محمد بیداریان یکی از موفق ترین چهره های ورزشی شنا در سال های گذشته بوده است. او که در آستانه موفقیت در بازی های آسیایی 2010 گوانگجو بود، به دلیل تغییر و تحولات مدیریتی به حاشیه رانده شد و از ورزش قهرمانی خداحافظی کرد. حالا مدتی است که بیداریان به عنوان مربی مدرسه شنا به دنبال کشف و پرورش استعدادهاست. برای بررسی حال و روز شنای ایران، دلایل عقب ماندگی و راهکارهای توسعه این ورزشی به گفت و گو با محمد بیداریان نشستیم. شرح این گفت و گو را می خوانید:

 

 

*شما در مسابقات آسیایی و بین المللی بسیاری شرکت کردید، چرا در بازی های آسیایی و جهانی مدال نگرفتید؟

این سوال درست نیست. من در سطح اول آسیا مدال گرفتم. از سال 2009 شنا پیشرفت خوبی داشت. همان سال در مسابقات جهانی رکوردهای خوبی جابجا شد. توانستیم در مسابقات داخل سالن آسیایی در ویتنام در ماده های چهار در 50 متر مختلط تیمی و چهار در 100 متر آزاد تیمی رکورد بزنیم. شناگرانی که توانستند در در سال 2009 نتایج خوبی بگیرند، شش یا هفت سال با هم بودند و با هم در مسابقات مختلف شرکت می کردند. می توان گفت که شناخت کاملی از هم داشتند. سعید آشتیانی، کامل دیلانچیان، محمد علیرضایی و من در چهار در 50 متر مختلط، و پاشا وحدتی، سعید آشتیانی، امین نوشادی و من در ماده چهار در 100 متر توانستیم رکورد تیمی را بزنیم. ما نزدیک شش یا هفت سال با هم تمرین کردیم تا به موفقیت در مسابقات داخل سالن آسیایی برسیم. مسابقات رسمی ما از بازی های غرب آسیا در سال 2005 آغاز شد. اگر به طور غیر رسمی در نظر بگیریم ما از سال 2003 با آقای خبازیان(سرمربی اسبق شنای ایران) تمرین می کردیم. ما قبل از آن در مسابقات زیادی شرکت نکرده بودیم ولی به دلیل پشتوانه و هماهنگی که با هم داشتیم، به نوعی با هم یکی شده بودیم. تمرینات ما به صورت دو جلسه صبح و بعد از ظهر در استخر آزادی برگزار می شد. هیچ مبلغی دریافت نمی کردیم و به خاطر علاقه خودمان شنا می کردیم. من و نوشادی از هشت سالگی با هم در همه مسابقات شرکت می کردیم. برای بازی های آسیایی قطر یک اردو در مجارستان داشتیم.

 

* ترکیب تیم ملی شنا در آن سال ها به مسابقات زیادی اعزام می شد. شنا از 2005 تا 2009چند سفر خارجی داشت؟

نمی توانم بگویم چند سفر خارجی رفتیم ولی دو دفترچه پاسپورتم کاملا پر شد. حداقل تا بازی های آسیایی قطر سه مسابقه برون مرزی رفته بودیم. یکی مسابقاتی که در تایلند برگزار شد و بعد اردوی مجارستان و انگلیس بود. توانستیم در بازی های آسیایی بعد از انقلاب در دو رشته تیمی به فینال راه پیدا کنیم. روند شروع ما خوب و ادامه دار بود. سال 2007 به کرواسی رفتیم و با تیم ملی کرواسی تمرین کردیم. از سال 2007 دید خوبی نسبت به شنا در فدراسیون ایجاد شده بود. مسئولان به این نتیجه رسیدند که شناگران ایران باید در کنار بزرگان دنیا تمرین کنند. این خیلی خوب بود و استارت موفقیت های زده شد.

 

* خیلی ها معتقدند اردوی برون مرزی برای رشته ای مثل شنا توجیهی ندارد. شما در کمپ های خارجی چه می کردید؟

بستگی دارد که چه هدفی از کمپ داشته باشیم. علت اصلی اعزام در آن سال ها این بود که مسابقات شنای زیادی در کرواسی برگزار می شد. ما در کمپ کرواسی با تیم ملی این کشور تمرین می کردیم. آن ها به هر کشوری این اجازه را نمی دهند و این شروع خوبی برای ما بود. قبل از اعزام به کرواسی در بلغارستان هم زیر نظر مربی تیم ملی و خشایار حضرتی کمپ داشتیم. یادم می آید احسان حدادی هم در آنجا کمپ ارتفاع رفته بود. آشنایی ما با تیم ملی کرواسی از همین کمپ و اردوهای خارجی شروع شد. سرمربی تیم ملی کرواسی در آنجا سر تمرینات ما می آمد و تکنیک های ما را درست می کرد. در سال 2008 محمد علیرضایی توانست ورودی المپیک را بگیرد. دلیل آن موفقیت هم به خاطر این چنین تمرینات و حضور در کنار شناگران بزرگ دنیا بود. بعد از المپیک برای مسابقات جهانی مستقیم به کرواسی رفتیم و سه ماه در کرواسی تمرین داشتیم. در این سه ماه در کرواسی اجازه می دادند در مسابقات رسمی این کشور به عنوان شناگر آزاد شرکت کنیم. در مسابقات مسافت کوتاه مجارستان هم شرکت کردیم. بعد از آن به رم رفتیم. رکوردها در آنجا خیلی خوب بود. همه این برنامه ها زمینه موفقیت شنای ایران را در آن سال ها پدید می آورد. خیلی از رکوردهای ماندگار در مسافت بلند برای سال 2009 است. ما تیم بسیار یک دستی داشتیم که سال ها در اردوهای برون مرزی خوب تمرین کرده بود.

 

*این برنامه ها و روند رو به رشد شنای ایران کجا قطع شد؟

بعد از مسابقات داخل سالن آسیا و تغییر مدیریت که مرادی رفت و آیت اللهی آمد، روند ادامه دار بود تا اینکه اختلافات سیاسی بین فدراسیون و کادر فنی تیم ملی به وجود آمد و مربیان استعفا دادند. بعد از آن تمرینات مستمری نداشتیم ولی ارتباط فدراسیون با کوتوروویچ قطع نشد. ما دوباره به کرواسی اعزام شدیم. با این تفاوت که محمد علیرضایی سه ماه و بقیه اعضای تیم ملی سه هفته آنجا تمرین کردند. تبعیض از زمان آیت اللهی شروع شد. بعد از آن در تمرینات چیز خاصی یاد نگرفتیم و با این شرایط برای مسابقات سال 2010 آماده شدیم.

در سال 2010 که در دو رشته انفرادی به فینال رسیدیم به خاطر حضور محمد علیرضایی در کرواسی بود. اگر بقیه شناگران هم مثل محمد علیرضایی سه ماه در کرواسی تمرین می کردند، مسلما نتیجه ما خیلی بهتر از پنجمی می شد. می توانستیم حتی مدال بگیریم ولی متاسفانه به دلیل دید محدود و عدم دید فنی به شنا فقط یک نفر به فینال رسید و آن هم نتوانست مدال بگیرد. بعد از آن شنا ضربه خورد و آیت الهی از فدراسیون رفت.

 

*بعد از موفقیت شنا در گوانگجو چه عواملی موجب افول این رشته شد؟

نداشتن ثبات. از سال 1392 در فدراسیون ثبات مدیریت نداشتیم و هر شش ماه سرپرست عوض می شد. در زمان ریاست آیت الهی بزرگان شنا از فدراسیون شنا کنار گذاشته شدند. به خاطر اختلاف سیاسی آقای خبازیان کنار گذاشته شد. اجازه ندادند محسن سمیع زاده و خشایار حضرتی کار کنند و جمع کردن تیم ملی و بزرگان شنا دور هم خیلی سخت شد. در زمان آیت الهی هر کسی هر وقت دوست داشت سر تمرین می آمد. دستورات فرستاده می شد و یک نفر درست یا غلط دستورات را اجرا می کرد. بخاطر همین نظارت روی تیم ملی نبود. اما بعد از رفتن او در زمان آقای جعفری یک مقدار تیم ملی شکل گرفت و مسابقات ما برای المپیک لندن شروع شد. بهترین مسابقات ما بعد از زمان آقای مرادی مسابقات دبی بود که رکوردهای شخصی به دلیل برداشته شدن یک سری از موانع خیلی پایین آمد. بهترین زمان من در 200 متر در آن مسابقات زده شد. بعد از آن مسابقات روند خوبی داشتیم. بعد از المپیک با روی کار آمدن محسن رضوانی شرایط خوب شد چون حداقل فدراسیون ثبات پیدا کرد و این ثبات توانست دوباره تیم ملی و کادر فنی را تشکیل دهد. بعد از روی کار آمدن محسن رضوانی ما دوباره در مسابقات داخل سالن شرکت کردیم. بعد از آن یک وقفه کوتاه مدت اتفاق افتاد تا تیم ملی به شکل بهتری ایجاد شود. شناگران تیم ملی از دی ماه سال گذشته آرام آرام تمرینات خود را برای بازی های آسیایی اینچئون شروع کردند.

 

*شاید شما شناگری باشید که در سال های اخیر بیشترین تعداد مسابقات را شرکت کردید و از نزدیک ورزشکاران شاخص را دیدید، واقعا شناگران کشورهای توسعه یافته چه تفاوتی با شناگران ایران دارند؟

ما با قهرمانان جهان از نظر بدنی و ژنتیکی تفاوتی نداریم. ما استعداد داریم چون اگر استعداد نداشتیم هیچ وقت به بازی های آسیایی نمی رفتیم و در مسابقات آسیایی مدال نمی گرفتیم. ساختار بدنی ایرانی ها با دیگر سایر شاگران تفاوتی ندارد. حتی تمریناتشان هم یکی است. تمرینات استقامت، بدن سازی و ... مثل هم است. تفاوت ما شاید به خاطر نداشتن امکانات کافی و بودجه باشد. در ایران همه کارهای مربوط به آمادگی شناگران را سرمربی انجام می دهد. سرمربی هم کارهای تکنیکی را به شناگران آموزش می دهد، هم کارهای بدنسازی و روان شناسی را انجام می دهد.

 

*اگر بخواهیم تیم ملی شنا ایران را با کشورهایی چون چین و آمریکا مقایسه کنیم، مهمترین تفاوت ها چیست؟

تیم ملی شنا ایران یک مربی و سرمربی دارد. مکمل های شناگران توسط کمیسیون پزشکی کنترل می شود و قبل از مسابقه گاهی اوقات یک ماساژور در اختیار تیم ملی قرار می گیرد. ولی ساختار تیم های بزرگ مثل آمریکا را اگر نگاه کنیم یک سرمربی و چندین مربی دارند و هر شناگر زیر نظر یک مربی تمرین می کند و کادر فنی از بدنه تیم بزرگ تر است. هر کدام از شناگران که برای بازی های مختلفی آماده می شوند، برنامه تمرینی متفاوتی دارند. ماساژور همیشه در کنار تیم است. یکی از دلایلی که تیم ملی والیبال ایران پیشرفت کرد به خاطر این بود که ولاسکو کادر فنی بزرگی داشت. در شنا حتی برنامه آنالیز مسابقات شنا را هم نداریم تا بتوانیم نکات ریز و فنی را به درستی بررسی کنیم. به خاطر همین بیشترین تفاوت ما با هند و هنگ کنگ بیشتر کمبود مسابقه و تدارکات است. ما در کل کشور در طول سال فقط شش مسابقه داریم. در آمریکا حداقل مسابقات دانشجویی دارند، مسابقات قهرمانی دارند و خیلی از مسابقاتی که حتی کشورهای دیگر هم در آن ها شرکت می کنند. مسابقه دادن خیلی مهم است و نکات ریز در انجام مسابقات مشخص می شود.

 

*تیم های بزریل و آمریکا در طول سال در چند مسابقه شرکت می کنند؟

شاید 100 مسابقه. ما سه ماه که در کرواسی بودیم و آنجا در حدود 20 مسابقه شرکت کردیم. شما حساب کنید در طول 12 ماه چند مسابقه می دهند.

 

*ما در ایران چند مسابقه در طول سال داریم؟

قبل از سال 2009 هرسال دو یا سه مسابقه برون مرزی داشتیم. هیچ وقت یادم نمی آید که در طول سال در بیش از 20 مسابقه شرکت کرده باشیم.

 

*اگر بخواهیم به سطح ایده ال برسیم باید در طول سال در چند مسابقه شرکت کنیم؟

کمپ رفتن خیلی موثر است چون شناگران از حاشیه ها دور می شوند. طول رفت و آمد شناگران کم می شود. مثلا در تهران وقتی تمرین می کردیم بعد از تمرینات دو ساعت طول می کشید تا به خانه برسیم ولی در کمپ همه چیز نزدیک است. همه چیز منظم است. اگر از همین الان برای بازی های آسیایی 2018 هر سال دو اردوی برون مرزی و دو کمپ ارتفاع داشته باشیم و مسابقات داخلی را جدی بگیریم مطمئنا می توانیم نتیجه مطلوبی را کسب کنیم. در حال حاضر شناگران مسابقات داخلی را جدی نمی گیرند. علت آن یا نداشتن شناگر و یا کمبود انگیزه است.

 

*رقم معمول در قراردادهای باشگاهی شما چقدر بود؟

اولین قرار داد من 700 هزار تومان و آخرین قرار داد من 15 میلیون تومان بود. آن موقع تمرینات ما خیلی منظم تر بود. برنامه ریزی دقیقی داشتیم. برای پول شنا نمی کردیم. عاشق شنا بودیم.

 

*چند نفر به طور متمرکز در تمرین تیم ملی تمرین می کردید؟

شاید حدود هشت نفر مدام در اردو بودیم. انگیزه را خود شناگر باید براساس اهدافش ایجاد کند. به دلیل کمبود شناگر در ایران شاید شناگر بگوید اگر رکوردم بالا باشد باز هم کسی نیست که با من رقابت کند. اگر یک نفر کرال سینه را 50 ثانیه برود و یک نفر دیگر 50 ثانیه و 55 صدم ثانیه بزند، این خود باعث انگیزه می شود. ما فقط در کرال پشت این انگیزه را در بین شناگران داریم که همه برای رسیدن به تیم ملی تلاش می کنند. ولی درشته های مسافت بلند اصلا انگیزه وجود ندارد. از زمانی که آقای آیت الهی روی کار آمد پشتوانه شنا به هم ریخت.

 

*الان به عنوان مربی در زمینه شنا کار می کنید، می بینید که همه برای شنا یادگرفتن به استخر می آیند. چرا در نهایت فقط 100 شناگر در لیگ داریم؟

علت عمده به نداشتن انگیزه و حمایت نشدن برمی گردد. از سال 2003 عضو تیم ملی بودم. اما الان که شنا را کنار گذاشتم نه درس خواندم و نه درآمد خوبی دارم. به خاطر همین هیچ انگیزه ای نیست. من شنا و کار کردن در زمینه شنا را فقط به خاطر علاقه ادامه می دهم. هر کسی در زمینه شنا کار می کند به خاطر علاقه شخصی خودش است. یک رخداد خوبی که امسال در بازی های آسیایی اتفاق افتاد این بود که پاداش شناگران را در همان جا به آن ها دادند که این خود باعث ایجاد انگیزه می شود.

اگر بتوانیم انگیزه ایجاد کنیم، می توان امیدوار بود که در آینده پیشرفت خوبی داشته باشیم. بچه هایی که برای شنا کردن به استخر می آیند، باید تشویق شوند. حداقل با یک تی شرت دادن به آنها هم می توان انگیزه ایجاد کرد. یکی دیگر از مشکلات این است که استخرها و مدارسی که تیم دارند نمی توانند در مسابقات شرکت کنند. ما باید مسابقات شنا را در طول سال به صورت لیگ برگزار کنیم. سطح مسابقات جشنواره ای و مدارس به اندزه ای نیست که حتی به شناگران برای ایجاد انگیزه پاداش بدهیم. همه فکر می کنند که شناگر باید فقط به انتهای مسابقه برسد درصورتی که این چنین نیست.

 

*ما چند مربی خوب و تراز اول در شنای کشور داریم؟

در ایران تعداد مربیانی که بتوانند قهرمان پروری کنند حتی به پنج تا هم نمی رسد. در ایران مربیانی که کارت مربیگری دارند نزدیک 100 هزار نفر هستند که همه آن ها در بخش خصوصی فعالیت می کنند. ما یک انجمن مربیان نداریم که مثلا محمد بیداریان که سه سال است کارت درجه سه مربیگری گرفتم در این سه سال چکار کردم؟

در استخر فعالیت داشتم؟ توانستم یک شناگر در زمینه قهرمانی تحویل جامعه دهم؟ دید فدراسیون کلان است و این نظارت ها باید برعهده هیئت های شنا باشد. من کسانی که را می شناسم که خصوصی فعالیت می کنند و درآمد ماهیانه 8 میلیون هم دارند آیا مربی تیم ملی ایران این چنین درآمدی را دارد؟

 

*برای پیشرفت به مربی خارجی نیاز داریم؟

من در زمینه شنا و شیرجه و واترپلو به مربی خارجی اعتقاد ندارم. وقتی مربی خارجی به ایران می آید ولی ما مسابقه نداشته باشیم او نمی تواند کار کند. به نظر من حقوقی که به مربی خارجی داده می شود اگر در سطح کشور پخش شود و برای همه حتی مربیان شنا انگیزه ایجاد می کند. باید ماساژور در اختیار بگیریم و اردوی های زیاد را تدارک ببینیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم.

در سال 2006 که نتایج خوبی گرفتیم یا در مسابقات اندونزی که توانستیم مدال بگیریم، مربی مربی ایرانی داشتیم. پس مربی ایرانی دانش کمی ندارد.

 

* خیلی ها می گویند که امکانات شنا برای توسعه ورزش ضعیف است، آیا این درست است؟

امکانات شنا شاید در شهرستان ها خوب باشد ولی در تهران اصلا خوب نیست. حالا بسیاری از استان ها از نظر سخت افزاری شاید امکانات کافی نداشته باشند ولی از همین امکانات موجود هم خوب استفاده نمی شود. هیئت تهران استخر ندارد ولی هیئت های اصفهان و شیراز و تبریز و مشهد استخر دارند. نکته جالب این است که شناگران تیم ملی هیچ کدام از تهران نیستند و همه از شهرستان ها هستند. در صورتی که بیشترین تعداد استخرها در تهران است. کلا دو استخر در اختیار فدراسیون است و این دو استخر به دلیل شرایطی که دارند، در زمینه قهرمانی کار می کنند ولی در زمینه استعدادیابی فعالیت ندارند. فقط کسانی وارد این دو استخر می شوند که شنا بلد باشند. در زمان ریاست مرادی استخر کشوری در اختیار فدراسیون بود و بیشترین درآمد هم از این استخر تامین می شد. استخر یک فضایی را داشت که هم درآمدزایی می کرد و هم استعدادیابی. و 25 سطح کلاس در این استخر برگزار می شد.

 

*چه اتفاقی باید بیفتد تا در بازی های آسیایی به مدال برسیم؟

یکی اینکه کسی که در راس فدراسیون است باید به کادری که زیر نظر او فعالیت می کند این اطمینان را بدهد که در چهار سال بعد هم هست و ثبات در فدراسیون وجود دارد. اگر محسن رضوانی الان برای چهار سال بعد برنامه ریزی کند مسلما تا چهار سال بعد به تمام برنامه ریزی ها نمی رسد، مگر اینکه او دوباره رای بیاورد. ممکن است چهار سال بعد یک نفر دیگر ریاست فدراسیون را در اختیار گیرد که تمام برنامه های محسن رضوانی را قبول نداشته باشد و از نو برنامه ریزی کند. ژاپن موقعی که برای شنا برنامه ریزی کرد، یک برنامه ریزی 25 ساله نوشت. در این برنامه 25 ساله در سال 18 به هدف خود رسید. دلیل آن هم این بود که هرچند مدیر جابجا می شد ولی برنامه تغییر نمی کرد. ولی در کشورمان قبول نداشتن سلیقه و نظرات افرادی که در گذشته فعالیت کرده اند، باعث ایجاد مشکلات می شود. اگر آقای آیت الهی همه افراد را عوض نمی کرد و آدم های خودش را نمی آورد و کادر فنی تیم ملی ثابت می ماند، ما می توانستیم به راحتی مدال بگیریم. اگر والیبال نتیجه می گیرد دلیلش این است که داورزنی نزدیک 10 سال است که به عنوان رئیس فدراسیون فعالیت دارد. اگر می خواهیم به مدال برسیم باید ثبات مدیریت هشت تا 12 سال باشد. باید بودجه هم داشته باشیم تا بتوانیم برنامه ها را اجرایی کنیم.

 

*برای توسعه و رسیدن به مدال شنای آسیایی باید چقدر بودجه داشته باشیم؟

باید یک میلیون یورو آن هم فقط برای شنا بودجه داشته باشیم. نه اینکه این بودجه در بین بقیه رشته ها تقسیم شود. باید هزینه های شنا و شیرجه و واترپلو را تفکیک کنیم. اگر این تفکیک و ثبات باشد تا هشت سال دیگر به مدال می رسیم.

 

*با این بودجه باید چند استخر در اختیار فدراسیون و هیئت ها قرار بگیرد تا مدال آوری تضمین شود؟

در کل ایران باید 100 استخر 25 متر و 50 متر داشته باشیم. هر استانی باید حداقل یک استخر 25 متر و 50 متر داشته باشد.

 

*درباره مدیریت منابع انسانی چه نظری دارید؟

خیلی چیزها تئوری است وخیلی چیزها عملی است. مربی کشتی فرنگی ما تحصیلات عالیه ندارند ولی کسی در جهان به پای او نمی رسد. به نظر من بعد از بازگشت از کرواسی که خشایار حضرتی هم در کنار ما بود، در سال 2009 شش نفر شناگر به بازی ها اعزام شدند، به خاطر حضور خشایار حضرتی در کنار مربیان بزرگ دنیا بود. چون علم پیدا کرده بود. دوره مربیگری در خارج از کشور دو ماهه است. مدرس ها نمی گویند چکار کردند که موفق شده اند. بنابراین در کنار کمپ های شناگران باید مربی هم حضور داشته باشد.

 

*کدام ارگان یا سازمان باید عهده دار این اتفاق ها باشد؟

فدراسیون مجری پرورش مربی است. مجری کل بحث توسعه شنا راس وزارت ورزش و بعد از آن فدراسیون و هیئت ها هستند. در بازی های آسیایی که شناگر تهرانی در تیم ملی نبودند، تقصیر به هیئت شنا تهران برمی گردد.

 

*اگر روبروی وزیر ورزش و رئیس جمهور نشسته باشید، چه حرفی به آن ها می زنید؟

چند خواسته دارم. یکی توسعه سخت افزار و دیگری بودجه بیشتر برای فدراسیون شنا. بودجه فدراسیون ایران به نصف بودجه فدراسیون کویت هم نمی رسد. حتی در برخی کشورهای دنیا فدراسیون شنا و واترپلو را از هم جدا کرده اند. امیدوارم خواسته هایمان به گوش مسئولان برسد. این همه استعداد در شنای کشور وجود دارد که دیده نمی شوند. امیدوارم صدای شناگران را بشوند./ایسنا

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
ملی پوش اسبق و مربی فعلی شنای ایران با اشاره به دلایل عقب ماندگی این ورزش در ایران گفت: کاش مسئولان صدای شناگران ایران را بشوند و این همه استعداد در کشور دیده شود.
 
باتوجه به اتمام لیگ برتر فوتبال عملکرد سازمان لیگ را چگونه ارزیابی میکنید
خوب
26%
 
متوسط
20%
 
ضعیف
53%