از امام صادق(ع) به بعد ائمه شاهد محدودیتهای مختلفی در ارتباط خود با مردم بودند و هر یک سعی می کردند به نوعی این محدودیت ها را کم و یا از طرق دیگر مشکلات ارتباطی را حل کنند. دوران امام هادی(ع) از این بحث مستثنی نبود و با توجه به نزدیک شدن به بحث مهدویت این محدودیتها روز به روز بیشتر و کار را برای ائمه در حفظ دین و امامت سخت تر می کرد. در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین حامد کاشانی، محقق و استاد حوزه به بررسی شرایط سیاسی ـ اجتماعی دوران امام هادی(ع) پرداخته و اقدامات ایشان را مورد بررسی قرار دادیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید؛

*به عنوان اولین سوال توضیح دهید که خاستگاه تربیتی امام هادی(ع) و رشد ایشان به چه صورت بود؟

 از غدیر تا دوران حضرت امام رضا(ع) در نیشابور و اعلان رسمی امامت ایشان، هیچ یک از ائمه رسماً در مجمع عمومی و بین بلاد اسلامی ادعای امامت نمی کردند. بعد از اعلام امامت امام رضا(ع) مأمون ترسید و شاهد اقداماتی از جانب وی، همچون ممانعت از خواندن نماز و خطبه در عید فطر توسط امام رضا(ع) بودیم. پس از آن نوع برخورد حکومتها با ائمه متفاوت شد، در ظاهر سعی می کردند با توجه به شرایط سیاسی جدید، بیش از قبل احترام بگذارند اما از نظر امنیتی آن بزرگواران را به شدت محدود می کردند.

حضرت رضا(ع) در آن دو سال نزدیک کاخ مأمون سکونت داشته و کاملاً تحت کنترل بودند. این روند به گونه ای ادامه داشت که پسر ایشان امام جواد(ع) که به اجبار، داماد مأمون شده بودند از ۷ سالگی در بغداد نزدیک کاخ حکومتی زندگی و رفتار و عملکردشان به شدت مورد کنترل قرار می گرفت. این وضعیت منجر به کاهش ارتباط بین شیعیان و امام جواد(ع) نسبت به ائمه قبلی و تبدیل ارتباط به نامه نگاری و سیستم وکالتی شد. امامت ایشان در کودکی و ظهور واقفیه که امام را ناصبی قلمداد می کردند نیز بحرانی در زمان امام جواد(ع) بود که ۱۰ سال به طول انجامید و سپس مرتفع شد.

در این خفقان که ارتباط شیعیان با امام کم بود برخی از شیعیان غیر دوازده امامی نیز به شک و شبهه افتاده بودند که تا این مسائل حل شود امام جواد(ع) به شهادت رسیده و فرزندشان به امامت رسیدند.

 

*این روند در زمان امام هادی(ع) به چه صورت ادامه پیدا کرد؟

امام هادی(ع) نیز در این محیط بسته رشد کرده و کمتر از ۱۰ سال داشتند که به امامت رسیدند، ایشان در دامان پدر رشد و نمو داشتند و آنچه از علوم لدنی از کسی آموختند از  پدرشان بود و ارتباطات دیگر نیز به دلایل شرایط سیاسی موجود به شدت محدود بود.

 

*بعد از امامت امام هادی(ع) ایشان به بیانی از مدینه به سامراء تبعید شدند، فضای سیاسی - اجتماعی این شهر به چه صورت بود؟

سامرا یک شهر با زندگی شهروندی نبود بلکه منطقه نظامی و در حقیقت پادگان بنی عباس محسوب می شد و علت نقل مکان از کوفه ـ کوفه دارای فضای شهری بسیار وسیع و جمعیت چند صد هزار نفری بود ـ  این بود که در کوفه محبین اهل بیت فراوان بودند و دیگر برای بنی عباس شهر امنی محسوب نمی شد، لذا زمان متوکل تصمیم به بنای سامرا گرفتند.

 

*نگران بحثهای تبلیغاتی و تأثیر آن بر سپاهیان بودند؟

بله! قصد داشتند از تأثیر تبلغیات فرهنگی غیر خودی بر سپاهیانشان جلوگیری کنند. به همین دلیل شهر سامرا تقریباً یک دست بود و امروز هم بعد از این همه سال تا حدودی یک دست باقی مانده است. در آن زمان همه از یک تفکر بودند و همین امر برای حکومت ایجاد امنیت می کرد.

 

*مواجهه مردم کوفه با امام به چه صورت بود؟

امام هادی(ع) جز مجالس عمومی به عنوان یک شخصیت سیاسی که یا متوکل دعوت کرده بودند یا سایر حکام بنی عباس، در مراسم دیگری حضور نمی یافتند. مردم نیز با توجه به اینکه همه از سربازان بنی عباس بودند ارادت ویژه ای به ایشان نداشتند و در حقیقت می توان گفت که از ارتباط با امام هادی (ع) می ترسیدند.

جز موارد معدودی هم که حضرت با آنها مواجهه داشتند هیبت، شخصیت و کرامت حضرت همگان را شگفت زده می کرد که البته این افراد هم بیشتر تحت تأثیر حکومت بودند. در تاریخ موارد محدودی ذکر شده که برخی غلامان بنی عباس یا گاهی سربازان یا گاهی بعضی صاحب منصبان بنی عباس در همین چند برخورد با امام هادی(ع) شیعه شدند.

 

*اشخاص معروفی بین این افراد وجود دارند؟

نمونه هایش در تاریخ ذکر شده است ولی اسامی شان خیلی روشن نیست. مثلاً عده ای در برابر حضرت سجده کردند به عنوان اینکه وی بنده خداست و هیبتش ما را یاد خدا می اندازد. همین موارد کوتاه هم اثر تبلیغی داشت ولی قاعدتاً فضای این شهر بسته بود. استراتژی اهل بیت(ع) بعد از امام کاظم(ع) این بود که بعد از مشاهده تاخت و تاز شدید در شهر کوفه و در خطر بودن شیعیان و عدم انجام آزادانه مناسک، شیعیان را تشویق به مهاجرت به شهرهای دور دست همچون طبرستان، قم، ری و خراسان کردند.

 

*به همین دلیل است که در تاریخ اشاره به ارتباط زیاد حضرت امام هادی(ع) با قم می شود؟

بله! قم در زمان امام کاظم(ع) رشد کرد و بعد از رحلت حضرت معصومه(س) و با توجه به فضلیت مطرح شده در مورد زیارت ایشان، شیعیان اطراف ایران به قم رفته و این شهر به پایگاه شیعیان تبدیل شد. پایه شهر قم از اشعریهاست که یمنی های طرفدار امیرالمؤمنین(ع) بودند اینها از کوفه و یمن به سمت قم کوچ کردند.

فضای قم نیازی به تقیه جدی نداشت و به همین دلیل قم به پایگاه و پایتخت امامت حضرت هادی(ع) تبدیل می شود و از طریق سیستم وکالت و شبکه های اجتماعی زیرزمینی شروع به هدایت مردم این شهر می کنند.

 

*پس می توان این طور عنوان کرد که نحوه مبارزه امام هادی(ع) با بنی عباس و همین طور جریانات انحرافی  زیر زمینی بوده است؟

از آنجایی که امام هادی(ع) نسبت به جریان حکومت امام شیعیان قلمداد می شدند، حکومت عباسی را در حکم کفر می دانستند اما با توجه به محصور بودن و خفقان موجود توان ورود رسمی به مبارزه را نداشتند چون در این صورت کشته می شدند. بنابراین به صورت اداره شبکه اجتماعی به ویژه در مناطق قم، طبرستان، خراسان و مصر که محدودیت و لزوم تقید وجود نداشت به تبیین و اجرا نواقص موجود در بحثهای امام جعفر صادق(ع) و محمد باقر(ع) پرداختند که در حقیقت می توان دوران امام هادی(ع) را دوران تکمیل شیعه و دوران رفع اشکالات و رفع سؤالات موجود در مورد مکتب جعفری تلقی کرد.

 

*نحوه برخورد امام هادی(ع) با انحرافات به چه شکل بود؟

در دوران امام هادی(ع) با توجه به محدود بودن فضای ارتباطی با ایشان، هر کسی که با امام ارتباط داشت، بسیار مورد توجه عموم شیعیان قرار گرفته و وی را باب امام معرفی می کردند. با توجه به سختی ارتباط با امام برخی خود را باب معرفی می کردند.

از قبل از دوران امام باقر(ع) به بعد مسأله غلات در جامعه اسلامی جدی شد که البته این موضوع در دوران امام هادی(ع) به خاطر شرایط حاکم به صورت ویژه مشاهده می شد که امام(ع) نیز  با انجام اقداماتی به رفع این مشکلات و نواقص پرداختند.

 

*این اقدامات چه بود؟

امام هادی(ع) در این زمینه دو دسته اقدام سلبی و ایجابی انجام دادند: نمونه ای از اقدامات ایجابی ایشان زیارت جامعه کبیره در بحث امام شناسی و شیعه شناسی و زیارت غدیریه در مورد واقعه غدیر و صفات امیرالمومنین(ع) است. در واقع شروع مبارزه امام هادی(ع) با این دو مورد بود که این دو زیارت الگوی فهم شیعیان از امامت بود.

 در اقدام سلبی امام(ع) به برخورد با مدعیان ارتباط با ایشان پرداختند. ایشان ابتدا از طریق نامه این افراد را تخریب کرده و یاران خود را از ارتباط با وی بر حذر داشته و وی را دروغگو تلقی می کردند در مرتبه دوم وی را لعن کرده و در مرتبه سوم وی را مهدورالدم تلقی کردند.

فارس بن حاتم قزوینی، یکی از این افراد بود که از علما و دارای کتب بسیاری در زمینه فرق انحرافی است اما ادعای ارتباط با امام را داشت. این فرد در آموزه های خود امام را در مقام الوهیت قرار می داد که هدف اصلی آنان به دست آوردن پول و تثبیت جایگاه و مشهور کردن خود بود.

 

*به دعای جامعه کبیره و محتوای آن اشاره کردید. این زیارت را می شود نمودی از اهتمام امام در بحث جانشینی و امامت تلقی کرد؟

بله! قطعاً اینگونه است. در جامعه کبیره معارف زیادی وجود دارد. من امام شناسی و شیعه شناسی را به عنوان دو نمونه یا دو ستون اصلی این مبحث عرض کردم، در امام شناسی و شیعه شناسی در مورد امام و جانشینی امام از طرف خدا بر روی زمین و خلافت الهی بحث مفصلی شده است. حتی بحث مهدویت به طور گسترده مطرح شده است که در واقع به عنوان تکمیلیه شیعه است که همانگونه که گفتم شاید از امامان قبلی هم شنیده بودند و همه را یک جا جمع کرده اند.

 

*دلیل این  اهتمام ایشان بر مسأله جانشینی چه بوده است؟

همان گونه که مشخص است آن زمان، دوران بسیار حساسی است از جهت نزدیکی به بحث مهدویت و آشنایی حکومت با این بحث، که زمان امام هادی(ع) آبستن مهدویت های دروغین بود و دلیل شدت آن نیز تبلیغ مهدویت دروغین از طرف مقابل بود. در این شرایط تلاش امام هادی(ع) و امامان بعد از ایشان جلوگیری از گمراهی مردم و حرکت به سمت امام اصلی و آماده کردن شرایط برای بحث مهدویت است. به همین دلیل ایشان بر مسأله جانشینی بسیار حساس بودند.

یک علت دیگر هم در این مورد ارتباط کم امام هادی(ع) با مردم و احتمال ادعای امامت افرادی طمع‌کار بود. برای مثال احتمال می رفت یکی از فرزندان امام هادی(ع) به نام جعفر ادعای امامت کرده و مقابل امام عسگری قرار گیرد که شما می بینید امام هادی(ع) در جامعه فرزند حود سید محمد را به گونه ای بروز می دهند که مردم تصور کردند وی جانشین ایشان است که این اقدامات برای حفظ جان و کیان امام عسگری صورت گرفت.

 

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
نظرات بینندگان
انتشار یافته : 1
mehdi  | ۱۳۹۴ جمعه ۲۱ اسفند
0
0
پاسخ
سلام این حاج آقا کاشانی عالی بود.....خیلی عالی بود..... بیشتر از ایشون کار بگذارید لطفا... یه همچین شخصی بیشتر ارزش مناظره داره تا بعضی ها...ممنون....خدا قوت.
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
حجت الاسلام کاشانی گفت: می توان دوران امام هادی(ع) را دوران تکمیل شیعه و دوران رفع اشکالات و رفع سؤالات موجود در مورد مکتب جعفری تلقی کرد.
 
بنظر شما شبکه های اجتماعی در فضای مجازی برای نشر معارف دینی تا چه اندازه مفید بوده اند ؟
زیاد
48%
 
متوسط
19%
 
کم
31%