کیهان فرهنگی: یک مسئله مهم دیگر، سهم عرفان در ادبیات است که شما در آثار خود به آن پرداخته‏اید، ولی اینجا در بحث ما مغفول ماند. لطفاً به این موضوع هم بپردازید. بخصوص که عرفان در زیبایی‏سازی، فضاسازی، شعر و کلام فاخر، سهم زیادی دارد.
 
تمیم‏داری: عرفان و تصوف از طرف شخصیت‏های بزرگی مثل سنایی، شیخ عطار، مولوی و از همه مهمتر ابن‏عربی مطرح می‏شود که متوفی 638 بود. او بزرگترین صوفی فیلسوف و بزرگترین فیلسوف صوفی بود.
 
در دوره ابن عربی، این عارف فیلسوف سعی می‏کند که یک متد عرفانی صرف، برای طرح مسایل عرفانی، پیدا کند. مانند متکلمین که در تقسیم‏بندی «وجود» به یک شیوه رسیده بودند. مثلا در بحث انسان و انسان کامل، حسین بن منصور حلاج، اولین کسی است که بحث انسان کامل را مطرح می‏کند، پیش از ابن‏عربی، متفکران سعی می‏کردند که یک جنبه لاهوتی و ناسوتی برای اسنان درست کنند، حتی مولوی می‏گوید:
در حدیث آمد که یزدان مجید
خلق عالم را سه‏گونه آفرید
یک گروه را داد جمله عقل و جود
او فرشته است و نداند جز سجود
یک گروه دیگر از دانش تهی
همچو حیوان از علف در فربهی
او نداند جز که اصطبل و علق
وز شقاوت غافل است و از شرف
این سوم این آدمیزاده بشر
نیمی از افراشته و نیمی زخر
نیم خر خود مایل سفلی بود
نیم دیگر مایل علوی بود
تا که امین غالب آید در نبرد...
 
اما ابن‏عربی می‏گوید نه آقا، جنبه لاهوت و ناسوت نیست، لاهوت و ناسوت، مظهر یک چیزند، یک «وحدت» برای انسان و خداوند وجود دارد. لاهوت و ناسوت دو مظهر از یک چیزند و دو مظهر نسبی هم هستند.
 
اگر فقیری دو سکه پول داشته باشد یکی از آنها را ببخشد، او را تحسین می‏کنید، اما اگر کسی که میلیاردر است، یک سکه ببخشد، او ا تقبیح می‏کنید، شما ببینید که مستشرقان سیاسی، آمده‏اند بین دو دوره قبل از اسلام و بعد از اسلام، دیوارچینی بناکرده‏اند، یعنی دانشمندانی که در دوره قبل از اسلام مطالعه می‏کنند و آنها که بعد از اسلام، را مطالعه می‏کنند، اینها نوعاً با یکدیگر متفاوت هستند. استاد مطهری که خدمات متقابل ایران و اسلام را نوشته‏اند، خواسته‏اند این شبهات را رفع بکنند.
 
من معتقدم که ایرانی‏ها قبل از اسلام، همانقدر متدین بوده‏اند که بعداز اسلام بسیاری از تعاریف در مذهب اسلام، با مذهب زرتشت و مسیح در اصول و مبانی یکی هستند. ما به پل‏صراط معتقدیم، آنها هم معتقدند، آنها به معاد معتقدند، ما هم به معاد معتقدیم، آنها به خدای واحد معتقدند، ما هم به خدای واحد اعتقاد داریم. من در ابتدای کتاب داستان‏نویسی، اینها را توضیح داده‏ایم.
 
غرض این است که یک همگونی و ارتباط بین همه مذاهب الهی می‏بینید. حالا من تمام این داستان‏های ایرانی را در دوره اسلامی، از لحاظ حکمت وپند و اینها را مقایسه کرده‏ام.
اما در مورد مانی، من حدود ده برنامه مجموعاً ده ساعت مصاحبه برای خارج از کشور داشته‏ام با شبکه سه درباره کشمیر. کشمیر یکی از مناطق پربرکت روی زمین است که دانشمندان و علمای ایرانی قبل از اسلام و بعدازاسلام به این منطقه زیاد سفر کره‏اند.
میرسید علی همدانی هم به این منطقه سفر کرد، این منطقه شبیه همدان است. یعنی به لحاظ آب و هوا و سرسبزی، خیلی شبیه به همدان است. خوش آب‏وهواست و درحال حاضر مورد نزاع هند و پاکستان است.
 
مانی در دوره شاپور ساسانی وقتی تبعید می‏شود، به این منطقه تبعید می‏شود، تعلیمات عرفانی و تربیت مریدان او که فقط جنبه تئوری نداشته بلکه جنبه عملی هم داشته، درهمین منطقه است.
 
مانی یکی از امتیازاتی که داشته، دربین مذاهب مختلف، از زرتشت و بودا و یهود و مذاهب دیگر که در قرن سوم میلادی رایج بوده، وجوه مثبت را گرفته و تلفیق کرده است.بنابراین، مانی اولین ملفق است که در تاریخ ما می‏توانیم از او نام ببریم.
 
متأسفانه کتاب‏های تعلیمات عرفانی مانی از بین رفته، اینها باقی نمانده، چون ساسانیان مخالف بودند با او. مانی می‏خواست نظام طبقاتی دوره ساسانی را برهم بزند و طرح جدیدی پیاده کند، این بود که تبعید و کشته شد.
بنابراین، آثار او در دست نیست، اما در کتاب‏های دیگر نقل شده، مثل «الملل و النحل» شهرستانی، یاکتاب‏های صوفیه.
 
می‏دانید که یکی ازپایه‏های عرفان جهانی، عرفان اسلامی و عرفان مسیحی، تعلیمات مانی بوده است.
 
یکی دیگر از جنبه‏های تعلیمات او همان است که اشاره کردید. یعنی صوفیان با طرح داستان و طرح داستان کوتاه، تعلیمات حقیقی را درهمین قالب‏ها ارایه می‏دادند.
 
کیهان فرهنگی: و همینطور در قالب رباعی.
 
دکتر تمیم‏داری:. بله، یکی داستان کوتاه، یکی رباعی و یکی مثنوی. مثلا داستان سیمرغ که می‏بینید عطار مطرح کرده، دانشمندانی مثل سهروردی که گرایش تشیع هم زیاد داشته، آنها هم مطرح کرده‏اند. شاید یکی از دلایل که آثار او به لاتین ترجمه نشد، همین گرایش به تشیع است ولی حالا پرفسور کربن ترجمه کرده و درحال معرفی شدن است.
اما از همه مهمتر اینکه این شیوه، شیوه قرآنی است. اصلا یک سوره اختصاص داده به قصص، یعنی به همین داستان‏ها و داستان‏های جان‏بخش روایت کرده است. اما هیچکس خداوند را به عنوان قاص (قصه‏گو) معرفی نمی‏کند. به هرحال این شیوه، شیوه قرآنی است. که هم مولوی استفاده کرده و هم سهروردی، و هم عرفای بعد از آنها.
 
بنابراین، شیوه داستان و داستان‏سرایی از طریق عرفا و صوفیه در نشر تعلیمات آنها بسیار موثر بوده است زیرا می‏توانستند به زبان ساده صحبت کنند.
 
مولوی وقتی مولوی شد که در سن 47سالگی وارد خانقاه‏ها شد و با عوام‏ترین مردم معاشرت کرد و توانست در قالب داستان، تعلیمات خودش را با فولکور و ادبیات عامیانه، آمیخته کند. یعنی آنچه را که حکما در قالب درس می‏گفتند، او در قالب داستان گفت.
 
کیهان فرهنگی:در کتاب تاریخ ادب پارسی هنگامی که انواع ادبی را می‏شمارید. از دو بیتی و غزل و قصیده و مسط یاد می‏کنید...
 
دکتر تمیم‏داری: می‏دانید که انواع، برحسب نیاز و تنوع فکری به وجود می‏آید. آنجا وقتی صحبت از انواع ادبی می‏شود، مربوط است به شعر فارسی و ادبیات کلاسیک ایران، اما در ادبیات معاصر بله انواع ادبی که می‏نویسیم، فیلمنامه هم یک نوع ادبی است که البته داستان است و نمایش‏نامه هم نوعی داستان است. همینطور تقسیم می‏شود. یا مثلا داستان‏های کوتاه در فرهنگ اصطلاحات ادبی کادن یا ابرمز می‏بینید که درباره داستان کوتاه و نوول توضیح دقیقی آمده است.
 
داستان کوتاه برای این نوشته می‏شود که خواننده فرصت خواندن داستان‏های بلند را ندارد. بنابراین اثر هنری که به دستش می‏رسد باید قابل خواندن باشد. حالا بحث پیرامون داستان‏های مینی‏مال است. درحد دو یا سه سطر. البته در انواع ادبی ما، این نوع داستان‏نویسی هست. گلستان سعدی گاهی با یک سطر یا دو سطر یا دو بیت شعر یک تصویری را کامل می‏کند. مثلا می‏گوید:
یکی بر سر شاخ و بن می‏برید
خداوند بستان نظر کرد و دید
بگفتا که این مرد بد می‏کند
نه برکس که بر نفس خود می‏کند
 
دراین دو بیت یک تصویر و یک داستان کامل را بیان می‏کند. اما در مورد منشأ پیدایش انواع ادبی، نظرات مختلف است. یکی ازاین نظرات تنوع‏طلبی است. یعنی همانطور که در طبیعت، تنوع هست، در انواع هنری هم هست. یک تئوری‏پرداز، سبک‏شناسی و نقاد ادبی کانادایی هست به نام ریچارد نورتروپ فرای، که آثار ادبی و انواع ادبی را با فصول طبیعت مقایسه می‏کند. مثلا می‏گوید کمدی با بهار مناسب است، حماسه با دوره تابستان مناسب است، یا مثلا طنز با پاییز مناسب است و تراژدی با زمستان. یعنی می‏گوید: همان طور که در طبیعت، فصول مختلف وجود دارد و انسان زندگی مختلف دارد، به همین ترتیب انواع ادبی هم شکل‏های مختلف پیدا کرده و نوع‏های مختلف به وجود آمده است.
 
حالا ما باید انواع ادبی را بیشتر تدریس کنیم، ما چون یک جلد کتاب بیشتر نداریم و آن هم برای خارج از کشور نوشته شده، فرصت پیدا نکردیم که اینها را بیشتر توضیح دهیم و گسترش دهیم. ولی انواع ادبی را می‏شود، بیشتر گسترش داد، شاید به همین ترتیب که از مکتب و سبک آمده‏ایم تا به انواع ادبی برسیم، شاید به این علت بوده که انواع ادبی در ذیل یک سبک واقع می‏شوند. مثلا شما در سبک عراقی با سبک خراسانی، می‏توانید انواع ادبی را مطرح کنید. سبک‏ها باز در دوره‏ها مطرح می‏شوند، دوره‏ها مربوط به تفکر حاکم، ایدئولوژی و جهان‏بینی می‏شوند. اینها همین طور تودرتو به یکدیگر مربوط می‏شوند.
 
کیهان فرهنگی: سوءال این است که آیا در شعر فارسی و بحث انواع ادبی، با اضافه کردن مثلا یک حلقه، نوع تازه‏ای به نام مسمط پدید می‏آید؟!
 
دکتر تمیم‏داری: البته نوع را گاهی در قالب و گاهی در محتوا مطرح می‏کنیم. مشکل ما در تاریخ ادبیات و صنایع ادبی، این است که کسانی این تقسیمات را کرده‏اند بیشتر به قالب توجه داشته‏اند و کمتر به محتوا. در حالی که می‏بینید در رباعی، شخصی به نام «میرانیس هندی» مرثیه‏سرایی می‏کند که میرببرعلی انیس به او می‏گویند و من شرح حال کاملی از او در نشریه دانش فصل‏نامه فارسی پاکستان به چاپ رسانده‏ام.
 
میرانیس شاعر و شاهزاده معروفی بوده که حدود صد و بیست سی سال پیش زندگی می‏کرده و یکی از ابتکارات او این است که در قالب رباعی، تمام صحنه‏های کربلا را مرثیه‏سرایی کرده است. این در تاریخ ادبیات فارسی بی‏نظیر است. البته او به شعر اردو گفته ولی وزن همین وزن رباعی فارسی است.
ما نیاز داریم که در آینده اگر فرصت پیدا کنیم، انواع ادبی را براساس محتوا بحث کنیم.
 
کیهان فرهنگی: جناب تمیم‏داری، ضرورت به روز بودن استادان چقدر احساس می‏شود؟
 
دکتر تمیم‏داری: در زمان قدیم، ضرب‏المثلی بود که می‏گفتند اگر گوشت به خانه نیاوردی توقع کوفته نداشته باش. باید وسایل تعلیم و تربیت فراهم شود، هر استادی سه یا چهار زبان خارجی یاد بگیرد و نه تنها زبان، بلکه ادبیات یاد بگیرد و بتواند اظهارنظر کند که من با این ادبیات آشنایی دارم. ولی همین طور بگوییم چرا استادان، ادبیات معاصر نمی‏دانند؟! چرا اندیشه معاصر را نمی‏شناسند؟! خب این چراها مشخص است و برطرف کردن موانع مهم است. در دانشگاههای بزرگ دنیا هم همینطور است. البته در ادبیات غرب، مدرنیسم را به عنوان یک جریان فکری وادبی و هنری تدریس می‏کنند. اتفاقا از معاصر به گذشته می‏روند. ولی ما همیشه از آدم ابوالبشر شروع می‏کنیم تا غزنویان هم بحث تمام می‏شود. چون وقت نمی‏رسد. حالا در دانشگاه‏های انگلیس که من از نزدیک دیده‏ام یا دفترچه‏های راهنمایی و اطلاعات آنها را مطالعه کرده‏ام، از دوره پست مدرن شروع می‏کنند و به گذشته می‏روند، یعنی از معاصر به قدیم، ما از قدیم به طرف معاصر حرکت می‏کنیم.
 
خانم شهباز: اگر ما از گذشته به طرف حال حرکت کنیم، ادبیات معاصر را در نظر نمی‏گیریم، در حالی که ما باید ابتدا جریانات روز را در نظر داشته باشیم.
 
دکتر تمیم‏داری: بله، همین طور است. در بعضی از رشته‏ها مثل اقتصاد یا سیاست، اگر اقتصاد جدید و سیاست جدید را نداند، به شدت زیان می‏کند. و از آنجا که نتیجه‏اش محسوس است، خیلی خوب خود را جلوه می‏دهد، بنابراین باید مثل رادیو پیام هر 15 دقیقه یک بار در جریان جدیدترین تحولات سیاسی دنیا باشی. در اقتصاد و سیاست این ضرورت احساس می‏شود در تولید صنعتی هم همین طور است، ضرورت احساس می‏شود.
 
اما در تولید آثار فرهنگی که اثرات آن مثل سیاست و اقتصاد محسوس نیست، بنابراین منتقد، یا تولیدکننده یا آموزش‏دهنده، احساس نیاز فوری نمی‏کند که باید ادبیات روز را درک بکند، ولی در واقع این نیاز وجود دارد. منتهی این نیاز به طور معقول باید درک شود. مثل سیاست و اقتصاد که تاثیرات و مسایلشان محسوس است، ضرورت حسی در آن نیست، و ضرورت عقلانی هم فورا درک نمی‏شود.
 
کیهان فرهنگی: چه راه حلی می‏توان پیشنهاد کرد؟!
 
دکتر تمیم‏داری: راه چاره این است که ما یک گرایش بگذاریم برای ادبیات معاصر. یا تزهای فوق لیسانس، تزهای دکتری. یا اینکه واحدهای درسی تدوین کنیم که بیشتر مربوط شود به دوران معاصر یعنی سده اخیر. بعد هم همه شاعران را نمی‏توانیم بحث کنیم، می‏توانیم به دانشجویان کتاب معرفی کنیم، دانشجویان چهار یا پنج کتاب شعر معاصر بخوانند و جریانات فکری را از آنها استنباط کنند و بررسی کنند، که مثلا طیف خیال به چه شکل پیش رفته، زیباشناسی به چه ترتیب مورد توجه قرار گرفته، یا ارتباط اجتماعی و سیاسی با شعر معاصر تا چه اندازه بود، رمزگرایی و سمبل‏گرایی تا چه اندازه در شعر معاصر توسعه پیدا کرده، اینها قابل بحث است، یعنی جریان‏های فکری قابل بحث است.
 
یعنی ما اگر سمبلیسم را به عنوان یک واحد درسی در شعر معاصر قرار دهیم، کار خوبی هست، ولی استاد باید فرصت داشته باشد و از ده دیوان، انتخاب کند. مثلاً اگر استادی اغ‏آن نقد ادبی درس می‏دهد، باید درس او در دانشگاه ارزیابی شود. آمریکایی‏ها از سال 1905 به مبحث ارزشیابی پرداختند و اروپاییان از 1975 ولی ما قدم‏های اولیه را در ارزشیابی بر می‏داریم، و بسیار بسیار کار مهمی است. پیغمبر در حدیثی فرمودند: «خودتان را محاسبه کنید، قبل از آنکه دیگران شما را محاسبه کنند.» قبل از اینکه محاسبه شوید، خود، خود را محاسبه کنید. این سخن خیلی ارزشمند است. ما باید ارزشیابی کنیم، این ترم که تدریس کردم، ترم بعد هم که می‏خواهم تدریس کنم، ببینم چه چیزهایی به درس ترم قبل اضافه کرده‏ام؟ چه مطالبی یاد گرفته‏ام، طی این مدت در نقد ادبی جهان چه اتفاقی افتاده است؟! و بعد به دانشجویان هم یاد بدهیم که همین کار را کنند.
 
خانم شهباز: آقای دکتر، چشم‏انداز آیندؤ ادبیات را چطور می‏بینید؟
 
کیهان فرهنگی: بله سوءال خوبی است.
 
دکتر تمیم‏داری: در دهه 80 من فکر می‏کنم ادبیات معاصر و ترجمه توسعؤ بیشتری پیدا کند و اینکه نویسندگان، دانشجویان و استادان ما احساس کنند که ما هم باید از ادبیات خارج از ایران اطلاعات داشته باشیم. از این جهت گروه‏های زبان خارجی باید تقویت شوند.
اولین بار است که ما در دانشگاه علامه طباطبایی، دپارتمان ترکی استانبولی تأسیس کرده‏ایم، در حالی که می‏بینید ترکیه چقدر جمعیت دارد؟! در ایران آشنایی با زبان ترکی استانبولی خیلی کم است. ما نباید اسطوره‏های تعصب را وارد زبان امروز کنیم. تعصبات باید کنار برود و در واقع مراکزی را باید تأسیس کنیم تا با تمام زبان‏های جهان آشنا شویم و دانشجویان را هم آشنا کنیم. در غیر این صورت از مبادلات فرهنگی عقب می‏مانیم.
 
چشم‏انداز آینده همین است. ما به شدت به تأسیس مراکز زبان‏های ادبیات شرقی و غربی نیازمندیم. مثلاً زبان و ادبیات انگلیسی، فرانسه، آلمان و هشت کشور صنعتی جهان، ادبیات آمریکای جدید، ادبیات شبه قاره. خب ما هم باید ادبیات شبه قاره را یاد بگیریم. چرا ما همؤ نیروی خود را صرف کنیم که شبه قاره فارسی یاد بگیرد، ما هم باید زبان آنها را یاد بگیریم. ما همه‏اش غصه می‏خوریم که چرا هندی‏ها، زبان فارسی را فراموش کرده‏اند، نه فراموش نکرده‏اند، جریان‏های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دنیا به وجود آمده است. ما باید به همؤ زبان‏های زندؤ دنیا توجه کنیم؛ ما نمی‏توانیم به همؤ دنیا سرویس بدهیم تا زبان فارسی را بیاموزند. چنین قدرتی نداریم. اغ‏آن شاید دویست کشور در دنیا هست که متقاضی استاد زبان فارسی هستند ولی ما نمی‏توانیم دویست استاد به خارج از کشور اعزام کنیم و به هر یک از آنها حقوق سه هزار دلاری بدهیم؟
 
ما باید به مبادلات دانشگاهی بپردازیم. مبادلات دانشگاهی شروع شده؛ مثلاً دانشگاه شهیدبهشتی با دانشگاه چین ارتباط برقرار کرده، دانشگاه علامه طباطبایی با بعضی از دانشگاه‏های خارج ارتباط برقرار کرده، دانشگاه تهران همچنین. ولی این ارتباطها در مرحلؤ ابتدایی است، هنوز به صورت یک جریان قوی در نیامده. اگر ما بتوانیم دانشگاهها را مختار کنیم که هر دانشگاه خود به مبادلؤ فرهنگ و استاد و دانشجو بپردازند، آن موقع رشد پیدا می‏کنیم.
 
کیهان فرهنگی: یعنی دانشگاهها استقلال رأی داشته باشند و اختیار تام هم داشته باشند
 
دکتر تمیم‏داری: بله، دانشگاهها استقلال داشته باشند، دست آنها را باز بگذاریم. شورای گسترش زبان فارسی یک تنه نمی‏تواند همؤ این وظایف را انجام دهد.
در موضوع چشم‏انداز ادبیات، ما باید برنامه‏هایی را پیش‏بینی کنیم و یک استراتژی در رابطه با فرهنگ ایران پیش بگیریم. که در این زمینه من فکر می‏کنم باید هم به نهضت ترجمه ادامه دهیم و هم جریانهای ادبی، یعنی مکتب‏های ادبی، سبک‏های ادبی، ژانرهای ادبی را بیشتر مطالعه کنیم و سعی کنیم که آثار مشترک به وجود بیاوریم. اغ‏آن در اروپا یک جریانی درحال اتفاق است که بد نیست مورد توجه قرار گیرد. به این ترتیب که برای نویسنده مشکل است که بنشیند و کتاب 500 صفحه‏ای یا هزار صفحه‏ای بنویسد، بلکه یک ادیتور اقدام به سفارش متن می‏کند. سرفصل‏های یک موضوع نظیر زیبایی‏شناسی را به بیست نویسنده سفارش می‏دهد، تا با دیدگاههای مختلف یک موضوع مورد بررسی قرار گیرد. مثلاً ادیتوری سیمون مالپاس یا جان جاگبیل، با تعدادی از نویسندگان ارتباط برقرار کرده و مقاله سفارش داده و حدود 13 مقاله انتخاب کرده و در باب یک موضوع زیباشناسی، مقاله نوشته‏اند. این کار، ارزش محتوایی و فرهنگی بیش از یک کتاب پیدا می‏کند. اغ‏آن کم کسی پیدا می‏شود که بنشیند مانند آقای رئه ولک، هفت جلد کتاب درباره نقد جدید بنویسد.
 
ما برای اینکه تحقیقات ادبی را پیش ببریم، باید ادیتورهای خیلی ماهر تربیت کنیم و سفارش مقاله دهند و در یک موضوع، مقاله‏هایی قوی به دست بیاورند و همه در یک اثر به چاپ برسد. در موضوع نشانه‏شناسی ادبی، زیبایی‏شناسی ادبی، یا هنری، یا مکتب‏های نقد جدید، یا مکتب‏های سبک‏شناسی جدید یا از همه مهمتر ادبیات طبیقی.
 
خانم شهباز: من فکر می‏کنم برای توسعه ادبیات فرهنگی باید از ابزارهای جدید هم استفاده کرد. با پیشرفت تکنولوژی و رواج اینترنت، درحال حاضر و ب لاگهایی به وجود آمده و در ایران و ب‏لاگنویسی رواج پیدا کرده، به این ترتیب که صفحه‏هایی را به صورت رایگان دراختیار داوطلب قرار می‏دهند و او می‏تواند هر روز، هرچه را که می‏خواهد بنویسد و دراختیار دیگران قرار دهد. یکی درباره جریان سیال ذهن می‏نویسد، یکی داستان می‏نویسد، یکی شرح کارهای روزانه می‏نویسد، یکی یادداشت می‏نویسد، این کار هم خیلی جالب است؛ و این کار با ساختار زبان فارسی چنان سازگار بوده که اغ‏آن تهران را پایتخت وبلاگنویسان جهان می‏شمرند. این در صورتی است که اگر در گروه زبان فارسی از استادان در مورد این کار سوءال شود، آنها اصلاً از این کار خبر ندارند. یعنی هر کسی هم که در این بخش فعالیت دارد، اصلاً از گروه ادبیات فارسی نیست، از گروه زبان فارسی نیست، یا بچه‏های فنی هستند، یا بچه‏های تجربی، یا رشته‏های دیگر.
 
من فکر می‏کنم با گذشت دو سه سال، از چنین فعالیت‏هایی، یک زبان جدید به وجود می‏آید و یک شاخه جدید از زبان فارسی که روی اینترنت قرار دارد.
 
دکتر تمیم‏داری:وسایل ارتباط جدید، نقش خیلی خوبی می‏تواند در این مورد برای ما ایفا کند. درحال حاضر ابزار ارتباط جدید، هر روز و هر ساعت می‏توانند جدیدترین تحقیقات را بررسی کنند. در کشورهای پیشرفته، دیگر چنین نیست که نویسنده بنشیند و سی‏سال کتاب بنویسد و همه‏اش بترسد که در معرض باد و باران واقع شود یا کسی آن را بدزدد یا انتحال کند، این ترس در وسایل ارتباط جمعی جدید از بین رفته؛ نویسنده می‏تواند از همان لحظه فیش‏نویسی، فیش‏ها را به تعداد زیادی منتشر کند. در این کار هم فیش‏ها زودتر منتشر می‏شود و هم زودتر به دست مصرف‏کننده می‏رسد. احتمال سرقت هم در آن کمتر است و امنیت بیشتری هم دارد.
 
کیهان فرهنگی: یک سوءال هم این است که آیا نقد ادبی، خود ادبیات هست یا نه؟
 
دکتر تمیم‏داری: درکشورهای غربی، نقد یک نوع ادبی است. یعنی نقد به حدی زیاد شده‏است که همپای تولید آثار ادبی، نقد ادبی و کتاب‏های سبک‏شناسی منتشر می‏شود. الان مثلا کتاب آقای رنه ولک هفت جلد است، اگر قراربود این کتاب شعر باشد، یک ژانر خیلی قوی را تشکیل می‏داد. یعنی ما ازقرن هجدهم به این طرف، ناظر به دو جریان ادبی هستیم، یک تولید آثار ادبی و دیگری تحقق در آثار ادبی، حالا تحقیق در آثار ادبی، همپای تولید آثار ادبی پیشرفت می‏کند. به همین دلیل بعضی ازنویسندگان معتقد هستند که نقد تبدیل شده‏است به یک نوع ادبی، در نتیجه به نقد نقد باید پرداخت، یعنی نقد را هم باید نقدکرد.
 
کیهان فرهنگی: روش و شیوه کار شما در «تاریخ ادب پارسی» باآثار دیگران متفاوت است. درمورد روش تاریخ ادبیات‏نویسی خودتان توضیح بفرمایید.
 
تمیم‏داری: این خیلی مهم است می‏دانید که درتاریخ ادبیات ایران آمده‏اند سلسله‏های سیاسی را عنوان کرده‏اند. یعنی گفته‏اند: عصر غزنوی، عصر سلجوقی، مغول و تیموری، صفوی، قاجار تا دوره معاصر. من اولین سوءالم این است که چرا باید دوره فرهنگی و ادبی را به سلاطین نسبت دهیم؟! به نظر بنده، نباید بگوییم فلسفه صدرا در دوره صفوی، آخر این ربطی به دوره صفویه ندارد. سلاطین صفوی که او را به فرمان علمای قشری، طرد کرده‏بودند. بنابراین اگر ما در مورد فلسفه بحث می‏کنیم، باید بگوییم: دوره ملاصدرا، اصلا دوره صدرایی بگوییم. اگر کسی تاریخ سیاسی می‏نویسد، بله، بنوسید دوره صفوی، ولی وقتی فلسفه بحث می‏کند، چرا بگوید صفوی؟! ما نان خودمان را می‏خوریم، حلیم حاج رمضون هم می‏زنیم؟! دلیلی ندارد که درباره ملاصدرا بحث کنید و دایم پای سیاست را پیش بکشید. یا مثلا دوره سبک خراسانی، چند شاعر بزرگ دارد مثل رودکی، دقیقی و از همه مهمتر فردوسی. شما این سلطان‏الشعرا را کنار می‏گذارید و می‏گویید: عصر غزنوی! آخر سلطان محمود که با فردوسی هم رفتار دوستی نداشت، ما این دوره را به عنوان دوره فردوسی باید بشناسیم.
 
ما وقتی تاریخ ادبیات و تاریخ هنر را مطرح می‏کنیم، روی عصر سلطان‏های ادبیات و هنر باید بحث کنیم، دوره حافظ، دوره سعدی، دوره فردوسی، دوره بیدل، اینها را ازسیاست تفکیک کنیم.
 
کیهان فرهنگی: هر معلم و هر استاد، شاگردانی دارد که مورد توجه خاص قرار می‏گیرند و خواه یا ناخواه، استاد بر آنان تأثیرگذار می‏شود. ما جناب دکتر حسن‏زاده استاد و معاون محترم دانشگاه علامه، خانم دکتر خدادادی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه ورامین، جناب رسولی و خانم شهباز دستیاران حضرت عالی، خانم فرشادمهر روزنامه نگار و صاحب آثاری چند را می‏شناسیم. باقی کسان را نام ببرید.
 
دکتر تمیم داری: حتماً اطلاع دارید که دانشگاههای امروز ما، مثل حوزه‏های قدیم و مثل مدارس نظامیه نیست که استاد و دانشجو در یکجا زندگی کنند. در دانشگاه هاروارد مثل مدارس نظامیه قدیم ایران، استاد و دانشجو در یکجا زندگی می‏کنند. ولی در ایران امروز و به علت بُعد مسافت، دانشجو در حال فرار و استاد در حال فرار است. بنابراین، حداقل برخوردها در کلاس است و د رخارج از کلاس درس، برخوردی نیست. ساعت 5/6 بعدازظهر هم که دانشگاه تعطیل می‏شود. مستخدم اعلام می‏کند که می‏خواهد درها را ببندد و باید محل را ترک کنیم. گاهی هم که می‏بینیم در قفل است، ما خودمان شرمنده می‏شویم، حتی رنگ چهره‏مان هم سرخ می‏شود که چرا دیر آمده‏ایم و در بسته شده است.
در نتیجه، دانشگاهها ظرفیت نظامیه‏های سابق را ندارند که استاد و دانشجو را در طی شبانه‏روز و در یک فضا پذیرایی کنند که اینها به طور دایم در تماس باشند. حاج آقا معلی تصدیق می‏فرمایند که دانشجو و طلاب علوم دینی، در نتیجه زندگی با اساتید خود شکل می‏گیرند. یعنی رفتارهای اساتید روی دانشجویان بسیار موءثر است، اما دانشگاه‏های ما اینجور نیست. مگر دانشجویان زیرک که با اصرار فراوان به استادان نزدیک می‏شوند و استاد را رها نمی‏کنند. بنابراین ما در حال حاضر در ارتباط با دانشجو موفق نیستیم. علتش هم کمبود امکانات است. دانشجو درس می‏خواند، کرایه منزل دارد، ازدواج می‏کند، امکانات تحصیل هم کم است، اساتید هم تأمین نیستند، حقوق ما الان یک دهم حقوق بین‏المللی است. یعنی فول پروفسور ما، حدود پانصدهزارتومان می‏گیرد. یک چنین جایی- اشاره به دفتر کار خود- که من برای مطالعه دارم الان 300هزارتومان اجاره‏اش است. یعنی بنده به اندازه یک آپارتمان 40 یا 50 میلیونی ارزش دارم. یه با قول یک استادی، دو برابر یک پیکان.
 
کیهان فرهنگی: آقای رسولی، در مورد آشنایی با دکتر تمیم‏داری، توضیح کوتاه بفرمایید.
 
رسولی: در مورد آشنایی با دکتر، باید به دوره کارشناسی دانشگاه علامه، اشاره کنم. پیش از آنکه من خدمت استاد برسم، با دوستان درباره روش‏های سبک‏شناسی و ساختارگرایی و تئوری ساخت‏گراها بحث می‏کردیم، بعد خواستیم این تئوری‏ها را از دو جنبه متون نثر و متون حدیث و قرآن کار کنیم، با استادی که موضوع را کار می‏کردیم، مشورت کردیم و پرسیدیم که برای چنین کاری چه راه‏حلی پیشنهاد می‏کنید؟!
آقای دکتری که استاد همین درس بودند، خیلی راحت به ما گفتند فقط می‏توانید با دکتر تمیم‏داری مشورت کنید، هیچ کس دیگر نمی‏تواند به شما کمک کند. من آن لحظه را فراموش نخواهم کرد سال 73 بود، آمدم نزد ایشان و مسأله را مطرح کردم و ایشان با سعه صدر پذیرفتند از آن پس در خدمت ایشان هستم.
 
کیهان فرهنگی: خانم شهباز، شما هم از اولین جلسه آشنایی با دکتر تمیم داری بفرمایید.
 
شهباز: اولین آشنایی من با دکتر در مقطع کارشناسی ارشد بود. جلسه اول درس غایب بودم، جلسه دوم که رفتم آقای دکتر برخورد خیلی تند و قاطع داشت که چرا جلسه قبل غایب بودی!! جزوه هم نداد و گفت خودت برو تهیه کن.
 
کیهان فرهنگی: بالاخره درباره استاد تمیم‏داری به‏چه نظری رسیدیدکه شما را جذب کرده است؟
 
شهباز: یک ستونی است که می‏توان به آن تکیه کرد. هم در رشته ادبیات و هم به‏عنوان پدر یا دوست که می‏تواند کمک دهد، احساس وظیفه کند، مسئولیت حس می‏کند و تعهد نشان می‏دهد.
 
رسولی: آدم در کار به یک نقطه‏ای می‏رسد که ظلمات است، تاریکی محض است و یک راهنما می‏خواهد، یک خضر می‏خواهد که دست او را بگیرد، آنجا دکتر تمیم‏داری هست.
 
کیهان فرهنگی: آقای دکتر، خانم شهباز درمورد اولین برخورد حضرت عالی صحبت داشت، سئوالی که برای ما پیش آمد این است که دلیل این همه سختگیری چیست؟
 
دکتر تمیم‏داری: دانشجویانم، مثل فرزندان من هستند و یکی از فرزندان من هم ادبیات می‏خواند، به‏همین دلیل من به دانشجویانی که ادبیات می‏خوانند و بخصوص دانشجویانی که زبان خارجی می‏دانند، علاقه بیشتری دارم، و سعی می‏کنم با آنها ارتباط علمی و فکری بیشتری داشته باشم و آنها را ازطریق دانشگاه تشویق کنم. خوشبختانه در وزارت علوم و دانشگاه‏ها جریانی درست شده تحت‏عنوان «توجه به استعدادهای درخشان.» دانشگاه‏ها متأسفانه مقداری زیادی از وقت آموزشی را صرف دانشجویان درس‏نخوان می‏کند، حتی دانشجویانی که درحال اخراج هستند. بنابراین، توجه وزارت علوم و دانشگاه‏ها به استعدادهای درخشان یک پدیده بسیار مهم است در کشور ما و بنده هم به‏عنوان یک معلم همیشه وظیفه خودم می‏دانم که از استعدادهای درخشان حمایت کنم. دانشجویانی که از خانواده‏هایی فرهیخته برخوردار هستند، مورد ویژه است.
 
خانم شهباز هم از چنین خانواده‏ای است. ایشان تمام وقتشان را خیلی هدفمند به ادبیات اختصاص داده‏اند و از این جهت من حق می‏دهم که مقداری از وقت علمی خود را که خیلی هم برایم ارزش دارد، صرف این دانشجویان کنم، که درواقع آینده‏سازان کشور ما هستند، صرف‏نظر از جنسیت آنها که دختر باشند یا پسر. و به‏قول آقای جوادی آملی، روح دارای مذکر و موءنث نیست. جسم است که دارای مذکر و موءنث است. این است که برخی از دانشجویان، اگرچه دانشجو هستند ولی روحی بزرگ دارند و درواقع از یک روزنه، دشتی هویداست و معلوم است که در آینده به موفقیت‏های بزرگی نایل می‏شوند. و آنچه که نباید فراموش کرد، کلمه قدسی، کلمه تامه و حضرت حق تعالی‏است که همواره دوست و یاری‏دهنده محققان وپژوهندگان است که تحری حقیقت می‏کنند.
 
از این‏جهت من با یک عقیده الهی و یک عقیده دینی که بسیار بسیار برایم ارزشمند است، با دانشجویانی که واقعاً استعداد و علاقه دارند، همکاری می‏کنم.
 
کیهان فرهنگی: استاد! به عنوان حسن ختام اجازه دهید که به زندگی شخصی شما بپردازیم حضرت عالی از خانه و خانواده چیزی نفرمودید، علاقه‏مندیم در این باره هم گفتنی‏های شما را بشنویم.
 
دکتر تمیم داری: زندگی ما، معمولاً مثل زندگی یک تاجر یا یک شاهزاده نبوده، زندگی ما، زندگی متوسط مردم تهران قدیم، زندگی عادی و طبیعی بوده و من هم چون دایماً با کتاب و مقاله و نوشتن و اینجور چیزها سر و کار داشته‏ام، بچه‏ها هم غیر مستقیم به همین شیوه عادت کرده‏اند.
خداوند از برکات خودش، سه دختر به من عنایت فرموده که اولی در رشته علوم اجتماعی تحصیل کرد و ازدواج کرده، دومی زمین شناسی خوانده که او هم ازدواج کرده، فرزند سوم دانشجوی ادبیات است در مقطع فوق لیسانس. هر سه با علوم دینی علاقمند هستند.
 
کیهان فرهنگی: به عنوان یک پدر از آغاز دوران کودکی تا دوران نوجوانی و بزرگسالی چه نوع ارتباطی با بچه‏ها برقرار کرده‏اید، هم به لحاظ عاطفی و هم به لحاظ روابط پدرانه.
 
دکتر تمیم داری: متأسفانه باید عرض کنم: کسانی که به امر تدریس و تحقیق اشتغال دارند، به خانواده خیلی نمی‏رسند. البته شخصیت آنها در خانواده تأثیرگذار هست، ولی در رفتن به میهمانی‏ها یا پذیرایی از میهمان، سفرهای طولانی برای تفریح، بنده هیچ وقت موفق نبوده‏ام. پسر مرحوم علامه امینی «صاحب الغدیر» نقل می‏کردند که ایشان خیلی ناراحت بودند که به خیلی مجالس نمی‏رسیدند. درباره فیض کاشانی هم گفته‏اند که برای ایشان به طور مرتب نامه می‏رسید، و او نامه‏ها را زیر تشک یا زیر فرش می‏گذاشت، بعد از 5 تا 6 ماه که فرصت می‏شد و نامه‏ها را باز می‏کرد، می‏دید که نوشته است فلانی فوت کرده، حتی برادرت فوت کرده است. شما تصدیق می‏فرمایید، حاج آقا معلی هم تصدیق می‏فرمایند کسانی که اشتغالات علمی زیاد دارند، نه اینکه آدم‏های بی‏رحمی هستند، بلکه اشتغالات علمی، جلوگیر بسیاری از روابط است.
 
 
منبع: کیهان فرهنگی، تیر 1383
 
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش سوم
 
الگو برداری جشنواره های ملی مثل جشنواره فیلم فجر از نمونه های خارجی مثل مراسم اسکار در این سال ها تا چه میزان به رشد فرهنگی کشور کمکم کرده است ؟
زیاد
38%
 
متوسط
20%
 
کم
41%
 
ثبات مدیریت و نگاه فرهنگی سلامت فوتبال را تضمین می کند|گفتگو با سیامک رحیم پور
٢٩:٥٤
ثبات مدیریت و نگاه فرهنگی سلامت فوتبال را تضمین می کند|گفتگو با سیامک رحیم پور
بازدید : ٥٥٢
زرشناس: مسائل امروز جامعه ما ناشی از عملکرد نئولیبرالی مسئولان است|عبدالکریمی: نفوذ فرهنگی را باور ندارم|زاویه|بخش دوم
٠١:٢٥:٠٢
زرشناس: مسائل امروز جامعه ما ناشی از عملکرد نئولیبرالی مسئولان است|عبدالکریمی: نفوذ فرهنگی را باور ن...
بازدید : ١٩٩٩
بررسی گزارش کمیسیون عمران مجلس درباره حادثه ریلی سمنان|فرهنگی و عاشوری در تیتر امشب
٣٩:٥٥
بررسی گزارش کمیسیون عمران مجلس درباره حادثه ریلی سمنان|فرهنگی و عاشوری در تیتر امشب
بازدید : ٥٠٠
وزیر فرهنگ الجزایر: ریشه های افراط گرایی در جوامع|طرح نقشه راه فرهنگی ایران و الجزایر
وزیر فرهنگ الجزایر: ریشه های افراط گرایی در جوامع|طرح نقشه راه فرهنگی ایران و الجزایر
بازدید : ٢٣٧
محمدمهدی حیدریان: سینما جهش‌هایش را وامدار جنگ است | بخش اول
محمدمهدی حیدریان: سینما جهش‌هایش را وامدار جنگ است | بخش اول
بازدید : ٥٢٠
گفتگوی ویژه خبری؛ نظارتی در حوزه تولید، واردات و مصرف نوشت افزار وجود ندارد|واردات 70 درصدی لوازم التحریر مورد مصرف دانش آموزان
٣٨:٥٠
گفتگوی ویژه خبری؛ نظارتی در حوزه تولید، واردات و مصرف نوشت افزار وجود ندارد|واردات 70 درصدی لوازم ال...
بازدید : ٧٤٠
از بازی مقابل دوربین مسعود کیمیایی تا خوابیدن پشت میکروفون اجرای رادیویی | محمد صالح اعلا در سین جیم فرهنگی
از بازی مقابل دوربین مسعود کیمیایی تا خوابیدن پشت میکروفون اجرای رادیویی | محمد صالح اعلا در سین جیم...
بازدید : ٤٣٥
نقش ابوالفضل تعزیه، ناجی روزهای کودکیم شد | بهروز رضوی در سین‌ جیم فرهنگی
نقش ابوالفضل تعزیه، ناجی روزهای کودکیم شد | بهروز رضوی در سین‌ جیم فرهنگی
بازدید : ٥٤٨
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش دوم
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش دوم
بازدید : ٣٢٣٤
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش اول
عصر نوزایی فرهنگی | گفتگو با دکتر احمد تمیم داری - بخش اول
بازدید : ٥٤٢٠
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو