فیلم سینمایی «انارهای نارس» به کارگردانی مجیدرضا مصطفوی داستان انسی و ذبیح است که در حاشیه شهر و در خانه ‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کنند. انسی از زنی سالخورده پرستاری می‌کند و ذبیح در شمال شهر کارگر ساختمانی است. آنها آرزو دارند بچه‌دار شوند... در این فیلم بازیگرانی چون پژمان بازغی، شیوا خسرو مهر، مهران رجبی، آنا نعمتی، رابعه مدنی، ساقی زینتی و قطب الدین صادقی حضور دارند.

این فیلم در سی و دومین جشنواره فیلم فجر در دو بخش «نگاه نو» و «سودای سیمرغ» حضور داشت. همچنین در جشنواره فیلم «مسکو» و «سائوپائولو» حضور پر رنگی داشت و مورد توجه منتقدان خارجی قرار گرفت.

این فیلم در حال حاضر در گروه «هنر و تجربه» در تهران و چند شهر اکران شده است و به همین بهانه ساعاتی را میزبان مجیدرضا مصطفوی کارگردان و آنا نعمتی بازیگر این فیلم  شدیم تا درباره «انارهای نارس» به گفتگو بنشینیم. در بخشی از این گفتگو مجیدرضا مصطفوی به شکل گیری «انارهای نارس» اشاره می کند و می گوید پیش از این فیلمنامه و در دولت قبل، فیلمنامه هایی را با موضوع مصائب کارگری برای دریافت مجوز ساخت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کرده بود که متاسفانه اجازه ساخت آن صادر نشد. برای «انارهای نارس» نیز در ابتدا پروانه موقت ویدیویی صادر شد و بعد به عنوان یک فیلم سینمایی در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد. این کارگردان بعد از ساخت «انارهای نارس» امیدی به اکران آن در سینما و یا حضور آن در جشنواره فیلم فجر نداشت و خود را آماده کرده بود که حداقل فیلم در جشنواره های خارجی به نمایش درآید.

آنا نعمتی بازیگر نقش «انسی» در «انارهای نارس» نیز در بخشی از این مصاحبه به این مساله اشاره کرد که زمانی که فیلمنامه را خواند هیچ وقت فکر نمی کرد که بازی در نقش «انسی» را به او پیشنهاد دهند اما بازی او در این نقش ثابت کرد که بازیگران ایرانی نیز می توانند نقش های متفاوت و باورپذیری را بازی کنند. او معتقد است که «انارهای نارس» و بازی در نقش «انسی» پاسخی است به تمام دلخوری ها و فشارهایی که در این سال ها در سینمای ایران تحمل کرده است.

با ما در بخش نخست این گفتگو همراه باشید:

*آقای مصطفوی اولین فیلم بلند سینمایی شما با موضوع کارگری و مشکلات پیرامون این قشر از جامعه ساخته شده است، چرا دغدغه این قشر را دارید؟

مجیدرضا مصطفوی: بین سال ۸۹ تا ۹۱ چند فیلمنامه با موضوع اجتماعی و کارگری داشتم که متاسفانه هیچکدام از آنها مجوز ساخت دریافت نکرد و هیچ وقت هم مشخص نشد که چرا این فیلمنامه ها از سوی مدیران سینمایی وقت مجوز نگرفت.

تم اصلی این فیلمنامه ها مسایل کارگری بود اما چندان مورد قبول و توجه این دوستان قرار نگرفت. تا اینکه یک فیلمنامه نوشتم که نگارش آن همزمان با موضوع روز یارانه ها بود. این فیلمنامه چکیده ای از فیلمنامه های قبلی من بود با این تفاوت که یک سری روابط بین طبقه کارگری در آن وجود داشت که همیشه دوست داشتم آن را کشف کنم؛ روابطی مانند ایثار، گذشت، مهربانی و ... که جنس این روابط با طبقات دیگر اجتماعی متفاوت بود، تفاوتی که در زلال بودن این روابط معنا پیدا می کرد.

نشست فیلم انارهای نارس

نام این فیلمنامه «سایه سپید مهر» بود و آن را برای دریافت مجوز به شورای پروانه ساخت ارئه کردم که البته این فیلمنامه نیز نتوانست مجوز ساخت دریافت کند.

بعد از مدت زمان کوتاهی اعلام کردند که می توانم این فیلمنامه را با پروانه موقت ویدیویی جلوی دوربین ببرم. از همین جا بود که فیلم «انارهای نارس» شکل گرفت و ساخت آن با پروانه ویدیویی آغاز شد. البته پیش‌تولید فیلم انتهای سال ۹۱ شروع شد و در سال ۹۲ جلوی دوربین رفت و فیلمبرداری آن ۳۰ روز به طول انجامید. زمانی که این فیلم آماده نمایش شد با توجه به پیشینه ای که نسبت به فیلمنامه های قبلی خود داشتم، فکر نمی کردم که بتواند شرایط اکران آن در ایران فراهم شود، به همین دلیل همیشه به دوستانم می گفتم با توجه به شرایط جامعه و فضای بسته فرهنگی بعید می دانم که این فیلم نمایش عمومی داشته باشد و خود را آماده هرگونه برخوردی با فیلم کرده بودم اما خوشبختانه «انارهای نارس» در جشنواره های خارجی و جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت.

* نگفتید چرا قشر کارگری برایتان مهم است.

مصطفوی: طی ۸ سال گذشته و در دولت قبل، نگاهی را به قشر کارگری جامعه دنبال می کردم که که چرخه های اصلی کشور به وسیله  آن ها به حرکت در می آمد، اما خودشان زیر بار این چرخه سنگین له می شدند و دیده نمی شدند.

مهمترین اتفاقی که در این فیلم رخ داد کشف روابطی بود که با تمام سختی های جامعه کارگری وجود داشت. طبقه کارگری طبقه ای است که اگر سقوط کند دیگر پایین تر از آن وجود ندارد و طبقه بسیار آسیب پذیری است، اما با تمام این سختی ها شرافت خود را حفظ می کنند و به راحتی می توان ایثار و روابط بکر را در این طبقه مشاهده کرد، به همین دلیل این مسایل می توانست سوژه جالبی برای ساخت یک فیلم بلند سینمایی باشد.

*معمولا فیلم‌هایی که مشکلات اجتماعی را به نمایش می‌گذارند انگ سیاه نمایی به آنها زده می شود. «انارهای نارس» هم در معرض این خطر بود که جزو فیلم‌های سیاه‌نما طبقه‌بندی شود. چطور از این قائله نجات یافتید؟

مصطفوی: البته همزمان با جشنواره فیلم فجر انگ سیاه نمایی به این فیلم زده شد اما بعد از آن و با توجه به توضیحاتی که در مصاحبه ها بیان کردم، مشخص شد که من به هیچ وجه به دنبال سیاه نمایی نرفته‌ام. در واقع سعی کردم نگاه منصف و واقع گرا به آن برهه از تاریخی که داستان «انارهای نارس» رخ می دهد، داشته باشم. با شکل‌گیری طرح ارائه یارانه‌ها داستان «انارهای نارس» جلو می رود و من سعی کردم بیننده در شرایطی قرار گیرد تا خود درباره اتفاقاتی که در فیلم رخ داده قضاوت کند. مساله دیگر این است که من برای پیشبرد داستان «انارهای نارس» سعی کردم به اسناد تاریخی آن مقطع زمانی پایبند باشم و در این فیلم همان گونه که شرایط جامعه را در آن زمان احساس کردم، داستان را جلو بردم و قضاوت شخصی و تمایلات سیاسی شخصی خود را در فیلم انعکاس ندادم و شاید این مهمترین دلیلی است که سبب شد تا حتی کسانی که نقد منفی به فیلم داشتند در مورد این که «انارهای نارس» فیلمی سیاه نما نیست اتفاق نظر پیدا کنند و معتقد باشند که «انارهای نارس» یک فیلم اجتماعی ساده است که تنها یک برهه از تاریخ اجتماعی کشور را روایت می کند.

زمانی هم که این فیلم در جشنواره های خارجی شرکت کرد، گرچه برخی از منتقدان خارجی به دنبال این هستند که فیلم های ایرانی را آثار معترض و سیاه‌نما بدانند -  که از آن جمله می توان  منتقدان «هالیوود ریپورتر» اشاره کرد که همیشه به دنبال برچسب زدن به سینمای ایران هستند- ولی این گروه نیز بعد از تماشای فیلم معتقد بودند داستان این فیلم می تواند در نیویورک، مسکو و یا تهران رخ دهد و این نشان می دهد که «انارهای نارس» یک فیلم سیاه نما نیست و این داستان کارگری می تواند در همه جای دنیا رخ دهد.

فکر می کنم نگاه منصف را در ساخت این فیلم حفظ کردم حتی ۲ تدوین برای «انارهای نارس» آماده کردم. در واقع فیلم تا زمان انتخابات ریاست جمهوری یک تدوین داشت و بعد از انتخابات با توجه به امیدی که در جامعه تزریق شده بود تدوین دیگری روی آن انجام شد.

*خانم نعمتی کارنامه شما در حوزه بازیگری نشان می دهد که همیشه نقش زنانی را بازی کرده اید که متعلق به قشر متوسط رو به بالای جامعه هستند، زنانی که معمولا از استقلال شخصیتی برخوردارند، بازی در نقش «انسی» زنی که از هر نظر به همسر خود وابسته است و از قشر آسیب پذیر کارگری است، می توانست برای شما یک ریسک باشد.

آنا نعمتی: روز اول که فیلمنامه به دستم رسید هیچ توضیحی در مورد اینکه قرار است چه نقشی را بازی کنم، به من ندادند. حتی نمی دانستم قصه فیلم در چه ژانری است و فکر می کردم تنها یک فیلم اجتماعی ساده است. زمانی که فیلمنامه را می خواندم، به دنبال نقشم می گشتم، نقشی که مناسب من باشد، اما همه فیلمنامه «انسی» و «طوبی سادات» بود و من منتظر بودم که یک زن جدید وارد قصه شود که من نقش آن را بازی کنم.

فیلمنامه کاملا دقیق و نکته سنج نوشته شده بود و به این فکر می کردم که من را برای چه نقشی انتخاب کرده اند. البته بیش از هر چیز مطمئن بودم که برای نقش «انسی» من را نخواسته اند زیرا شخصیت او اصلا به من نمی خورد. این را هم بگویم که همیشه دوست داشتم نقش هایی از این دست را بازی کنم و این مساله جزو آرروزهای من به شمار می رفت.

نشست فیلم انارهای نارس

بعد از خواندن فیلمنامه گفتند نظرت راجع به «انسی» چیست و من بسیار تعجب کردم که چرا چنین سوالی می پرسند. البته من هیچ شناختی از کارگردان نداشتم و تا روزی که به دفتر فیلمسازی رفتم آقای مصطفوی را ندیده بودم. بعد از آشنایی با او  صلا باور نمی کردم که این کارگردان تا این اندازه جوان باشد. زمانی که با هم درباره قصه فیلم صحبت می کردیم بارها تاکید کردم که این فیلمنامه یکی از کاملترین فیلمنامه هایی است که طی این سال ها خوانده ام و زمانی که به من پیشنهاد بازی در نقش «انسی» را دادند بسیار تعجب کردم و با خودم فکر می کردم که چگونه می خواهم این نقش را بازی کنم.

*برای اینکه بتوانید نقش «انسی» را بازی کنید تا چه اندازه به خواسته ها و راهنمایی های کارگردان اعتماد و توجه کردید؟

نعمتی: زمانی که برای بازی در نقش «انسی» به توافق رسیدم، آقای مصطفوی یک سی دی موسیقی به من داد و گفت برای اینکه بتوانم تصویر درستی از «انسی» برای خود داشته باشی این موسیقی را گوش کن، چرا که این موسیقی ریتم و تم فیلمنامه را با خود به همراه دارد. این مساله برای من بسیار جالب بود، چرا که برای اولین بار در زندگی شغلی ام، قبل از اینکه وارد فضای فیلم شوم، با استفاده از یک موسیقی توانسته بودم ریتم بازی خود را در فیلم پیدا کنم.

در واقع مجیدرضا مصطفوی جزو کارگردانانی است که به خوبی می داند به دنبال چه چیزی است و برایم جالب بود که کارگردانی به این جوانی با جسارت تمام در حال ساخت چنین فیلمی است به همین دلیل به او و فیلمنامه کاملی که در دست داشتم اعتماد کردم. البته بین ما بحث و صحبت هایی هم در مورد چهره «انسی» صورت گرفت. به آقای مصطفوی گفتم که برای بازی در نقش «انسی» باید گریم شوم و چهره ای متفاوت با آنچه که مخاطب از من در ذهن دارد، داشته باشم اما او معتقد بود که «انسی» زشت نیست و یک زن زیبا است و همین مساله باعث شده بود که برای من این سوال پیش بیاید که قرار است «انسی» چگونه باشد.

آقای مصطفوی بارها برای بازی در این نقش به من جسارت داد، این درحالی است که از تجربه های بازی من در فیلم های قبل، تنها یک سکانس مونتاژ نشده از فیلم «یکی می خواد باهات حرف بزنه» را دیده بود.

باید اعتراف کنم که خوشحالم این فیلم را بازی کردم چرا که طی این سال ها تنها فیلمی بود که با بازی در آن ثابت کردم که یک هنرپیشه می تواند نقش های متفاوتی را بازی کند.

پشت صحنه فیلم انارهای نارس

فکر می کنم «انارهای نارس» جواب تمام دلخوری ها و فشارهایی است که در این سال ها در سینما تحمل کردم و همین مساله سبب شده که اگر «انارهای نارس» آخرین فیلم من هم به شمار رود، جزو اتفاق های مهم زندگی من باشد. در تایمی از عمر بازیگری خود به این نتیجه رسیدم که همه هنرپیشه ها در سراسر دنیا در نقش های مختلف بازی می کنند و با ریسک، چنین تفاوت هایی را در زندگی حرفه ای خود می پذیرند. به عنوان مثال «مریل استریپ» در کنار بازی در نقش نخست وزیر انگلستان نقش های مختلف دیگری نیز بازی کرده است که هیچ تشابهی بین آنها وجود ندارد اما متاسفانه در ایران یک مقوله ای وجود دارد که زمانی که یک بازیگر به دنبال یک نقش متفاوت است، کارگردان می گوید که این نقش به تو نمی خورد، این جمله «به تو نمی خورد» در سینمای ایران باب شده است و هنرپیشه با بازی در یک نقش مشخص به حاشیه می رود.

با تمام این نگاه ها همیشه سعی می کردم تا اگر نقش های تکراری بازی کنم، به گونه ای باشد که بخشی از این شخصیت ها نسبت به هم متفاوت باشد، نه اینکه تنها لباس های شخصیت ها در هر فیلم تغییر کند. گاهی بازیگر مجبور می شود چند سال هیچ نقشی را بازی نکند و بعد از آن چند نقشی را می پذیرد که همه شبیه هم هستند و با توجه به اینکه بازیگر جای مانور چندانی برای ایفای نقش های خود در سینمای ایران ندارد، سبب می شود که این نقش ها و چنین کارکترهایی در ذهن مردم ایران بماند و اگر یک نقش متفاوت دیگری را بازی کنید، دیگر آن را باور نکنند.

همین مساله سبب شده بود که تصمیم بگیرم، مدتی را کمتر اما متفاوت کار کنم، برای نقش های خود دغدغه سن هم نداشتم، همانطور که بارها نقش زن هایی که چند برابر سن خودم بودند بازی کردم و بعد از آن دوباره نقشی را بازی کردم که هم سن خودم بودم.

فکر می کنم «انارهای نارس» به گونه ای همه آن چیزی بود که طی این مدت دنبال آن بودم و نتیجه ای که از این بازی گرفتم برای من بسیار مهم بود.

*آیا باز هم نقشی مانند «انسی» را می پذیرید؟

نعمتی: فکر نمی کنم که بخواهم چنین نقشی را تکرار کنم، چرا که می خواهم نقش «انسی» به یادگار بماند؛ شخصیتی که برای من بسیار جذاب و متفاوت است به گونه ای که هربار این فیلم را می بینیم چیزهای جدیدی از آن کشف می کنم. البته تمام این حس بر می گردد به اینکه عوامل فیلم عوامل درستی بودند و پی «انارهای نارس» از ابتدا درست ریخته شده بود.

ادامه دارد...

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
مجیدرضا مصطفوی کارگردان و آنا نعمتی بازیگر«انارهای نارس»درباره شکل‌گیری فیلمنامه، توجه به قشر کارگر، تغییر تدوین پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و یک موسیقی که باعث شد نقش «انسی» بهتر درک شود، صحبت کردند.
 
الگو برداری جشنواره های ملی مثل جشنواره فیلم فجر از نمونه های خارجی مثل مراسم اسکار در این سال ها تا چه میزان به رشد فرهنگی کشور کمکم کرده است ؟
زیاد
40%
 
متوسط
18%
 
کم
41%