در اين ميان ترسيم تصويري گويا از تحولات بين المللي نقش مهمي در تنظيم رفتار کشورمان در عرصه سياست خارجي خواهد داشت. در اين خصوص گفتگوي روزنامه رسالت با دکتر حسين شيخ الاسلام مشاور امور بين المللي رئيس مجلس شوراي اسلامي و محمد فرهاد کليني تحليلگر ارشد مسائل استراتژيک و بين المللي از نظرتان مي گذرد: 


طي هفته هاي اخير شاهد ظهور و بروز تهديدات تازه اي در عراق هستيم و تحرکات گروه تروريستي داعش با حمايتهاي عربستان سعودي و برخي کشورهاي منطقه و عملکرد پارادوکسيکال مقامات آمريکايي در مواجهه با اين تهديد تروريستي موضوعي است که به سادگي نمي توان از کنار آن گذشت. 


اين در حالي‌است که جمهوري اسلامي ايران خواستار ايجاد آرامش در منطقه و کشورهاي همسايه از جمله عراق است. از سوي ديگر، در نظام بين الملل نيز چالشهاي موجود به قوت خود باقي‌است. به طور کلي چالشهاي موجود ميان ايران و جريان سلطه را چگونه تحليل مي کنيد؟ 

* شيخ الاسلام: در اينجا ما با تقابل "عدالت" و "ظلم " مواجه هستيم. ريشه اصلي تقابل موجود ميان انقلاب اسلامي ايران و استکبار همين مسئله است. انقلاب اسلامي ايران از بدو پيروزي خود دنيايي را ترسيم کرده است که در آن بايد "عدالت" تحققي عيني پيدا کند . اين نگاه عميق منبعث از نظريات و انديشه هاي حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي ايران است. 

فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در ۱۴ خرداد ماه، سالروز رحلت امام راحل (ره) نيز مهر تاييدي بر همين مسئله است. ايشان بر موضوع مردم سالاري ديني و استنباط اين موضوع از بطن اعتقادات اسلامي ما تاکيد فرموده اند.بنابراين ما طرفدار دنيايي هستيم که در آن عدالت و احترام به حقوق مردم و عدم سلطه پذيري و ارزشهايي از اين قبيل جايگاهي اساسي دارد. 

در مقابل دنياي مملوء از عدالتي که جمهوري اسلامي ايران ترسيم مي کند، ما با دنيايي مواجه هستيم که مملوء از ظلم و جور است. دنيايي که در آن جريان استکبار و نمادها و مصاديق آن اعم از ديکتاتوريهاي،شاهنشاهي ها و کشورهاي توسعه طلب در صدد پياده سازي اهداف سلطه گرايانه خود بر جامعه بشري هستند. در مقابل عدالت طلبي جمهوري اسلامي ايران ، ديکتاتورها و ظالمان دنياي امروز که مهم ترين آنها ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستي هستند در مقابل ما ايستاده اند. از اين رو بايد قبل از ورود به مصاديق بحران در خاورميانه و نظام بين الملل و کالبدشکافي آن، در ذهن خود تقابل کلي جريان طرفدار عدالت و جريان طرفدار ظلم را مدنظر قرار دهيم . 


 

مقدمه گويايي را جهت ورود به بحث ذکر کرديد. به مفهوم عدالت و جايگاه والاي آن در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران اشاره کرديد و موضوع مردم سالاري ديني را نيز به عنوان يک موضوع برخاسته از بطن اعتقادات اسلامي ما مدنظر قرار داديد. اين موارد چگونه در تعامل با کشورهاي منطقه و جهان تحقق پيدا کرده است؟ 

* شيخ الاسلام: امروز ما شاهد هستيم که مردم سالاري ديني از جمهوري اسلامي ايران به کشورهاي منطقه مانند افغانستان، سوريه و عراق گسترش پيدا کرده است. اخيرا شاهد برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سوريه بوديم. انتخاباتي که در آن شاهد بوديم مردم مظلوم سوريه با تهديدات سختي از سوي تروريستها مواجه بودند. از سوي ديگر، کشورهاي غربي نيز به دليل شکست در تحولات ميداني سوريه از همان ابتدا دموکراسي و راي مردم را در سوريه نفي کرده و به مخالفت با انتخابات سوريه پرداختند. در اين راستا هجمه هاي تبليغاتي و سياسي و امنيتي زيادي عليه کشور سوريه و راي دهندگان اين کشور وجود داشت. 

در چنين فضايي ملت سوريه با قدرت تمام پاي صندوقهاي راي آمده و با حضور ۷۳ درصدي خود در انتخابات قدرت واقعي خود را به مخالفان راي مردم و آزادي نشان دادند. حضور ۱۷۰ هزار نفري سوريها پاي صندوق هاي راي در کشور لبنان همه ناظران و تحليلگران را حيرت زده ساخته بود. هيچ کس تصور اين حجم از حضور گسترده سوريها پاي صندوقهاي راي را نمي کرد. نکته بسيار مهم اينکه مردم سوريه نسبت به تهديدات جاني و امنيتي که مي توانست هنگام راي دادن گريبانگير آنها شود آگاه بودند و در چنين شرايطي حماسه بزرگ انتخاباتي را خلق کردند. 

در اينجا لازم است اشاره اي دوباره به رويکرد ايالات متحده آمريکا و غرب نسبت به انتخابات سوريه داشته باشم. در هنگام برگزاري انتخابات رياست جمهوري سوريه ، رئيس جمهور و دولتي قانوني بر سر کار بود اما با اين حال مقامات غربي اعلام کردند انتخابات سوريه به دليل عدم امکان برگزاري انتخابات در برخي نقاط درگير عملا قانوني نيست! اين در حالي‌است که در کشور اوکراين پس از سرنگوني يانوکويچ ، عملا دولتي قانوني بر سر کار نبود. همچنين در اوکراين نيز درگيري ها در مناطق شرقي به سخت ترين شکل ممکن ادامه داشت . در چنين شرايطي انتخابات سراسري اوکراين در وضعيتي کاملا نامتوازن و بحراني برگزار شد اما غرب آن را به رسميت شناخت. 

 

اين دوگانگي و پارادوکس ناشي از نگاه ابزارگرايانه غرب نسبت به مقولات آزادي، دموکراسي، راي مردم و صندوق راي است. هم اکنون جمهوري اسلامي ايران اپيدمي راي دادن و توجه به مردم سالاري ديني را در کشورهاي افغانستان، سوريه، عراق و ....فراگير ساخته است. اين خود موفقيتي بسيار بزرگ براي گفتمان عدالت و جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود. 

يکي ديگر از پارادوکسهاي غرب در نوع نگاه به دموکراسي، به موضوع اسرائيل باز مي گردد. مطابق مستنداتي که غرب نيز توان انکار آن را ندارد، ملتهاي منطقه اکثرا ضد اسرائيلي هستند اما غرب طرفدار رژيم صهيونيستي است. به عبارت بهتر، ايالات متحده آمريکا و کشورهاي غربي علنا خود را در مقابل اراده اکثريت ملتهاي منطقه قرار داده اند. در چنين شرايطي بايد از کشورهاي غربي پرسيد که دموکراسي و مردم سالاري مدنظر شما کدام‌است؟! 


 

همان گونه که اشاره شد در نظام بين الملل تحولاتي پيچيده در جريان است. جمهوري اسلامي ايران نيز در سياستهاي منطقه اي و بين المللي خود با چنين تحولات پيچيده اي مواجه است. در چنين شرايطي دامنه تحولاتي که ما با آن در جهان مواجه هستيم طيف گسترده‌اي را شامل مي شود: از تحولات عراق و فعاليتهاي داعش گرفته تا مذاکرات هسته اي با ۱+۵ و تحولات اوکراين و موارد ديگر. تحليل و ارزيابي شما از اين تصوير پيچيده چيست؟ 

*کليني:ما در شرايط جديد با ۴ مولفه جديد رو به رو هستيم... 

 

نخستين مولفه ، روند بحرانهاي جاري در منطقه است. شدت بحران در برخي مناطق خاورميانه در حال فراز و فرود است. آنچه امروز در عراق مي گذرد نيز در همين راستا قابل تجزيه و تحليل است. غرب در صدد است با جابه جايي بحران ، عراق را سوريزه کند.
 
دومين مولفه به کيفيت ديپلماسي رسمي کشورمان باز مي گردد. ديپلماسي رسمي کشور در صدد مديريت نارسايي هاي به جا مانده در پيرامون خود و حل و فصل اين معضلات است. 

سومين مورد به تغيير سياستهاي منطقه اي کشورهاي فرامنطقه اي باز مي گردد. اين مورد اهميت زيادي در ارزيابي و تحليل ما از تحولات بين المللي دارد. با توجه به چگونگي اصلاح استراتژيهاي نظامي و نوع نگاه حاکم در دولت آمريکا، با تاکتيکهاي تازه اي در هسته سياست خارجي ايالات متحده مواجه هستيم. بر اين اساس آمريکا ايجاد نوعي "باز توازن" در منطقه را دنبال مي کند. 

و مولفه چهارم به چگونگي بازي قدرتها با يکديگر باز مي گردد. بر اين اساس تاثير رقابت قدرتها در حوزه هاي ثانويه به منطقه سرريز مي شود و بر همين مبنا تناسب جديدي ايجاد مي شود. 

 

در اين خصوص لازم است به نکته اي اشاره کنم. در دوران جنگ سرد شاهد محدوده نفوذ توافق شده و همچنين بر اساس "نفوذ سنتي" بوديم. پس از دوران جنگ سرد و تحولاتي که در خاورميانه به وقوع پيوست، ديگر غرب نمي توانست از نفوذ سنتي خود در شرايط جديد سخن بگويد. 

وقوع جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ۲۲ روزه غزه منجر به آشفته شدن حوزه نفوذ سنتي غرب در منطقه شد. عدم موفقيت غرب در تغيير نظام سوريه اين روند را تشديد کرد. دخالت غرب در سوريه بر اساس يک سري فرضيات اساسي صورت گرفت. وجه اشتراک اين فرضيات موضوع "تغيير اسکلت بندي ژئوپليتيکي خاورميانه" بود. واقعيت امر اين است که مقامات غربي سعي کردند در لواي بهار عربي و با تزريق بحران و آشفتگي در سوريه، اسکلت بندي ژئوپليتيکي منطقه را در جهت تعريف خود تغيير دهند. امروز شاهد هستيم که تروريسم خفته چگونه دارد خود رادر منطقه آشکارا نشان مي دهد. برخي تحليلگران از همان سال ۲۰۱۰ ميلادي و با آغاز تحرکات سوريه سعي کردند جنس تحولات داخلي اين کشور و مصر را يکسان نشان دهند. 

آنها اعلام کردند که جمهوري اسلامي ايران در سوريه دچار اشتباهات تاکتيکي شده است. اما امروز خطاي تحليل آنها به اثبات رسيده است. هم اکنون چهره واقعي تروريست ها در کشور سوريه و عراق نمايان شده است. همچنين 
هم اکنون بهترين فرصت است تا شگردهاي حاميان سوريه در حوزه ديپلماسي عمومي بيش از پيش براي افکار عمومي مشخص شود. در اينجا لازم است تاکيد کنم که خيلي از بازيگران و کشورهاي منطقه اي بعد از نتيجه گيري از برخي تحولات در صدد تغيير بازي خود هستند. 


 

جناب آقاي کليني؛ تصوير گويا وشفافي را از تحولات منطقه ترسيم کرديد. با توجه به اينکه مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي ۱+۵ همچنان در جريان است و هم اکنون مذاکرات وين ۵ نيز آغاز شده است، نظرتان را در خصوص ديپلماسي هسته اي کشورمان بيان کنيد. 

*کليني: در ترسيم شرايط موجود در خصوص ديپلماسي هسته اي کشور نيز در ابتدا بايد تصويري واقع بينانه از آن ارائه دهيم.در اين خصوص هم ما با چهار مولفه رو به رو هستيم. 

 

نخست اينکه صحنه به وجود آمده در حوزه هسته اي شامل اعتماد افزايي جمهوري اسلامي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي است. 

دوم اينکه صحنه به وجود آمده را بايد در چارجوب ديالوگهاي دو به دويي با اعضاي ۱+۵ مورد تجزيه و تحليل قرار داد.نمونه اين مسئله را در جريان مذاکرات اخير ژنو وخصوصا ملاقات با نماينده روسيه در رم ميان هيئتهاي ايراني با هيئتهاي اعزامي اعضاي ۱+۵ مشاهده کرديم. 

سوم اينکه در تحليل فضاي فعلي لازم است طرح اقدام اوليه ( Action Plan) را نيز مدنظر قرار داد. طرح اوليه اي که اهميت ها و ضعفهاي خاص خود را دارد. 

چهارم اينکه هم اکنون به موازات برگزاري مذاکرات هسته اي، نوعي ديپلماسي رفت و برگشت ميان ايران با ديگر کشورهاي اروپايي تعريف و ايجاد شده است و در اين ميان رفتاراقتصادي دولت آلمان از ارزش خاصي برخوردار است. 

با در نظر گرفتن چهار مولفه ذکر شده، با درک از فضاي عيني منطقه و نسبت متقابل ان با موضوع هسته اي ايران چنين احساس مي شود که در اين خصوص رژيم صهيونيستي و ارتجاع منطقه در صددند تا موضوع هسته اي ايران را به عنوان جرياني دردسر ساز در خاورميانه همچنان حفظ کنند و ترديد کماکان جريان داشته باشد. آنها احساس مي کنند که حل و فصل موضوع هسته اي ايران منجر به تضعيف جايگاه منطقه اي آنان خواهد شد. 

در اين ميان لابي هاي ايدئولوژيک و حرفه اي مانند آيپک نيز اين ترس را دارند که پس از حل و فصل پرونده هسته اي ايران ديگر نتوانند در نسبت ميان ايران و شرايط جهان تاثير مطلوب وارد سازند . از اين رو شاهد هستيم در درون آمريکا برخي جمهوريخواهان تلاش مي کنند دولت آمريکا را در جريان مذاکرات هسته اي با ايران در گوشه رينگ قرار دهند. 


مواضع شبکه فاکس نيوز و افرادي مانند جان بولتون نماينده سابق آمريکا در سازمان ملل متحد و برخي نمايندگان کنگره و سناتورهاي سنا در همين راستا قابل ارزيابي است.اين دسته در برابر سياست برد –برد احساس باخت مي کنند.
 

 

به مواضع برخي جمهوريخواهان تندرو در تقابل با حل پرونده هسته اي ايران اشاره کرديد. رفتار سلبي بازهاي تندروي آمريکايي نشات گرفته از چه نوع نگاهي است؟ فاکتورهاي منطقه اي در نگاه منفي آنها نسبت به موضوع هسته اي کشورمان تا چه اندازه اي دخيل است؟ 

*کليني: اتفاقا فاکتورهاي منطقه اي و رخدادهايي که در خاورميانه و افغانستان رخ مي دهد در نگاه سلبي برخي جمهوريخواهان تندرو بسيار موثر است. هم اکنون جمهوريخواهان شاهد مذاکرات دولت ايالات متحده آمريکا با طالبان در افغانستان هستند. آزادسازي اخير ۵ زنداني طالبان در قبال يک زنداني آمريکايي براي طالبان يک سوژه تبليغاتي محسوب مي شود. البته برخي از جناح هاي طالبان سال ۲۰۰۴ ميلادي با طالبان سال ۲۰۱۴ ميلادي تفاوت دارد و هم اکنون ادعا مي کند که غرب آن را به رسميت مي شناسد.اعضاي تندروي حزب جمهوريخواه اين گونه استدلال مي کنند که وقتي اوباما با گروه طالبان( در سال ۲۰۰۱ با هدف نابوي آن وارد افغانستان شد) مذاکره مي کند، ديگر تکليف مذاکره با قدرتي مانند جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک کشور مخالف سياستهاي آمريکا نيز روشن بوده و اين موضوع نيز ممکن است بزودي اتفاق افتد. از اين رو در صددند به هر نحو ممکن بازي را بر هم بزنند. همچنين آنها در جريان هستند که جمهوري اسلامي ايران اجازه ندارد جريانات افراطي و تندرو در منطقه خود را به ساختار سياسي و اجرايي کشورها تحميل کنند. پيروزي بشار اسد در انتخابات سوريه و برگزاري انتخابات اخير عراق و وجود دولت نوري المالکي منجر به ثبات قدرت ايران در منطقه شده است. در چنين شرايطي کشورهاي فرامنطقه اي در صدد استفاده از توان سلبي خود عليه ايران هستند. 

نکته مهم تر در اين خصوص به توان اجماع سازي جمهوري اسلامي ايران در منطقه باز مي گردد. ايران در اين خصوص نشان داد که چه در سطح داخلي و چه در سطح بين المللي قدرت اجماع سازي دارد. اين قدرت اجماع سازي متمرکز بر کشورهاي مترقي در حوزه جهان اسلام است. همين موضوع سبب شده است تا بازيگران فرامنطقه اي جهت جلوگيري از قدرت تاثيرگذاري و اجماع سازي ايران در جهان اسلام ايجاد اختلاف ميان جهان اسلام و جهان مسيحيت، ايجاد اختلاف ميان شيعيان و اهل تسنن و در نهايت ايجاد اختلاف ميان پيروان تشيع را در دستور کار خود قرار دهند. 


 

جناب آقاي کليني؛ الگوي تحليلي جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با تحولات خاورميانه و نظام بين الملل ، آن هم مخصوصا با توجه به توطئه ها و طرح هايي که از سوي بازيگران فرامنطق‌هاي صورت مي گيرد چگونه بايد باشد؟ 

*کليني: جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با تحولات بين المللي خود بايد از ترکيب قياس و استقراء استفاده کند. به عبارت بهتر، برخي اوقات نيز لازم است از مقايسه کل يا کل ( الگوي سينوپتيکي) استفاده کنيم. 


آنچه مهم است اينکه جمهوري اسلامي ايران بايد در هر کدام از حوزه ها قدرت هوشمندي خود در سطح تحليل را افزايش دهد. در اينجا بايد تاکيد کنم که سياه و سفيد ديدن مقولات بين المللي منجر به خطاي تحليل خواهد شد.

همچنين لازم است ما تعريف درست و صحيحي از متغيرهاي پيش روي خود داشته باشيم. ثابت فرض کردن يک "متغير" نيز خطايي بزرگ در تحليل ما محسوب مي شود. 

به عنوان مثال اشاره کردم که طالبان امروز با طالبان سال ۲۰۰۴ متفاوت است. همچنين بايد رفتار اسپانسرهاي تروريسم در منطقه ، که افرادي مانند هيلاري کلينتون دنبال آنها بوده و هستند نيز به صورتي دقيق مورد واکاوي قرار گيرد. برخي از اين اسپانسرها رفتار ثابتي در منطقه نداشته و ندارند. از اين نبايد به عنوان يک پديده ثابت با آنها برخورد کرد. 


 

جناب آقاي دکتر شيخ الاسلام؛ هم اکنون دور جديد مذاکرات هسته اي ميان ايران و اعضاي ۱+۵،موسوه به مذاکرات وين۵ آغاز شده و در جريان است. تحليل شما از صورت موضوع مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي ۱+۵ چيست؟ در اين خصوص چه مواردي را بايد در نظر گرفت ؟ 

* شيخ الاسلام: اجازه دهيد پاسخ اين سئوال را نيز با استناد به همان سخن اوليه ام مبني بر تقابل ميان جبهه عدالت و جبهه ظلم بدهم. اين تقابل خود را در حوزه هاي مختلفي اعم ازاقتصادي،سياسي،نظامي،حقوقي،تبليغاتي،امنيتي،اطلاعاتي،سايبري و ...نشان مي دهد. در تحليل مذاکرات هسته اي ميان ايران و اعضاي ۱+۵ نيز بايد اين تقابل کلي و سير تاريخي و تحليلي آن را مدنظر قرار داد. مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي ۱+۵ نبرد روي ميز است. به عبارت بهتر، در مذاکرات هسته اي با غرب نيز بايد تقابل ميان دو جريان عدالت طلب و ظالم به طور کامل درک شود. 

در چنين شرايطي سخن حکيمانه مقام معظم رهبري مبني بر بي اعتمادي نسبت به ايالات متحده آمريکا بايد مورد توجه قرار گيرد. نبايد فراموش کرد که ايالات متحده آمريکا که اين بار پشت ميز مذاکره رو در روي ما مي نشيند تغيير ماهيت نداده است. از اين رو در مقابل تاکتيکهاي دشمن کماکان بايد هشيار بود. نکته ديگر اينکه جريان استکبار جهت استمرار ظلم و سلطه گري خود ساختارهايي را مي سازد و ايجاد مي کند. 


اين ساختارها مي تواند فرهنگي، مالي، مخابراتي، حقوقي يا فرهنگي باشد. اين ساختارسازي در موضوع هسته اي جمهوري اسلامي ايران نيز بايد مورد توجه و بررسي قرار گيرد. ما زماني توان هسته اي نداشتيم و در عين حال احساس کرديم به چنين توان ارزشمندي نياز داريم. ما در اين زمينه دست به توليد و ابتکار زديم و در مقابل جريان ظالم و غير عدالت طلب در مقابل ما ايستاد. ما با ايستادگي و دانش خود توانستيم ۱۹ هزار سانتريفيوژ توليد کنيم . 

اين در حالي بود که ما قبلا حتي يک سانتريفيوژ نيز در اختيار نداشتيم و توليد نکرده بوديم. در مقابل، غرب نيز دست به اعمال تحريمهاي ظالمانه در شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ما زد. حتي آمريکا و ديگر کشورهاي غربي به اين تحريمهاي ظالمانه نيز اکتفا نکرده و تحريمهاي غير قانوني يکجانبه اي را نيز عليه کشورمان وضع کردند. هنر مذاکرات هسته اي در اين است که ما توانسته ايم ضمن حفظ توانايي هسته اي خود، از موضوع الزام آور بودن عدم داشتن چرخه سوخت هسته اي براي کشورمان که در قطعنامه هاي شوراي امنيت مطرح شده است عبور کنيم. .ما در چنين شرايطي بايد نسبت به قدرت خود در مذاکرات آگاه باشيم و اين قدرت به دست آمده را ارج بنهيم. 


در موضوع مذاکرات هسته اي، با مسئله اي مهم به نام تعريف نيازهاي عملي مواجه هستيم. بديهي است که زحمات گسترده و فراواني که در مسير دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي در کشورمان کشيده شده است صرفا براي آماده سازي سوخت نيروگاه بوشهر نبوده است. 


براي ما غني سازي کاري تجاري و درآمدزاست. ما در اين راستا به تکنيکها و توانايي هاي صعنتي واقف هستيم. ما مي خواهيم غني سازي اورانيوم را در خاک خودمان انجام دهيم و از طريق آن وارد بازار تجارت و صنعت شويم. به راستي در حالي که آژانس بين المللي انرژي اتمي نهايت نظارت ممکن را بر فعاليتهاي هسته اي کشورمان دارد، چه دليل دارد که ما خودمان نيازهاي اساسي خودمان در حوزه غني سازي را تعريف نکنيم؟جمهوري اسلامي ايران قصد دارد وارد بازار انرژي هسته اي در دنيا شود و اساسا بارها نيز اعلام کرده است که قصد ساخت و دستيابي به بمب هسته اي را نيز ندارد. در چنين شرايطي اساسا جايي براي بهانه جويي هاي غرب باقي نمي ماند. 



دوباره به مسئله حضور داعش در عراق و سوريه و تحرکات اين گروه تروريستي باز مي گرديم . به طور مشخص چه نسبتي ميان ايالات متحده آمريکا و گروههاي تروريستي تکفيري در منطقه مخصوصا داعش وجود دارد؟ 

* شيخ الاسلام: داعش به لحاظ فکري پيرو توسعه طلبي آميخته با تروريسم است که رهبري آن را علماي سعودي و تونسي بر عهده دارند. پياده نظام اين گروه تروريستي را نيز برخي افراد فريب خورده در عراق و سوريه و ديگر کشورهاي منطقه تشکيل مي دهد. اين افراد توسط سران داعش شستشوي مغزي داده مي شوند و فعاليتهاي خود را در ضديت با تشيع ،دين سالاري و مردم سالاري صورت مي دهند. به لحاظ نظامي نيز فرماندهان و نظاميان بعثي وابسته به صدام عملياتهاي اين گروه را طراحي و اجرا مي کنند. واقعيت امر اين است که ايالات متحده آمريکا نه تنها در قبال داعش و تحرکات آن در عراق و سوريه، بلکه در خصوص کل تحولات بين المللي صرفا به منافع خودش فکر مي کند. بر اين اساس هر حادثه يا پديده اي که در مغايرت با منافع آمريکا باشد غير مشروع و غير قانوني و هر موضوعي که با منافع اين کشور همسو باشد قانوني و مشروع است. 
ايالات متحده آمريکا در افغانستان با نمادهاي تروريسم وارد مذاکره شد اما در سومالي با تروريسم جنگيد و در سوريه به تقويت تروريسم پرداخت. در اينجا براي آمريکا تروريسم اهميتي ندارد و صرفا منافع کاخ سفيد است که موضوعيت دارد. ايالات متحده آمريکا خاک کشور سوريه را به مدرسه و دانشگاه پرورش تروريست تبديل کرده است تا به منافع خود دست پيدا کند.تحرکات داعش در راستاي تجزيه عراق و سوريه صورت مي گيرد. موضوعي که تحقق آن از اهداف ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستي است. از اين رو ملت عراق بايددر مقابل اين توطئه هشيار باشد و با وحدت ملي در اين کشور مانع از تحقق اهداف استکبار شود. 


 

جناب آقاي کليني ؛ ايالات متحده آمريکا و تروئيکاي اروپايي در مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي ۱+۵ تا کنون رويکردي مبهم و تاحدودي نامتوازن داشته اند. به نظر شما غرب در مذاکرات هسته اي اخير با ايران بايد چه مولفه هايي را مدنظر قرار دهد؟ 

غرب به خوبي آگاه است که طي سالهاي گذشته پيرامون مسئله هسته اي ايران چه فراز و فرودهايي طي شده است. اين فراز و فرودها در حوزه چانه زني ايران و غرب بر سر مسئله هسته اي خود را بروز داده است. غرب بايد اين حقيقت مهم را درک کند که سياست مذاکره با ايران بر اساس انعطاف يکطرفه ديگر پاسخگوي شرايط جديد نيست. بر اين اساس غرب در مذاکره با ايران نياز به نوعي انعطاف برابر و خردمندانه دارد. در اين برهه "واقع گرايي" مفهومي مهم و کاربردي محسوب مي شود. در اين خصوص ضروري است غرب تغيير مختصات نقطه تفاهم با ايران را درک کند و از آن گذشته، نسبت به وضعيت موجود و آينده درکي درست داشته باشد./سیاست ما

 

 

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
خاورميانه روزهاي سختي را سپري مي کند. تحرکات اخير گروه تروريستي داعش در عراق دغدغه هاي زيادي را در جهان اسلام و نظام بين الملل برانگيخته است. از سوي ديگر، مذاکرات هسته اي ايران و اعضاي ۱+۵ نيز کماکان به موضوعي محوري در سياست خارجي کشورمان تبديل شده است.
 
بنظر شما حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو محصول کدامیک ازرفتارهای زیر از سوی مسئولین است؟
صداقت و مطابقت گفتار ورفتار
41%
 
رعایت ارزشها در تعاملات سیاسی
14%
 
خدمتگزاری موثر و حصول نتایج عملی در حوزه وظایف
44%