معماری اسلامی، به عنوان شاخه‌ای از هنر قدسی، راز و رمز فراوان در دل خود نهفته دارد.

شیوه شیوای ساخت مساجد، گنبدها، پوشش‌های خوش‌فرم، نقوش اسلیمی، ترنج‌ها و نیم‌ترنج‌ها، کادربندی‌ها، معرق، نور و پژواک صدای الله اکبر، در این معماری چنان است که گویی روح آدمی تسخیر می‌شود.

هرگاه که انسان زیر گنبد فیروزه رنگ قرار می‌گیرد، دل در درون سینه‌اش آرام یافته و سر بی‌سامان، به سامان می‌رسد.

به راستی این چه راز است که هرگاه ندای منادی از حلقوم تنگ مناره‌ها در آسمان طنین می‌اندازد، تو گویی چنان است که انسان مسلمان را می‌کاود، او را به فلاح می‌خواند و متوجه عالم قدسی می‌گرداند.

معماری اسلامی چه به لحاظ فرم، و چه به لحاظ تکنیک یا تزیین، شیوه‌ای خاص دارد که در سراسر جهان، معنای واحدی را متجلی می‌سازد.

فردیت هنرمند معمار مسلمان، خود پاره‌ای از این معماری به شمار می‌رود که بی‌یاد و نام هستی‌بخش جهان دست برکار نمی‌برد، چرا که ذکر و صلوات بر صاحب رسالت، خود معنای زندگی هنرمند مسلمان است.

انسان مسلمان میان کار و زندگی و عقیده، چنان وحدت برقرار کرده است که زندگی را جدا از عبادت نمی‌شناسد و عبادت خود معنای حیات می‌شود. این اصل یگانگی، رمز توحید و توازن درنظر هنرمند مسلمان است که در خانه‌سازی، مسجدسازی یا بناهای دیگر تعمیم می‌یابد.

اکنون دیداری با استاد معماری سنتی ایران برپا شده است که گوشه‌هایی از این رازورمزها آشکار گردد.

در این دیدار، پیرامون معماری، هنر و هنر قدسی بحث می‌شود استاد جزء جزء مباحث را پاسخ می‌گوید. اما هرگاه زیباشناسی در معماری می‌شود، استاد چشم برهم می‌گذارد، عنان سخن به کف می‌گیرد و گاه چنان پرشور و پراحساس، گفتار خود را می‌دهد که گویی ذره ذره وجودش را با گل و خاک و خشت و آجر، سرشته‌اند! و هرگاه سخن از عشق و عقیده و مولا علی(ع) در میان می‌افتد، چنان مسلمانی می‌کند که گویی اگر امیرموءمنان نبود، هرگز هنر قدسی معنا نمی‌شد.

حسین زمرشیدی به سال 1327 در شهر مشهد تولد یافت.پدرش، حاج محمد معمار، از چهره‌های شناخته شده در معماری و بازسازی بناهای تاریخی و میراث فرهنگی بود و اقوام او همه از راه معماری و میراث فرهنگی ارتزاق می‌کردند.

حسین از همان اوان کودکی همراه پدر به میراث فرهنگی روی آورد، عشقی وافر و تلاشی چشمگیر در این راه به‌کار بست تا سرانجام مزد خود را در همان دوران نوجوانی یافت که عبارت بود از قبول مسوءولیت در بازسازی برخی بناهای فرهنگی که از دوره‌های پیشین به میراث مانده. وی پس از پایان دوره اول دبیرستان کار بنایی را جدی گرفت و مدتی بعد عازم تهران شد، در آزمون استادکاری هنرستان ایران وآلمان، موفقیت به‌دست آورد و آنچه در عمل فراگرفته بود، به هنرجویان هنرستان یاد می‌داد تا میراث نیاکان ماندگار شود.

در همین زمان بود که دوره شبانه دانشگاه نیز راه‌اندازی شد و او توانست با موفقیت این آزمون را پشت‌سر گذارده، به دانشگاه راه‌یابد.

بورسیه آلمان، یک‌فرصت طلایی بود که به نام حسین زمرشیدی رقم خورد و او را به کسب تجربه‌های تازه فراخوند و سال‌های پرباری برای این معمار جوان فراهم آورد که بخشی از تجارب نامبرده را در آثار گوناگون اوخواهید یافت.

حسین زمرشیدی پس از بازگشت از آلمان به کار تألیف، تدوین و انتشار مجموعه‌هایی پرداخته است که هریک، راز و رمزی از معماری ایرانی و معماری اسلامی را گشوده است.

از این‌رو آثار وی درشورای فرهنگ، وزارت علوم و... موردبررسی قرار گرفته و نشان درجه یک هنری به‌وی اعطا شده است. او سالیان سال است که علاوه‌بر استادیاری دانشگاه، عضویت در هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی را برعهده دارد.

گفتنی است حسین زمرشیدی در دومین مراسم بزرگداشت چهره‌های ماندگار به‌عنوان استاد معماری سنتی برگزیده و معرفی شد.

محمدمهدی هراتی به سال 1231 در قوچان متولد شد.

تحصیلات مقدماتی خود را در قوچان و مشهد پی گرفت و اکنون دارای دکتری نقاشی و هنرهای سنتی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.

وی در فرهنگستان هنر، گروه هنر شورای انقلاب فرهنگی، و هیأت علمی دانشگاه سوره عضویت دارد و اکنون کارشناس مدیریت برنامه‌ریزی و تألیف کتاب درسی و مسئوول گروه تخصصی نگارگری فرهنگستان هنر است.

از آثار علمی و هنری دکتر هراتی می‌توان به 8 تابلو در موزه آستان قدس رضوی، تألیف 44 جلد کتاب درسی، ارایه بیش از 130 مقاله تخصصی هنری، تدوین 3 جلد کتاب در معرفی هنرهای قرآنی و... اشاره کرد.

همچنین دریافت جایزه ویژه ریاست جمهوری و لوح تقدیر در معرفی هنرهای قرآنی، جایزه اول نمایشگاه بین‌المللی تهران در سال 0531، لوح تقدیر و جایزه بهترین پژوهشگر ایرانی و دهها جایزه و لوح تقدیر در نمایشگاهها و همایش‌ها، از افتخارات نامبرده است.

علی خاکی به سال 3431 در شهر ایلام متولد شد. دروس مقدماتی را همانجا به پایان رساند، سپس برای ادامه تحصیلات به تهران آمد.

وی اکنون با درجه دکتری سازه (در زمینه سازه‌های فضا کار) در دانشگاه شهید رجایی به تدریس اشتغال دارد.

از آثار تألیفی او می‌توان «تکنولوژی قالب‌بندی و آرماتور»، «مقاومت مصالح مقدماتی»، «ایستایی ساختمان»، «مقاومت مصالح»، «استاتیک»، «سازه‌های بتن آرمه»، «سازه‌های فلزی» و «تحلیل ماتریسی سازه‌ها» را نام برد.

همچنین وی حرفه‌وفن سال اول تا سوم هنرستان را در آثار تألیفی خود جای داده است.

دکتر علی خاکی دارای سوابق تدریس در دانشگاههای تهران، علم و صنعت، سوره، آموزشکده انقلاب اسلامی و دانشگاه آزاد است.

علاوه بر این، طراحی و محاسبات بسیاری از پروژه‌های بزرگ را عهده‌دار بوده است و هم‌اکنون مدیرکل دفتر فنی سازمان نوسازی مدارس کشور است.

کهیان فرهنگی: ضمن خوش‌آمدگویی و تشکر از آقایان محترم جناب دکتر هراتی و دکتر خاکی، که قدم رنجه فرمودند برای حضور در این جلسه، به روال معمول مجله از استاد گرانمایه دکتر زمرشیدی می‌خواهیم که برای شروع صحبت، از زادگاه خود، شغل پدری و هر آنچه که در این موارد مایلید، بیان بفرمایید.

زمرشیدی: من متولد مشهد هستم، محله نوغان.

پدرم استاد محمد زمرشیدی بود که بعدها به نام حاج محمد زمرشیدی شهرت یافت. (آن مرحوم) از معماران معروف استان خراسان و مشهد بود که در اداره باستان‌شناسی و مرمت میراث فرهنگی دست داشت، که آثار زیادی از ایشان در استان خراسان باقی مانده است.

کیهان فرهنگی: شما چگونه جذب کار معماری شدید و تاکنون چه آثاری را مرمت یا ساخته‌اید؟

زمرشیدی: بعد از گذراندن دوره ششم ابتدایی، به دلیل علاقه به شغل پدری و همچنین فقر مالی خانواده، برای کار همراه پدر، راهی بقعه خواجه ربیع شدم.

در سال 1327 این گنبد را جمع کردند تا روی طاق زیرین، مجدداً گنبد را بنا کنند، پدرم معمار مقیم آنجا بود و من شاگرد بنا بودم، به من خیلی توجه داشت و من خیلی چیزها از او آموختم.

بعد از آن، به کارهای زیباسازی و نماسازی بقعه گنبد رسید که در خدمت اساتید بودم. خدا رحمت کند همه آنها را، که زنده یاد هستند؛ استاد مهدی تشکری اصفهانی، استاد جواد تقوایی، استاد غلامحسین یزدی، استاد کاظم قدیریان، خالوی درویش و استاد علی ناجی.

چون پدرم معمار آنجا بودطبعاً آنها به من توجهی خاص نشان می‌دادند. کم‌کم، رمزورازهای کار را خیلی خوب آموختم، غیر از یک مورد که می‌تواند یک داستان شنیدنی باشد، و شرح آن را در جای خود خواهم گفت. خاطره‌ای از استاد غلامعلی پهلوان که عموی داماد ما بود.

ما خانوادگی، معمار و بنازاده هستیم. عموهایم، خانواده دامادمان و بچه‌هایشان، معمار بودند و در مجموع، من از آنها، کارهای زیادی یاد گرفته‌ام.

کیهان فرهنگی: در مورد شاگردی و استادی فرمایشاتی داشتید، در بعد روحی- روانی، و آن فضاهایی که کار کرده‌اید، به خصوص فضای قدسی که در مشهد حاکم بوده، چه کسانی در شکل‌گیری اخلاق و روحیات شما نقش داشته‌اند؟!

زمرشیدی: اول پدرم که فرد خیلی دلسوزی بود. خدا رحمتش کند. بعد از استاد مهدی تشکری اصفهانی که مردی شاعرمنش و انسانی فاضل بود و مسلمانی وارسته که خوی ملایمی داشت.

و دیگر استاد جواد تقوایی، که سال‌ها من در کنارش کار کرده‌ام.

من خیلی علاقه‌مند بودم؛ هر چیزی را که می‌دیدم، تا یاد نمی‌گرفتم، ول‌کن نبودم. می‌توانم بدون ادعا بگویم که این راز موفقیت من بوده است.

هرکس که هنری داشت، به هر شکلی که بود، از او می‌گرفتم و در مجموع خیلی خوب هم ضبط می‌کردم و در تخیل خودم تکرار می‌کردم.

این استاد کارها از نظر اخلاقی، انسان‌های مسلمانی بودند، مثلاً استاد غلامحسین یزدی که روانش شاد باد، ندیدم که حتی یکبار بدون وضو روی داربست برود. ایشان با یاد و نام خدا، کارش را شروع می‌کرد.

یا استاد مهدی تشکری همیشه اشعاری می‌خواند که خودش در مورد مولاعلی سروده بود؛ اینها باعث شد که من هم همینطور پرورش یابم.

وقتی کار می‌کردم، بیشتر شعرهای اخلاقی و مذهبی را زمزمه می‌کردم. این خصلت بناها و کاشی‌کاران و هنرمندان در آثار ساخت و ساز معماری آن روزگارها بود.

بنابراین، در آنجایی که جوانی من شکل می‌گرفت، خوشبختانه، انسان‌های وارسته و عارفی بودند، گرچه اینها بنا و کاشی‌کار بودند، در عین حال به معنی دقیق کلمه مسلمان بودند و اثرات روحی خاصی در وجود من گذاشتند.

من وقتی کار را شروع می‌کنم، غیرممکن است که با نام خدا نباشد. علی(ع) را خیلی یاد می‌کنم، و ایشان را خیلی دوست داشته و می‌دارم.

کیهان فرهنگی: جناب زمرشیدی، بفرمایید چه کارهای دیگری از شما به یادگار مانده است!؟

بدون اغراق درخراسان کارهای زیادی از ما به جا مانده است.

قسمت‌هایی از نماسازی بقعه و بارگاه خواجه ربیع، که قبلاً توضیح دادم. دیگر بازسازی وکاشی کاری، شیخ محمد مومن استرآبادی واقع درخیابان آخوند خراسانی است که به «گنبد سبز» معروف است.

من درنوجوانی دوباره با اصول و قاعده قبل به حرمت آن همت گماشتم.

معمولاً این نوع کارها، از معمارهای پیر و با تجربه و استخوان خرد کرده برمی‌آید، نه یک جوان 18ساله؛ ولی من سر پرشوری داشتم.

آن زمان مرمت همه اینها به همت پدر بود، و من به مدد پدر به آن توفیق‌ها نایل آمده بودم.

از بناهای دیگر، بازسازی امامزاده محروق است که درنیشابور، از بنده ناچیز برجای مانده است. زیرا نماسازی‌های بقعه و بارگاه امامزاده بر اثر برف و باران، و درسال‌های متمادی ریخته بود.

این بنا از دوره صفویه‌باقی مانده است و قسمت‌های زیادی از آن به وسیله من دوباره سازی شد.

از بناهای قابل ذکر دیگر، مقبره شیخ عطار نیشابوری است که تعمیر شد. همچنین تعمیرات بقعه شیخ احمدجام و مولانا محمد تایبادی که دراستان خراسان به یادگار مانده است.

همچنین تابلوهایی از کاشی، که درمسجد دانشگاه تهران کارشده و سوره توحید با کار «اسلیمی» است.

بدون ادعا و به شهادت استادان، من درنوجوانی توانستم به مرحله و درجه استادی دراین هنر برسم.

بعد هم به بنایی روی آوردم. روزها کار می‌کردم و شب‌ها می‌رفتم کلاس اکابر مستوفی. خدا رحمتش کند آدم با فرهنگی بود.

بعد از این زمان بود که مدتی کاربنایی را جدی گرفتم و بعد هم راهی تهران شدم.

کیهان فرهنگی: درتهران کار را از کجا شروع کردید؟

زمرشیدی: وقتی من به تهران آمدم. درهنرستان ایران و آلمان یعنی هنرستان صنعتی تهران، آزمون استادکاری دادم که موفق به کسب نمره 100 شدم و همانجا آلمانی‌ها گفتند:«تا به حال کسی از ما چنین نمره‌ای نگرفته است

امتحان عملی برگزار شد، البته مقداری هم تئوری داشت. یعنی به اندازه که برای کار لازم بود. به هرحال به عنوان استاد کار آموزشی استخدام شدم تا با هنرجویان کار کنم.

درهمانسال، من کنکور هم امتحان دادم. تازه دوره شبانه دایر شده بود. من دررشته ساختمان و نوبت شبانه قبول شدم. و بیشتر علاقه پیدا کردم. روزها ساعت هفت صبح تا ساعت دو و نیم بعد ازظهر استاد کار بودم و از ساعت سه به بعد هم پشت میز می‌نشستم و دانشجوی شبانه بودم.

کیهان فرهنگی: باید خاطرات جالبی از همزمانی کار و تحصیل و تدریس داشته باشید.

زمرشیدی: بله یک خاطره شنیدنی، برای تشکیل کلاس، حدنصاب لازم بود. تعداد ما به حد لازم نرسید، می‌خواستند کلاس ما را منحل کنند. می‌گفتند:«شما 17نفر هستید، درحالی که باید حداقل 25نفر باشید

ما خیلی ناراحت بودیم؛ و مایوس نبودیم بعد فکری کردیم و آمدیم همه داوطلبان را تشویق کردیم به رشته ساختمان. یعنی هرکس می‌خواست برود به رشته برق، ما می‌گفتیم رشته برق مثل ساختمان نیست، بیایید اینجا درعمران ثبت نام کنید، نان درعمران است»

به هرحال 15 یا 20 نفر را کشیدیم به این سمت، یعنی به رشته ساختمان. بعد تعداد زیاد شد و مجبور شدند ما را دو کلاس کردند. بعد هم به خاطر این تبلیغ و جمع‌آوری شاگرد، شهریه را به من تخفیف دادند.

من سال اول، درکلاس خودم، شاگرد اول شدم. درهمان سال بود، که در هنرستان ایران و آلمان یا هنرستان تهران که الان به نام دکتر بهشتی نامگذاری شده، در بین داوطلبان تهران اول شدم و در بورسیه آلمان شرکت کردم، قبول شدم و رفتم به آلمان

کیهان فرهنگی: زبان آلمانی بلد بودید؟

زمرشیدی: درس زبان ما درهنرستان «آلمانی» بود، به همین دلیل با زبان آنها آشنایی داشتم. رفتم به برلین و درآنجا دوره عمومی ساختمان و دوره تربیت دبیر فنی ساختمان را گذراندم.

زمانی که به ایران بازگشتم یافته‌ها و اندوخته‌هایم، پشتوانه‌ای شد برای تالیف 16جلد کتاب درسی برای هنرستان‌ها و دانشگاه‌های کشور.

کیهان فرهنگی: جناب زمرشیدی، از چگونگی ازدواج، و تعداد فرزندانتان هم صحبتی بفرمایید.

زمرشیدی: همانطور که گفتم وقتی به تهران آمدم، در هنرستان شماره یک تهران به عنوان استادکار استخدام شدم. در آن موقع در منزل یکی از اقوام زندگی می‌کردم، مقابل این خانه، خانواده‌ای زندگی می‌کردند که از سادات طباطبایی بودند و نام فامیلی آنها حسینی بود. من ، دختر ایشان را خواستگاری کردم و سعادتی حاصل شد که ازدواج کردم. مادر و پدر خانم، هر دو از سادات بودند. اگر ایشان قدس سره‌خانم[ نبود، این کتاب‌ها واقعاً نبود. من در یکی ازاین کتاب‌ها ارزش همکاری همسرم را درک کرده‌ام. واقعاً خانم شایسته‌ای هستند. 26 سال معلم بوده، موءلف هم هست

و خیلی سازگار و با کمالند. به حقیقت بگویم که من لیاقت ایشان را ندارم. ای کاش که ایشان یک مقداری توقع داشت تا امروز من یک طبقه ساختمان داشتم و از بچه‌ها خجالت نمی‌کشیدم. چرا که منزلم 150 متر زمین بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است، ساختمان یک طبقه‌ای با 2 اتاق کوچک، که مملو از کتاب است، البته کتاب‌ها هم وقف دانشگاه شهید رجایی است.

این سرپناه، اکنون مخروبه شده و زندگی و خواب من و خانواده، داخل هال کوچکی است.

به هر حال، ایشان همیشه همراه من بوده است. تمام نوشته‌هایم را می‌خواند و غلطگیری می‌کند، خیلی زحمت کشیده است.

کیهان فرهنگی: استاد چند فرزند دارید؟

سه تا فرزند دارم فرزند بزرگم پسر است، زبان خوانده، ادبیات فارسی را خوب می‌داند و عربی هم می‌داند آدم محققی است و کارهایی را که ما کردیم، ایشان یاد گرفته است. پسر دومم مهندس عمران و دخترم، سال دوم رشته معماری است.

می‌توانم بگویم دختر و پسرم رشته مرا انتخاب کرده‌اند.

زندگی ساده‌ای داریم، راضی هستم و آنها چیزی نمی‌گویند. ولی واقعیت این است که من از آنها خجل هستم0

کیهان فرهنگی: در مورد 16 جلد کتاب تألیف شده خودتان هم توضیح بفرمایید و جایگاه هر یک را مشخص کنید

زمرشیدی: بدون ادعا می‌گویم که پیش از تألیف آثار اینجانب ما حتی جزوه هم نداشتیم. کتاب‌های درس فنی، رسم فنی، حساب فنی، و کارگاهی از سال اول تا چهارم که مجموعاً 16 جلد می‌شود.

سپس کتاب گره‌چینی در معماری اسلامی و هنرهای دستی ایران که این کتاب را مرکز نشر دانشگاهی چاپ کرد. پنج یا شش جلد کتاب دیگر که در کیهان چاپ شد. یعنی کتاب «طاق و قوس در معماری ایران»، سه جلد کتاب «کاشیکاری» و بعد «گره چینی» که روی کاغذ گلاسه چاپ شده است و «روند نقوش هندسی در معماری اسلامی» که جایگاه بسیار خاصی دارد و چاپ نفیسی از کتاب شد.

البته ریشه این هنر از ایران به سایر کشورهای اسلامی، بویژه مراکش نیز رفته است.

کتاب گره‌چینی جایگاه خاصی هم در رشه گرافیک و هنر دارد. کتاب‌های «طاق و قوس» «کاشیکاری» کاربردی است و میراث فرهنگی هم از آن خیلی استفاده می‌کند. در سایر کشورهای جهان اسلام هم خیلی زیاد از آن استقبال کرده‌اند.

در واقع ادعایی نیست، اما این کتاب‌ها به وسیله این بنده کوچک تهیه شده که اگر می‌رفتم دنبال ساختمان‌سازی، زندگی آنچنانی داشتم.

ولی در حال حاضر، زندگی مختصری دارم که خودم راضی‌ام ولی بچه‌ها از نظر مسکن راضی نیستند.

نکته قابل ذکر این که، درحالی که برخی از کتابهای من به چاپ سیزدهم رسیده و حتی کتاب «تعمیر و نگهداری ساختمان» جایگاه خاصی در مملکت پیدا کرده است، دیوار خانه ما ترک‌خورده و نشست کرده است.

روزی دختر من که کلاس اول دبستان بود، به دیوار ترک‌خورده خانه اشاره کرد و گفت: «تعمیر و نگهداری ساختمان. چاپ پنجم.» به این ترتیب به من اعتراض کرد.

این کتاب‌ها همه به شیوه اجرایی تألیف شده و باید کاملتر هم بشود که انشاءالله به وسیله آیندگان به کمال مطلوب خواهد رسید.

کیهان فرهنگی: گویا این کتاب‌ها در خارج از کشور هم جایگاه ویژه‌ای دارد!

زمرشیدی: بلی، یکی از دوستان ما که از

بزرگان قوه قضاییه است، در هنرستانی که بودم ایشان بورسیه شدند که دکتری حقوق را در فرانسه بگذرانند. دو سال پیش همراه با یک هیئت ایرانی برای بازدید از تشکیلات قوه قضاییه فرانسه رفته بود که در جریان بازدید از کتابخانه شهر لئون خاطره‌ای از این کتاب‌ها داشت و گفت:

«در آنجا کتابخانه بسیار بزرگی وجود دارد که حدود 9 میلیون جلد کتاب از سراسر دنیا جمع‌آوری شده و نگهداری می‌شود. مخازن متعدد و مجهزی دارد که پاسخگوی مراجعه‌کنندگان در همه زمینه‌های هنری و حرفه‌ای است.

این کتابخانه، سالن بزرگی دارد که کتاب‌های هنری پنج قاره در آنجا به نمایش گذاشته می‌شود. دور تا دور، ویترین‌هایی با ابعاد 50 سانتیمتر در 50 سانتیمتر قرار دارد که ارتفاع هر یک به 70 سانتی‌متر می‌رسد. هر ویترین از ویترین دیگر هم 20 سانتیمتر فاصله دارد. کتاب‌ها داخل این ویترین‌ها قرار دارند و نام کتاب و نویسنده و کشور مشخص شده است.

در جریان بازدید، نظر هیئت ایرانی به یک ویترین جلب می‌شود. این ویترین حدود 20 سانتیمتر بلندتر از ویترین‌های دیگر بوده و به شکلی ترتیب داده شده بود که توجه همگان را جلب کند. دوست من می‌گفت؛ «وقتی نزدیک شدم، دیدم که کتاب «مسجد» در وسط ویترین خودنمایی می‌کند. کتاب «طاق و قوس در معماری ایرانی» را سمت راست ویترین قرار گرفته و کتاب «گره چینی» در سمت چپ آن

در این لحظه احساسات بر این دوست خوب ما غلبه می‌کند و گریه سر می‌دهد.

به هر حال خدمتی است که به ایران عزیز شده و انشاءالله آیندگان اینها را پربارتر کنند.

کیهان فرهنگی: از آثار دیگر هم استقبال شده است؟!

زمرشیدی: کتاب «معماری ایرانی با مصالح سنتی» جزو دروس دانشگاه‌هاست که به چاپ ششم رسید.

در این کتاب، طرز ساختمان‌سازی در اقلیم‌های مختلف بدون استفاده از انواع فولادهای ساختمانی، بتن و تکنولوژی پیشرفته، یعنی با آجر و گچ و سنگ و ماسه و چوب شرح داده است که ما می‌توانیم ساختمان‌هایی بسازیم ضدزلزله، ضدموریانه، مرتفع و در 4 طبقه.

به شهادت دکتر هراتی که از بزرگان هنر هستند، ساختمانی 80 ساله در مشهد بود، که بعدها اداره آموزش و پرورش استان خراسان آن را گرفت. ساختمان چهار طبقه، و تمام آن چوب بود. با کلاف‌بندی درون سازه، با تمام بادبندهای چوبی که دور تا دور آن آجرچینی شده بود.

یک ساختمان چهارطبقه هم در قسمت پایین خیابان بود که ساختی آجری داشت. یعنی به واقع از مصالح سنتی می‌توان همچون بناهای یاد شده‌ای را اجرا کرد که بحث اجمالی آن در کتاب «اجرای ساختمان با مصالح سنتی» آمده است.

کیهان فرهنگی: انتخاب مصالح چطور و...؟

زمرشیدی: کتابی هم در زمینه «مصالح‌شناسی سنتی» به چاپ رسانده‌ام و در آن، کاربرد مصالح و روش تهیه مصالح آمده است. به این معنی که در اقلیم‌های چهارگانه ایران از آن می‌توان استفاده کرد. این کتاب هم جایگاه خاصی پیدا کرده است.

بعد از آن هم همتی شد برای تالیف کتاب «نقش آجر و کاشی در نماهای مدارس» که نقوش جالبی آفریده شده است.

ما دارای فرهنگ غنی معماری هستیم ولی در حال حاضر برخی از نماهای مدارس ما با نماهای غربی و خشک است.

نمای مدرسه باید مثل مدرسه چهارباغ اصفهان باشد. باید روح داشته باشد. باید روح و جسم دانش‌آموز را به خود جلب کند.

بعد از این مرحله، کتاب «رسم فنی و نقشه‌کشی» تألیف شد که خیلی مورد استفاده است. کتاب «تعمیر و نگهداری ساختمان» هم جایگاه خاصی پیدا کرده است. چون ساختمان یک سرمایه ملی است و باید طوری ساخته شود تا نسل‌های آینده بتوانند از آن استفاده کنند، و حتی اگر کار به تعمیر آن رسید، بتوانیم آن را بسیار جامع و اصولی تعمیر کنیم تا عمر مفید آن بالا برود.

 

ادامه دارد

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
میراث فرهنگی ایران زمین | گفتگو با استاد حسین زمرشیدی - بخش اول
 
الگو برداری جشنواره های ملی مثل جشنواره فیلم فجر از نمونه های خارجی مثل مراسم اسکار در این سال ها تا چه میزان به رشد فرهنگی کشور کمکم کرده است ؟
زیاد
38%
 
متوسط
20%
 
کم
41%
 
لزوم هوشیاری جوانان ایرانی مقابل نفوذ غرب/اهمیت نقش رهبری انقلاب | گفتگو با معاون «سازمان امت اسلام» آمریکا
لزوم هوشیاری جوانان ایرانی مقابل نفوذ غرب/اهمیت نقش رهبری انقلاب | گفتگو با معاون «سازمان امت اسلام»...
بازدید : ٥٦٦
رییس‌جمهور حتما به شورای عالی سینما می‌آید/ طرحی برای گذر سینما | گفتگو با حجت الله ایوبی
رییس‌جمهور حتما به شورای عالی سینما می‌آید/ طرحی برای گذر سینما | گفتگو با حجت الله ایوبی
بازدید : ٦٨٢
گفتگویی متفاوت و ویژه با بیرانوند و رحمتی و عنایتی در برنامه ماه عسل 93 - شب پنجم ماه رمضان
٠١:١٠:٤٦
گفتگویی متفاوت و ویژه با بیرانوند و رحمتی و عنایتی در برنامه ماه عسل 93 - شب پنجم ماه رمضان
بازدید : ١١٣٠٢
توقع داریم از بسکتبال حمایت شود | گفتگو با مهران حاتمی، سرمربی تیم ملی بسکتبال جوانان ایران
توقع داریم از بسکتبال حمایت شود | گفتگو با مهران حاتمی، سرمربی تیم ملی بسکتبال جوانان ایران
بازدید : ٢١٩٠
چرایی دشمنی اتحادیه اروپا با حزب الله لبنان | گفتگوی ویژه خبری با آقای محمدی
١١:٢١
چرایی دشمنی اتحادیه اروپا با حزب الله لبنان | گفتگوی ویژه خبری با آقای محمدی
بازدید : ٢٣٢٧
عدم صداقت در مناظرات، مناظره کننده را در نظر مردم بی اعتبار می کند | گفتگو با آیت الله مقتدایی در راهپیمایی 22 بهمن
٠٨:٣٥
عدم صداقت در مناظرات، مناظره کننده را در نظر مردم بی اعتبار می کند | گفتگو با آیت الله مقتدایی در را...
بازدید : ٣٠٠١
گفت و گو با دكتر كاظم معتمد نژاد پدر علوم ارتباطات در ايران - بخش دوم
گفت و گو با دكتر كاظم معتمد نژاد پدر علوم ارتباطات در ايران - بخش دوم
بازدید : ٢٨٦٣
میراث فرهنگی ایران زمین | گفتگو با استاد حسین زمرشیدی - بخش سوم
میراث فرهنگی ایران زمین | گفتگو با استاد حسین زمرشیدی - بخش سوم
بازدید : ٢٩٥٧
میراث فرهنگی ایران زمین | گفتگو با استاد حسین زمرشیدی - بخش دوم
میراث فرهنگی ایران زمین | گفتگو با استاد حسین زمرشیدی - بخش دوم
بازدید : ٢٤٥٠
تاثیر موسیقی بر روح و روان آدمی و ارتباط آن با وقوع جرم | گفتگو با استاد تقی برهانی درباره جوان و موسیقی
تاثیر موسیقی بر روح و روان آدمی و ارتباط آن با وقوع جرم | گفتگو با استاد تقی برهانی درباره جوان و مو...
بازدید : ٦٨٣٨
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو