کمی بالاتر از میدان خراسان، انتهای کوچه بن‏بست، خانه‏ای بازسازی شده، با نمای سنگ، جایی است که دکتر احمد تمیم‏داری روزگار خود را در آنجا سپری کرده است. حتی در آن زمان که مسئول مرکز مطالعات زبان فارسی در پاکستان بود.
 
طی سالیان آنچه از او سراغ داشتیم، ته لهجؤ تهرانی، خوش مشربی، بهره‏گیری از متل‏ها و مثل‏ها، و گرمی گفتار بود. هرگاه که عبایی بر شانه می‏انداخت و گرم صحبت می‏شد، گویی واعظی است که مجلس وعظ دارد و هرگاه به ادبیات می‏پرداخت، بر حافظه‏اش آفرین می‏زدی.
 
امروز بار دیگر توفیق نصیب آمد و فرصت رفیق. به دیدار او آمده‏ایم. برای مصاحبه‏ای، که هم گفت‏وشنود باشد و هم خاطره و ادبیات.
 
دکتر تمیم‏داری اینک مردی است 57 ساله؛ فرهیخته و خردورز. نه در میدان خراسان، که در پل کریمخان، و نه در منزل شخصی که در دفتر کار و امروز بی‏عبا.
 
به رغم آنکه گذشت ایام، ردپایی بر سر و رویش باقی نهاده، همچنان است که بود. پرنشاط و بذله‏گو. گاه به جد سخن می‏گوید، و گاه بر سمند خاطرات می‏نشیند و می‏تازد و پای می‏کوبد به سوی دورتر شهری که شهر یادهایش نام».
 
اینک ماییم و بهره‏ای از ساعت‏ها گفت‏وگو،که حضوردوتن ازدستیاران وی ،خانم شهبازوآقای رسولی ،این فایده رافزونی بخشید. خوشا که پسندیدؤ نظربازان شود و قبول دل صاحبدلان.
 
کیهان فرهنگی: جناب آقای تمیم‏داری، خوشحالیم از اینکه توفیق حاصل شد تا نشستی را در خدمت جناب‏عالی باشیم. با اجازه، فرصت را مغتنم می‏شماریم برای گفت‏وگو تا از محضرتان بهره بیشتری ببریم. همانطور که می‏دانید به طور معمول، صحبت را از بیوگرافی شروع می‏کنیم.
اگر زحمت نباشد، لطفاً به طور اجمال، سیری از دوران کودکی تا پایان تحصیلات دانشگاهی خود را برای ما بیان بفرمایید؟
 
دکتر تمیم‏داری: پدرم، پدر بزرگم و اجدادم همه در تهران قدیم زندگی می‏کردند. یعنی مناطقی مثل مختاری شاهپور، خیابان‏های امیریه، مولوی، ری و میدان قیام (شاه سابق) بستگان و اقوام ما هم همینطور.
پدر بزرگ بنده عطاری داشت و به نام کربلایی محمدتقی عطار معروف بود. مغازه دو دهنه‏ای در خیابان ری داشت و با این شغل آرام، گذران زندگی می‏کرد.
برخلاف پدر بزرگ، پدرم مشاغل فنی گوناگونی داشت. به ورزش پهلوانی هم خیلی علاقه داشت و از نوچه‏های پهلوان اکبر جگرکی بود. پهلوان اکبر هم که از پهلوانان پایتخت بود. مستحضر هستید که در تهران قدیم، یکی از تفریحات مردم، ورزش پهلوانی بود. یعنی زمانی که تفریحات امروزی نبود، بیشتر مردم یا به قهوه‏خانه می‏رفتند یا به زورخانه. در ایام محرم و صفر هم، که تکایا و مساجد و اینجور جاها بود.
پدرم به پهلوانی علاقه داشت و ما از همان دوران کودکی سعی می‏کردیم آیین عیاری، پهلوانی و جوانمردی را بیاموزیم. حالا چقدر آموختیم، نمی‏دانم.
 
کیهان فرهنگی: شما هم ورزش می‏کردید؟!
 
دکتر تمیم‏داری: بله ایشان، ما را هم به زورخانه می‏بردند و وادار می‏کردند که ورزش کنیم.
 
کیهان فرهنگی: تمیم‏داری یعنی چه، و چرا این نام خانوادگی را برای شما انتخاب کرده‏اند؟
 
دکتر تمیم‏داری: تمیم‏داری یکی از اصحاب حضرت رسول(ص) بوده که جزء محدثان است و احادیثی از پیغمبر نقل کرده است. همچنین بعضی‏ها معتقدند که او احادیث ساختگی داشته است. البته محققان درباره اینطور اشخاص تردید دارند که آیا چنین افرادی وجود داشته‏اند یا نه! و واقعاً به چه کیفیت بود، اما یکی از چیزهایی که درباره تمیم‏داری می‏گویند، این است که او اولین کس است که برای پیامبر(ص) منبر درست کرد. چون پیامبر(ص) می‏ایستادند وبرای موءمنان وپیروان صحبت می‏کردند، او منبر درست کرد. البته این فامیلی‏ها را در دوره رضاخان وبرای صدور شناسنامه گذاشته‏اند، پدربزرگ ما هم که اهل منبر و مسجد و قرآن و حدیث بود، به یکی از علما مراجعه کرده بود و گفته بود یک فامیلی برای ما بگویی که کم باشد، احتمالاً ایشان هم در حال خواندن حدیث از تمیم‏داری بوده، و گفته است که «همین اسم را برای فامیلی انتخاب کن». این چیزی است که من از پدرم شنیده‏ام.
 
در سن 9 سالگی پدرم، پدربزرگم فوت کرده است و متأسفانه نتوانستم در مورد این فامیلی اطلاعات زیادی به دست آورم، اما فکر می‏کنم فامیلی چندان بدی هم نباشد.
 
کیهان فرهنگی: بفرمایید متولد چه سالی هستید؟
 
دکتر تمیم داری: در شناسنامه ام 1323 آمده است، ولی متولد 1325 هستم.
 
کیهان فرهنگی: از دوران تحصیل‏تان هم برایمان بگویید؟
 
تمیم داری: در دوره ابتدایی، من به دبستان شرف محمدی در خیابان مولوی رفتم. مدیر ومعلمان خوبی برای تربیت ما در آن مدرسه بودند. آقای قاضی مرادی؛ مدیر توانای دبستان شرف محمدی بود که در تربیت دینی وعلمی دانش‏آموزان اهتمام جدی داشت. بعد از دوران ابتدایی، به دوره متوسطه رفتم و در دبیرستان خاقانی واقع در خیابان شاه‏آباد سابق و جمهوری فعلی درس خواندم. بعد از آنجا به دبیرستان میرداماد منتقل شدم که در سال‏های 38 و 39 در خیابان ری تازه تأسیس شده بود، و دبیران بسیار خوبی در این مدرسه تدریس می‏کردند.
 
سال اول دبیرستان را در آنجا گذراندم، سال دوم را در دبیرستان ادیب در رشته ریاضی تا دیپلم ادامه دادم. آقای دکتر شریف رحمانی؛ دبیر دبیرستان میرداماد بودند. ایشان دوران طلبگی را هم گذرانده بودند و در قم از استادان و مراجع خیلی خوبی مانند آیت‏اله بروجردی و آیت‏الله خمینی استفاده کرده بودند. و نسبت به امام خمینی خیلی علاقه داشتند، به طوری که اسم ایشان را پشت کتاب‏هایشان می‏نوشتند.
 
آقای شریف رحمانی، هم ما را به ادبیات، هم به زبان عربی، و هم به علوم دینی علاقه‏مند کرد؛ بخصوص ادبیات. شاید یکی از دلایلی که من رشته ادبیات را پس از ریاضیات ادامه دادم، وجود پربرکت ایشان بود.
 
علاوه بر این، محل ما (خیابان مولوی) از روحانی بسیار ارزشمند و فعالی برخوردار بود که من درس‏های گرانبهایی را از ایشان گرفتم ومی‏توانم بگویم سرنوشت علمی و فکری‏ام را این مرد بزرگ رقم زد، هرچند که این وجود پربرکت خیلی زود از دست ما رفت، اما با سن کم کیفیت کار خوبی داشت. عقل و علمش چندین برابر سنش بود. معتقد بود که اگر
پنج نفر آدم فعال تربیت‏شود ، بهتر ازجمعیت زیادی است که چیزی یاد نمی‏گیرد. این مرد بزرگ سیدعلی شاهچراغی بود که حق او ادا نشده و کم‏شناخته مانده‏است.
 
کیهان فرهنگی: بله، درست است. اگر مایل باشید، مناسب است حضرتعالی که سال‏ها محضر آن عالم جلیل‏القدر را درک کرده‏اید، با استفاده از همین فرصت درباره شخصیت و آثار وجودی ایشان توضیح بیشتری بفرمایید.
 
تمیم‏داری: بله، حق استادی ایشان همین را ایجاب می‏کند. مرحوم سیدعلی شاهچراغی فرزند محمدحسین شاهچراغی از نوادگان حضرت احمدبن موسی(ع) - شاهچراغ- بودند. پدر مرحوم شاهچراغی یک دوره اصول فقه را هم به زبان شعر سروده‏بود.
 
کیهان فرهنگی: به زبان فارسی؟!
 
تمیم‏داری: نخیر به زبان عربی، مرحوم آقاسیدعلی شاهچراغی دانشمندی توانا بود. جوان بود و خیلی کوشا. ایشان در یک سال، سه دیپلم ریاضی، طبیعی و ادبی را تقریبا همزمان گرفت، یعنی در خرداد وشهریور و مهرماه.
 
آقای شاهچراغی شاگرد آقای طباطبایی بودند، و سال‏های 40 به بعد جزوه‏های اصول فلسفه را تدریس می‏کردند. حتی شاید به شیوه نوتری. زیرا زبان فرانسه خوب می‏دانست و فوق لیسانس حقوق هم ازدانشگاه تهران گرفته بود؛ به ریاضیات و فیزیک هم خیلی علاقه‏مند بود.
 
ایشان از دوستان آقای روزبه رئیس دبیرستان علوی بودند. واقعا در دانش‏های مختلف تبحر داشتند. مثلا به یک طلبه، شرح لمعه درس می‏دادند، به دانش‏آموز دیگر هندسه ترسیمی و رقومی می‏آموخت! و به دیگری درس جبر و مثلثات می‏داد... فردی فرهیخته و از دوستان آقای مطهری بود و درمدرسه مروی هم تدریس می‏کردند.
 
ایشان در ایام جوانی کفایه درس می‏داد. بسیار ساعی بود. یعنی شب‏ها هم نمی‏خوابیدند. یا تدریس می‏کردند، یا مطالعه، یا تحقیق می‏کردند، یا تبلیغ. معتقد بودند که روحانی اگر مبلغ نباشد، کارها را تمام نکرده‏است.
ایشان از مساجد کوچک استفاده می‏کرد، مساجدی که صحن نداشت. طبعا معارض هم نداشت. مسجد یک اتاقه، یعنی چندان درچشم نباشد. اولین مسجدی که ما رفتیم پیش ایشان، مسجد شیخ علی پشت سقاخانه نوروزخان در خیابان بوذرجمهری بود.
 
کیهان فرهنگی: ظاهرا خیلی هم زود مرحوم شدند؟!
 
دکتر تمیم‏داری: بله درسن 38 سالگی و درسال 49. پدرش درسال 48 مرحوم شد، ایشان سال 49 . درضمن، هم ازبنیانگذاران حسینیه ارشاد بودند، و هم فعالان امام جماعت آنجا هم بود و تا زمانی که ایشان بودند، حسینیه خوب اداره می‏شد، اما از زمانی که ایشان فوت کردند، وضع دگرگون شد.
 
کیهان فرهنگی: درآن سالها تازه دکتر شریعتی صحبت‏ها را شروع کرده‏بودند.
 
دکتر تمیم‏داری: بله. تا وقتی ایشان در آنجا حضور داشتند، یک نوع تعادل به وجود آورده‏بود. یعنی هم وعاظ و گویندگان معروف مثل مرحوم آقاسید مرتضی شبستری، محمدتقی شریعتی، آقای فلسفی و آقای دکتر مناقبی را دعوت می‏کردند. و هم از استادان دانشگاهی مانند مرحوم محیط طباطبایی، دکتر ناصرالدین صاحب زمانی را... از دیگر کسان مثلا آقای حاج شیخ محمدتقی جعفری هم برنامه داشتند. به این ترتیب یک تعادل به وجود آمده‏بود، اما ایشان که فوت شدند، مدیریت آنجا مشکل پیدا کرد و منحصر شد به سخنرانی‏ها و درس‏های دکتر شریعتی و پدر او، که ازطریق برخورد سیاسی، دولت آنجا را بست.
 
به هر حال، عرض می‏کردم که ایشان یک مدرسه‏ای را گرفته بودند در خیابان بوذرجمهری پشت نوروزخان، به نام مسجد شیخ‏علی، که در آنجا شاگردان متعددی داشتند. مثلاً ازجمله کسانی که آنجا می‏آمدند، آقای علی‏رضا دیهیم بودند که حالا در وزارت خارجه جزء اعضاء برجسته و از استادان دانشکده این وزارتخانه هستند.
دیگر آقای اکبر ثبوت بودند که چند سال در هند و پاکستان مسوءول مرکز تحقیقات پارسی بودند، آقای توحیدی بود که من خیلی از ایشان باخبر نیستم. آقای افغانی بودند، یکی دیگر آقای نجفی بودند و خیلی دیگر از جوان‏های پاک و خوب که به درس ایشان علاقه‏مند بودند. آقای استاد اکثر ثبوت در مسجد و مدرسه به شیوه‏ی جدید، علوم دینی تدریس می‏کردند.
 
آقای شاهچراغی در تدریس علوم دینی، روش منحصربه‏فردی داشتند. به این ترتیب که اگر کسی فارسی بلد نبود، فارسی به او می‏آموخت، اگر فارسی می‏دانست، عربی به او می‏آموخت، اگر عربی نمی‏دانست یا طول می‏کشید تا عربی بیاموزد، کتاب‏های دینی فارسی را برای او تدریس می‏کرد. مثل منطق رشاد و منطق صاحب‏الزمانی و فقه شرایع که به زبان فارسی نوشته شده بود. بعد وقتی شاگرد، عربی یاد می‏گرفت، دوباره همین کتاب‏ها را به عربی برای او تدریس می‏کردند.
 
ضمن اینکه از همان آغاز کار به شاگردان خود، شیوه سخنرانی یاد می‏داد. یعنی از همان سنین 12 و 13 و 14 سالگی، همه را وادار می‏کرد که مقاله بنویسند و در حضور دیگران سخنرانی کنند. بعد وقتی کسی در میان جمع سخنرانی می‏کرد، مقبولیت پیدا می‏کرد و مطرح می‏شد. وقتی مطرح می‏شد، مجبور بود که حدیث را درست بخواند، آیه را درست بخواند، و برای اینکه اینها را درست بخواند، مجبور می‏شد عربی یاد بگیرد. یعنی یک جنبه کاربردی برای شاگردان درست می‏کرد، و همه به‏طور خودکار مجبور می‏شدند. عربی بیاموزند.
 
درس‏های ایشان بخصوص از بعد اعتقادی خیلی مفید بود. مباحث جدید مطرح می‏کردند، فلسفه‏های جدید می‏آموختند. درواقع هیچکس نبود که ما او را پیش ایشان ببریم و ایشان از پاسخ‏گویی به او عاجز باشد. هر مبحث که پیش ایشان مطرح می‏شد، بسیار بسیار قوی برخورد می‏کرد، منابع متعدد داشت و کتاب زیاد مطالعه می‏کرد.
به این شکل بود که حضور ایشان، نه‏تنها در محله ما، بلکه برای کشور ما بسیار مغتنم بود.
 
ایشان نه اهل شهرت بود و نه اهل منبر و شاید عدم شهرت بود که باعث پیشرفت کارش می‏شد. یعنی اگر شهرت پیدا می‏کرد و در چشم می‏آمد، دولت اجازه نمی‏داد که فعالیت خودش را ادامه بدهد. ولی خب ایشان با آرامش بسیار، بدون سر و صدا، و بدون هیاهو کار می‏کرد. از اولین کسانی بودند که برای بانوان، تدریس علوم دینی برپا کردند. همان وقت در حسینیه ارشاد چند تن از بانوان تحصیلکرده بودند که دوره‏های آموزش عالی را گذرانده و آنجا علوم دینی می‏خواندند. چون آقای شاهچراغی بنا داشت آن دسته از بانوان را هم وارد به مطالعات علوم دینی کند.
 
به هر حال. عرض می‏کردم. زمانی که ما سخنرانی یاد گرفتیم، ایشان شاگردان را وادار می‏کرد که در مجالس مختلف سخنرانی کنند. ما را به جلسات دیگر می‏فرستادند. یکی از فعالان و شاگردان ایشان در این دوره آقای سیدتقی خاموشی بود، دیگر حاج صادق امانی بود که به آن مسجد می‏آمدند و کسانی مثل محمد بخارایی، مرتضی نیک‏نژاد، و رضا صفارهرندی...
 
اینها همه ازشاگردان ایشان بودند که بعدها درماجرای قتل منصور، گرفتاری‏های زیادی برای آنها پیش آمد، و به شهادت رسیدند.
 
کیهان فرهنگی: خود آقای شاهچراغی هم فعالیت سیاسی داشتند؟!
 
تمیم‏داری: فعالیت سیاسی ایشان بسیار مخفی بود. به طوری که اثری یا مدرکی از خود باقی نمی‏گذاشتند تا باعث توقف فعالیت‏ها شود. همانطور که اشاره کردم، ایشان به رغم جوانی، فردی بسیار با درایت و زیرک بود. برای دانش‏های گوناگونی که خوانده بود مجال تدریس نداشت!
 
کیهان فرهنگی: و لابد کم هم می‏خوابید.
 
تمیم‏داری: بله ما به ایشان می‏گفتیم که شما 70سال دارید. اگر چه 35 ساله هستید، ولی چون شب‏ها نمی‏خوابید، پس 70 سال دارید.
 
کیهان فرهنگی: یعنی اصلاً نمی‏خوابید؟!
 
تمیم‏داری: نه خیر! یعنی هر زمان که نیاز به استراحت داشت، سربه دیوار می‏گذاشت و یک ساعتی چرت می‏زد. وقتی هم به منزل می‏رسید، برای شاگردانی درس می‏گفت که از مدرسه به منزل می‏آمدند. یا برای کسانی که بعد ازظهر کار می‏کردند و شب منزل ایشان می‏آمدند. حتی ساعت 12شب به بعد قرارمی‏گذاشت.در زمستان سرمای شب دربرف و باران، شاگردان از راه دورو نزدیک به منزل ایشان می‏آمدند و در اطاق 9 متری کوچکی درس می‏خواندند، اطاقی که از لحاظ کیفی درنظر من از همه عالم بزرگتر بود!
 
کیهان فرهنگی:گویی عزرائیل را هم به اشتباه انداخته بود؟
 
تمیم داری: بله، همینطور بود. همه جور آدم هم، پای درسش می‏نشست. یک شخصی به مدرسه ایشان می‏آمدکه بنا بود. و بعضی از انگشت‏های خود را هم از دست داده بود، این بنا نزد آقای شاهچراغی، علوم دینی می‏خواند. ایشان، از بنا یک ملا درست کرد. طولی نکشید، این آقا که اسمش سیداحمد بود،مردی دانشمند شد و مثلا برای دانشجویان دانشگاه شریف، علوم دینی تدریس می‏کرد.
 
این سید احمد آقا، تعریف می‏کرد که یک روز رفته بود منزل یک سرهنگ برای کاربنایی. آنها موسیقی زیاد گوش می‏کردند. درآن دوره، موسیقی حرام بود، آقای سیداحمد آقا با سرهنگ درباره مضرات موسیقی و تأثیر مخرب آن بر اعصاب صحبت می‏کند، سرهنگ صاحب خانه به او می‏گوید: آقا تو ملایی یا بنایی؟!
آقا سیداحمد می‏گوید:هر دو.
 
منظور از این سخن این بود که مرحوم شاهچراغی خیلی به درس علاقه داشت.می‏گفت هرکس که به مدرسه می‏آید باید، هم سخنرانی یاد بگیرد، هم مقاله‏نویسی و هم درس خوب بخواند. اینطور نباشد که فقط بنشیند و وعظ گوش کند!
 
کیهان فرهنگی: چه درس‏هایی غیر از علوم دینی می‏گفت؟
 
دکتر تمیم‏داری: البته برای ما که درآن دوره، در سن نوجوانی بودیم، همه درس‏ها مفید بود. درآن دوره که تقریباً دهه چهل بود، مثلاً افکار ژان پل سارتر راسل، انشتین... را تحلیل می‏کرد، او از آیات قرآنی و احادیث نبوی، تحلیل‏های بسیار عالمانه‏ای ارایه می‏فرمود:
مثلاً سه جلسه ماتریالیسم دیالکتیک، یا اگزیستانسیالیسم سارتر، یا هایدگر که عنوان‏های نو داشت، تدریس می‏فرمودند هر چند جلسه به تدریس و تحلیل یک مکتب فلسفی یا علمی اختصاص می‏یافت. دانشجویانی هم که به پای صحبت ایشان می‏آمدند، بسیار باهوش و متدین بودند و خوب استفاده می‏کردند.
 
ایشان درس‏های اصول فلسفه را هم خیلی کامل‏تر و با روش تازه‏تر از کتاب، توضیح می‏داد. یعنی با یک زبان علمی جدید توضیح می‏داد که زبان ایشان، از زبان علمی دانشجویان هم پیشرفته‏تر بود. گفتم که ایشان خیلی زیرک و باهوش و دقیق بود، ریزبین بود و ماغیرمستقیم، خیلی چیزهای دیگر هم یاد می‏گرفتیم.
در خصوص فعالیت‏های سیاسی هم، ایشان در آن زمان، در ارتباط با امام خمینی بود. شاگردان خیلی خوبی هم تربیت کرد. وقتی ایشان مرحوم شد، ما مشکل پیدا کردیم.
 
کیهان فرهنگی: آقای شاهچراغی تألیفاتی هم داشتند؟
 
تمیم داری: آقای شاهچراغی تألیفات زیادی داشتند ولی هیچ وقت دنبال چاپ آنها نبودند. یعنی فرصت نداشتند. مقالات زیادی نوشته بودند، درس‏های خارج خود را در چند دفتر نوشته بود، همچنین مباحثی را که در منزل مطرح می‏کردند، همه اینها قابل چاپ بود. اما ایشان اشتغالات زیاد داشتند، و جلسات زیادی می‏رفتند. بنابراین، فرصت چاپ پیدا نمی‏کردند. باید عرض کنم آثار شاگردان ایشان در واقع از مایه‏های فکری ایشان برخوردار بود.
 
البته، باز هم شاید یکی از دلایلی که ایشان آثارشان را چاپ نکردند، این بود که نمی‏خواستند به شهرت برسند، اگر شهرت پیدا می‏کرد، آن وقت از سوی دولت کنترل می‏شد که خیلی سخت بود. به همین دلیل، من معتقدم که ایشان از نعمت عدم شهرت برخوردار بود و آدم موفقی هم بود. 
 
کیهان فرهنگی: حالا به آن کتاب‏ها دسترسی نیست؟
 
تمیم داری: الان متأسفانه خبری نداریم. بعد از فوت ایشان هم نمی‏دانیم که دست نوشته‏های او را چه کردند. چون فوت ایشان آنقدر بر ما تأثیر گذارده بود، که فکر آثارشان نبودیم. ایشان یک منزل کوچکی داشتند، در آن زمان شخصی به نام آقای اسلامی بود که با ایشان همکاری می‏کرد، و کارهای ایشان را انجام می‏داد. یعنی مباشر ایشان بود. آقای اسلامی در قید حیات هستند و در حوالی میدان اعدام سابق، مدرسه دارند. فوت ایشان، آنقدر برای ما مهلک بود که از همه چیز بی‏خبر ماندیم، شاید شاگردان دیگر هم بی‏خبر ماندند.
 
کیهان فرهنگی: رابطه ایشان با آقای مطهری چگونه بود؟
 
تمیم‏داری: ایشان به آقای مطهری کمک می‏کرد. خیلی به ایشان احترام می‏گذاشت همیشه از ایشان با احترام یاد می‏کرد. از اخلاص ایشان، از جرأت ایشان. ما را هم تشویق می‏کردند که از سخنرانی‏های ایشان استفاده کنیم، و ما هم از همان سال‏ها به سخنرانی ایشان گوش می‏کردیم.
یکی‏از ویژگی‏های مهم آقای مطهری جرأت ایشان در بیان افکار خودش بود. اصولاً یک فکر، حتی اگر غلط هم گفته شود و مورد بررسی قرار گیرد، بهتر است از فکری درست، که بیان نشود. آقای مطهری این جرأت را داشت که افکار خودش را بیان کند. ایشان در حسینیه ارشاد هم سخنرانی داشتند، که بعداً به‏عنوان حقوق زن به‏چاپ رسید.
 
این دو بزرگوار خیلی به هم نزدیک و همدرس بودند. آقای شاهچراغی با روحانیون خیلی نزدیک بود و ارتباطات وسیعی داشت. مثلاً آیت‏الله نوری همدانی منزل ایشان می‏آمد و ما در ذیل درس ایشان، خیلی چیزها هم از میهمانان و دوستان ایشان یاد می‏گرفتیم. رفتار روحانیان دانشمند و عیاران و پهلوانان محل و روشنفکران دینی جدید، همه در ساختن فکر شاگردان ایشان موءثر بود.
 
کیهان فرهنگی: چند سال نزد ایشان درس خواندید؟!
 
تمیم‏داری: چیزی حدود 10 سال و چیزهای بسیاری یاد گرفتیم.
 
کیهان فرهنگی: اشاره داشتید که آقای شاهچراغی مطالب و مقالات شما را برای تایپ می‏فرستاد!
 
تمیم‏داری: بله. من اولین‏مقاله دینی را که نوشتم یک بحث تحت عنوان «حدوث و قدم ماده» بود. ایشان خیلی به من کمک کردند و بعد گفتند که این مقاله را باید برای شاگردان تعریف کنی، که برای من کمی مشکل بود.
 
کیهان فرهنگی: در چه سنی؟!
 
دکتر تمیم‏داری: شاید هیجده سالگی
 
کیهان فرهنگی: پس چطور فلسفه می‏خواندید؟
 
تمیم‏داری: مباحث فلسفه را که از سال‏های 41 و 42 تدریس می‏کردند؛ درحالی که به‏صورت جزوه بود و ما هم با بحث‏ها مأنوس شده بودیم. البته دانشجویان بزرگتری می‏آمدند، ولی ما را در مجالس درس فلسفه هم شرکت می‏دادند، یعنی شاگرد رسمی کلاس فلسفه نبودیم، ولی شرکت می‏کردیم و استفاده می‏بردیم. بعدها هم حافظه را بازسازی می‏کردیم. ایشان خیلی عمیق درس می‏دادند، چون اصطلاحات فرنگی و زبان فرانسه هم خوب می‏دانستند.
 
آقای شاهچراغی با پروفسور کربن هم دوست بودند، به انستیتو خاورشناسی ایران و فرانسه هم رفت و آمد می‏کردند. برای فکر خودش، خیلی وقت می‏گذاشت. زندگی خود را در انحصار فکر دینی قرار داده بود و از همه مهمتر، مبلغ بود و تربیت‏کننده مبلغ، لذا به این مسایل خیلی خوب توجه می‏کرد.
به هر حال، مقاله‏ای را که من نوشتم، ایشان دستور دادند تایپ شود. تایپ شدن در آن زمان خیلی اهمیت داشت، زیرا در تهران تعداد کمی ماشین تایپ بود، ولی گفتند برای تشویق شما این را برای تایپ می‏فرستم تا همه آن را بخوانند.
 
بعد هم آقای حسن سعید، در کتابخانه مسجد جامع، همراه با ده پانزده مقاله دیگر آن را تحت عنوان «بررسی جوانان در مسایل اسلامی» چاپ کردند. البته این کتاب هنوز هست.
 
وقتی هم که ایشان فوت شد من خیلی ناراحت بودم. رفتم پیش آقای دکتر شریف رحمانی و گفتم که استادم فوت شد، پرسید که بود؟ من توضیح دادم. ایشان گفت: «اگر منتظر باشی که کسی مثل او را پیدا کنی، معاذالله! خودت بنشین و همان کارها را ادامه بده. اگر نه، کسی را مثل ایشان نخواهی یافت. از این پس خودت، استاد خودت باش!»
واقعاً هم اینطور بود. خدا ایشان را رحمت کند. مقبره‏اش هم در همین باغ طوطی قدیم هست. سمت دری که به بازار باز می‏شود، اتاقی هست که هم مقبره پدر ایشان آنجاست، و هم مقبره ایشان. البته چند نفر دیگر هم آنجا هستند. به قول حافظ:
بر در میکده رندان قلندر باشند
که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
یا:
بعد از وفات تربت ما در زمین مجو
در سینه‏های مردم دانا مزار ماست
 
کیهان فرهنگی: آقای دکتر لطفاً ادامه شرح حال خود را تا مرحله ورود به دانشگاه بفرمایید؟
 
تمیم‏داری: بعد از ایشان، من خیلی علاقه‏مند بودم که علوم دینی را ادامه دهم، اما به‏دلیل اینکه مشوق نداشتم و ازطرفی هم هرکسی که ملبس می‏شد، شرایط سختی برای او پیش می‏آمد، و ازسوی دیگر، با لباس عادی خیلی راحت می‏شد به فعالیت دینی پرداخت، درنتیجه من دو سال رشته جامعه‏شناسی خواندم و فکر کردم که در دانشگاه می‏توانم هم به علوم جدید و هم به علوم دینی، و بعد هم به ریاضی بپردازم. چون رشته تحصیلی‏ام ریاضی بود، به دانشکده فنی هم می‏توانستم بروم. مضافاً این‏که نسبت به دانشجویان فارغ‏التحصیل رشته ریاضی، عربی و ادبیات را بیشتر می‏دانستم. بنابراین، در هر کنکوری، هر رشته‏ای که انتخاب می‏کردم، قبول می‏شدم. در دانشگاه تهران جامعه‏شناسی خواندم ولی چون مشکلات سیاسی زیاد بود، و ممکن بود فعالیت دینی-سیاسی و اجتماعی من متوقف شود، رفتم مدرسه عالی ادبیات و زبان‏های خارجی که نوبت بعدازظهر داشت و بیشتر کارمندان ادارات می‏آمدند. مدرسه آرامی هم بود.
بعد از لیسانس یعنی سال 55 فوق‏لیسانس دانشگاه تهران قبول شدم. عربی را که در مدرسه شاهچراغی یاد گرفته بودم، انگلیسی را هم که دوست داشتم و در دوران دبیرستان می‏خواندم.
 
کیهان فرهنگی: در دوران دانشگاه که دانشجو بودید، با چه اساتیدی درس داشتید؟
 
تمیم‏داری: خوشبختانه در دوره دانشگاه، بازهم استادان بسیار خوبی نصیب ما شد. ازجمله آن دکتر شهیدی هستند که در دوره فوق‏لیسانس و دکتری کتاب‏هایی مثل شرح ابن‏عقیل، الفیه ابن مالک، و دیوان‏های فارسی مثل خاقانی، انوری، حافظ، حتی شاهنامه فردوسی، عطار و مثنوی مولوی که به‏طور کامل تدرس می‏فرمودند، نه به‏طور خلاصه. از استادان بسیار دانشمند دیگر آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی بودند که اکنون در آمریکا تشریف دارند که در فوق دکتری ادبیات عرب یا فوق تخصص تدریس می‏کنند. ایشان در دفتر خودشان که دفتر تصدیق امضاء بود، روزهای چهارشنبه تدریس می‏فرمودند، مقید به ساعت درسی نبودیم، ایشان ساعت‏های بسیاری تدریس می‏فرمودند، با کتابهای فراوان.
کتاب‏های اربعین، کتاب کامل مبرد، شرح نهج‏البلاغه ابن ابی الحدید، اشعار متنبی، هاشمیات کمیت بن‏زید اسدی، دیوان دعبل، اشعار جریر، اخطل، رسائل فلسفی بابا افضل، متون تفسیری قرآن کریم، امالی سید مرتضی علم الهدی- علاوه بر شعر عرب، قصاید و غزلیات بسیاری را حفظ بودند.
 
کیهان فرهنگی: اینها که دوره لیسانس نبود؟!
 
تمیم‏داری: نخیر دکتر مهدوی دامغانی برای دوره فوق‏لیسانس و دکتری تدریس می‏فرمودند. حافظه بسیار قوی هم داشتند، زبان فرانسه را خوب می‏دانستند، یعنی سه زبانه بودند. عربی را هم خوب می‏دانستند و در انگلیسی مهارت داشتند.
ایشان از برکت‏های زندگی ما بودند. هم برای من و هم برای دانشجویان دیگر. ولی من به‏دلیل اینکه درس‏هایی را با مرحوم شاهچراغی گذرانده بودم، حساسیت بیشتری نسبت به این مباحث داشتم.
 
از دیگر استادانم آقایان دکتر تجلیل و دکتر حاکمی از اساتید دانشگاه تهران‏بودند. آقای ماهیار نوابی هم بود که ایشان فوت شدند، در دانشگاه شیراز تدریس می‏کردند، بیشتر متون خارجی مربوط به ادبیات، یعنی چیزهایی را که مستشرقین درباره ادبیات ایران و اسلام نوشته‏اند. البته ایشان بیشتر درباره ایران قبل از اسلام کار کرده بود. از دکتر امیر محمود انوار هم باید نام ببرم که در دوره کارشناسی ادبیات عرب برای ما تدریس می‏کردند. وقتی علاقه بنده را دریافتند، صبح‏های زود پس از نماز هر روز در منزلشان (شاه‏آباد سابق، خیابان ظهیرالاسلام) برای بنده تدریس می‏فرمودند. قصائد مطولی از مجانی‏الحدیثه و متن شرح ابن‏عقیل را خدمت ایشان خواندم. ایشان از حافظه قوی برخوردارند و نظم و نثر ادب عربی تدریس می‏فرمایند.
 
کیهان‏فرهنگی: این صحبت‏ها، مربوط به چه سالی می‏شود؟
 
تمیم‏داری: مثلا سال‏های 55 تا 57 که مربوط به دوره فوق‏لیسانس بود، از 58 تا 66 هم مربوط به دوره دکتری بود که برخورد به دوره انقلاب و انقلاب فرهنگی و یک مقدار طولانی شد. در آن دوره، اساتید اشتغالات سیاسی نداشتند، البته حالا هم اساتید اشتغالات سیاسی ندارند، اساتید معمولا خودشان را درگیر مسایل اداری و سیاسی نمی‏کنند. یادم هست یک صحبتی آقای دکتر شهیدی می‏فرمودند که: «خب حالا دانشگاه برای انقلاب فرهنگی تعطیل شد، این فرصت بسیار خوبی است برای درس خواندن.» به همین دلیل ما هم مقید به کلاس و درس خواندن برای نمره نبودیم.
همچنین در اینجا از یک استاد دیگر باید نام ببرم، خانم دکتر طاهره صفارزاده که در دانشگاه تهران تدریس می‏فرمودند، ولی عضو رسمی دانشگاه شهید بهشتی بودند.
 
 
ادامه دارد ...
 
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
نظرات بینندگان
انتشار یافته : 2
سرور باقرحسینی  | ۱۳۹۳ چهارشنبه ۱۹ شهريور
0
0
پاسخ
استاد تمیم داری از استادان بزرگ دانشگاه علامه با دانش وتجربه هستند خدا حفظشان کند ایشان در دوره ارشد استاد من بودند خیلی برایشان احترام قایلم.
captcha
فرهنگسرای ملل  | ۱۳۹۲ شنبه ۴ آبان
1
0
پاسخ
با سلام و احترام .از شما دعوت میشود در همایش یک نکته از این معنی ، برگزاری ده نشست ادبی از ده شاعر برجسته ایرانی ، شرکت فرمایید .
زمان : روزهای سه شنبه از ساعت 18-16 / پاییز 92
مکان پارک قیطریه تهران ./سخنران خانم رویا احمدی
تلفن :22212392 و 22204453
موضوعات همایش : مولانا –سعدی –حافظ – خیام –عطار –فردوسی – نظامی و ...
به همراه : موسیقی سنتی ،پخش کلیپ و پاور پوینت
حضور شما را در فرهنگسرای ملل گرامی میداریم .
ضمنا فرهنگسرای ملل در خدمت شما میباشد .
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری
 
الگو برداری جشنواره های ملی مثل جشنواره فیلم فجر از نمونه های خارجی مثل مراسم اسکار در این سال ها تا چه میزان به رشد فرهنگی کشور کمکم کرده است ؟
زیاد
40%
 
متوسط
18%
 
کم
40%
 
تشکیل شورای صیانت از اهالی موسیقی/ از فضای پرحاشیه بیرون آمدیم | گفتگو با مدیر دفتر موسیقی- بخش اول
تشکیل شورای صیانت از اهالی موسیقی/ از فضای پرحاشیه بیرون آمدیم | گفتگو با مدیر دفتر موسیقی- بخش اول
بازدید : ٤٧١
300 لیزینگ فعال اقدام به کلاه‌برداری از مردم می‌کنند | حسین زاده و احمدی در گفتگوی خبری
٣٧:٠٨
300 لیزینگ فعال اقدام به کلاه‌برداری از مردم می‌کنند | حسین زاده و احمدی در گفتگوی خبری
بازدید : ٢٦٩٠
رفتار ایران در منطقه و بین الملل مسوولانه است | محمدی و کنعانی در گفتگوی ویژه خبری
٤٦:٣٠
رفتار ایران در منطقه و بین الملل مسوولانه است | محمدی و کنعانی در گفتگوی ویژه خبری
بازدید : ٣٨٥٣
دولت عمده پول‌هایش را خرج پرسنلش می‌کند | نهاوندیان در گفتگوی ویژه خبری
٤٠:١٢
دولت عمده پول‌هایش را خرج پرسنلش می‌کند | نهاوندیان در گفتگوی ویژه خبری
بازدید : ٣٢٤١
امام(ره) از شهید چمران خواست در ایران بماند | گفتگو با مهدی چمران در برنامه شناسنامه
٥٦:٠١
امام(ره) از شهید چمران خواست در ایران بماند | گفتگو با مهدی چمران در برنامه شناسنامه
بازدید : ٣٥١٠
چرایی فروکش کردن شعله های جنگ بر ضد سوریه | گفتگوی خبری با آقایان شبیبی و امهز
١٢:٢٣
چرایی فروکش کردن شعله های جنگ بر ضد سوریه | گفتگوی خبری با آقایان شبیبی و امهز
بازدید : ٤٣٩٩
ریشه حمایت غرب از رژیم صهیونیستی | گفتگوی ویژه خبری با آقایان ملکوتیان و فردوسی پور
١٣:٤٦
ریشه حمایت غرب از رژیم صهیونیستی | گفتگوی ویژه خبری با آقایان ملکوتیان و فردوسی پور
بازدید : ٢١٢٢
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش سوم
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش سوم
بازدید : ٢٥٤٦
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش دوم
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش دوم
بازدید : ٣١٨٨
مناظره عباس زاده مشکینی، شکوری راد و رسایی در مورد توقف فعالیت سازمان مجاهدین و احزاب مشارکت
مناظره عباس زاده مشکینی، شکوری راد و رسایی در مورد توقف فعالیت سازمان مجاهدین و احزاب مشارکت
بازدید : ٩٨٤٠
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو