ایشان، استاد زبان انگلیسی و تحصیل‏کرده آمریکا هستند. البته به رغم تحصیلاتی که در آمریکا داشتند، جاذبه‏های آمریکا ایشان را جذب نکرده، و همچنان کرمانی اصیل، اهل عرفان و اهل قرآن هستند. یک قرآن هم به زبان انگلیسی و فارسی ترجمه کرده‏اند. دستشان مریزاد و عمرشان طولانی باد.
از ایشان به این علت یاد کردم که از لحاظ دینی و عرفانی، ایشان فردی معتقد بودند، زمان قبل از انقلاب می‏گفتند که زبان انگلیسی زبان علم، زبان ادبیات و زبان تخصص به کار رود.
 
توجه دارید که تدریس زبان انگلیسی هدف مشخصی در ایران نداشت، مثلا برای خریدار مغازه خارجی و به اصطلاح شاپینگ یا سفرهای خارج از کشور و زندگی در خارج از کشور تدریس می‏شد. ایشان می‏فرمود زبان انگلیسی، مثل زبان عربی و زبان علم و زبان دین، که ایرانی‏ها یاد گرفتند، باید آموخته شود. ایشان، طالب یک چنین انگلیسی بودند و روی کتاب‏های درسی فوق‏العاده حساسیت نشان می‏دادند و می‏گفتند زبان انگلیسی باید علم و دانش جدید را منتقل کند، نه اینکه ما بنشینیم و ادبیات خارجی بخوانیم. مثلا در دوره لیسانس واحد انگلیسی می‏خوانیم، اگر این چهار واحد هم داستانهای «او. هنری» یا جیمز جویس بخوانیم، به چه کار می‏آید؟! نه ادیب انگلیسی می‏شویم، و نه ادبیات انگلیسی را می‏فهمیم. مگر این که رشته تخصصی ما باشد. در رشته ادبیات فارسی تدریس چند داستان کوتاه انگلیسی به چه کار می‏آید؟
 
معتقد بودند که باید استفاده صحیح از زبان انگلیسی کرد. امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم، معارف جهان به این زبان نوشته می‏شود. حتی در مجلات. در تفکر دینی هم همینطور است. در تفکر دینی، تحقیقات به زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی، و زبان‏های جدید نوشته می‏شود، زبان‏هایی که از نظر فرهنگی جدید هستند.
 
استاد صفارزاده معتقد بودند که زبان انگلیسی را در راستای کسب دانش، انتقال علوم باید آموخت. و اینکه ما در واقع نیاز داریم بفهمیم که مستشرقین و استادان خارجی، اسلام‏شناسان و ایران‏شناسان درباره ما چه گفته‏اند. با تشویق‏های ایشان و علاقه‏ای که خود من داشتم، علاوه بر عربی، به زبان انگلیسی هم توجه کردم و از سال 70 زبان
انگلیسی تخصصی تدریس کردم تا دانشجویان ما هم بتوانند مسایل ایران، اسلام و ادبیات شرق را به زبان انگلیسی بخوانند و بیان کنند.
 
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یک جلد کتاب ادبیات مرا هم به زبان انگلیسی ترجمه کرد و این یکی از خواسته‏های من بود که کتابی برای درس زبان تخصصی فراهم شود. این کتاب را استاد فاضل آقای دکتر اسماعیل سلامی ترجمه کرده‏اند.
 
کیهان‏فرهنگی: قدردانی جناب‏عالی در طول مصاحبه نسبت به استادانتان به راستی پسندیده است.
 
دکتر تمیم‏داری: ما در زندگی امتیازی نداشته‏ایم، تنها حسنی که خداوند در زندگی بنده حقیر قرار داد، خوشبختانه حضور استادان برجسته، خوب، علاقه‏مند و دانشمند بود، که هم به دعای آنها محتاج هستیم و هم از خداوند می‏خواهیم که سزاوار قدردانی از آنها باشیم. اما اینکه چه از آنها آموخته‏ایم؟ دانشجویان ما باید بگویند.
 
کیهان‏فرهنگی: جناب تمیم‏داری لطفا در مورد همکاران خودتان در داخل و خارج از کشور توضیح بفرمایید، با چه کسان و در کجا، همکاری داشته‏اید و دارید؟!
 
تمیم‏داری: من ضمن تدریس، کارهای مدیریتی هم داشته‏ام. مثلا مدتی در دانشگاه شهید بهشتی بودم، در آنجا هم معاون فرهنگی دانشگاه، هم رئیس دنشکده و مدیر گروه ادبیات و هم مدرس بوده‏ام.
بعد دوباره به دانشگاه علامه طباطبایی برگشتم. زیرا اولین دانشگاهی بود که در آن استخدام شدم. این دانشگاه اول مجتمع دانشگاهی بود و از ادغام مدارس عالی تهران تشکیل شده بود. در اینجا و در دوره‏ای که آقای دکتر شیخ‏الاسلامی رئیس دانشگاه بودند، دوباره به ریاست دانشکده ادبیات فارسی منصوب شدم.
 
سال 66 که من از تز دکترای‏ام دفاع کردم، رئیس دانشکده ادبیات بودم. در آن زمان آقای خاتمی وزیر ارشاد، و آقای تاج‏زاده معاون بین‏الملل ایشان بودند. آقای ثبوت در آن زمان مدیر مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان بودند و مأموریت ایشان تمام شده بود و قرار بود به ایران بازگردند، به توصیه آقای ثبوت، آقای تاج‏زاده از بنده دعوت فرمودند، و ایشان بنده را به عنوان مدیر مرکز تحقیقات زبان‏فارسی به اسلام‏آباد اعزام فرمودند. از اول سال 67 تا اول سال 70 یعنی به مدت سه سال، آنجا بودم.
 
در این مدت، کتاب‏های زیادی را زیر چاپ بردم. آقای احمد منزوی هم همزمان در آنجا بودند که فهرست‏نویسی می‏کردند، آقای پیرنیا هم که تدریس می‏کردند، آقای علوی مقدم استاد اعزامی بودند و تدریس می‏فرمودند. آقای دکتر ناصح، استاد دانشگاه مشهد و خانم دکتر دبیران هم در لاهور تدریس می‏کردند. متأسفانه این ایام، مقارن شد با شهادت دوست بسیار صمیمی، آقای گنجی که در لاهور مسوول خانه فرهنگ بودند. یعنی عده‏ای، ناجوانمردانه، ایشان را ترور کردند. حالا از فرقه وهابیه بودند یا کسان دیگر، معلوم نشد. به هر حال کسانی بودند که ضدیت با تشیع داشتند و در لاهور سازمان داده شده بودند. ایشان زمان شهادت، خیلی جوان بودند، 26 یا 27 سال داشتند. زبان اردو را هم خوب یاد گرفته بود، یک روز به ایشان گفتم که شما باید مروج زبان انگلیسی باشید، نه اینکه زبان اردو یاد بگیرید؛ «اینها که زبان فارسی یاد نمی‏گیرند، پس لااقل ما زبان اردو یاد بگیریم که با آنها صحبت کنیم.»
 
کیهان‏فرهنگی: گویا هنوز حق زبان اردو هم ادا نشده است؟
 
تمیم‏داری: بله همینطور است، حالا مسایل ما به کنار، ولی اگر مسایل اسلام را هم در نظر داشته باشیم، می‏بینیم که زبان اردو، زبان سوم اسلام است. یعنی زبان عربی اول، زبان فارسی دوم و اردو زبان سوم به حساب می‏آید. شاید هم زبان دوم، اردو باشد. به این دلیل که زبان اردو حدود 900میلیون گوینده و شنونده دارد، ولی هنوز به قول شما حق آن ادا نشده است. با این توجه که از لحاظ فرهنگی و از لحاظ زبانی، ارتباط ما با آنها زیاد است. یعنی وقتی اردوزبانان صحبت می‏کنند، در بافت زبانشان، زبان فارسی را می‏توان استماع کرد.
 
کیهان فرهنگی: دفتر مطالعات پاکستان فعال بود؟
 
تمیم داری: بله. در پاکستان فعالیت ما زیاد بود. از جمله اینکه از نسخه‏های خطی میکروفیلم تهیه می‏کردیم، حداقل حدود 400 هزار صفحه میکروفیلم برای وزارت ارشاد تهیه کردم.
 
به هر حال. بعد از این مأموریت به دانشگاه علامه طباطبایی برگشتم و بعد از مدتی معاونت آموزشی دانشگاه را به عهده گرفتم. حدود دو سال بعد، دوباره برای تدریس زبان فارسی در دانشگاه داکا به بنگلادش رفتم. این بار، دانشجویان دانشگاه داکا - بخصوص دانشجویان زبان فارسی - بیشتر طلاب علوم دینی و اهل تسنن بودند. آنها بسیاری از کتاب‏های فارسی مثل کتاب «گلستان» و «بوستان» را به عنوان کتاب دینی می‏خوانند. ولی ما به عنوان کتاب ادبی می‏خوانیم. ادبیات ما آمیخته به علوم دینی است. به همین دلیل قرآن‏آموزی در تدریس ادبیات و زبان فارسی بسیار موءثر است، مگر ادبیات جدید و شعر معاصر که داستان دیگری دارد.
 
کیهان فرهنگی: ظاهراً دانشجویان و اساتید مذهبی بنگالی به نوعی از گرایش‏های عرفانی برخوردارند!
 
تمیم داری: بله گرایشات شیعی و عرفانی دارند و انعطاف بیشتری نشان می‏دهند.
 
در آنجا یک انجمن آسیایی هست به نام انجمن آسیایی بنگال، که انگلیسی‏ها پایه‏گذاری کرده بودند، ولی بعد از اینکه، آنها رفتند، این انجمن به کار خود ادامه داد. انجمن خیلی مهمی است. ما باید در توسعه این گونه انجمن‏ها فعالیت می‏کردیم ولی متأسفانه این کار را نکردیم.
 
در آنجا به دلیل اینکه زبان اعضاء انجمن آسیایی، زبان بنگالی و زبان انگلیسی است، هیچکس به آنجا نمی‏رفت. وقتی من به آنجا رفتم، رئیس انجمن گفت:«تو اولین استاد ایرانی هستی که به این انجمن آمده‏ای، کسی به اینجا مراجعه نمی‏کند.
 
در حالی که این انجمن دایرة‏المعارفی تألیف می‏کرد که بخشی از آن مربوط به ایران بود. اگر ما در تهیه این دایرة‏المعارف‏ها شرکت نکنیم، آن وقت است که هر کس، هرچه بخواهد می‏نویسد. مثلاً پنج تن را با پنجاب و پنج شیر ارتباط می‏دهند. اعضاء آن دائرة‏المعارف بسیار دانشمند هستند. رایزنی‏های فرهنگی ما باید افراد دانشمندی باشند تا بتوانند به نفع ایران و به نفع مسایل دینی و ملی با این انجمن‏ها همکاری‏های تنگاتنگ علمی داشته باشند، استادان و دانشمندان ایرانی که زبان خارجی بدانند باید به این گونه انجمن‏ها اعزام شوند.
 
در این زمان، یعنی تا پایان مأموریت داکا که سال 79 بود، من در کنفرانس‏های بسیاری شرکت کردم و فعالیت زیادی داشتم. پنج یا شش مقاله به زبان انگلیسی درباره مولوی ، ابن سینا، خیام و ابوریحان نوشتم و در روزنامه‏های آنجا به چاپ رسید. هم برای انجمن آسیایی و هم برای آکادمی نواب سلیم الله، البته این کارها جزء وظایف من نبود، ولی چون خیلی علاقه داشتم، فعالیت می‏کردم.
 
زبان انگلیسی خیلی کمک می‏کند، برای برقراری ارتباط، بویژه با محققانی که زبان فارسی نمی‏دانند و به ایران، فرهنگ تشیع و اسلام علاقه‏مند هستند. ما باید زبان بین‏المللی بدانیم و با آنان ارتباط برقرار کنیم.
 
کیهان فرهنگی: پس از بازگشت از داکا به چه کاری مشغول شدید؟
 
تمیم داری: بعد از بازگشت مجدداً معاون آموزشی دانشگاه شدم و تا آبان ماه سال 82 یعنی حدود سه سال و دو ماه آنجا بودم. بعد هم به دلیل رسیدگی به تدریس و کارهای علمی، آن کار را رها کردم و در حال حاضر تدریس می‏کنم.
همچنین عضویت شورای گسترش زبان فارسی را هم دارم. این شورا معمولاً هر دو ماه یکبار تشکیل می‏شود و درباره ترویج زبان فارسی در خارج از کشور به بررسی می‏پردازد. من هم به این مسایل علاقه‏مندم و معتقدم که ترویج و تحقیق فرهنگ ایران در خارج از کشور از مهمترین مسایل کشور ماست.
 
کیهان فرهنگی: در ادامه شرح حال و فعالیت‏های فرهنگی، می‏رسیم به تحقیقات حضرت عالی که زمینه تالیفاتی را فراهم آورده است. از جمله تحقیقی که در زمینه عرفان و ادبیات دوره صفویه داشته‏اید. اصولاً دوره صفویه هم از طرف روشنفکران و هم از طرف مذهبیون، مغفول مانده است...
 
تمیم داری: نه تنها مغفول که حتی مغضوب هم شده است.
 
کیهان فرهنگی: مثلاً دکتر شریعتی از صفویه به شدت انتقاد کرده است. بعضی مذهبی‏ها با احساسات انقلابی فرهنگ زمان صفویه را مورد تهاجم قرار داده و بعضی روشنفکران غیر مذهبی هم به دلیل اینکه آنها دینی بوده‏اند، با آنها میانه‏ای نداشته‏اند.
این در حالی است که آن برهه- بخصوص ادبیات- سرنوشت ساز بوده و حالا مورد بحث ماست. لطفاً در این خصوص بیشتر توضیح بفرمایید.
 
تمیم داری: تحقیقات من بیشتر در زمینه اصول عقاید دینی و مطالعات جدید علمی، فلسفی و هنری بوده است. مستحضر هستید که در دوران پیش از انقلاب، همه کسانی که در دبیرستان و در دانشگاه تحصیل می‏کردند، همه در یک پایگاه فکری، شرکت داشتند. حالا از هنرمندان آن دوره گرفته تا طرفداران افرادی مثل لنین، مائو ، مارکس و ... تا شخصیت‏های علمی و دینی خودمان. به هر حال هر کس یا به ایدئولوژی چپ گرایش داشت یا به ایدئولوژی الهی. حساسیت زیادی بود که واقعاً هر کس به چه پایگاه فکری وابسته است؟
 
طبعاً ما با حضور آقای شاهچراغی و اینکه برای اعتقادات خودمان باید تعیین تکلیف می‏کردیم، خیلی تمایلات دینی و علاقه به تشیع داشتیم. بخصوص به زندگی و سخنان حضرت امیر که بزرگ همه استادان جهان و عالم وجود است و همه ما از ریزه‏خواران و نوکران ایشان هستیم. من یادم هست که آقای مهدوی دامغانی هرگاه در سر کلاس، اسم حضرت امیر را بر زبان می‏آورد، به پهنای صورت اشک می‏ریختند و ناراحت می‏شدند، این حالات بر ما اثر داشت.
 
من خیلی علاقه داشتم احادیثی راکه در مورد تشیع است، بنویسم وچاپ کنم. اولین اثر رسمی که من به چاپ رساندم، همان قصیده صاحب ابن‏عباد است. حتی با سرمایه خودم کتاب را چاپ کردم و به دوستان وآشنایان آن را هدیه دادم، ولی هیچ وقت آن را نفروختم.
بعد از این کتاب و در دوره دکتری، مرحوم دکتر سادات ناصری پیشنهاد کردند که روی صفویه کار کنم، زیرا صفویه و عرفان دوره صفویه، بکر است و تحقیقات زیادی هم در این دوره صورت نگرفته، یعنی این دوره خیلی مظلوم رها شده است.
 
البته خودم هم به تاریخ صفویه علاقه داشتم و گویا یک تقدیری در عالم هست، که حاکم می‏شود. وقتی من امتحان دکتری می‏دادم، تسلط زیادی بر فرهنگ دوره صفوی داشتم. اتفاقاً در همان سال، سئوال کنکور، نظم و نثر دوره صفوی بود. عجیب بود، هم من علاقه داشتم و از طرفی سوءال کنکور بود و از طرف دیگر، وقتی دوره دکتری به پایان رسید، مرحوم دکتر سادات ناصری پیشنهاد کرد که درباره دوره صفویه کار کنم.
 
در نتیجه تحقیقات متوجه شدم دوره صفویه از پیش رفته‏ترین دوران فرهنگی ایران است. بخصوص وقتی در شبه قاره بودم، بیشتر به این موضوع رسیدم، که در هیچ دوره‏ای به اندازه دوره صفویه، کتاب فارسی چاپ نشده، حتی در یکی از دوره‏هایی که نهضت ترجمه به وجود آمده است. بخصوص در جایی مثل هندوستان کسانی مثل نظام پانی پاتی، مثل شاهزاده دارالشکوه، یامثل سیدابوالقاسم میرفندرسکی که وقتی به هندوستان می‏رود، کاب «جوک» را که یکی از کتاب‏های «مهابهارتا» است، آن را با عرفان اسلامی، مقایسه می‏کند.
 
بنابراین، در این دوره دانشمندان بسیار بزرگی تربیت می‏شوند. در این دوره ملاصدرای شیرازی، فلسفه تطبیقی ایجاد می‏کند و در واقع می‏شود گفت که از تمام فلسفه‏های موجود در عصر خودش- و در دوره‏های پیش از خودش، از ابوعلی‏سینا گرفته تا ابن‏عربی، شیخ اکبر و سهروردی و حتی قرآن و نهج‏البلاغه و حدیث و اینها را می‏گیرد- مجموعه تلفیقی وفکری عظیمی به وجود می‏آورد که در واقع حل کننده بسیاری ازمشکلات آن زمان بوده است. یعنی زمان آن رسیده بوده، که چنین کاری انجام شود.
درست همزمان با این دوره، یک شخصیت بزرگ سیاسی مثل اکبرشاه تیموری در هند به پاس خدمات ایران در دوره پدرش، احترام می‏گذارد. او یک سیاست تلفیقی درست کرد.
 
کیهان فرهنگی: در مورد علمای دوران صفویه، نقد و اشکال بسیاری وارد کرده‏اند، از جمله بر علامه مجلسی ایراد گرفته‏اند که چرا احادیث ضعیف را هم در بحارالانوار آورده است. در حالی که این کار علامه، علاوه بر نقادی حدیث که ایشان داشته‏اند، نوعی آزاداندیشی هم بوده است. ما حق نداریم آنچه را که به نظر خودمان ضعیف است، حذف کنیم. شاید اهل فن نظر دیگری نسبت به آن داشته باشند.
 
تمیم داری: بله. هم متن حدیث مهم است و هم موضوع آن. و هم تطبیق آن با قرآن و احادیث دیگر، مهم است. اینطور نیست که هر حدیثی که ضعیف باشد، باید آن را دور انداخت، نه. همانطور که شما فرمودید جای بحث آن در رجال، درایه و علم حدیث است. یک بحث فنی و تخصصی است و در این زمینه هم الحمدالله کتاب‏های خوبی هست که مطالعه کنیم.
 
البته اینها خارج از حوزه بحث ادبیات است ولی چون من در مدرسه شاهچراغی درس خوانده‏ام، به دلیل حساسیت خودم دنبال اینها رفته‏ام.
 
رسولی: به نظر من فکر علامه مجلسی در زمان خودش خیلی خیلی پیش‏رفته بود. چیزی که الان در بررسی متون ادبی می‏بینیم، نادیده گرفتن نقش موءلف است. یعنی توجه کردن به متن. الان که استاد می‏فرمایند؛ می‏بینیم که علامه به خود متن توجه داشته است. متن حدیث را با متون دینی، با تفکرات ما و با لایه‏های فرهنگی اسلام و شیعه سنجیده و بعد تأییدش کرده است. این نسبت به تئوری زمان او- که به کاتب نگاه می‏کرده‏اند و متن را نادیده می‏گرفته‏اند- خیلی پیش‏رفته است. چیزی است که الان ساخت‏گراها و ساخت‏شکن‏ها روی آن فکر می‏کنند. مثلاً «بارت» روی آن فکر می‏کند و مرگ موءلف را مطرح می‏کند. ایشان به متن فکر می‏کرده‏اند، و این جای تقدیر دارد. ما بخاطر اینکه این بزرگوار را نمی‏شناسیم، نباید او را نفی کنیم.
 
دکتر تمیم داری: من یک نکته بسیار مهمی را در مورد شخصیت علامه مجلسی می‏خواهم بگویم. آقای مطهری نقل می‏کردند که آیت‏الله بروجردی یک وقتی در مجلس درسشان، نکته مهمی را بیان کرده‏اند. ایشان گفته‏اند که: «در کشورهای اروپایی، بعد از رنسانس، توجه به محسوسات و علوم حسی زیاد شد و این توجه به علوم حسی، با منطق‏های جدیدی مثل فرانسیس بیکن، مثل نیوتن و گالیله و اینها که به صحنه آمدند، علوم تجربی وعلوم حسی خیلی رشد پیدا کرد. بعداً در اصفهان در دوره صفویه،کسانی مثل علامه‏مجلسی برای اینکه در مطالعات خودشان، تغییر متد و تغییر روش بدهند، کتاب «السماء والعالم» اثر ابن‏سینا را که براساس آراء بطلمیوس بود و این آراء در اروپا باطل شده بود، علامه مجلسی یک کتاب «سماء والعالم» نوشت که برخلاف کتاب ابن‏سینا بود، و چون هیچ دستاویزی غیر از احادیث اهل بیت نداشتند، بدان روی آوردند و خواستند ازحقایق آن برای تنظیم کتب علمی استفاده کنند و به جای اینکه یک رنسانس علمی برپا کنند، این به عقلشان رسید. لذا نهضت اخباری‏گری، با توجه به علوم محسوس که در اروپا نهضت تجربی بود، در اینجا شروع شد.»
 
بعد آقای مطهری فرمودند که آیت‏الله بروجردی هیچ وقت دیگر در این باره سخنی نگفتند وحدس می‏زدند که نهضت اروپا تأثیر در حوزه اصفهان گذاشت و اینجا تغییر متد دادند و کتاب‏های علمی راکه براساس آراء بطلمیوس و حکماء قدیم بود، برگرداندند و براساس آثار و احادیث اهل بیت مکتب بنا کردند زیرا این احادیث موثق‏تر از آراء دیگران بود.
این یک مسأله فرهنگی مهمی است. اهمیت اینها از فقه و اصول، کمتر نیست. ما باید این بحث‏ها را رایج کنیم، طرفداران این بحث‏ها خیلی کم هستند. زیرا این بحث‏ها از لحاظ فرهنگی بسیار پیچیده است، بحث فراوان لازم دارد. عده‏ای که سوادشان کم است، اطلاعاتشان کم است و عمیق فکر نکرده‏اند، یک چیزهای ژورنالیستی درست کرده‏اند.بسیاری از حرف‏ها که درباره فرهنگ اروپا گفته شده، عمیق نیست!
 
من درکتاب صفویه می‏خواستم این مسأله را اثبات کنم که ما باید سیاست صفویان را از فرهنگ صفوی جدا کنیم. اینها خیلی به یکدیگر ربط ندارند، اینها آینه همدیگر هم نیستند.
کما اینکه شاهان مختلفی آمدند، شاه عباس صفوی با شاه طهماسب صفوی و شاه سلطان حسین صفوی خیلی تفاوت داشته است.
 
بنابراین، هم جایگاه این سیاستمداران را باید از هم جدا کنیم. و هم برای فرهنگی که دردوره اینها به وجود آمده، تفکیک قایل شویم. اینها قابل قیاس با هم نیستند.
 
کیهان فرهنگی: البته دخالت درسیاست آن روز هم قابل بحث است. درآن زمان یک فرجه‏ای در فرهنگ ایجاد شد که عده‏ای تا آن زمان اگر نمی‏توانستند حرف بزنند، حالا از این فضای سیاسی استفاده کردند و استعدادها شکوفا شدند.
در واقع وضع امروز ما نتیجه آن دوره است.
 
تمیم داری: احسنت همین است. من به دوره صفویه فوق‏العاده حساسیت دارم. این دوره، دوره‏ای است که ایران وارد جامعه بین‏الملل می‏شود. دوره‏ای است که از ایران سفیرانی به خارج از کشور اعزام می‏شوند دوره‏ای است که زبان فارسی و مذهب تشیع، زبان و مذهب رسمی کشور هستند، جالب این است که صفویان برپایه زبان و مذهب ملیت بنا کردند. درغرب، کسی چنین کاری نکرده بود که براساس مذهب یک ملیت قوی بنا کند.
 
کیهان فرهنگی: یعنی ملیت ایرانی هم از آن به بعد استقلال خودش را پیدا می‏کند ومطرح می‏شود!
 
تمیم داری: احسنت یک نکته غلط دیگری که عده‏ای زیاد نوشته‏اند، این است که سبک هندی، سبک خوبی نبوده است و شاعران ایرانی چون مورد حمایت پادشاه صفوی نبوده‏اند، به دربار هند می‏رفته‏اند، درحالی که چنین چیزی نبوده است.
می‏گویند صفویان مخالف مداحی شاعران بودند، درحالی که صفویان نه تنها مخالف مداحی نبوده‏اند، بلکه چیزی بالاتر از مداحی می‏خواسته‏اند. آنها به شاعران می‏گفتند اول مدح امیرالموءمنین (ع) را بگوییدمرثیه امام حسین (ع) را بگویید، بعد اسم ما را بیاورید. برای اینکه نامشان ادغام شود با مدایح امیرالموءمنین صلوات علیه. برای اینکه اسم جاویدتر شود. بنابراین آنها طمع بیشتری دراین زمینه داشته‏اند، نه اینکه ضد مداحی بوده‏اند.
 
یکی از علت‏های سفرشاعران به هند هم این بود، وقتی اکبرشاه که به حکومت رسید، می‏دانست که حکومتش مدیون ایرانی‏هاست. از این جهت درهای دربارش را به روی علمای دینی، شاعران و هنرمندان، و انواع و اقسام شخصیت‏های ایرانی بازکرد. به این ترتیب بود که ایرانی‏ها به سرزمین هند سفرکردند.
دراصفهان به چهل ستون که تشریف ببرید، تابلویی هست که همایون؛ پدراکبر شاه درخدمت شاه طهماسب نشسته و زانو زده است. این مربوط به آن زمان است که همایون از هند گریخته و به ایران آمده بود. پانزده سال درایران بود و یک همسر ایرانی داشت به نام حمیده بانو بعد شاه طهماسب عزت و سلاح و ابزار جنگی دراختیار همایون قرارداد و او توانست هند را پس بگیرد. این یک موفقیت بزرگ درهند بود. ولی ما اصلاً اینها را تبلیغ نمی‏کنیم.
 
دوره اکبر، دوره رنسانس اسلامی است. ما متأسفانه هیچگاه درمورد رنسانس کشورهای اسلامی بحث نمی‏کنیم، درحالی که هم دراصفهان و هم دردهلی، بزرگترین رنسانس به وجود می‏آید. ولی ما چون مبلغ نداریم،چون معمولاً به زبان‏های بین‏المللی حرف نمی‏زنیم، خیلی هم دراین مورد بحث نمی‏کنیم. بلکه باور کرده‏ایم که این دوره‏ها،دوره‏های رکود و شکست است. خدا می‏داند که اینطور نیست.
این دوره، دوره شکوفایی است. دراروپا چون سرزمین‏ها به همدیگر نزدیک است.
 
هرگاه نهضتی به وجود می‏آید. برکشورهای دیگر زود اثر می‏گذارد ولی اینجا بین دهلی و اصفهان، فاصله زیاد است.
من یک روز به یکی از استادان داکا، گفتم ما باید حلقه‏های فکری و فرهنگی با استادان آسیای میانه ایجاد کنیم.
درجواب گفت: آقا فاصله بن تا برلین خیلی کم است. اما اینجا من هزار دلار باید بدهم تا از داکا به دوشنبه برسم.
 
آنچه که ما درنظر نمی‏گیریم، این است که رنسانس درهر کجا باید به نسبت خودش بررسی شود. ما با این سختی‏هایی که درشرق داشتیم. با این سرزمین‏های کویری و نبودن آب، واقعاً دانشمندان بسیار همت کرده‏اند تا توانستند شخصیت‏هایی علمی تربیت کنند. ما نسبت‏ها را درنظر نمی‏گیریم. ولی وقتی به عمق وارد شویم، قضایا را جور دیگر می‏بینیم.
 
به هر صورت، دوره صفوی به نظر من دوره پیشرفت است. دوره شکوفایی فرهنگی است. دوره پیشرفت فلسفه و شعر است. یک ارتباطی بین شعر، زبان فارسی و مذهب تشیع،هنرها و ملیت ایرانی به وجود می‏آید.شخصیت معروفی مثل بهزاد که نقاش بود، دردوره شاه اسماعیل ظهور می‏کند. صنعت قالی بافی و صنعت ابریشم ایران چنان پیشرفت می‏کند که فقط به خاطر تجارت ابریشم، یک تومان ایران، 45 مارک آلمان در زمان شاه عباس ارزش داشت.... آن موقع دلار نبود، ولی مارک بود.
 
صنعت پارچه‏بافی ابریشم بافی به قدری پیشرفت می‏کند،که فرانسوی‏ها سفارش می‏دادند پاگون‏ها و نشانه‏های نظامی‏شان درایران و با ابریشم بافته شود.
 
دیگر اینکه درباره شاه عباس، دربار پذیرایی از پروتستان‏ها بود، پروتستان‏هایی که زیرستم کاتولیک‏ها به مرگ تهدید می‏شدند- اینها به دربار شاه عباس می‏آمدند. شاه عباس درجلفای اصفهان، برای آنها مسکن درست کرد و به تمام پناهندگان پروتستانیست، شغل داد. یعنی از بندرعباس گرفته تا آستارا، حتی مشاغل سیاسی می‏داد. نمی‏ترسید از اینکه یک خارجی آمده اینجا و شغل سیاسی گرفته است. نه، اینکه فکرکنید او آدم بی‏وطنی بود، نه، یک سیاست محکم و قوی داشت. بنابراین، ترسی به خودش راه نمی‏داد. این کاری است. که اروپایی‏ها نمی‏توانند انجام دهند. یعنی یک ایرانی اگر برود خارج ازکشور، شغل سیاسی به او نمی‏دهند.
 
کیهان فرهنگی: بله ممکن است درسطوح بالای مهندسی کار بدهند، ولی یک حقوق‏دان نمی‏شوند.
 
تمیم‏داری: بله، همینطور است. ببینید، من معتقدم که اگر این کارگردان‏های مشهور، کارگردان‏های فیلسوف نظیر پازولینی، کوروساوا، و دیگران، اگر تفکر ملاصدرا و اندیشه حرکت جوهری، وحدت وجود، و دیگر مسائل را، به تصویر بکشند، مهمتر است تا اینکه زندگی او را نمایش دهند.
 
زندگی ملاصدرا روشن است، چیزی ندارد، ملاصدرا که روبسپیر نبوده، باقرخان نبوده، ستارخان نبوده، ماجراجو نبوده، یک عالم بود. بنابراین، باید تفکر او را به تصویر بکشند. اما در اینجا زندگی ملاصدرا که نمایش داده می‏شود، شاه‏عباس را با سر تراشیده و سبیل آویزان نشان می‏دهند که با زن‏ها حرکت می‏کند، قیافه برزخی دارد و بچه‏اش را هم می‏کشد. یعنی وقتی سریال «روشن‏تر ازخاموشی » را نگاه می‏کنی، چنین تصویری ازشاه‏عباس نشان داده‏است.
 
اروپاییان به این دوره «امپراتوری صفویه» می‏گویند. ولی خود ما حاضر نیستیم آن را بپذیریم.
 
تبلیغ می‏کنند که این پادشاه آدمخوار داشته‏است. کدام سیاستمداری است که آدم نکشته‏است. خب، شاه عباس صفوی اگر می‏خواست تسلیم امثال درویش خسرو ترکش‏دوز شود، ما چه وضعی پیدا می‏کردیم؟ درویش خسرو ترکش‏دوز می‏خواست با کمک مریدانش ایران را بگیرد، آیا او می‏توانست سیاست‏های بین‏المللی آن زمان را ادراک کند؟! این است که می‏گویم، با یک چهره منفی ازشاه‏عباس نشان دادن، 250سال فرهنگ ایران را زیرپا لگد کرده‏اند.
 
به نظر بنده، فرهنگ صفویه به یک دایرة‏المعارف 20 تا 40 جلدی نیاز دارد که هر جلد آن هزار صفحه باشد و هرجلد را به یک موضوع اختصاص دهیم. مثلا هنر صفویه جدا، قالی‏بافی جدا، سبک هندی جدا، نقاشی جدا و همینطور تا مسائل دیگر.
 
کیهان فرهنگی: درخصوص تفکر حاکم بر شعر این دوره چه نظری دارید؟
 
تمیم‏داری: چون شاعران ایرانی به دربار هند می‏رفتند و یک ارتباط متقابل به وجود آمده‏بود، یک اندیشه «وحدت وجود» دراین دوره مطرح شد.
 
البته این وحدت وجود، وحدت وجود حلولی نبود که تکفیر شود. متأسفانه کسانی که وحدت وجود را تکفیر می‏کنند، اول آن را به شکل حلولی درمی‏آورند، که بشود تکفیر کرد، بعد هم تکفیر می‏کنند.در حالی که وحدت وجود را ملاصدرا به این دلیل مطرح کرد که تمام کشورهای اسلامی را زیربال یک تفکر بیاورد.
یک وحدت سیاسی هم اکبرشاه مطرح کرد و آیین الهی نوشت تا توانست گروهی از علمای فرق و مذاهب مختلف را در دربار خود جمع کند و به آنها تفهیم کند که اگر با هم سازش و صلح کنید، مریدان شما همدیگر را نمی‏کشند. در آن زمان، همه با یکدیگر سر جنگ داشتند، شیعه با سنی، هندو با مسیحی، مسیحی با مسلمان، همه با هم درگیر بودند.
 
به نظر من، او بزرگترین نابغه قرن خودش بود که توانست چنین وفاق و سازشی برقرار کند. تا زمانی هم که اکبر زنده بود، چنین وفاقی ادامه داشت ولی جانشینان او بار دیگر تعصبات دینی را علم کردند و به جان هم افتادند، که قاضی نورالله هم بعداز فوت اکبر، کشته شد.
 
کیهان فرهنگی: برگردیم به رنسانس ادبیات و شعر این دوره....
 
تمیم‏داری: از لحاظ علمی، فرهنگی و هنری، رنسانس بزرگی در این دوره به وجود آمد که حتی اروپا را تحت تأثیر قرارداد. مثلا انگلیس وقتی هند را فتح کرد، درمیان انگلیسی‏ها یکی از شخصیت‏های بزرگ «ویلیام جزنز» بزد. او هم قاضی بود و هم متفکر. درهند توانست متون سانسکریت یعنی آثار پانی‏نی و پاتنجالی را مطالعه، تصحیح و ترجمه کند و بنیانگذار مکتب ساخت‏گرا در مطالعات زبان‏شناسی بود. جونز، موارد زیادی از آثار ادبیات ایرانی را که در هند رایج بود، به انگلیسی ترجمه کرد و اصلا پایه‏گذار ادبیات تطبیقی بود. وقتی آثار جونز وارد اروپای قرن هجدهم شد، نهضت رمانتیست، تحت‏تأثیر آثاری که جونز، آنکیتل دوپرون و سیلوستر دوساسی ترجمه کرده‏بود، به وجود آمد.
 
ما متأسفانه به علت عدم توجه عمیق، سهم خود را در ساختار فرهنگ و تمدن جهانی از دست داده‏ایم و نمی‏شناسیم. درحالی که ما سهم بزرگی دراین زمینه داریم. دانشمندان اروپایی هم چندان راضی نیستند این قضیه مطرح شود، اما کسانی که انصاف داشته‏اند، به این مسأله پرداخته‏اند.
 
ما اکنون باید در ادبیات تطبیقی و درمطالعات فرهنگی، رشته‏های عمیقی تأسیس کنیم تا به مطالعات بپردازیم. جای اینگونه مطالعات در دانشکده ادبیات است، در دانشکده ایران‏شناسی و ایران‏پژوهی است.
 
بررسی دوره صفوی از لحاظ تاریخ‏نویسی، ازلحاظ شعر و شاعری، ازلحاظ تذکره‏نویسی، و هر گوشه‏ای را که فرض کنید، جای کار بسیار زیادی دارد. به یک دایرة‏المعارف ختم نمی‏شود. مثلا تذکره «عرفات العاشقین» محمدتقی بلیانی کاشانی، حدود سه هزار شاعر معاصر خودش را معرفی کرده‏است. قسمتی از این تذکره را آقای دکتر بیگدلی-معاون دانشگاه تربیت مدرس- به عنوان رساله دکتری انتخاب کرده‏اند.
 
کیهان فرهنگی: شما زیربنای ادبیات را فلسفه و تفکر می‏گیرید؟!
 
دکتر تمیم‏داری: بله ادبیات غیر از زیباشناسی و خلاقیت هنری، باید پیامی هم داشته‏باشد.
 
کیهان فرهنگی: پس چطور می‏فرمایید حیات فرهنگی، علمی و سیاسی بی‏تأثیر است؟
 
تمیم‏داری: ادبیات، آیینه‏ای است که همه را بازتاب می‏دهد.
 
کیهان فرهنگی: اما این را درتاریخ ادبیات‏نویسی لحاظ نمی‏فرمایید؟!
 
تمیم‏داری: من معتقدم برای تاریخ‏نویسی نیاز به یک آکادمی، با عده‏ای متفکر واقعی داریم. ابن‏سینا می‏گوید به هر رشته‏ای که می‏خواهی وارد شوی، اول باید فیلسوف باشی، یعنی متفکر باشی تا بتوانی مبانی آن دانش را از لحاظ فلسفی اثبات کنی، یعنی اگر می‏خواهی درباره فیزیک مطالعه کنی، اول باید ثابت کنی که طبیعت «اساس» دارد یا ندارد، وجود واقعی دارد یا ندارد! به این ترتیب باید یک پایه‏هایی را بشناسی، بعد وارد آن دانش بشوی. یعنی اصول موضوعه و علوم متعارفه را بشناسید. الان رشته‏ای داریم به نام فلسفه هنر، این رشته که درباره خدا بحث نمی‏کند، این رشته می‏خواهد جایگاه هنر را مشخص کند.
بنابراین، هر دانش وقتی در دنیا محکم می‏شود که با بنیان‏های فکری توجیه و تفسیر شود. درغیر این صورت، بی‏هویت می‏شود. اندیشه و فکر چیزی است که درهمه جا به کار می‏رود
 
 
ادامه دارد ...
 

 

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش دوم
 
الگو برداری جشنواره های ملی مثل جشنواره فیلم فجر از نمونه های خارجی مثل مراسم اسکار در این سال ها تا چه میزان به رشد فرهنگی کشور کمکم کرده است ؟
زیاد
38%
 
متوسط
20%
 
کم
40%
 
حضرت خدیجه (س) اولین پشتیبان اسلام در تحریم اقتصادی بود/ دارنده لقب «طاهره» در عصر جاهلیت
حضرت خدیجه (س) اولین پشتیبان اسلام در تحریم اقتصادی بود/ دارنده لقب «طاهره» در عصر جاهلیت
بازدید : ١٤٨
عضو کمیسیون تلفیق بودجه: تکلیف ۵۹ هزار میلیارد تومان از درآمد هدفمندی یارانه‌ها مشخص شود
عضو کمیسیون تلفیق بودجه: تکلیف ۵۹ هزار میلیارد تومان از درآمد هدفمندی یارانه‌ها مشخص شود
بازدید : ١٨٧
خانی عنوان کرد: دوران زد و بند در بانک سرمایه تمام شد | از فساد صندوق ذخیره فرهنگیان بی‌خبرم
خانی عنوان کرد: دوران زد و بند در بانک سرمایه تمام شد | از فساد صندوق ذخیره فرهنگیان بی‌خبرم
بازدید : ٢٢٦
فانی در گفتگوی ویژه خبری: پیش بینی می کنیم امسال حدود 6 هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته باشیم
٤٦:٠١
فانی در گفتگوی ویژه خبری: پیش بینی می کنیم امسال حدود 6 هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته باشیم
بازدید : ١١٢٧
از گوشه‌گیری به خاطر انحراف چشم تا جا افتادگی مثل آبگوشت! | امیر غفارمنش در سین جیم فرهنگی
از گوشه‌گیری به خاطر انحراف چشم تا جا افتادگی مثل آبگوشت! | امیر غفارمنش در سین جیم فرهنگی
بازدید : ٣١٦٩
گپی با گلشن از فساد در سازمان میراث فرهنگی تا شایعه درباره حجت و بهشتی
گپی با گلشن از فساد در سازمان میراث فرهنگی تا شایعه درباره حجت و بهشتی
بازدید : ٢٧١٥
مایل‌ام از ممیزی کتاب به‌عنوان ویرایش فرهنگی یاد کنم | گفتگو با یکی از گزینه‌های معاونت فرهنگی ارشاد
مایل‌ام از ممیزی کتاب به‌عنوان ویرایش فرهنگی یاد کنم | گفتگو با یکی از گزینه‌های معاونت فرهنگی ارشاد
بازدید : ١٧١٧
مسئولین فرهنگی ما به هوش بیایند!! | گفتگو با آقای محمد گلریز
١٤:٥٠
مسئولین فرهنگی ما به هوش بیایند!! | گفتگو با آقای محمد گلریز
بازدید : ٤٤٩٢
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش سوم
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش سوم
بازدید : ٢٥٨٦
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش اول
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش اول
بازدید : ٥٤٢٤
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو