کتاب «هشت مقاله درباره آمریکا ستیزی» از تازه های نشر در سال جاری به شمار می­ رود که به همت «نشر علم» انتشار پیدا کرده و روانه بازار نشر شده است. این کتاب از این جهت اهمیت دارد که شاید بتوان گفت اولین کتابی است که در ایران چاپ شده و به مفهوم آمریکا ستیزی در فضای بین المللی و دانشگاهی پرداخته است. این کتاب هشت مقاله از اساتید برجسته­ ی حوزه روابط بین الملل را ترجمه کرده است. آمریکا ستیزی  مفهومی است که ابعاد نظری خاصی را شامل می ­شود و در فضای آکادمیک از سوی اندیشمندان روابط بین الملل به آن پرداخته شده است. این مفهوم به لحاظ نظری در مقایسه با دیگر مفاهیم علوم سیاسی و روابط بین الملل نوپا به شمار می ­رود و هنوز جایگاه مورد اعتنایی را در فضای دانشگاهی ایران پیدا نکرده است. در گفت وگو با محمد شمس الدین عبداللهی نژاد، مترجم مقالات این کتاب و دانشجوی مقطع دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران از ضرورت پرداختن بیشتر به این مفهوم در فضای علمی کشور برای تبیین نگاه انقلاب اسلامی صحبت کردیم. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

* انگیزه‌ شما از نوشتن این کتاب چیست و چه شد این موضوع برای شما مطرح شد؟ در این مسیر افرادی چه افراد و اساتیدی شما را همراهی کردند؟

من در ابتدای امر اصلاً نمی‌دانستم که چیزی تحت عنوان آنتی آمریکانیزم یا آمریکاستیزی وجود دارد. اوّلین بار این مفهوم را در آثار استاد عزّت الله فولادوند دیدم. (ترجمه مقاله ای با عنوان «درآمدی بر آمریکا ستیزی اروپاییان»، اثر ژان فرانسوا رول، مجلهء بخارا، شماره ۵۵) در آنجا دیدم پدیده‌ای به نام آمریکاستیزی وجود دارد و اتّفاقاً این ادبیات از طرف مسلمان‌ها یا کسانی که مورد هجمه‌ آمریکا قرار گرفتند هم پرورانده نشده و از طرف اروپایی‌ها پرورانده شده است. رفتم و فکر کردم و دیدم چه ادبیات گسترده‌ای در این زمینه وجود دارد، به خصوص این‌که تا به حال ما یک چنین چیزی را در ادبیات سیاسی فارسی خود نداشتیم. بنابراین تصمیم گرفتم که به نوعی زنگ اوّل و چراغ اوّل را روشن بکنم و بگویم یک چنین موضوعی و یک چنین ایسمی وجود دارد و چقدر هم گسترده است. خیلی هم محترمانه است، اگر دقّت بکنید اصلاً فضا احساسی یا فحّاشی نیست. به صورت دقیق نکاتی را اشاره می‌کنند و این موضوع را به صورت دانشگاهی و محترمانه، مؤدبّانه بررسی می‌کنند امّا حرف و انتقاد خود را بیان می‌کنند.

کسی دیگری هم واقعاً نبود که بخواهد همراهی بکند. من فقط آن‌جا آن کتاب آقای فولادوند را از دوست خود گرفتم و بعد از آن هم کار خودم را شروع کردم. در خصوص مقالات انتخاب شده در کتاب هم باید بگویم آثار جدیدتری هم هستند، ولی این کارها تا قبل از روی کار آمدن اوباما است. اوج آمریکاستیزی به خصوص زمانی است که سیاست یک‌جانبه‌گرایی بوش بر روی کار آمده است. زمانی که حمله به عراق و افغانستان اتفاق می­ افتد و سیاست های آمریکا حالت افسارگسیخته‌ تری پیدا می ­کند در آن برهه این ادبیات اوجمی‌گیرد و این آثار جدیدتر می­ شود.

*نحوه‌ دسترسی شما به این مقالات چطور بود و با چه ملاک‌ها و شاخص‌هایی متن کتاب را گزینش می‌کردید؟

کتاب‌ها روی وب‌سایت‌ها بودند و من کتاب‌ها را روی وب‌سایت‌ها شناسایی کردم. در مورد ملاک و شاخص کتاب ها اوّلاً دوست داشتم هم یک حالت تاریخچه داشته باشیم که فکر می‌کنم این اتّفاق افتاده است و بعد نگاه غیر لیبرالی هم در آن باشد که اگر دقّت کرده باشید ما یک مقاله‌ای از یک اندیشمند ترک، آیاناتول اسلام که آن‌جا نظر مسلمان‌ها و خاورمیانه‌ای را به اصطلاح درباره‌ سیاست‌های آمریکا مطرح می‌کند داریم او نگاه متکبّرانه‌ ساموئل هانتینگتون و برنارد لوئیس را نقد می‌کند. البتّه من دو سه تا مقاله در خصوص آمریکاستیزی در آمریکای لاتین و در شرق آسیا پیدا کردم ولی آن‌طور که باید و شاید قوی نبودند به خاطر همین آن‌ها را استفاده نکردم و فعلاً به همین‌ها اکتفا کردم.

 

*در خصوص مفهوم آمریکا ستیزی در بستر تاریخ توضیحاتی را بفرمائید.

آمریکا‌ ستیزی پدیده‌ جدیدی نیست. تقریباً این‌طور که نویسنده‌ها و دانشوران این حوزه می‌گویند، به همان ابتدای تشکیل آمریکا یعنی از سال استقلال این کشور(۱۷۷۶) بر می گردد و به تدریج این نگاه تحولاتی نیز داشته است و انواع و اشکال مختلفی به خود گرفته است. ولی اغلب انتقاداتی که پیدا می‌شود بیشتر از منظر لیبرالی است. مثلاً اروپایی‌ها معتقد هستند که آمریکایی‌ها یک ارزش‌های لیبرالی را ادّعا دارند ولی به آن پایبند نیستند. مثلاً درباره حقوق بشر؛ می‌گویند: شما دارید در افغانستان، در پاکستان، در عراق نقض حقوق بشر می‌کنید یا حتّی جالب است که یک قشری از اروپایی‌ها معتقد هستند که آمریکایی‌ها زیادی مذهبی هستند، زیادی متدیّن هستند. اگر دقّت کرده باشید روی دلار آمریکا هست In God We Trust یا این‌که من به یاد دارم که در یک مصاحبه‌ای از بوش پرسیدند که: فیلسوف محبوب شما چه کسی است؟ می‌گوید: عیسی مسیح. کسی این‌جا این حرف را بزند و یا در اروپا همچنین کارهایی را بکند، بلافاصله انگ می‌خورد. از سویی دیگر از منظر مسلمان‌ها تدیّن در آمریکا وجه دیگری دارد. می‌خواهم بگویم باید متوجه این تفاوت ها باشیم.

شروع آمریکایی ستیزی عمدتاً از سوی اروپاییان مطرح می‌شود. ساکنان اوّلیه‌ آمریکا مهاجران اروپایی هستند و البتّه بومیان آن‌جا که خوب طی سال‌های بعد منهدم شدند. امّا ساکنانی که ما اغلب آمریکایی می‌شناسیم، اغلب آن‌ها از اروپا مهاجرت کردند. بنابراین اروپایی‌ها به آمریکا به چشم یک رقیب نگاه می‌کردند و همچنان هم این نگاه را دارند و فرهنگ آمریکا را یک فرهنگ مبتذل، عامیانه و پوپولیستی تلّقی می‌کنند. اگر دقّت کرده باشید حتّی در فرهنگ و سینما جنس‌ کارهایی که در مراسم اسکار جایزه می‌گیرد با جنس کارهایی که در جشنواره‌ی کن می درخشد متفاوت است. یعنی یک کاری که در کن جایزه گرفته است، نمی‌تواند برود در اسکار هم جایزه بگیرد.

می‌خواهم بگویم نگاه آن‌ها بالا به پایین است. حالا نمی‌شود بگوییم تنفّر ولی بیشتر حالت سرزنش دارد. یک تقسیم‌بندی هست در خصوص آمریکایی ستیزی که در کتاب هم آمده و به نظر من تقسیم‌بندی خوبی است می‌گوید: از ۱۷۷۶ تا ۱۹۴۵ / از ۱۹۴۵ یعنی پایان جنگ جهانی دوم تا ۱۹۸۹-۱۹۹۰ پایان جنگ سرد / و بعد از ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ / و از ۲۰۰۱ به این طرف، انواع نگاه های منفی نسبت به آمریکا شکل می گیرد که نمی‌شود این‌ها را کاملا از هم تفکیک کرد.

این‌ها معتقد هستند که آمریکاستیزی از ۲۰۰۱ به بعد آمریکا ستیزی خشنی است. شاهد آن هم ۱۱ سپتامبر است، در حالی که می‌تواند این‌طور هم نباشد. هم چنان که شما می‌بینید این تظاهرات مسالمت‌آمیز، اقدامات مسالمت‌آمیز قانونی علیه آمریکا، برای اوّلین بار پرونده‌ حقوق بشری در شورای حقوق بشر سازمان ملل متّحد مطرح شد. یعنی می‌خواهم بگویم بخشی از آن هم مسالمت‌آمیز است، نقد به آمریکا است، انتقاد به آمریکا است.

 

*بحث انقلاب اسلامی را مطرح کردید، حداقل تصوّر ما این است که یکی از نگاه‌های ضدّ آمریکایی جدی، نگاهی است که جمهوری اسلامی در جهان دارد. راجع به این می‌خواستم بدانم که به نظر شما در ادبیات جهانی این نگاه ضدّ آمریکایی که جمهوری اسلامی دارد چطور جایگاهی دارد و اساساً چه تفاوتی بین نگاه ضدّ آمریکایی جمهوری اسلامی و نگاه‌های جریانات چپ وجود دارد؟

در ابتدا باید یک نکته‌ای را بگویم. چندین بار در خود همین کتاب هم اشاره شده است، نویسندگان اشاره کردند، باید حواس ما هم جمع باشد. آمریکاستیزی تعریف شسته و رفته‌ای ندارد. بنابراین امکان این هست که پدیده‌های دیگری با آمریکاستیزی خلط بشوند. نقد معقول و منطقی از آمریکا، از سیاست خارجی متکبّرانه و یک‌جانبه‌گرایانه‌ آمریکا با تنفّر از هر آنچه که آمریکایی ها انجام می‌دهند و هر آن چیزی که هستند خلط بشود  واقعاً حواس ما باید جمع باشد در بعضی از ادبیات‌ها دیدم که آمریکاستیزی چیزی شبیه یهودستیزی است، چیزی شبیه به اسلام‌ستیزی است. یعنی تنفّر از همه‌ یهودی‌ها، تنفّر از همه‌ مسلمان‌ها و اساساً از اسلام. شاید بگویم برچسبی است که بعضی از طرفداران آمریکا یا آمریکامآب‌ها به منتقدان آمریکا می‌زنند. یک مقداری قضیه این‌جا سیالیّت دارد، یک هوشمندی می‌خواهد که مراقب باشیم که انگ آمریکا‌ستیزی به معنای تنفّر از همه‌ آنچه که آمریکا هست و انجام می‌دهد نباشد.

امّا در مورد نگاه انقلاب اسلامی که فرمودید این‌جا اختلاف پیش می‌آید. اختلاف اصلی به نظر من این است که انتقاد ما از آمریکا به اصطلاح ایدئولوژیک است یا استراتژیک؟ یعنی جنگ بر سر منافع ملّی و منافع منطقه‌ای است یا جنگ براساس چیزی فراتر از آن؟ من فکر می‌کنم هر دوی آن‌ها است ولی چیزی که اهمّیّت دارد این است که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در پی ارائه‌ یک الگو و سبک زندگی متفاوت با آمریکایی ها است. این‌جا است که دعوا رخ می‌دهد، این‌جا است که انتقادها جدّی می‌شود وگرنه ممکن است ترک­ها هم اختلاف منافع استراتژیک با آمریکا داشته باشند.

 

 

خیلی‌ها به ما نقد می‌کنند که در این ۳۶ سال شما نقدی که مثلاً به سرمایه‌داری دارید، حالا آمریکا نمود عینی آن است- همان نقدهایی است که مارکسیست‌ها دارند می‌کنند. شما همان حرف‌ها را دارید می‌زنید، فقط یک کم رنگ و لعاب بومی و دینی پیدا کرده است می‌خواهم بگویم تفکیکی بین این دو تا هست یا مثلاً با نقدهایی که مکتب انتقادی‌ها می‌کنند تفاوتی هست؟

خوب مارکسیست‌ها مثلاً اقتصاد سرمایه‌داری را زیر سؤال می‌برند، اما انقلاب اسلامی شاید لایه‌های زیرین جدّی‌تری داشته باشد. تفاوت حتماً هست امّا فکر می‌کنم باز کم کاری از ماست که هنوز نظام‌سازی آن سبک زندگی که مطلوب انقلاب اسلامی است، شکل نگرفته است. ما یک الگوی سبک زندگی شسته و رفته‌ای نداریم. نقدی که ما انجام می‌دهیم خدا محور است. نقدی که ماتریالیست‌ها دارند انجام می‌دهند، اصلاً خدا محور نیست؛ درباره‌ این است که مثلاً چرا به فقرا کمک نمی‌کنید؟ چرا فقرا را تحویل نمی‌گیرید؟ چرا اقتصاد شما آن قدر باز است؟ چرا سرمایه‌دارها هر کار دلشان می‌خواهد انجام می‌دهند؟ ولی موضوع تنها این­ها نیست؛ درست است این انتقادها ممکن است به آمریکا وارد باشد، خود آمریکایی‌ها هم این انتقادها را قبول می‌کنند و خود را در مسیر اصلاح قرار می­ دهند. امّا واقعیت چیزی فراتر از این ها است. ما خدا را در مرکز داریم، این چیزی است که نه مکتب انتقادی دارد نه کلاً چپ‌ها دارند و نه حتّی لیبرال‌ها. اصلاً نگاه آن‌ها نگاه دیگری است.

برای همین فکر می‌کنم یک تفاوتی که این‌جا هست این است که ما چون خدا را در مرکز قرار می‌دهیم، با آمریکا و اساساً تمدّن مدرن که شاه بیت آن ایالات متّحده است و انسان را در مرکز قرار می‌دهد، اختلاف در این‌جا پیش می‌آید.

 

*نگاه جمهوری اسلامی در فضای بین الملل چطور بازنمایی دارد؟

به نظر من متأسفانه این نگاه تبیین کاملی نشده است. جمهوری اسلامی به صورت آمریکاستیز، متنفّر از آمریکا و متنفر از هر چیزی که آمریکایی‌ها انجام می‌دهد دیده می­ شود.

 

*مشابه چیزی که طالبان دارد انجام می‌دهد؟

یک چنین چیزی. با این تفاوت که ما خشن نیستیم و با خشونت عمل نمی­ کنیم. ممکن است نگاه جمهوری اسلامی را استراتژیک می‌بینند. یعنی منافع ملّی ایران و آمریکا با همدیگر ممکن است اختلاف داشته باشد. حالا که جدیداً زمزمه‌هایی است مبنی این‌که می‌توانند با همدیگر اشتراک هم داشته باشند ولی به گونه­ ای تبیین نشده است که نشان دهد اختلاف ما با  آمریکا چیزی فراتر از فحّاشی‌های ژورنالیستی و احساسی است. خیلی فراتر از این ها است. خوب این کاری هست که فکر نمی‌کنم تنها بر عهده رهبران کشور باشد. دانشگاهی‌ها و دانشوران نیز هستند که برای تبیین این نگاه  باید ورود پیدا کنند.

 

*برای تبیین نگاه انقلاب اسلامی به آمریکا و استکبار در فضای دانشگاهی چه کارهایی دارد می‌شود و به نظر شما وضعیت چطور است و چه کارهایی باید بشود؟

واقعاً من چیزی نمی‌بینم. یعنی چیزی که بگوییم به صورت علمی، به صورت دانشگاهی که بتواند مقبولیّت جهانی پیدا کند که دیگران بپسندند و فراتر از آن ممکن است نپسندند امّا بفهمند. واقعاً من این را در دانشگاه‌ها نمی‌بینم. در دانشگاه‌ها بسیاری از اساتید نمی‌خواهند به منتقدهای آمریکا راه بدهند و مدام سعی می‌کنند آمریکا را در درگیری‌های مختلف تبرئه بکنند. حداقل در این ۳۶، ۳۷ سال از انقلاب که گذشته است، فکر می‌کنم این کتاب اوّلین کتابی است که درباره‌ وجود یک چنین ادبیاتی در سراسر جهان دارد صحبت می­ کند.

 

*این کتاب را به اساتید ارائه دادید؟ بازخوردی از آن‌ها گرفتید؟

یعنی حالا شما ممکن است فضای دانشگاه تهران را با دکتر زیبا کلام بشناسید امّا استادهای دیگر هم تقریباً از همین سبک و سیاق هستند. یعنی دیدید که آقای زیبا کلام می‌گوید: تمام آن چیزی که ما درگیر آن هستیم آمریکاستیزی یک جناح خاصّی هست، می‌خواهند این نگاه را قشنگ شعله‌ور نگه بدارند. نمی‌خواهم در موردش قضاوت بکنم، آن یک بحث جداگانه‌ای است ولی استادها واقعاً به این موضوع توجّه کافی و لازم را ندارند.

 

*دیدگاهی که من دارم بنای نظری مفهوم آمریکاستیزی است. حالا جمهوری اسلامی یک نگاه خاصّی دارد، نگاهی که ذیل آن مسئله‌ آمریکاستیزی یا ضدّ اسکتباری جمهوری اسلامی آمریکا را هم شامل می‌شود. سؤال من این است که چرا ما در فضای دانشگاهی خود این‌قدر غنای مبحث آمریکاستیزی را نداریم در صورتی که می‌بینیم در فضای بین الملل، فضای دانشگاه‌های خارجی به این موضوع بیشتر توجّه شده است. یک ذرّه راجع به این می‌خواستم آن توجّهی که آن طرف شده است و خلأیی که این‌ طرف هست صحبت کنیم.

تعداد بسیار کمی از اساتید ما اشاره‌هایی در مباحث خود به آمریکا دارند امّا حاضر هم نیستند که آمریکا را به صورت علمی و دقیق تخطئه بکنند و اقدامات غیر انسانی و غیر اخلاقی و متکبّرانه‌ او را زیر سؤال ببرند. در حالی که این کسانی که من در این کتاب کارهایی از آن‌ها را آورده ­ام و ترجمه کرده ­ام، همه استادهای برتر دانشگاه‌های انگلستان و استرالیا و آمریکا هستند. یعنی استادان درجه یک رشته‌ روابط بین الملل و سیاست بین الملل هستند که اصلاً از خود کسر شأن نمی­ بینند که بیایند و در مورد آمریکا ستیزی صحبت بکنند.

امّا این‌جا استادهای دانشگاه از شأن دانشگاهی خود تنزّل کردند، خود را در قامت یک فعّال سیاسی می‌بینند که حاضر نیستند به طرف مقابل اجازه بدهند که نقد آمریکاستیزی را به ابزار تبدیل بکند، یعنی از این می‌ترسند. می‌گویم در فضای دانشگاهی ما بیشتر وجوه سیاسی و فعّالیّت‌های حزبی و جناحی حاکم است. بنابراین اصلاً به این موضوعات پرداخته نمی‌شود. خارج از ایران ادبیات دانشگاهی حول این موضوع خیلی گسترده است.

البته هنوز ادبیات به آن شکلی که باید باشد غنی نیست. این را باید بپذیریم، هنوز شاید آن استادان دانشگاه تازه از ۲۰۰۷-۲۰۰۸ شروع به فعّالیّت در این زمینه کردند. یعنی شاید از غنای دانشگاهی این بحث چیزی در حدود مثلاً بگوییم ده سال تقریباً گذشته است. بنابراین هنوز اوّل راه هستیم. حتّی در غرب هم می‌شود بگوییم در اوّل راه هستیم ولی در ایران اصلاً فضای این موضوع دانشگاهی نیست. یعنی دانشگاه قابلیّت تحمّل یک چنین ایسمی را ندارد و بلافاصله موضوع را سیاسی و جناحی تلّقی می‌کند.

 

*در بحث نگاه­های مختلف در آمریکاستیزی تمایزی که اگر بخواهم بگذارم این است که مثلاً ما داریم جهان سرمایه‌داری و مدرنیته را نقد می‌کنیم و آمریکا به عنوان سردمدار این گفتمان نقطه کانونی این انتقادها قرار می‌گیرد. ما جز انقلاب اسلامی تیپ دیگری در جهان داریم که بخواهد عالم دیگر بسازد؟

من ندیدم. یعنی حتّی یک ادبیات آمریکاستیزانه‌ای هم در شرق آسیا یا آمریکای لاتین هم هست که متأثّر از حضور نظامی آمریکا هستند. یعنی چون حضور نظامی آمریکا را در کره‌ جنوبی داریم یا در آمریکای لاتین سرنگونی دولت‌های محبوبی مثل آلنده در دهه‌ی ۷۰ را داشتیم که سرنگونی او با ۱۱ سپتامبر همزمان شده است. آنها همگی متأثّر از حضور نظامی آمریکا است. یک نقد آن‌ها هم نقد لیبرالی است؛ یعنی از منظر لیبرالی دارند به این موضوع نگاه می‌کنند و معتقد هستند آمریکایی‌ها به ارزش‌های ادّعایی خود پایبند نیستند، یک بخشی از آن‌ها هم نقد پست مدرنی به آمریکایی‌ها است. مثلاً فرض کنید در سبک زندگی به خصوص یک مقداری وارد می‌شود. بودریار می‌گوید که: غم‌انگیزترین صحنه‌ای که من دیدم این است که یک نفری با ساندویچ خود کنار کاپوت ماشین خود یا کنار نرده‌ها در نیویورک چند ده میلیونی دارد تنهایی سر ظهر غذای خود را می‌خورد. این غم‌انگیزترین صحنه‌ای است که می‌شود تصوّر کرد. می‌خواهم بگویم متأسّفانه در این زمینه نتوانستیم نظر خود را تبیین بکنیم، فضای آکادمیک تحت الشّعاع دعواهای سیاسی است و اصلاً راه نمی‌دهند

 

*این خطّ سیر را در جهان اسلام شما کجا دنبال کردید؟

در ادبیاتی که من بررسی کردم و بالاخره از داخل آن چند تا از این مقاله‌ها را انتخاب کردم، باز هم می‌بینم نقدی که ما از آمریکایی‌ها داریم با نقدی که کشورهای اسلامی از این موضوع دارند یک مقداری متفاوت است. باز هم نقدی که آن‌ها دارند، نقد کشورهای اسلامی به آمریکایی‌ها استراتژیک است. یعنی متأثّر از دخالت‌های نظامی آمریکا است، حضور نظامی آمریکا است. البتّه این را بگویم ممکن است بخشی از نقدی هم که ما به آمریکا داریم متأثّر از حضور نظامی آمریکا حدّاقل پیرامون ما یا در کشورهای دوست و هم‌جوار ما باشد امّا ما حرفی فراتر از آن را هم داریم برای این‌که در کشورهای اسلامی من حدّاقل همچنین چیزی را ندیدم. یعنی بیشتر نقدی که کشورهای غیر ایران، کشورهای اسلامی غیر ایران نسبت به آمریکا دارند بیشتر ناشی از ترس آن‌ها است یا شاید ناشی از حسادت آن‌ها باشد. یعنی سطح انتقاد آن‌ها یک مقداری به نظر من نازل‌تر از آن چیزی هست که ما ادّعا می‌کنیم و البتّه می‌گویم باز تکرار می‌کنم متأسّفانه هنوز تبیین دانشگاهی نشده است.

ممکن است خود ما با پوست و استخوان و گوشت آن را درک بکنیم امّا هنوز آن‌طور کار نشده است. در حین کارهای انتشار کتاب بخشی از این کتاب را وزارت ارشاد نپسندید و ما حذف کردیم. آن‌جا جایی هست که می‌گوید: بخشی از ایرانی‌ها از دیوار سفارت بالا رفتند و آمریکایی را از کشور خود خارج کردند و بعد به آن‌ها گفتند که اگر می‌شود ما را هم با خود ببرید. منظور دانشجوها و کسانی که دوست داشتند در آمریکا زندگی بکنند، در آمریکا تحصیل بکنند، امّا انقلابی هم بودند. وزارت ارشاد یک خطّی گذاشتند، گفتند: این قسمت حذف بشود. به این اشاره می‌کند ولی خوب می‌گویم این‌جا قضیه خلط مبحث می‌شود، نباید موضوع را به سیاست تنزّل بدهیم.

 

دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
مترجم کتاب «هشت مقاله درباره امریکا ستیزی» با تأکید بر ضرورت پرداختن بیشتر به مفهوم «آمریکا ستیزی» در فضای علمی کشور، تفاوت نگاه های مختلف در جریانات ضدآمریکایی را تبیین کرد.
 
بنظر شما شبکه های اجتماعی در فضای مجازی برای نشر معارف دینی تا چه اندازه مفید بوده اند ؟
زیاد
50%
 
متوسط
18%
 
کم
31%