23 شهریور 1353 برای ورزش ایران به خصوص دوومیدانی فراموش ناشدنی است. روزی که 100 هزار تماشاگر این بار نه برای فوتبال بلکه برای دوومیدانی به ورزشگاه آزادی آمده بودند تا شاهد مهم ترین رقابت بازی های آسیایی تهران یعنی مصاف پرنده 30 ساله ایران با "نی چی چین" چینی باشند.

 

بعد از ظهر شلوغ شهریوری ورزشگاه آزادی با کسب نخستین مدال طلای تیمور غیاثی در بازیهای آسیایی 1974 و نامگذاری 23 شهریور با نام روز دوومیدانی ایران به پایان رسید.

 

تیمور غیاثی متولد 1324 در درگز خراسان است. او با دو مدال طلا و یک برنز بازی های آسیایی در سال ها 1970 ،1974 و 1966 و دو طلای مسابقات قهرمانی آسیای 1973 و 75 یکی از پرافتخارترین دوومیدانی کاران تاریخ ایران به حساب می آید.

 

بعد از حدود 41 سال تیمور غیاثی بازیگر اصلی آن روز شیرین استادیوم آزادی به همراه همسرش نصرت کردبچه از نیم قرن خاطرات خود در دوومیدانی صحبت کردند.

 

زوج دوومیدانی کاری که ورزشگاه امجدیه و البته انتخاب نشدن غیاثی برای المپیک مکزیک باعث آغاز زندگی مشترکشان شد.

 

مصاحبه تیمور غیاثی و نصرت کردبچه زوج پیشکسوت دوومیدانی ایران را در زیر می‌خوانید:

 

چگونه متوجه استعداد و توانایی خود در رشته دوومیدانی شدید؟

 

غیاثی: من در مدرسه پیشاهنگی سابق و باهنر فعلی تحصیل می‌کردم. کلاس پنجم ابتدایی بودم که با همکلاسی‌ام دعوایم شد و او را زدم. ناظم مدرسه هم صحنه کتک زدن را دید و به من گفت چرا این کار را کردی و به سمتم آمد تا من را تنبیه کند. او به غیر از ناظم مدرسه، معلم ورزش هم بود و به همین دلیل از نظر جسمانی بسیار سرحال بود. من فرار کردم و دنبال من آمد. در گوشه ای از حیاط مدرسه باغچه درست کرده بودند و سیم خارداری دور آن کشیده بودند تا کسی وارد نشود. من از ترس اینکه معلم کتکم نزند از این سیم خاردارها که ارتفاعش حدود یک متر و نیم بود پریدم. زنگ تفریح هم بود و همه معلم ها از پنجره پرش من را دیدند و تعجب کردند.

 

معلم ما با تعجب گفت: غیاثی تو پریدی؟ گفتم: مگر ندیدی که پریدم. گفت: می‌توانی دوباره بپری؟ من واقعا از دوباره پریدن می‌ترسیدم چرا که دفعه اول هم ناخودآگاه این اتفاق افتاد و جهش کردم. بعد از این اتفاق من را به دفتر مدرسه بردند و به جای کتک زدن خیلی تشویقم کردند!

 

کردبچه: من در ابتدای شروع ورزش، والیبال بازی می‌کردم و زمانی که کلاس هشتم بودم معلم من به نام بصیری گفت تو حتما باید به باشگاه حرفه ای بروی. خانم بصیری من را پیش آقای جاناپور در باشگاه تاج سابق برد. از آن به بعد هر روز ساعاتی را در باشگاه تاج والیبال و دوومیدانی کار می‌کردم. در یکی از این تمرینات مسابقه دوومیدانی برگزار می‌شد و آقای جاناپور به من گفت تو هم بپر در حالی که تا آن زمان من اصلا نپریده بودم. به هرشکلی که بود من در مسابقه شرکت کردم و 1.40 سانتی متر پریدم. "نازی بیات باکو" که در آن زمان یکی از بهترین ها بود 1.47 می‌پرید. بعد از این مسابقه همه من را تشویق کردند و دیگر اجازه ندادند که والیبال بازی کنم و گفتند باید دوومیدانی را ادامه بدهی.

 

خانم کردبچه، در آن سال ها نسبت به الان خانواده ها مخالفت زیادی با حضور دختران در میادین ورزشی داشتند خانواده شما چطور؟ مشکلی از این نظر برای شما وجود داشت؟

 

تعداد خانم های ورزشکار در آن زمان خیلی کمتر از الان بود و خانواده ها خیلی روی ورزش دختر‌ها حساس بودند. من هم خانواده مذهبی داشتم و پدرم اصلا با ورزش کردن من موافق نبود برعکس مادرم مشوق اصلی من بود.خواهر و برادرهایم هم خیلی دوست داشتند من ورزش کنم اما پدرم اصلا دوست نداشت و هروقت که کفش های ورزشی من را می‌دید و متوجه می‌شد که می‌خواهم به تمرین بروم ناراحت می‌شد اما مادرم می‌گفت ایرادی نداره، کفش هایت را بپوش و برو.

 

آقای غیاثی، بعد از پرش ناخودآگاه در حیاط مدرسه چطور شد که دوومیدانی را ادامه دادید؟

 

 

 

غیاثی: دفعه اول که در مدرسه پریدم با تکنیک قیچی این پرش را انجام دادم. آقای شبانکاره ناظم مدرسه هر ماه یک یا دوبار من را به مانند یک گردش علمی به ورزشگاه امجدیه می‌برد. بعد از آن به دلیل اوضاع نامساعد مالی خانواده‌ام، ترک تحصیل کردم و 17 ساله بودم که در اداره آتش نشانی حسن آباد به صورت کارگر بلیتی مشغول به کار شدم چرا که آن زمان استخدام ممنوع بود. هر ماه هم حدود 150 تومان حقوق می‌گرفتم.

قبل از ترک تحصیل در دبیرستان ابومسلم زمان زیادی را والیبال بازی می‌کردم و این روال در مقر آتش نشانی هم ادامه داشت. در آن زمان پرش با یک پا در والیبال مرسوم بود و من زمان پرش تا کمر بالای تور بودم. یکی از مسئولان تربیت بدنی که لطف زیادی به من کرد و مثل پدرم بود، بازی ام را دید. در همان 17 سالگی من را به مرحوم پاشایی یکی از قهرمانان پرتاب نیزه معرفی کرد. مرحوم پاشایی با گذشت زمان دوست بسیار خوبی برای من شد.

 

در بین ماده های مختلف دوومیدانی چطور پرش ارتفاع را انتخاب کردید؟

 

غیاثی: آقای پاشایی ابتدا تست دوی 100 متر از من گرفت و من 100 متر را در 15 ثانیه دویدم. آقای پاشایی گفت "تو به درد دوومیدانی نمی‌خوری، برو والیبال بازی کن." زمانی که من تست می‌دادم فارابی (قهرمان دهگانه) و مرتضی توسلی پشت دروازه، پرش ارتفاع کار می کردند و تلاش می‌کردند تا از میله 1.60 بپرند. اول خجالت کشیدم که بگویم من هم بپرم چرا که وسط تمرین بودند اما بعد جلو رفتم و گفتم می‌شود من هم بپرم؟ به حالت تمسخر گفتند: "می‌خواهی بپری؟" گفتم بله البته اگر اجازه بدهید. با لحن مسخره به من گفتند "خب بپر". آن‌ها با تکنیک استرادل(پرش با حالت قیچی) میله 1.65 را می‌انداختند اما من در همان حرکت اول از این ارتفاع پریدم.

 

آقای ایزدپناه پدر دوومیدانی ایران که همیشه سر تمرین ها حضور داشت و تمرین ها را نگاه می‌کرد صحنه پرش من را دید. پرسید: پسر تو کجایی؟چه کاره ای؟ گفتم در آتش نشانی کار می‌کنم. بابت این پرش بسیار تشویقم کرد و گفت از فردا بیا سرتمرین. در آن زمان رکورددار پرش ارتفاع ایران ضیا کمانه با رکورد 2 متر و 2 سانتی متر بود (رکورد جهان ان زمان 2 متر و 7 سانتی متر بود) و به دلیل عمل جراحی نادرستی که انجام داده بود دیسک کمرش آسیب دیده و پاهایش تقریبا فلج شده بود. به مدت یک هفته هر روز ساعت 4 من به امجدیه رفتم و ضیا کمانه بر تمرینات من نظارت می‌کرد و در طول این یک هفته تکنیک قدیمی پرش را به من یاد داد.

 

کردبچه: من هم مدتی در پرش طول فعالیت می کردم و رکوردم 4 متر و 7 سانتی متر بود. با وجود اینکه دوومیدانی را به صورت حرفه ای ادامه می‌دادم اما والیبال هم بازی می کردم و تیم ما 6 سال پیاپی قهرمان آموزشگاه های کشور شد. در آن زمان هر ورزشکار می توانست در چند رشته مسابقه بدهد و من دردوومیدانی در ماده های پرش طول و ارتفاع، دوهای مانع و 4 در 100 متر ، والیبال و بسکتبال کار می‌کردم. زمانی هم که در دانشگاه تحصیل می‌کردم 4 سال به عنوان ستاره ورزشی دانشگاه‌ها معرفی شدم. به دلیل اینکه من در چند رشته فعالیت می‌کردم یک نفره چند مدال می‌گرفتم بنابراین من فقط در پرش ارتفاع کار نکردم هرچند که ماده تخصصی من به مانند تیمور پرش ارتفاع بود. من حتی در بسکتبال و والیبال نیز مقام دارم.

 

چه زمانی در مسابقات رسمی کشوری شرکت کردید؟

 

غیاثی: بعد از گذشت حدود 10 روز از شروع تمریناتم زیر نظر آقای کمانه مقرر شد مسابقات انتخابی تهران برای رقابتهای قهرمانی کشور برگزار شود. من در این رقابتها چهارم شدم. شانسی که نصیب من شد این بود که فارابی برای ماده دهگانه انتخاب شد و یک نفر دیگر هم مصدوم شد. بنابراین من به همراه روحانی و علیجانی به عضویت تیم تهران در‌آمدیم. آن شب از خوشحالی خوابم نمی‌برد و در آسمان ها سیر می‌کردم چرا که بعد از 15 روز تمرین برای تیم تهران انتخاب شدم. 10 تیر 1342 در مسابقات قهرمانی کشور با تکنیک جدید و با رکورد 1.7 بعد از آقایان قلمچی و ایپکچی سوم شدم. بعد از آن هم کل فصل زمستان را بدون مربی و در شرایط سخت تمرین کردم طوری که اول برف ها را پارو و بعد تمرینات را شروع می‌کردم.

 

کردبچه: اولین مسابقه من در کرمان برگزار ‌شد. شب قبل از مسابقه من 40 درجه تب داشتم و تا صبح گریه می‌کردم چرا که مسئول تیم خانم کازرونی گفت که با این وضعیت به من اجازه شرکت در مسابقه را نمی‌دهد. وقتی گریه های من را دید مجبور شد مجوز حضورم در مسابقه را صادر کند. با همان وضعیت در مسابقات شرکت کردم و اتفاقا اول هم شدم. همه تعجب کرده بودند که من با مریضی و استرس چطور قهرمان شدم. اصلا همین مسابقه باعث شد که دوومیدانی را ادامه بدهم.

 

چقدر طول کشید که عضو تیم ملی دوومیدانی شدید؟

 

غیاثی: اردیبهشت سال 43 برای انتخاب نفرات تیم ملی برای اعزام به عراق رکوردگیری شد و من توانستم 1.80 سانتی متر بپرم. این رکورد سروصدای زیادی به دنبال داشت چرا که آن زمان رکورد ایپکچی 1.75 بود. در هر صورت من برای تیم ملی انتخاب شدم. در مسابقات دوجانبه عراق رشته هایی غیر از دوومیدانی هم وجود داشت و کاروان 40 نفره ایران با اتوبوس راهی این کشور شد. با وجود اینکه بازی ها حالت دوستانه داشت اما عراقی ها از لحاظ روحی بچه های ما را خیلی اذیت کردند. در هر صورتی که بود من توانستم 1.85 سانتی متر بپرم و مدال طلای مسابقات را به دست بیاورم. با برجای گذاشتن این رکورد همه من را تشویق کردند و آقای ایزدپناه 5 دینار جایزه به من داد. با این پول می‌توانستم یک کت یا یک شلوار بخرم. در واقع بضاعت دوومیدانی در آن زمان این مقدار بود.

 

در آن زمان برگزاری مسابقات دوجانبه میان کشورهایی که مراودات فرهنگی داشتند بسیار مرسوم بود. اواخر سال 43 هم برای حضور در یکی از این مسابقات با اتوبوس به کشور ترکیه رفتیم. در آن زمان جاده ها خاکی بود و با مشکلات زیادی راهی این کشور شدیم. طوری که وقتی به بورسای ترکیه رسیدیم همه برای رفع خستگی به حوضچه آب گرم رفتیم که همانجا 10 ساعت خوابیدیم. در این رقابتها من 1.90 سانتی متر پریدم و به رکورد ایپکچی رسیدم. او از این رکورد شکنی خوشحال شد چرا که ما در عین حال که با هم رقیب بودیم اما رفیق هم بودیم و برای پیشرفت به هم کمک می‌کردیم. آن زمان مثل الان نبود که رقیب ها پشت سر هم حرف بزنند و واقعا با هم دوست بودیم.

 

 

 

خانم کردبچه، دوستی که آقای غیاثی درباره آن صحبت می‌کنند در بین بانوان هم وجود داشت؟

 

کردبچه: همه اعضای تیم ملی دوومیدانی در آن زمان جزو مقام آوران بودند. ژاله کهن صدق، گلرخ برکتی ، ژولیت گوریان در پرتاب وزنه و دیسک از بهترین دوومیدانی کاران آن زمان بودند و بقیه بچه ها نیز خوب بودند. با وجود اینکه همه با هم رقیب بودیم اما بیرون زمین ارتباط بسیاری خوبی با هم داشتیم. کسی جرات نداشت به کسی حرف بزند. همه ما تابع مسئولمان آقای جاناپور بودیم و هرچه او می‌گفت گوش می‌کردیم. اصلا آن زمان کسی نمی توانست بگوید که من با فلان مربی تمرین می‌کنم یا فلان اردو را نمی‌آیم. در واقع اگر به موضوعی هم راضی نبودیم مجبور بودیم که تبعیت کنیم. اما الان اینگونه نیست و هر ورزشکار، مربی اردوی اختصاصی و امکانات زیادی را می‌خواهد در حالی که من در بازی های آسیایی تهران برای اولین بار تشک پرش را دیدم. به قدری امکانات کم بود که من تا آن زمان تشک ندیده بودم.

 

در کل میان تمام ورزشکاران و نه فقط دوومیدانی کاران دوستی خوبی وجود داشت و همه روی هم تعصب داشتند. در واقع یکی از دلایلی که باعث ترقی ما شد همین دوستی و صمیمیت بود. با زحمات زیادی کار می‌کردیم و قبل تمرین و مسابقه باید زمین های خاکی را بیل می‌زدیم تا کرم ها از خاک بیرون بیایند و زمین برای مسابقه آماده شود. با وجود همه این مشکلات ادامه دادیم و بد هم نبودیم و رکوردهای خوبی هم برجای گذاشتیم.

 

خانم کردبچه، چه شد که شما دوومیدانی را کنار گذاشتید؟

 

کردبچه: برای انتخابی مسابقات آسیایی ژاپن میان من و نازی بیات باکو رقابتی برگزار شد و هر دوی ما 1.47 پریدیم اما من را انتخاب نکردند. اتفاقا غلامرضا تختی و منصور مهدی زاده هم حضور داشتند و آقای تختی که از دوستان ما بود بابت این اتفاق ناراحت شد و اعتراضی هم نسبت به این موضوع داشت که مسئولان در پاسخ گفتند علاوه بر رکورد، معیارهای دیگری را هم برای انتخاب نفر اعزامی در نظر می‌گیریم!

 

بعد از این اتفاق هم من کم کم از ورزش کنار رفتم. البته در این میان به دلیل بارداری وقفه‌ای در ورزش کردن من رخ داد. بعد از آن رییس انجمن دوومیدانی دانشگاه آزاد شدم و مدتی هم ناظر کمیته ملی المپیک و مدتی هم نایب رییس فدراسیون دوومیدانی بودم. الان هم به عنوان سر داور مسابقه ها و گروه تخصصی دوومیدانی در مسابقات حضور دارم. دوومیدانی در خون ما قدیمی ها وجود دارد!

 

آقای غیاثی شماچه زمانی موفق شدید رکورد پرش ارتفاع ایران را جا به جا کنید؟

 

غیاثی: قبل از بازی های آسیایی بانکوک و در اسفند 43 به همراه خانم کردبچه در مسابقات پیمان منطقه‌ای سنتو در پاکستان شرکت کردیم. دوومیدانی کاران آمریکا و ترکیه هم در این رقابتها حاضر بودند. آن موقع پرش ارتفاع در چمن بود که خاک اره روی زمین می‌ریختند و بسیار سفت بود. واحد اندازه گیری هم در آن زمان فوت بود و هرچقدر میله را می‌گذاشتند ما می‌پریدیم اما نمی‌دانستیم چند متر است. من در مسابقه شرکت کردم و دوم شدم و پرنده آمریکایی اول شد.

 

سفیر ایران در پاکستان برای تقدیر و تشکر تیم ایران را شام دعوت کرد. سفیر از من پرسید که چقدر پریدی و من گفتم نمی‌دانم چرا که براساس متراژ مشخص نکرده اند. به همراه مدال اهدایی، حکمی هم بود که رکوردم را در آن نوشته بود. به سفیر گفتم در مدرک 6 اینچ و 8 فوت نوشته شده است. این رکورد را به متر تبدیل کردیم و بعد از محاسبه تازه متوجه شدیم که رکورد ایران را زده ام. یک سانتی متر و دو میلیمتر رکورد ایران را بهبود بخشیدم.

 

بنابراین من موفق شدم با 2 متر و 3 سانتی‌متر متر رکورد پرش ارتفاع ایران را که دست ضیا بود بشکنم. خیلی خوشحال بودم و خود سفارت خبر رکوردشکنی من را مخابره کرد. در همان زمان کیهان ورزشی به دلیل بمب گذاری در هلی‌کوپتر رییس جمهور عراق یک شماره فوق العاده منتشر کرد اما از 4 صفحه تنها یک صفحه مربوط به این اتفاق تعلق گرفت و باقی صفحات درباره رکوردشکنی من بود آن هم با تیتر: "غیاثی بالاتر از ابرها". هنوز هم این روزنامه را دارم چرا که باعث مشهور شدن بیش از پیش من شد. باید این نکته را بگویم که رسانه ها کمک زیادی به ورزشکاران می‌کنند هرچند که برخی از ورزشکاران طلبکار هستند. ولی من همیشه به رسانه مدیونم.

 

 

 

اولین حضور شما در یک رقابت مهم مربوط به بازی‌های آسیایی 1966 بانکوک تایلند بود.

 

غیاثی:م ن خیلی زود مسیر پیشرفت را طی کردم آن هم به این خاطر که واقعا عاشق این رشته بودم. در هفت سالی که در آلمان زندگی کردم در اتاقم میله پرش ارتفاع گذاشته و با ماژیک روی دیوار نوشته بودم "2 متر و 30 سانتی متر". این هدفم بود. روند صعودی من بعد از دو سال تمرین تا بازیهای آسیایی ادامه داشت و توانستم در تایلند با رکورد 2 متر و یک سانتی متر مدال برنز را به دست بیاورم. در بانکوک رقیب هندی و ژاپنی به ترتیب با 2.05 و 2.03 اول و دوم شدند. در بازی های آسیایی 1970 که باز هم در تایلند برگزار شد من توانستم اولین مدال طلای خودم را در مسابقات مهم به دست بیاورم. رقیب هندی در این رقابت ها برنز گرفت و در واقع بعد از چهار سال جایمان عوض شد.

 

بعد از این رقابت ها با وجود عملکرد خوبی که داشتید به المپیک 1968 مکزیک اعزام نشدید در حالی که به شما قول داده بودند که به المپیک اعزام می‌شوید.

 

غیاثی: کمیته ملی المپیک و دبیرکل وقت فدراسیون ابلاغ کرده بودند که اگر 2.05 بپرم به المپیک اعزام می‌شوم اما بعد اعلام کردند اگر رکورد خودت را هم بزنی اعزام می‌شوی. زمانی که 2.04 پریدم همه مسئولان زیر قولشان زدند و گفتند باید بیشتر می‌پریدی. در حالی که باید پیش از این به من می‌گفتند که بیشتر بپرم چرا که این توانایی را داشتم. اگر زودتر به من می‌گفتند می‌توانستم به رکورد موردنظرشان برسم. همین باعث شد که نتوانم به المپیک بروم. هرچند که برای زندگی شخصی من اتفاق خوبی بود. 31 شهریور 1347 با نصرت کردبچه ازدواج کردیم. در واقع همان زمان که تیم به مسابقات رفت ما هم عقد کردیم و در واقع این اعزام نشدن به نوعی برای من جبران شد.

 

کردبچه : (او درباره آشنایی خود با تیمور غیاثی گفت) یک روز تیمسار خسروانی رییس باشگاه تاج برای تماشای تمرینات ما به ورزشگاه آمده بود و تیمور هم آنجا بود. تیمسار به او گفت که با این بچه تمرین کن.خوب می‌پرد و در کرمان هم قهرمان شده است. همان موقع من یواشکی به تیمسار گفتم من از این آقا خوشم نمی‌آید! که تیمسار هم در پاسخ گفت: خوش آمدنی نیست. غیاثی مربی است و باید با او تمرین کنی. واقعا هم همین طور بود که من ابتدا از تیمور خوشم نمی‌آمد و ما از اول عاشق و معشوق نبودیم.

 

غیاثی : با تمام این شرایط اگر من به المپیک مکزیک می‌رفتم چهار سال جلو می‌افتادم و در المپیک های بعدی حتما مدال می گرفتم. در آن زمان امکانات زیادی در اختیارمان نبود و حضور در این مسابقات می‌توانست من را بیشتر با شرایط دوومیدانی جهان آشنا کند. حضور در مکزیک می‌توانست سرنوشت بهتری را در ورزش برای من رقم بزند.

 

 

آقای غیاثی قطعا بهترین اتفاق دوران زندگی ورزشی شما مربوط به بازی های آسیایی 1974 تهران است. روزی که بسیاری آن را "روز دوومیدانی ایران" و یک روز فراموش ناشدنی برای دوومیدانی و ورزش ایران می‌دانند.

 

 

 

 

غیاثی: در آن روز 100 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی حضور داشت و تا آن زمان سابقه نداشت که برای دوومیدانی این تعداد تماشاگر بیاید و تا الان هم این اتفاق نیفتاده است. سطح مسابقه خیلی بالا بود. قبل از مسابقه‌ی من، جلال کشمیری در پرتاب دیسک مدال طلا گرفت. در آن دوره ما خیلی قوی کار کردیم چرا که میزبان بودیم و از ابتدا تمرینات خوبی را پشت سر گذاشتیم.

 

"نی چی چین" پرنده چینی مهم ترین رقیب من بود. او قبل از حضور در ایران 2.29 سانتی متر پرید و به صورت غیر رسمی رکورد جهان را زد اما به دلیل اینکه در آن زمان چین عضو کمیته بین المللی المپیک نبود رکوردش از نظر فدراسیون جهانی رسمیت نداشت. بنابراین از همان ابتدا می‌دانستم که کار سختی دارم. در این رقابت چندین بار رکورد ایران را جابه جا کردم و رکورد آسیا نیز بارها تغییر کرد. در پایان یک رقابت سخت موفق شدم رکورد 2.21 سانتی متر را برجای بگذارم و مدال طلا را به دست بیاورم و رکورددار آسیا و همچنین بازی های آسیایی بشوم.

 

شما در زمان مسابقه با یک کفش می‌پریدید.

 

غیاثی: من همیشه با یک کفش مسابقه می‌دادم. در بازی های آسیایی تهران و در پرش اول از میله 2.21 در طول مسیر پرش ریگ به پایم رفت و تمرکزم را برهم زد و خطا کردم اما خوشبختانه دومین بار خوب پریدم و بعد از آن ورزشگاه با شادی تماشاگران منفجر شد. روز بسیار خوبی برای من بود و هیچ وقت آن را فراموش نمی‌کنم. در واقع این بهترین اتفاق دوران زندگی ورزشی من بود.

 

 

با وجود تعداد بالای مدال های شناگر ژاپنی در بازی های آسیایی تهران شما به عنوان بهترین ورزشکار این رقابت ها انتخاب شدید.

 

درست است. من در این رقابت ها به عنوان برترین ورزشکار انتخاب شدم در حالی که شناگر ژاپنی 6 مدال طلا به دست آورده بود. این در ورزش ما بی سابقه است و تا الان هم این عنوان به یک ایرانی نرسیده است. در آن زمان فقط 10 نفر در دنیا بودند که بیش از 2.20 می‌پریدند و رکورد من در بین 6 رکورددار برتر دنیا قرار گرفت. رکورد جهان در آن زمان با 2.26 در اختیار استونز بود.

 

شما در دو المپیک 1972 مونیخ و 1976 مونترال حضور داشتید. به عقیده برخی از کارشناسان اگر رکوردهای خودتان را در این دو المپیک تکرار می‌کردید می‌توانستید دو مدال برنز و نقره المپیک را در کارنامه داشته باشید.

 

غیاثی: یک سال و نیم قبل از المپیک مونیخ در آلمان زندگی می‌کردم و به همراه پروفسور ویشمان تمرینات اختصاصی انجام می‌دادم. در آن زمان من در دانشکده ورزشی ماینتس هم درس می خواندم و هم ورزش می‌کردم. ویشمان هرکسی را به عنوان شاگرد قبول نمی‌کرد اما زحمات زیادی برای من کشید. در المپیک 1972 مونیخ به تازگی تکنیکم را عوض کرده بودم و با رکورد 2.12 سانتی متر نوزدهم شدم. البته مصدومیتی هم از ناحیه دیسک کمر داشتم.

 

در المیپک 1976 مونترال شرایط جوی نامساعد بود و باران شدیدی می‌بارید. نتوانستم خوب کار کنم و در بسیاری از پرش ها سر خوردم و بیستم شدم. درآن زمان تمام روزنامه ها و کارشناسان اعتقاد داشتند که من می‌توانم حداقل مدال نقره را به دست بیاورم اما نشد و تلخ ترین روز زندگی من درمونترال رقم خورد.

 

تفاوت میان دوومیدانی کاران نسل شما با دوومیدانی کاران حال چیست؟

 

کردبچه: همان طور که گفتم بچه ها در آن زمان حرف شنو بودند و مربیان خود را قبول داشتند. الان سلیقه ای شده و هرکسی مربی مخصوص خودش را می‌خواهد در حالی که در گذشته یک مربی برای تمام ماده ها بود. امکانات این دو نسل اصلا با هم قابل مقایسه نیست. استاد من یک کفش میخی که قیمتش حدود 7 تومان بود به من داد و گفت کردبچه فکر نکنی که این کفش برای خودت است. بعد از هر تمرین کفش را تحویل مسئولش می‌دهی و اگر تا آخر سال در همه مسابقات اول شدی کفش را به خودت می‌دهم. من در همه مسابقات اول شدم اما تا آخر اسفند فقط دو تا میخ از کفش باقی مانده بود. آخر سال 3 ریال به آقای محلاتی کفاش معروف ورزشگاه امجدیه دادم تا کفش را برایم درست کند. تازه آن موقع هیچ حقوقی هم دریافت نمی‌کردیم. البته من تا الان هم هیچ پولی از باشگاه تاج نگرفته ام. این ها برای ما مهم نبود چرا که عاشق رشته و باشگاه خودمان بودیم و هستیم و داشتن یک ساک ورزشی که هیچ وقت هم نداشتیم برایمان مهم نبود و فقط با علاقه تمام مشکلات را تحمل می‌کردیم اما متاسفانه الان اینگونه نیست.

 

شما سابقه نایب رییسی فدراسیون را دارید، چه در زمان شما و چه الان بهای لازم به بانوان داده می‌شود یا خیر؟

 

کردبچه: از سال 89 تا 92 نایب رییس فدراسیون دوومیدانی بودم و خوشبختانه در آن سالها با تیم‌های بانوان مقام های خوبی را به دست آوردیم. لیلا رجبی ، مریم طوسی‌ و سپیده توکلی در طول همان زمان پیشرفت کردند. فاطمه خیاطی هم که در پرتاب دیسک کار می‌کند در زمان من کشف شد. آن زمان روی استعدادهای شهرستان خیلی کار کردیم که الناز کمپانی یکی از این استعدادها بود. امیدوارم افرادی هم که در حال حاضر حضور دارند رکوردهایشان بهتر شود. در زمان های گذشته تعداد اعزام‌های بانوان محدود بود اما زمانی که من نایب رییس بودم 43 اعزام برون مرزی داشتیم. الان هم همین طور است اما با این حال بانوان باید روی رکوردهایشان کار کنند. اینکه فقط به مسابقات برویم ولی نتیجه خوبی نگیریم درست نیست. یعنی باید رکوردهایمان طوری باشد که برای نام ایران افتخار آفرین باشد.

 

الان بچه ها خوب حقوق می‌گیرند و هر آنچه که می‌خواهند از نظر اردویی فراهم است هرچند که اوضاع مالی بسیار بد است و از این نظر نسبت به گذشته وضع افتضاح شده است. اما باز هم امکانات خوبی برای پیشرفت وجود دارد.

 

 

 

غیاثی: من به عنوان مدیر تیم های ملی دوومیدانی خیلی دوست دارم که بانوان زیادی به مسابقات اعزام شوند اما بسیاری از آن‌ها رکوردهایشان در حدی نیست که بتوانند جزو 10 نفر برتر آسیا باشند. نگاه ما در بخش بانوان فقط مدال آوری نیست. اگر آن ها بتوانند رکوردهای خوبی بزنند باز هم اعزام می‌شوند. من همیشه پشتیبان خانم ها بودم و حتی خیلی از دختران با من تماس می‌گیرند و می‌گویند به من هم مانند طوسی و توکلی بها بدهید. اما طوسی هم مسیر دشواری را پشت سرگذاشت. به نظر من اگر بانوان را بدون برنامه ریزی به مسابقات بین المللی اعزام کنیم و آن ها نتیجه نگیرند سرخورده می‌شوند و این شرایط را بدتر می‌کند بنابراین باید شرایط مدیریت شود.

 

از بحث بانوان فراتر برویم. وضعیت ورزش ما را چگونه ارزیابی می‌کنید.

 

غیاثی: ورزش ایران 50 سال از ورزش دنیا عقب است. چه در زمان حال و چه گذشته برنامه ریزی های ما پایه علمی نداشته است. ورزش ایران مریض است آن هم نه مریض عادی بلکه سرطان دارد. اگر با همین سبک هزینه و بودجه پیش برویم نه تنها دوومیدانی بلکه هیچ یک از رشته های ورزشی ما به موفقیت نمی‌رسند. نباید گول نتایج فعلی را بخوریم. با وجوداینکه رشته هایی مثل وزنه برداری و کشتی همیشه مدال‌آور بودند اما با این وضعیت آن‌ها هم رو به افول می‌روند.

 

سال ها پیش طرح جامع ورزش طراحی شد اما چون بدون فکر و کارشناسی بود 14 میلیارد هزینه از بین رفت. برای این طرح باید از فدراسیون های تخصصی سوال می‌شد و آدم های ورزشی را جمع می کردند و بعد برنامه ریزی اساسی انجام می‌دادند. این ایده براساس مدل ورزشی آلمان و استرالیا بود کشورهایی که هیچ گونه هم‌خوانی فرهنگی با کشور ما ندارند. بنابراین باید برنامه ریزی اساسی براساس ساختار کشور خودمان برای ورزش انجام بدهیم.

 

در تمام کشورهای صاحب نام ورزش جهان، مدرسه و دانشگاه های ورزش وجود دارد اما این روال و آموزش و استعدادیابی از سنین پایین در ایران وجود ندارد.

 

غیاثی: نیم قرن پیش ورزش ایران از آموزش و پرورش تغذیه می‌کرد و در واقع پایه کلی ورزشکاران ایران آموزش و پرورش بود. کشورهای دیگر هم الان این کار را انجام می دهند. برای مثال دومین بودجه آلمان مربوط به آموزش و پروش است اما الان در ایران اصلا به ورزش اهمیتی داده نمی‌شود چرا که شناخت لازم وجود ندارد و نگاه باری به هرجهت بر ورزش مدارس حاکم است. دوومیدانی، شنا و ژیمناستیک سه رشته مهمی هستند که باید بیشتر به آن ها توجه کرد و استعدادیابی برای این رشته ها را از مدارس شروع کرد. اگر دوومیدانی کاران خوبی داشته باشیم فوتبالیست خوب هم داریم. بیشتر ورزشکاران ما از لحاظ بدنی خیلی زود کم می‌آورند علت آن کاملا مشخص است، از پایه ضعیف هستند و کارهای علمی درست روی آن ها صورت نمی‌گیرد.

 

دوومیدانی در تمام کشورها جزو رشته های پایه محسوب می‌شود و در موفقیت ورزش یک کشور نقش بسزایی دارد. این موضوع در ایران به اندازه کافی مورد توجه قرار دارد یاخیر؟

 

 

 

غیاثی: باید به ورزش های پایه بها داد و برنامه ای در نظر گرفته شود که این رشته ها علمی جلو بروند. الان دنیایی از اطلاعات به راحتی در دسترس است و هراطلاعاتی را که بخواهیم می‌توانیم در کمترین زمان ممکن به دست بیاوریم در حالی که زمان ما هیچ چیز نبود و با آپارات تمریناتمان را نگاه می‌کردیم تا نقاط ضعفمان را به دست بیاوریم. بنابراین باید نگاه ویژه نسبت به این ورزش ها صورت بگیرد. اگر وضعیت فعلی ورزش را در نظر بگیریم متوجه می‌شویم که از هیچ شخصی، کاری بر نمی‌آید. وقتی بودجه فدراسیون نصف می‌شود چه کاری می‌توان انجام داد؟ متاسفانه در حال حاضر ورزش ما با مشکل مالی روبروست و وزارت بودجه لازم را ندارد و همین بی پولی در ورزش های پایه به کل ورزش ایران لطمه می‌زند.

 

وضعیت ورزشکاران دوومیدانی چگونه است؟ آیا برخی دوومیدانی کاران بیش از حد متوقع نیستند. در واقع به نظر می‌رسد سیستم پاداش و تنبیه در دوومیدانی به درستی اجرا نمی‌شود.

 

 

 

غیاثی: این نکته از برخی جهات قابل قبول است. همه ورزشکاران در همه جای دنیا هم تشویق می‌شوند و هم تنبیه. اما ورزشکاران ما وقتی رکورد می‌زنند پاداش می گیرند و زمان شکست فقط توجیه می‌کنند. برای بازی های آسیایی ما بهترین برنامه را برای ملی پوشان داشتیم و هرآنچه را که می‌خواستند مهیا کردیم و تنها خواسته ما این بود که تعصب خودشان را نشان بدهند. در میدان مسابقه من نمی‌توانم کاری انجام بدهم و وجدان ورزشکار است که عمل می‌کند. بسیاری از ملی پوشان ما در آن بازی ها مصدوم بودند اما هرکدام بنا به دلایلی این موضوع را از ما مخفی کردند.

 

با وجود اینکه هر ورزشکاری باید به وظیفه خودش عمل کند اما فکر نمی‌کنید که فدراسیون هم باید نظارت کافی روی ورزشکاران خود داشته باشد؟

 

 

غیاثی: فدراسیون نباید به ورزشکار خود اعتماد داشته باشد؟ زمانی که ورزشکار بودم 7 سال در آلمان بدون مربی و بدون ناظر تمرین کردم اما تمام کارهایم را سر وقت انجام دادم چون هدف داشتم و نتیجه اش را هم با رکوردشکنی در آسیا دیدم. متاسفانه برخی از ورزشکاران ما فقط به دنبال پول هستند و تعصب کمی دارند هرچند که تعداد این افراد زیاد نیست. ورزشکار باید خودش را دوست داشته باشد و به سابقه ورزشی اش اهمیت بدهد. ورزشکاران ما هرکدام در یک کشور و یک شهر تمرین می‌کنند ما چطور می‌توانیم برای همه آن‌ها ناظر بفرستیم. ما به ورزشکارانمان اعتماد کردیم اما آن ها جواب اعتماد ما را ندادند. من با هرنوع بی نظمی مثل دوپینگ مبارزه می‌کنم. همه ورزشکاران هم این را می‌دانند و اگر موضوع خاصی از کسی ببینم به آنها رحم نمی‌کنم.

 

کردبچه : زمانی که من ورزشکار بودم اصلا نمی‌دانستم دوپینگ چیست و هنوز هم این چیزها را ندیده‌ام. اطلاعاتی که دارم براساس شنیده هایم است.

 

فکر نمی‌کنید که باید چنین ورزشکارانی را کنار گذاشت؟ آیا برخورد با چنین ورزشکارانی این رویه نامناسب را از بین نمی‌برد؟

 

غیاثی: ما این کار را انجام دادیم و اگر به لیست تیم ملی نگاه کنید متوجه می‌شوید که این کار از طرف فدراسیون انجام شده است. ما واقعا نمی‌خواهیم که اتفاقات گذشته تکرار شود. آبروی ایران برای ما مهم است. در اتفاقات بازی های آسیایی اینچئون به خاطر شرایطی که پیش آمد آقای داوری رییس وقت فدراسیون زیر سرم رفت و خود من هم یک ماه مریض بودم. به دلیل اینکه مسئولیت گردن ما بود و انتظار نداشتیم چنین اتفاقاتی رخ بدهد.

 

آینده دوومیدانی را چگونه پیش بینی می‌کنید؟

 


 

 

غیاثی: همه چیز بستگی به انتخابات فدراسیون دوومیدانی دارد. امیدوارم کسی که ریاست فدراسیون را برعهده می گیرد عاشق این رشته باشد و یک چارچوب مشخص برای دوومیدانی در نظر بگیرد در غیر اینصورت دوومیدانی به نابودی می‌رود. چرا که نسل طلایی ما تمام شده و باید روی جوانانمان کار کنیم تا در آینده حرفی برای گفتن داشته باشیم و بتوانیم سهمیه المپیک بگیریم.

 

 

کردبچه: ما جوانان با استعدادی داریم و اگر بتوانیم روی آنها کار کنیم می‌توانیم آینده خوبی در دوومیدانی داشته باشیم اما احتیاج به کار زیاد همراه با برنامه ریزی مناسب داریم.

 

نکته دیگری که دوست دارم به آن اشاره کنم این است که همان طور که گفتم ما ورزشکاران خوبی در آن زمان داشتیم چه در نسل خودم و چه در نسل‌های بعدی. متاسفانه الان از پیشکسوتان استفاده نمی‌کنند در حالی که در خارج از کشور تمام مسابقه هایی که من رفتم سردمداران ورزش افرادی هستند که سن بالایی دارند و از بزرگان ورزش آن کشور هستند یعنی آن ها کار می‌کنند و جوانترها یاد می‌گیرند. چه اشکالی دارد که من قدیمی علم خود را بالا ببرم و به دوومیدانی کمک کنم. متاسفانه در حال حاضر پیشکسوتان ما کنار هستند.

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
ورزشگاه آزادی تهران تنها یک بار برای ورزشی غیر از فوتبال 100 هزار تماشاگر را به خود دید آن هم برای دیدن مسابقه "عقاب پابرهنه دوومیدانی ایران و آسیا". رقابتی که در آن تیمور غیاثی در مصاف با حریف قدرتمند چینی مدال طلا آسیا را به دست آورد.
 
باتوجه به اتمام لیگ برتر فوتبال عملکرد سازمان لیگ را چگونه ارزیابی میکنید
خوب
28%
 
متوسط
13%
 
ضعیف
57%