مناظره امام هادي (ع) با متوكل عباسي

بازدید : 3,489
۱۳۹۱ پنج شنبه ۲۵ آبان

 

از امام هادی ـ علیه السلام ـ نزد متوكّل سعایت كردند كه در منزل او اسلحه و نوشته‌های تحریك برانگیز و اشیای دیگر است كه از شیعیان او در قم به او رسیده و او عزم شورش بر ضد دولت دارد. متوكل گروهی را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه امام هجوم بردند، ولی چیزی به دست نیاوردند، آن گاه امام ـ علیه السلام ـ را در اطاقی تنها دیدند كه در به روی خود بسته، جامه پشمین بر تن دارد و بر زمینی مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است.
 
امام را با همان حال نزد متوكل بردند و به او گفتند: «در خانه‌اش چیزی نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم كه قرآن می‌خواند.
 
متوكل چون امام ـ علیه السلام ـ را دید، عظمت و هیبت امام ـ علیه السلام ـ او را گرفت و بی‌اختیار حضرت را احترام كرد و در كنار خود نشاند و جام شرابی را كه در دست داشت به آن حضرت تعارف كرد! 
 
امام ـ علیه السلام ـ سوگند یاد كرد و فرمود: «گوشت و خون من با چنین چیزی آمیخته نشده است، مرا معاف دار!
 
متوكل از تقاضایش منصرف شد ولی برای این كه امام ـ علیه السلام ـ را در نظر جمع سبك جلوه دهد گفت: پس شعری بخوان! 
 
امام فرمود: من شعر، كم از بر(حفظ) دارم. 
 
گفت: باید بخوانی. 
 
امام ـ علیه السلام ـ اشعار زیر را خواند: 
 
باتُوا عَلی قُللِ الجِبالِ تَحرُسُهُم غُلْبُ الرّجالِ فَما اَغْنَتهُمُ القُلَلُ 
 
وَ اسْتَنزَلُوا بَعدَ عِزٍّ عن َمَعاقِلِهِم فَاُوَدّعُوا حُفَراً یا بِئسَ مانَزَلُوا 
 
ناداهُم صارِخٌ مِن بعدِ ما قُبِرُوا اَیْنَ الاَساوِرَ و التّیجانُ وَ الحُلَلُ؟ 
 
اَینَ الوُجوهُ الّتی كانَت مُنعِمَهً مِنْ دُونِها تَضْرِبُ الاَستارُ وَ الْكُلَلُ؟ 
 
فَافصَحُ القَبرُ عَنهُم حینَ ساءَ لَهُم تِلكَ الوُجُوهَ عَلَیها الدَّود یَقتَتِلُ 
 
قَد طالَما اَكَلُوا دَهراً وَ ما شَرَبُوا فَاَصْبَحُوا بَعدَ حُلولِ الاَكُلِ قَد اُكِلُوا 
 
وَ طالَما عَمَّروا دُوراً لِتَحَصُّنِهِمْ فَفارَقُوا الدّوَر عَلَی الاَعداءِ وَ ارْتَحِلُوا 
 
اَضْحَتْ مَنازِلُهُم قَفْراً مُعَطَّلَهً وَ ساكِنُوها اِلی الاَجْداثِ قَدْ رَحَلُوا 
 
ترجمه: (زمامداران جهانخوار و مقتدر) بر قله كوهسارها شب را به روز آوردند، در حالی كه مردان نیرومند از آنان پاسداری می‌كردند، ولی قلّه‌ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ) برهانند. 
 
آنان پس از مدتها عزّت‌ از جایگاه‌های امن به زیر كشیده شدند و در گودال‌ها (گورها) جایشان دادند؛ چه منزل و آرامگاه ناپسندی!
 
پس از آن كه به خاك سپرده شدند، فریادگری فریاد برآورد: كجاست آن دست بندها و تاجها و لباسهای فاخر؟ 
 
گور به جای آنان پاسخ داد: اكنون كِرمها بر سر خوردن آن چهره‌ها با هم می‌ستیزند!
 
آنان مدت درازی در دنیا می‌خوردند و می‌آشامیدند، ولی امروز آنان كه خورنده همه چیز بودند، خود خوراك حشرات و كرمهای گور شده‌اند! 
 
چه خانه‌هایی ساختند، تا آنان را از گزند روزگار حفظ كند، ولی سرانجام پس از مدتی این خانه‌ها و خانواده‌ها را ترك گفتند و به خانه گور شتافتند! 
 
چه اموال و ذخائری انبار كردند، ولی همه آنها را ترك گفتند و آنها را برای دشمنان خود واگذاشتند! 
 
خانه‌ها و كاخهای آباد آنان به ویرانه‌ها تبدیل شد و ساكنان آنها به سوی گورهای تاریك شتافتند! 
 
تأثیر كلام امام ـ علیه السلام ـ چندان بود كه متوكل به سختی گریست، چنان كه ریشش تر شد. دیگر مجلسیان نیز گریستند. 
 
متوكل دستور داد بساط شراب جمع كنید و چهار هزار درهم به امام ـ علیه السلام ـ تقدیم كرد و آن حضرت را با احترام به منزل برگرداند.(1)
 
 
پی نوشتها:
1- مسعودی، مروج الذّهب، بیروت،‌دار الاندلس، ج 4، ص 11؛ شبلنجی، نور الابصار، قاهره، مكتبه المشهد الحسینی، ص 166؛ سبط ابن الجوزی، تذكره الخواص، نجف، المطبعه الحیدریه، 1383 هـ .ق، ص 361؛ ابن خلكان، وفیات الاعیان، منشورات شریف رضی، 1364 هـ .ش، ج 3، ص 272؛ قلقشندی، مآثر الأناقه فی معالم الخلافه، الطبعه الثانیه، مطبعه حكومت الكویت، ج 1، ص 232.
 
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
نظرات بینندگان
انتشار یافته : 5
سعید اردستانی  | ۱۳۹۲ سه شنبه ۱۰ دي
0
0
پاسخ
سلام علیکم
خیلی عالی
کم و کوتاه و مفید و مؤثر
خدا انشاءاله خیرتان دهد
captcha
علی  | ۱۳۹۲ چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت
2
0
پاسخ
کاش به جای ترجمه شعر از این شعر استفاده میکردید
چه بسیار مردان پر قدرتی ................ که در این جهان از پیِ راحتی

به کوه و کمر قصرها ساختند ................... همه قصرها را بیاراستند

در اطراف هر قصر از بیم جان................ گروهی مسلح نگهبان‏شان

که تا این همه قدرت و ساز وبرگ ..... کند دور آن مردم از دست مرگ

ولی مرگ ناگه رسید و گرفت .................. گريبان آن نابکاران زشت

چو گیرد گریبان گردن‎کشان ................ به ذلّت برون راند از قصرشان

به همراه اعمال خود عاقبت ...................... برفتنــد در منـزل آخـرت

شده جسم آن نازپروردگان ............... هم‎ آغوش خاک، از نظرها نهان

از آن زشت کاران افسرده‏حال ........... به بانگ بلندی شود این سؤال

چه شد آن همه سرکشی و غرور؟ ....... که صورت نهادید بر خاک گور؟

چه شد آن همه خودپسندی و ناز؟ .... که گشتید با بی‏کسان هم‏تراز؟

چه شد چهره‏هایی که آراستید؟ .......... سر و صورتی را که پیراستید؟

اَجَل چشم بی شرم‏تان را ببست؟ ... به رخسارتان خاک ذلّت نشست؟

نه تخت و نه بستر، نه آسایشی .......... نه عطر و نه زیور، نه آرایشی

به جای کِرِم‏های مردم‏پسند ............... بر آن چهره‎ها کرم‎ها می‎خزند

نهادید دارایی خویشتن ....................... نبردید با خود به غیر از کفن!

captcha
ناشناس  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۲۳ ارديبهشت
2
0
پاسخ
فک کنم منظور بهشتی از چشمهاشون چشمهای جمع حاضر در مجلس بوده.بعدم به چه چیزایی گیر میدیداااااااا
captcha
بهشتی  | ۱۳۹۱ چهارشنبه ۲۲ آذر
5
2
پاسخ
سلام هارون الرشید نسبت به آدمهای امروز اون قدر هم سنگ دل نبوده یه شعر امام باعث جمع شدن بساط شراب میشه و اشک از چشمهاشون جاری

اما ما چی ؟ میدونیم خیلی چیزها رو اما...
ممنون خیلی خوب بود
captcha
پاسخها
ناشناس  | ۱۳۹۲ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
آقای بهشتی منظورت متوکل عباسی بود دیگه انشاالله
محمد  | ۱۳۹۲ دوشنبه ۲۳ ارديبهشت
کسی که امام معصوم رو میکشه پست ترین مخلوقات خداست،میدونم غرضی ندارید محض تذکر خواستم بگم.
ضمنا "چشم" این مردک رو جمع نمیبستید بهتر بود!
محمد . پ  | ۱۳۹۱ پنج شنبه ۲۵ آبان
15
1
پاسخ
از دست اند کاران درج این گفتگو ی تکان دهنده تشکر می کنم و امیدوارم کلام آن امام عالی مقام که حتی متوکل ظالم عباسی را هم تحت تاثیر قرار داد همه ما را نیز تحت تاثیر قرار دهد تا به اطرافیان خود ستم نکنیم .
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
مناظره امام هادي (علیه السلام) با متوكل عباسي
 
کدامیک از فضاهای تربیتی درتربیت دینی اهمیت و الویت بیشتری دارد؟
تربیت دینی افراد جامعه در خیابان ومحیط کسب وکار
10%
 
تربیت دینی فرزندان در مدرسه ودانشگاه
16%
 
تربیت دینی فرزندان در خانه وخانواده
73%