنهما ثلاثة أيام و تسلبت.

دختر ام سلمه 3 روز براي حمزه (رضي الله عنه) گريه كرد و لباس سياه پوشيد.

الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج2، ص154

آقايان ببينند كه معناي تَسَلَّبَتْ چيست؟ تمام بزرگان أهل سنت و لغت‌نويسان و ادباء، اين كلمه را معنا كرده‌اند به «جامه سياه بر تن كردن».

در همين كتاب در ماده سَلَبَ آمده است:

خرقة سوداء كانت تغطي رأسها بها.

لباس سياهي است كه بر سر مي‌انداختند.

الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج2، ص154

آقاي زبيدي در كتاب تاج العروس كه از كتاب‌هاي معتبر و مشهور لغت در ميان أهل سنت است، در جلد 2، صفحه 83وقتي به ماده سَلَبَ مي‌رسد‌، مي‌گويد مراد از تَسَلَّبَتْ يعني:

ثوب أسود تغطي به المحد رأسها.

پارچه سياه بر روي سر انداختن.

وقتي جعفر طيار (عليه السلام) شهيد شد، :

لما أصيب جعفر قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم) لأسماء: تسلبي ثلاثا.

وقتي جعفر شهيد شد، پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به أسماء بنت عميس (همسر جعفر طيار) گفت: 3 شبانه روز لباس سياه بپوش.

جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج2، ص697 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج4، ص288 ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج3، ص477 ـ نيل الأوطار للشوكاني، ج7، ص97 ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج9، ص429

جالب اين است جناب ازهري در كتاب غريب الحديث أبو الفرج إبن جوزي مي‌گويد:

أي ألبسي ثياب الحداد السود.

يعني لباس سياه عزا به تن كن.

قال أبو عبيد: السلب اللباس السود التي يلبسه النساء في المأتم.

أبو عبيد مي‌گويد: مراد از سلب، لباس سياهي است كه زنان در عزاداري آن را مي‌پوشند.

غريب الحديث أبو الفرج إبن جوزي، ج1، ص490

آيا از اين بهتر و واضح‌تر؟!

آقاي إبن اثير در كتاب النهاية في غريب الحديث كه از كتاب‌هاي معتبر طراز اول لغت أهل سنت است، در جلد 2، صفحه 387 مي‌گويد:

قال لأسماء بنت عميس بعد مقتل جعفر: «تسلبي ثلاثا ، ثم إصنعي ما شئت» أي ألبسي ثوب الحداد و هو السلاب و الجمع سلب و تسلبت المرأة إذا لبسته و قيل هو ثوب أسود تغطي به المحد رأسها.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بعد از شهادت جعفر طيار به أسماء بنت عميس فرمود: 3 شبانه‌روز لباس سياه بپوش، سپس هر كاري خواستي بكن ... .

جناب آقاي إبن منظور، در لسان العرب، جلد 1، صفحه 473 مي‌گويد:

و في حديث بنت أم سلمة: أنها بكت علي حمزه ثلاثة أيام و تسلبت.

ام سلمه 3 شبانه‌روز بر حمزه گريه كرد و لباس سياه پوشيد.

در مورد معني تسلبت هم مي‌گويد:

التي يموت زوجها أو حميمها، فتسلب عليه و تسلبت المرأة إذا أحدت.

يعني لباس عزا بر تن كردن.

آيا از اين بهتر و واضح‌تر؟! اين آقاياني كه مي‌گويند سياه‌پوشي بدعت است، توجه كنند كه در اين حديث، أمر به سياه‌پوشي شده است.

اما اين‌كه چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور داد 3 روز عزاداري كنند؟ شايد در آن زمان، خصوصيتي داشته است و اگر براي جعفر (عليه السلام) 3 روز عزاداري مي‌كنند، براي امام حسين (عليه السلام) كه جايگاه ويژه‌اي دارد و جگرگوشه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، اگر كسي به اندازه تمام عمر دنيا در عزاي امام حسين (عليه السلام) محزون باشد، باز هم كم عزاداري كرده است.

خلاصه اين‌كه اين آقايان كه مي‌گويند سياه‌پوشي، بدعت است، واقعاً افسانه است و همين حرف‌شان هم بدعت است.

 

جواب سوم:

ايشان كه مي‌گويد: «كسي در عزاي پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، لباس سياه نپوشيد»، بداند كه آقاي حسان بن ثابت انصاري كه از شعراي بنام عصر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بود، در ديوان خود، صفحه 67 كه با شرح و مقدمه عبدا محنا است، مي‌گويد:

يا أفضل الناس! إني كنت في نهر                                 أصبحت منه كمثل المفرد الصادي

أمسي نساؤك عطلن البيوت فما                                  يضربن فوق قفا ستر بأوتاد

مثل الرواهب يلبسن المسوح قد                                  أيقن بالبؤس بعد النعمة البادي

اي بهترين خلق! من با تو در رودخانه وسيع و جوشان بودم و اكنون در فقدان تو، همچون انساني تنها و تشنه مانده‌ام.

زنان تو خانه‌ها را به حال خود رها كرده‌اند و ميخي بر ديوار نمي‌كوبند و كارهاي خانه‌داري را رها كرده‌اند.

همچون زنان راهبه و كشيش‌هاي تارك دنيا، جامه‌هاي تيره و كبود بر تن كرده‌اند.

مسوح، جمع مسح است و معمولا از موي بز آن را مي‌بافتند و تيره و سياه رنگ است و معمولا راهبه‌ها اين لباس تيره را بر تن مي‌كنند به نشانه اندوه بر مصيبت حضرت عيسي (عليه السلام).

اين‌كه اينها مي‌گويند سياه‌پوشي بدعت است و كسي در عزاي گذشتگان و در عزاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) لباس سياه بر تن نكرده است، به اين آدرس‌هايي كه ما داديم مراجعه كنند و ما خوشحال مي‌شويم بيايند بگويند «اين حرف‌هايي را كه فلاني گفته است، در كتاب‌ها پيدا نكرده‌ايم يا بگويند سنداً اشكال دارد و نمي‌توان به آنها اعتماد كرد». كسي كه ادعاي بدعت مي‌كند، بايد دليلي براي اين بدعت بياورد. همين‌طوري و فله‌اي كه نمي‌شود گفت فلان كار بدعت است. بر فرض هم هيچ أمري نباشد، كل شئ لك مباح و اصالة الإباحة جاري مي‌شود و خود إبن تيميه هم صراحت دارد كه إصالة الإباحة در كارها جاري مي‌شود و اصل اوليه در امور، مباح بودن است؛ مگر اين‌كه تحريم آن با دليل ثابت شود. مادامي كه حرمتي از طرف شارع مقدس نيامده، انجام هر عملي مباح است. مثلا اگر الآن شما سوار بر هواپيما مي‌شويد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم نفرموده است كه سوار هواپيما بشويد يا سوار نشويد، پسإصالة الإباحة جاري مي‌شود. چون اگر بنا شود هر چيزي را كه در آن أمري نباشد، بدعت بناميم، استفاده كردن از خيلي چيزها حرام مي‌شود. مثلاً الآن كه از ماهواره استفاده مي‌كنيد يا خطبه‌هاي نماز جمعه را از طريق ميكروفون بيان مي‌كنيد يا براي رفتن به حج، سوار بر خودرو مي‌شويد، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اجازه داده يا أمر كرده است؟ هم‌چنين ده‌ها كاري كه اين آقايان روزانه انجام مي‌دهند هم شامل همين مي‌شود و اگر إصالة الإباحة نباشد وإصالة الحرمة باشد، اين آقايان گرفتار گناه و معصيت هستند.

منبع: valiasr-aj.com

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha