سهیلا جلودارزاده: اقتصاد اولویت‌ اصلی مجلس دهم باشد

بازدید : 527
۱۳۹۵ چهارشنبه ۸ ارديبهشت
منتخب مردم تهران در مجلس دهم با تاکید بر اینکه اولویت‌های اولیه مجلس باید توجه به مسائل اقتصادی باشد، گفت: باید از کارخانجات درحال فروپاشی حمایت شود.
فارس- کاندیدای دوره چهارم و نماینده دوره‌‌های پنجم، ششم و میان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی امروز به جمع منتخبان تهران راه یافته است.
 
به گفت‌وگو با وی نشستیم تا ضمن پرسش درباره عملکرد دولت، تحلیلش از آرایش سیاسی مجلس دهم را جویا شویم.
 
 
خانم جلودارزاده در ابتدا اگر صحبتی دارید بفرمایید تا به سراغ سوال‌ها برویم.
 
آنچه که در کشور به آن احتیاج داریم جریان آزاد، سالم و صحیح انتخابات است. اخبار و اطلاعات یک رسانه خوب، می‌تواند یک عامل خوب برای توسعه باشد. ما اگر در شرایط فعلی بخواهیم به ایران انقلابی و اسلامی فکر کنیم به یک سیستم اطلاع رسانی فهیم، عمیق و گسترده احتیاج داریم.
 
*خبرگزاری‌های کشور با هر گرایش سیاسی در جهت اقتصاد مقاومتی تلاش کنند
 
خبرگزاری فارس از شرایط و امکانات خوب اطلاع رسانی برخوردار است که باید منطبق با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی پیش برود؛ چرا که اقتصاد خوب یک محصول است که فرآیند طولانی و گسترده‌ای دارد. زمانی که در این زمینه مقاومت می‌شود سختی کار بیشتر و ضرورت حضور یک رسانه در آن بیشتر احساس می‌شود.
 
امیدواریم خبرگزاری‌های مختلف کشور با هر گرایشی در شرایط اقتصاد مقاومتی همکاری و شرایط لازم را برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی ایجاد کنند. یکی از این فضاهای لازم، فرهنگ مصرف، کار در جامعه، حلال‌خوری و سالم خوری است چرا که هر ثروتی منجر به یک تولیدی می‌شود.
 
*حرص مال و دارایی بدون کار قفل‌های بزرگ اقتصاد مقاومتی هستند
 
مواردی مانند فساد اخلاق و تلاش برای به دست اوردن ثروت و دارایی بدون کار و زحمت، حرص برای به دست آوردن بیشتر دنیا به عنوان یک دستاورد فردی در جامعه از جمله عوامل بازدارنده در کشور هستند که قفل‌های بزرگی برای اقتصاد مقاومتی به شمار می‌روند. امیدوارم اصحاب رسانه در جهت اینکه باید یک پیام آور و نبی باشند فرهنگ قرآنی را در جامعه اجرا کرده و تلاش بیشتری داشته باشند. اکنون دیگر زمان عمل به این موارد است چرا که در غیر اینصورت همواره منتظر اقدام خواهیم بود. باید یک مرحله از اقدام عبور کرده و به عمل برسیم.
 
*مشارکت مردم در انتخابات خوب بود ولی ایده‌آل ما نیست
 
اگر اجازه بدهید از بحث انتخابات شروع می‌کنیم. روند برگزاری انتخابات و نتیجه آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
مشارکت مردم بسیار خوب بود ولی ایده‌آل ما نیست. همه مردم باید در انتخابات شرکت کنند. ما از انتخابات 98 درصدی شروع کردیم. در نخستین رفراندوم جمهوری اسلامی اکثریت قاطع مردم حضور داشتند. ولی در مجموع مشارکت خوب بود که امیدواریم تا سال 1404 به حضور و مشارکت حداکثری مردم برسیم.
 
شما نتیجه انتخابات را یک بازی و میدان برد و باخت می‌بینید؟ اگر اینگونه است با توجه به نتیجه در تهران و استان‌ها کدام جناح را برنده این گود می‌دانید؟
 
اکنون جناح‌بندی‌ها دچار تغییر شده ولی خوشبختانه کسانی که طرفدار پیشرفت و توسعه بوده و به جریان سالم خدمت اعتقاد دارند حدود 60 الی 70 درصد آراء را به دست آوردند یعنی تعداد آنها 70 درصد کل منتخبین است.
 
به عنوان مثال جناح و یا فراکسیون کار را برای رسیدن به رونق اقتصادی در نظر بگیریم با این هدف، این جناح و طیف برنده شده است. ولی اگر بخواهیم سیاسی به قضیه فکر کنیم جناح‌بندی‌های قبلی هم که مقداری تغییر کرده را در نظر بگیریم می‌توانیم بگوییم با اختلاف کمی اصلاح‌طلبان رای بیشتری آوردند. ولی اگر همراهان دولت را بخواهیم با اصلاح‌طلبان در نظر بگیریم می‌بینیم که افراد کاری بیشتر رای آوردند و مردم بیشتر از این زاویه نگاه کردند که اگر چنین شخصی رای بیاورد برای کشور فایده‌ای دارد یا خیر. اگر بخواهیم از این منظر نگاه کنیم، در مجموع اصلاح‌طلبان و اصولگرایان،‌ چنین افرادی بیشتر رای آوردند.
 
* برخی نمایندگان منافع فردی و گروهی را ارجح بر منافع ملی می‌بینند
 
شما در ایام انتخابات به دو محور اصلی تاکید ویژه‌ای داشتید که محور اول توجه به موضوع اقتصاد کشور و رونق اقتصادی و دیگری بحث توجه بیشتر بر قشر زنان بود. حال با توجه به موارد ذکر شده اولویت‌های شما در مجلس دهم چه خواهد بود؟
 
اولین اولویت برای همه ما اخلاق است. چرا که اخلاق مجموعه ویژگی‌های درونی یک فرد است که انسان را به سمت خوبی یا بدی سوق می‌دهد. اگر ما به دنبال این باشیم که فضای مجلس دهم فضای اخلاقی باشد، هر کسی کار خود را به خوبی انجام خواهد داد. تفاوتی که بین مجلس دهم و نهم وجود دارد، این است که بسیاری از نمایندگان مجلس نهم فارغ از مسائل ملی به منافع شخصی و گروهی خود فکر می‌کردند و به همین دلیل موضع‌گیری‌هایشان متفاوت می‌شد یعنی در مسیر توسعه کشور قرار نمی‌گرفتند. ما اگر بتوانیم این تغییر را ایجاد کنیم، می‌توانیم بگوییم موفق بودیم.
 
 
پس منظور شما این است که نمایندگان بیش‌تر مسائل حزبی را دنبال می‌کردند تا منافع ملی؟
 
هم مسائل حزبی، هم جناحی و هم بیش‌تر مسائل فردی. یعنی ما می‌دیدیم به عنوان مثال یک وزیر، به خاطر اینکه فرد مرتبط با نماینده را جا‌به جا کرده است استیضاح می‌شود. ما باید در چارچوب حقوق و وظایف خود عمل کنیم. نماینده یک وظیفه دارد که به نفع مردم قانونگذاری کند و در مجموع به نفع کشور تمام شود. زمانی که مسئله‌ای به نفع کشور و منافع ملی تمام شود، ‌قطعاً به نفع تک‌تک مردم خواهد بود. پس در این میان منافع شخصی نباید در نظر باشد.
 
به نظر من کسی که به مجلس می‌آید، بهتر است که حالت روزه‌داری در مورد مسائل دنیا با مسائل برخورد کند؛ چراکه اگر بخواهد به منافع شخصی فکر کند، سرانجام آن بسیار دردناک خواهد بود و در آتش جهنم خود خواهد سوخت، ولی اگر از دید منافع ملی، رشد و توسعه کشور، آن‌هم یک کشور اسلامی و ارتقا جایگاه آن در دنیا و اثبات نظریه خداپرستانه نگاه کنیم، خواهیم دید که چقدر اجر خواهیم داشت، یعنی اگر نور بپاشیم، نور خواهیم شد، ولی اگر به دنبال دنیای از بین‌رفتنی باطل که قدرت آن چند روز است، باشیم قطعاً ذلت خواهد به دنبال خواهد داشت. اگر به قدرت دنیا فکر نکنیم، هیچ‌وقت هم ذلیل آن نخواهیم شد، یعنی ما اگر نمایندگانی به‌عنوان الگو و نمونه داشتیم (حتی برخی نمایندگانی را هم داشتیم که غذای‌شان را با خود همراه می‌آوردن و این نشان می‌دهد که چیزی از عزت دنیا برای خود برنداشته است که وقتی آن را نداشته باشد، ناراحت شود) باید از این جنس باشند.
 
*رعایت اخلاق و تقوا از نخستین اولویت‌های من در مجلس دهم است
 
پس اولویت اولیه شما در مجلس دهم رعایت اخلاق است؟
 
بله، رعایت اخلاق، تقوا و پرهیز از گناه، همچنین ساختن دنیای مردم است. تنها در این‌صورت است که زمان برای تفکر به‌وجود خواهد آمد. در این‌صورت است که به فکر مردم خواهیم بود؛ چراکه زمانی به این فکر باشیم که مردی شغل و کار مناسب ندارد، یک خانواده متلاشی خواهد شد و یا یک زن سرپرست خانوار کار نداشته باشد نابودی آن خانواده را در بر خواهد داشت. پس باید سعی کنیم اولویت‌های مجلس را از منظر شرع در نظر بگیریم. اولویت اول من در عین اینکه رونق اقتصادی کشور است، مسئله زنان سرپرست خانوار هم هست؛ چراکه آنها هم باید مسائل فرهنگی، روحی و اقتصادی‌شان تأمین شود و این وظیفه یک حکومت اسلامی است که نفقه زن سرپرست را تأمین کند.
 
*ائتلاف امید تلفیقی از جریان‌ها بود
 
شما در صحبت‌های خود فرمودید که جناح‌بندی‌ها دچار تغییر شده است، مشخصاً تغییرات این جناح‌بندی‌ها چگونه بوده؟
 
اکنون افرادی که حامی دولت بودند و همچنین اصلاح‌طلبان ائتلافی با عنوان «ائتلاف امید» تشکیل داده‌اند که برخی‌ها می‌گویند اصولگرایان جدید و برخی با نام‌های دیگر عنوان می‌کنند، یعنی تلفیقی از جریان‌ها شکل گرفته است.
 
*لیست امید را یک لیست صرفا حزبی و جریانی نمی دانم
 
عده‌ای هم ازجمله اصلاح‌طلبان بر این عقیده هستند که لیست ائتلاف امید ترکیبی است و بیشتر بر اساس گفتمان شکل گرفته تا بحث حزبی و جناحی، نظرتان دراین‌باره چیست؟ (چراکه در لیست امید افرادی وارد شدند که قبلاً در سمت‌های اصولگرایی و فراکسیون‌های مربوطه ازجمله فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت عضویت داشتند)
 
بنده این مسئله را باور و قبول دارم. چراکه نمی‌توانم به همکارانم که در یک لیست قرار داشتیم تهمت بزنم و بگویم اینها تنها گفتمانی و یا حزبی آمدند، ولی فکر می‌کنم کسانی که وارد لیست شده‌اند از آنجایی‌که ریسک کرده‌اند، انسان‌های دروغ‌گویی نبوده‌اند. یا اینکه اگر بخواهم بگویم این لیست تنها یک جریان بوده است، این‌گونه هم نگاه نمی‌کنم.
 
*زین پس تغییرات بسیاری را مشاهده خواهیم کرد
 
پس بحث حفظ جریان و شعار تحزب که در جریان اصلاح‌طلبی همواره بر آن تأکید جدی وجود دارد، چه می‌شود؟ لیست تشکیل شده با عنوان لیست امید که افراد جدیدی به آن اضافه شده‌اند، آیا موازنه و مبادله اصلاح‌طلبان را تغییر نداد؟
 
شاید از این به بعد در کشور از این موارد زیاد مشاهده کنیم؛ چراکه وقتی یک جریان از ابتدا بد شکل گرفته و بد بنا گذاشته می‌شود، بعدها می‌تواند تغییر کند. ما در واژه‌های اصولگرایی و اصلاح‌طلبی اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که وجود هیچ‌کدام بدون دیگری امکان‌پذیر نیست، آن‌هم در فرهنگ تشیع و فرهنگی که جمهوری اسلامی بر آن بنا شده است. یعنی شهادت، کلیدواژه نظام ما است و از اولویت‌های اصلی نظام به شمار می‌رود. شهادت بر حقانیت (چه بر شهادت یک دین که از اصول به شمار می‌رود و هم بر اینکه در تاریخ بشر از این اصول استفاده بد می‌شود) دین یکی از اصول نظام بوده و این زمینه است که موارد غلط را اصلاح کنیم.
 
*گاهی در سیاست اصول بازیچه می شود/ برخی با نام اصلاح، اصول را خراب می کنند
 
به‌عنوان‌مثال یک نماینده پس از نمایندگی که فرد یا افرادی اطراف آن را می‌گیرند و با چند عنوان ازجمله «دکتر» گفتن از او می‌خواهند که فلان مجوز را برای ما بگیر و برای ما فلان کار را انجام بده که این یک انحراف می‌شود و باید در این زمینه اصلاح صورت گیرد، در سیاست نیز این‌گونه است که حتی اصول را می‌توانند بازیچه قرار دهند و یا به نام اصلاح اصول را خراب کنند، پس این جریان در مکتب تشیع نمی‌تواند دو حزب باشد، می‌تواند هر دوی آن یکی باشد؛ چراکه ما اصولگرایان خوبی داشتیم که نسبت به سوءاستفاده‌های صورت گرفته معترض شدند، همچنین اصلاح‌طلبانی داشته‌ایم که واقعاً مقید بوده و موارد را رعایت می‌کنند، هرچند به زیان آنها باشد، می‌آیند و رأی می‌دهند، حتی اگر خلاف جریان باشد.
 
*هدف از تهیه لیست ترکیبی، وفاق دو جناح است
 
این باید تغییر کند و افرادی که واقعاً اهل اصول و اصلاح هستند به هم نزدیک شوند. این چه اشکالی دارد؟ ما اگر بخواهیم بازی قبل را ادامه دهیم و به‌عنوان بازیگران این بازی، بازی کنیم نمی‌توانیم راه را جلو ببریم، لذا ما می‌خواهیم همان اصولی که امام(ره) مطرح و شهدای صدر اسلام معرفی کردند را پیش برده و با همان شیوه نیز اصلاح شود. ما در یک نظام اسلامی، نظامی که در دنیای امروز مطرح است که به خاطر آن خون‌های بسیاری داده‌ایم باید بیش از این توجه کنیم. انسان‌هایی به دنیا آمدند، معاد را قبول کردند و درنهایت جانشان را برای حق دادند. این سیستمی است که زوال‌‌پذیر نیست و این وعده الهی است که اجر مؤمنان ضایع نخواهد شد.
 
*جریان آزاد اطلاعات به نفع حفظ نظام است
 
این‌همه محسن آمده‌اند که در نهایت به مرحله شهادت رسیده‌اند، چه کسی می‌خواهد اینها را منکر شود. این نظام باید روزبه‌روز بهتر شود و آن وحدت اصلی در آن به وجود آمده و تفکر و وحدت اسلامی شکل بگیرد. برهان این نظام شهادت‌ها و قرآن‌هایی است که خوانده می‌شود. پس اصل بر نزدیک شدن بر این موضوعات آن‌هم حول محور صحیح است، ازجمله رعایت حقوق مردم.
 
اکنون می‌دانیم که جریان آزاد اطلاعات به نفع حفظ نظام است؛ چراکه سرانجام زمانی که مردم در جریان قرار می‌گیرند، خوشحال می‌شوند و اعتمادشان به نظام بیش‌تر می‌شود. ما چرا باید بگذاریم رسانه‌های خارجی جریان آزاد اطلاعات را منتشر کنند. مگر ما چه مسئله خاصی داریم، ما نظام بدی نیستیم. پس انسان‌های خوب باید به هم نزدیک شوند، یعنی دیگر سنتی فکر نکنیم، امروز، روز تغییر است.
 
 
در ادامه همان بحث حزب؛ خانم جلودارزاده، نوع رفتاری که اصلاح‌طلبان در سال 92 اتخاذ کردند (البته من صحبت‌های شما را کاملاً متوجه شدم) بحث جریانی، حزبی و رقابت بین دو جریان سبب می‌شد تا مردم برای مشارکت دعوت شوند. اصلاح‌طلبان در سال 92 و هم سال 94 حرکتی کردند که برخی کارشناسان می‌گفتند این عدول از شعارها و اصول اصلاح‌طلبی بود، یعنی در سال 92 اصلاح‌طلبان از فردی طرفداری کردند که دارای شاخص‌های اصولگرایی بود (آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز بود)، سال 94 نیز افرادی در لیست شاخص اصلاح‌طلبان، یعنی لیست امید که بعد حامیان دولت نیز به آن اضافه شدند، حضور داشتند. به‌گونه‌ای که برخی می‌گویند چند نفری که به لیست امید اضافه شدند، حتی برای ریاست سرلیست اصلاح‌طلبان‌هم رأی نمی‌دهند. این هویت اصلاح‌طلبی را چگونه ارزیابی می‌کنید.
 
*روحانی گزینه با تجربه‌ای برای اصلاح طلبان بود
 
اصلاح‌طلب یعنی اصلاح امور به‌گونه‌ای که کارها را درست کرده و به صلاح باشد تا کار به‌نحو شایسته انجام شود، زمانی شخصی در انتخابات مانند آقای روحانی کاندیدا می‌شود، یعنی با همه دولت‌ها کار کرده و در یک جایگاه عالی تصمیم‌سازی بوده‌اند. چه دولت اصلاح‌طلب بوده و چه اصولگرا، فردی که در دولت‌های مختلف کار کرده و اکنون برای ریاست جمهوری کاندیدا می‌شود، شما به چه کسی رأی می‌دهید درحالی‌که کاندیدای خاصی برای شما وجود ندارد.
 
*ارجحیت روحانی نسبت به عارف در سال 92/ این خروج از اصلاح طلبی نیست
 
خب افراد شاخص اصلاح‌طلبی در این میان بودند مانند آقای عارف.
 
آقای عارف نمی‌خواست شرایط را بشکند و به نفع بهتر شدن جامعه و روحانی کنار رفت که این مسئله در آن زمان احساس می‌شد که آقای روحانی بهتر از آقای عارف می‌تواند در آن شرایط امور را جلو ببرد، لذا آقای عارف کنار رفت و رأی خود را به این سمت منتقل کرد. من این مسئله را خروج از اصول اصلاح‌طلبی نمی‌دانم.
 
*یکی از شاخص های اصلاح رفع فقر و فاصله طبقاتی است
 
پس شما می‌گویید رأی دادن به آقای روحانی، در سال 92 در مسیر اصلاح‌طلبی بود؟
 
بله، دقیقاً همین‌گونه است. اصلاح این نیست که صرفاً من رئیس‌جمهور شوم. اصلاح این است سنجیده شود که امور کشور با کدام فرد به سمت صلاح پیش می‌رود. ما در دوره قبل در دو مرحله با رئیس‌جمهور مخالفت کردیم و فرد دیگری کاندیدای ما بود؛ چرا که می‌دانستیم با این شعارها و اقداماتی که بعدها در مرحله دوم انجام شد، نمی‌توان امور کشور را اصلاح کرد. همان‌گونه هم که می‌بینید هیچ امری هم اصلاح نشد، یعنی اگر شما شاخص‌های اصلاح را در کشور تعریف کنید، یکی از آنها این است که فقر و فاصله طبقاتی را کم کرد، همچنین ایجاد عدالت اقتصادی که شعارهای سال ما بوده، می‌بینیم که عملاً محقق نشد، یعنی از روش‌هایی استفاده شد که فقر را عمیق‌تر و گسترده‌تر کرد، چون روش غلط بود. اگر آقای روحانی هم آن روش را ادامه می‌داد، قطعاً امور بدتر می‌شد.
 
*فقر عمیق و گسترده تر شده است
 
کدام روش‌ها را ادامه می‌داد؟
 
یعنی علمی اداره نکردن اقتصاد؛ چراکه من خیلی رد پول‌های سال طلایی نفت را می‌گیرم که ببینم دولت چکار کرد و کجا به مردم رسیده و بعد از آن جمع‌بندی می‌کنم تا ببینم این پول‌ها چقدر در جهت ارتقای سطح اقتصادی خانواده‌ها صرف شده و می‌بینم به‌گونه‌ای شده که اکنون 10 برابر آن‌هم نمی‌توان به آنجایی که می‌خواهیم برسیم، لذا این‌گونه می‌شود که فقر عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است.
 
روش آقای روحانی در این زمینه متفاوت بوده است. با برنامه‌هایی که از ابتدا اعلام کرد، آن برنامه‌ها منجر به عدالت اجتماعی می‌شود، یعنی حتی اگر اکنون روی تولید ثروت کار کنند (نه توزیع ثروت) باعث می‌شود که یک طیف یک‌عمر بهره‌مند شده و خانواده آنها بتوانند زندگی کنند، مثلاً اگر به‌جای توزیع یارانه‌ها، عسلویه را حتی در دوران تحریم ساخته بودیم و پالایشگاه‌ها را ادامه می‌دادیم، در نتیجه عدالت اجتماعی از طریق کارآفرینی در همان‌جا و در صنایع تکمیلی به‌وجود می‌آمد، یعنی قطعات آن به شکلی نبود که دست‌نیافتنی نباشد و می‌توانستیم حتی به‌گونه‌ای رفتار کنیم که جامعه جهانی را در سیاست خارجی اینگونه علیه خود نشورانیم.
 
به نظر من آقای روحانی فارغ از شخصیت ملی و جناحی یک شخصیت ملی بود؛ کابینه آنها هم نشان داد که تعصب خاصی نداشت. اینها نکات خوبی بود و مورد تایید اصلاح طلبان واقع شد.
 
*اقتصاد رویکرد لحظه ای نیست/تورم مهار شده است
 
اکنون سه سال از دولت گذشته و عملا یک سال دیگر باقی مانده؛ ما همچنان فقر، بیکاری را در کشور داریم. برخی تحریم‌ها همچنان بر کشور حاکم هستند.
 
اقتصاد یک رویداد لحظه‌ای نیست. آقای روحانی تورم را مهار کرد.
 
ولی بجای آن رکود چند برابر شد.
 
مشکلی نیست. زمانی که تورم بالا می‌رود همه را نابود می‌کند. ولی ممکن است اثرات رکود تنها در بخشی باشد اول باید آن را مهار کرد و سپس آن را رونق دهد؛ به ویژه در صنایع که ما همه را به شرکت کشانده بودیم وقتی نرخ ارز یک شبه سه برابر می‌شود تمام نقدینگی یک کارخانه‌دار برای تولید از دست می‌رود. یا غلبه تجارت بر تولید و صنعت ارزش پول را پایین می‌آورد یعنی اینها یک اتفاق‌های اقتصادی هستند که جبران آن سخت است اکنون می‌بینیم که کارخانجات ما یکی یکی راه می‌افتند یعنی به گونه‌ای شده کارخانه‌ای که فلج شده بود اکنون با ویلچر حرکت می‌کند و این زمان‌بر است ولی کاملاً مشهود است. بازرگانان و تولیدکنندگان ما از دولت طلب بسیاری داشتند و انبوهی از طلب‌های دولت مربوط به این بخش می‌شد.
 
*برای مردم مشکلات اقتصادی ارجح بر این است که چه شخصی به مجلس برود
 
منابع مالی ما از نفت تأمین می‌شد که فقط برای دارو می‌توانستیم آن را بفروشیم و این تازه در حد یک میلیون و 800 هزار رسیده است. در نتیجه اینها اقدامات مثبتی است باید نسبت به لحظه‌ای که امور را تحویل گرفتیم نگاه کنیم اکنون ما برنامه را مجدد راه انداختیم و و وزارتخانه‌های مختلف برای توسعه برنامه دارند مجلس دهم نیز اگر یک مجلس کاری بدون سر و صدا باشد (مگر در موارد خلاف و عقب‌گرد) امور پیش خواهد رفت. برای مردم زیاد مهم نیست که من در مجلس باشم یا شخص دیگر، مهم این است که این مجلس چه می‌کند و چگونه نظارت دارد، مجلس در رأس امور است. به خاطر همین است که برای مردم مهم است. مجلس باید برای مردم کار کند و همه ما باید گذشته را به نوعی در جهت یادآوری بدی‌هایش فراموش کنیم و به جای آن در راستای توسعه گامی برداریم. در مواردی ما می‌بینیم که برخی‌ها با روی کار آمدن و نماینده شدن لیست مخاطبین خود را کامل پاک می‌کنند و پیدا کردن آنها بسیار سخت می‌شود.
 
*افکار عمومی از روند موجود ناراضی است
 
پس شما عملکرد دولت را در حوزه اقتصادی مطلوب ارزیابی می‌کنید؟
 
نسبت به شرایط و امکانات موجود بله.
 
اگر اجازه می‌دهید به موضوع قبلی بازگردیم. سال 94 چه شد که این افراد به لیست اصلاح‌طلبی اضافه شدند، آیا این را در راستای اصلاح امور و شعارهای اصلاح‌طلبی می‌دانید یا خیر؟
 
بله ما یک چیز را برای ادامه حرکت ملی و پایداری نظام لازم داریم و آن افکار عمومی است. زمانی که افکار عمومی ناراضی می‌شوند به طور قطع انگیزه برای فعالیت ندارند. چرا که یک کشور را نه مجمع کارخانجات و نه مجمع سیاسیون و نظامیون نگه می‌دارند اینها ممکن است هر کدام هم غالب شوند شکست بخورند اگر افکار عمومی را نداشته باشند.
 
*دو جناح ممکن است اختلاف نظر داشته باشند اما در حق هم جفا نمی کنند
 
افکار عمومی ما از روند امور ناراضی بود، همان گونه که آقای ظریف گفته بود یک ایرانی را نمی‌شود تهدید کرد. در سطح داخلی‌تر آن هم در مذاکرات باید بگوییم ایرانی را می‌شود به زور مطیع کرد ولی نمی‌شود در او جهش و جنبش به وجود آورد. ممکن است ساکت شود ولی کاری هم نمی‌کند که منجر به رشد شود چون این مسئله داخلی است و این اعتقاد در ما وجود دارد که همدیگر را نزنیم و نکشیم مانند یک فامیل که ممکن است اختلاف‌‌هایی از نظر سیاسی وجود داشته باشد ولی روبه‌روی هم نمی‌ایستند در سطح کشوری نیز ممکن است این گونه باشد ولی در حق هم جفا نمی‌کنیم.
 
پس چنین وضعیتی در راستای شعارهای اصلاح‌طلبی بود؟
 
در هر صورت بسیاری از اصلاح‌طلبان رد صلاحیت شدند ولی مملکت را باید حفظ کرده و جلو برد و افکار عمومی را به دست آورد.
 
البته بسیاری از افرادی که رد صلاحیت شدند شناسنامه آنها از لحاظ تندروی در مجلس ششم مشهود بود.
 
این نظر شماست، در هر صورت چنین افرادی تسلیم شدند.
 
 
طبق شناخت‌هایی که نسبت به خانم جلودارزاده داریم ایشان موافق تحصن در مجلس ششم نبودند.
 
*لزوم ایجاد ظرفیت دوستی میان جناح ها/ نباید بیگانه پرست باشیم
 
قرار نیست راجع به این مسائل مصاحبه کنیم چرا که اکنون به یک مجلس کاری فکر می‌کنیم. ما با کشور عراق که این همه با ما جنگ داشت آشتی کردیم پس آیا نمی‌توانیم در خانواده خود بر پایه یک اصول مثبت با یکدیگر توافق و تفاهم کنیم. وقتی می‌توانیم در داخل با همدیگر خوب باشیم چرا غیر از این عمل می‌کنیم چرا ما بیگانه‌پرست هستیم، منظور بیگانه خانوادگی‌ است. ما نباید بیگانه‌پرست باشیم ما در ابتدا باید مسائل را در داخل کشور توجه کنیم. یک اصلاح‌طلب یا اصولگرا که از فلان شخص بدتر نیست پس باید ظرفیت دوستی و با هم بودن را در داخل کشور ایجاد کنیم. منافع ملی همیشه باید در همه جا بر منافع شخصی و گروهی غلبه داشته باشد.
 
برای اینکه از خط مصاحبه خارج نشویم اجازه بدهید به بحث خودمان بازگردیم. در خصوص  اولویت‌های مجلس دهم صحبت می‌کردید ما در حال حاضر معضل بیکاری و فقر را در کشور داریم. مشکلاتی از قبیل رکود حاکم بر جامعه خانواده‌ها را آزار می‌دهد. ماهانه 53 هزار نفر به تعداد بیکاران اضافه می‌شود. از سمتی دیگر برخی دولتمردان طبق آماری که ارائه می‌دهند عنوان می‌کنند که هر روز وضعیت اشتغال بهتر می‌شود و یا ایجاد کارآفرینی کرده‌ایم همچنین بر جمعیت افراد شاغل اضافه شده است. این آمارهای رسمی و غیررسمی که داده می‌شود تا چه حد صحت دارد و چرا چنین تناقضی بین ‌آمارهای دولتمردان و مرکز آمار وجود دارد آیا این یک نوع تناقض در ‌آمار نیست؟
 
*ایجاد اشتغال و کارآفرینی اولویت اصلی من در مجلس دهم
 
ما با دو هدف اشتغال و کارآفرینی وارد مجلس دهم می‌شویم و این در حدی است که باید برای آن یک نهضت ملی تشکیل شود؛ یک حرکت فراگیر ملی که از عهده یک دولت خارج است که بخواهد با این شرایط اقتصادی کار را جلو ببرد، دولت فقط می‌تواند تزریق منابع و اصلاح ساختار مدیریت صنایع حرکتی را ایجاد کند که بهره‌وری لازم ایجاد شود. دولت تلاش می‌کند که منابع را به سمت پیشرفت برساند ولی رویه آن باید یک حرکت مردمی باشد که در اینجا نقش مردم و رسانه حذف شدنی نیست اگر ما فکر می‌کنیم که در این دوره مجلس در مورد کارآفرینی و اشتغال چه باید کرد باید در درجه اول زنان را به عنوان ارزش‌گزاران فرهنگی، اجتماعی وارد عرصه کار کنیم. اگر ما برخی فرهنگ‌ها را چه در خانه و چه در بیرون از منزل ایجاد کنیم.
 
*زنان به عنوان ارزش گزاران فرهنگی باید وارد عرصه کار شوند
 
ما باید فرهنگ کار همگانی را با فرهنگ مصرف کالای خارجی جایگزین کنیم اگر این جایگزینی انجام شود قطعاً ما همان نقشی که در سال های قرن چهاردهم داشتیم و در دنیا از لحاظ صنعتی پیشرفته بودیم به آن شرایط باز خواهیم گشت. در زمانی معماری اروپا تحت تأثیر معماری ایران بوده است، در آن زمان همه می‌دانستند که ما پیشرفته بودیم ولی پس از آن دیگر ما عقب افتادیم. ما دوباره می‌توانیم به این جایگاه برسیم کما اینکه عقل و ذهن ما و فرزندانمان چیزی کم ندارد. پس ما می‌توانیم مجدد در این جایگاه قرار بگیریم به شرطی که زن ایرانی را در جایگاه کار کردن توجیه کنیم. پس باید فرهنگ آن تنظیم شود.
 
* لزوم تامین معیشت زنان سرپرست خانوار از سوی دولت
 
من به عنوان یک کار اقتصادی فردی به کار کردن زن فکر نمی‌کنم (کما اینکه این اثر را دارد) اکنون تعداد 2.5 میلیون نفر زن سرپرست خانوار داریم که باید زندگی آنها تأمین شود. با یارانه کار به صورت خیلی کم پیش می‌رود. یارانه وظیفه دولت است ولی می‌تواند مکمل آن کار ایجاد شود و این به وسیله دولت باید انجام شود که عموم آن به عهده مجلس و مردم است.
 
این مباحثی که فرمودید بیشتر مختص قشر زنان بود ولی در مجموع بحث بیکاری و مشکل اشتغال در حال حاضر بر کسی پوشیده نیست.
 
شما اگر به یک موسسه کاریابی مراجعه کرده باشید می‌بینید که وقتی حتی یک کارگر ساده بخواهید ندارد مشخص است که همه نمی‌خواهند کارگر ساده شوند چرا که این ضدارزش است.
 
ولی ما افرادی را هم در حال حاضر داریم که شاغل بوده و از این تعداد بر تعداد بیکاران افزوده می‌شود. یعنی از تعداد شاغلین هم کاسته می‌شود.
 
خیر؛ اینگونه نیست. این جریان مربوط به زمانی است که افت ارزش پول انجام می‌شود ولی اکنون برنامه‌ای که دولت داشته این است که در تمام استانداری‌ها یک کارگروهی تشکیل شده برای رفع موانع تولید و احیای صنایعی که به مرحله اورژانسی وارد می‌شوند. اکنون بسیاری از استانها دارای این وضعیت هستند. بسیاری از کارخانه‌ها هستند که به آنها کمک شده است تا سر پا بمانند. در واقع یک رقم بزرگی هم به صنعت تزریق می‌شود. پس این احیای فرصت های شغلی محسوب می‌شود که این اقدامات در حال انجام است و اگر ان‌شاءالله درآمدهای جدید نفتی و بدهی‌ها سریع‌تر داده شود و ما در مسیر چشم‌انداز حرکت کنیم، می‌توانیم شاهد باشیم که این معادله برعکس شود.
 
پس قطعا یکی از برنامه‌های شما اشتغال و ایجاد کارآفرینی خواهد بود.
 
بله؛ قطعا همین گونه است. همچنین حمایت از تمام صنایع و فعالیت‌های اقتصادی که منجر به اشتغال سودآور می‌شود و وضعیت اقتصادی دارد که باید کاملا حمایت شوند. همچنین اصلاح آن بخش از صنایع و فعالیت‌های اقتصادی نیز که به رانت زنده هستند باید اصلاح شده و به عناصر اصلی تبدیل شوند.
 
شما اشاره‌ای به دارایی‌ها داشتید. سوالی که برای ما مطرح شده این است که بحث استفاده از این درآمدها و دلارهای‌ آزاد شده که آنها هم برای فروش نفت بود. یک بحث صندوق توسعه ملی را داریم که در دولت‌های مختلف برداشت‌هایی می‌شود که همان دلارهای نفتی است.بحث شیوه هزینه‌کرد آن را شما در چه می‌بینید؟
 
*از صنایع کارخانه‌های در حال فروپاشی باید حمایت شود
 
وقتی می‌گوییم از صنایع کارخانجات در حال فروپاشی باید حمایت شود به وسیله این پول‌ها حمایت شود.
 
بله ولی خواستم شیوه هزینه‌های عملکرد برداشت از صندوق توسعه ملی توسط دولت‌ها نظرتان را بدانم.
 
در شرایط فعلی که هر کسی می‌تواند از این منابع استفاده کند کما اینکه در سال‌های جنگ منابع سازمان تأمین اجتماعی و بانک‌ها به عنوان پشتوانه وجود داشت که هنوز بدهی دولت‌های آن زمان داده نشده. در مورد این صندوق‌ها اگر شرایط اضطراری باشد قطعا باید یک مرجع عالی در کشور باشد. قطعا باید با موافقت یک مرجع عالی در کشور وجود داشته باشد اما با شرایط عادی در مجلس با برنامه‌های چند ساله هزینه‌های این مسائل را قانون باید تعیین کند.
 
ما همانگونه که به رونق اقتصادی فکر می‌کنیم باید تمام منابعی که داریم با حفظ ذخایر برای دوران اضطراری در رونق دادن به اقتصاد کشور بیاید نه در مصرف. من موافق نیستم که از ذخایر برای یارانه استفاده کنیم. ولی موافقم که از یارانه برای توسعه تولید و کارآفرینی استفاده کنیم. قانون هم این بوده که بخشی از آن برای ایجاد کار باشد.
 
خب اگر اجازه می‌دهید کمی هم به مجلس دهم بپردازیم. در مورد ریاست مجلس به چه جمع‌بندی رسیدید؟ در جایی گفته شده که باید منتخبین تصمیم بگیرند.
 
همین گونه است که باید با رأی همگانی صورت بگیرد.
 
در جایی گفته شده که در مباحث و نشست‌های هم‌اندیشی اصلاح‌طلبان در مورد ریاست مجلس به توافقاتی رسیدند که با اجماع نظر آقای عارف ریاست مجلس را بر عهده بگیرد. این چقدر صحت دارد؟
 
ما نظری که قابل اعلام باشد این را می‌گوییم که بنا داریم به آرای نمایندگان احترام بگذاریم و صبر کنیم تا تعدادی که هنوز رأی نیاوردند مشخص شده و فراکسیون امید در داخل خود از بین کاندیداهایی که مطرح خواهند شد یک رأی‌گیری و استمزاجی صورت گیرد و به یک توافق برسیم.
 
آقای صوفی طی مصاحبه‌ای آقای روحانی و خاتمی و هاشمی‌رفسنجانی توافق کردند که آقای عارف رئیس مجلس شود. آیا این صحت دارد؟
 
*انتخاب ریاست مجلس تحمیلی نیست/ آقایان نظر خود را داده اند
 
خیر؛ کسی چیزی به ما تحمیل نمی‌‌کند. این اعلام نظر آقایان بوده است. این اشخاص نظر خود را بیان کردند.
 
پس در این رابطه میان منتخبان تهران بحثی صورت نگرفته است؟
 
خیر؛ در این رابطه هنوز صحبتی نشده است.
 
در نشست‌های هم‌اندیشی منتخبان تهران که سه جلسه آن پشت سر گذاشته شده است در خصوص وزن‌کشی فراکسیون‌ها و ریاست مجلس صورت بحثی صورت گرفته است؟
 
آنچه که می‌تواند عملی بوده و بر اساس اصول دموکراسی باشد و من راجع به آن فکر می‌کنم این است که به هر حال تا مرحله دوم و نتایج آن مشخص نشود نمی‌توانیم اعلام نظر کنیم و به دلیل اینکه می‌خواهیم همه ما با هم کار کنیم این مسئله را یک ایجاد فاصله بین هم قرار نمی‌دهیم و سعی می‌کنیم آن را با تدبیر حل کنیم.
 
*فردی که بیشترین حامی را دارد ریاست مجلس را برعهده خواهد گرفت
 
به نظر می‌رسد که فرد یا گروهی که بیش‌ترین حامی فکری را دارد ریاست مجلس را برعهده بگیرد.
 
حتی اگر این شخص آقای لاریجانی باشد.
 
جلودارزاده: بله، چه اشکالی دارد؟
 
پس نظر شما با آقای لاریجانی است.
 
نه؛ من گفتم که اگر رأی اکثریت با ایشان باشد اشکالی ندارد. آقای عارف تجربه چندساله معاون اولی ریاست جمهوری و عضو کابینه را داشتند و هیچ مشکلی در آن زمان ما نداشتیم در مجلس ممکن بود تجربه آرای متفاوت را داشته باشیم، ولی در اداره دولت هیچ مشکلی نداشتیم و همه با هم کار می‌کردند لذا من فکر می‌کنم که آقای لاریجانی هم که تجربه ریاست مجلس را داشته و در مسئله برجام نیز نشان داد که یک دید ملی به آن دارند، یعنی این را به‌جای اینکه یک مسئله اختلافی بین منتخبین فراکسیون امید منظور شود، آن را منوط به انتخابات آینده می‌کنیم و منتظر نتیجه آن هستیم.
 
 
پس اختلاف در این میان وجود نداشت.
 
تاکنون که اختلافی در این زمینه نبوده است.
 
پس هنوز در نشست‌های هم‌اندیشی و جلسه‌های منتخبین برای تأکید هیأت رئیسه و ساختار مجلس تصمیمی گرفته نشده است.
 
خیر، هنوز مرحله دوم برگزار نشده و بسیاری به مجلس نیامده‌اند. در خصوص هیأت رئیس بحث شده، ولی موردنظر فراکسیون این بوده که این یک مسئله ملی است و منتخبین کشور بیایند و در خصوص آن بحث و تبادل‌نظر کنند.
 
برخی رقابت آقای عارف و لاریجانی را به صلاح نمی‌دانند و می‌گویند اگر آقای لاریجانی کاندیدا شد، آقای عارف نباید کاندیدا شود و برعکس. شما تا چه حد با این نظر موافق هستید.
 
در اینجا هر کس نظر خود را بیان کرده است، ولی نظر هرکدام از همکاران برای من محترم است و فکر می‌کنم حق آنها رقابت است و اتفاقی نمی‌افتد، یعنی می‌توانند توافق کنند. اگر همه منتخبین فراکسیون امید توافق کردند می‌توانند به‌صورت فردی کاندیدا شوند یا هردو بدون توافق کاندیدا شوند، یعنی اگر مردم یک نفر را انتخاب کنند برای همه ما باید محترم باشد، حتی اگر به ضرر ما باشد. اگر مردم هم چیزی را نخواستند حتی اگر به نفع ما باشد، باید به این نظر احترام بگذاریم؛ چراکه ما وکیل مردم هستیم، البته ممکن است کسی زدوبند کند و یا خریدوفروش رأی داشته باشد، مثلاً قول‌هایی به دیگران بدهند که شایستگی آن را نداشته باشند و ممکن است کسی قولی بدهد که شایستگی آن را دارد. اگر یک کاری درست نبوده و اصول درستی برای آن در نظر گرفته نشود، به‌عنوان‌مثال شخصی که شایستگی‌های لازم را ندارد به‌عنوان معاون وزیر انتخاب شود یا رئیس کمیسیون هر چیزی که بر اساس شایستگی نباشد و ما بر اساس آن قول دهیم باعث نابودی ما می‌شود، یعنی نه‌تنها مردم بلکه خود ما هم از بین می‌رویم. هرکسی ممکن است در قیامت خود و در دنیا حتی بسوزد.
 
*فراکسیون فراجناحی در مجلس دهم تشکیل خواهد شد
 
من معتقد هستم که کار شایسته باید در همه عرصه‌ها موردتوجه قرار گیرد. شما اگر اطلاع‌رسانی می‌کنید کار خوب انجام دهید، لذا این کار ارزشمند خواهد بود. اگر ما نماینده هستیم و می‌خواهیم رئیس شویم باید بر اساس شایستگی جلو برویم. خانواده و گروه‌سالاری نباشد، فردی که خوب کار می‌کند را بگذاریم رئیس شود، چون مجلس متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست. باید برای مردم کار کنیم و بر اساس شایستگی‌ها انتخاب شود.
 
خانم جلودارزاده من هنوز به پاسخ سؤال خود نرسیده‌ام؛ در نشست‌های هم‌اندیشی خود در خصوص وزن‌کشی فراکسیون‌ها توافق نظری صورت گرفته است یا خیر؟
 
خیر، در نشست منتخبین تهران تاکنون هیچ تصمیمی مبنی بر اینکه چه کسی در هیأت رئیسه یا فراکسیون خاصی باشد، صورت نگرفته است و همه اولویت خود را بر عضویت در کمیسیون‌ها گذاشته‌اند.
 
درخصوص عضویت در فراکسیون‌ها پس بحث تبادل‌نظر صورت گرفته است؟
 
نه، این به‌عنوان نظریه‌های شخصی برای هر فرد است که هنوز به‌صورت قطعی اعلام نشده‌اند، چون فرصت برای اینکه بدانیم کجا مفیدتر هستیم، وجود دارد.
 
*اولویت اصلی من عضویت در فراکسیون برنامه و بودجه مجلس است
 
شما خودتان در کدام کمیسیون عضو خواهید شد؟
 
اولویت اصلی من عضویت در کمیسیون برنامه‌وبودجه است و درجه دوم کمیسیون صنایع و معادن و درجه سوم کمیسیون اجتماعی را مدنظر دارم.
 
کدام کمیسیون را دارای عملکرد بهتری می‌دانید و کدام کمیسیون در مجلس کم‌رنگ‌تر است.
 
کمیسیون برنامه‌وبودجه می‌تواند در سازمان‌دهی درست کشور نقش داشته باشد؛ چراکه برای ما چند مسئله اساسی مطرح است، مسئله اول بحث کارگران، همچنین مسئله زنان و توسعه صنعتی برای ما مدنظر است. با توجه به عملکردم در مجلس‌های قبل حس می‌کنم می‌توانم در سه کمیسیون مذکور مؤثر باشم، یعنی جایی که بتوانم یک نقش خوب ایفا کنم آنجا است.
 
در بین منتخبان تهران تمرکز بر روی کدام کمیسیون بیشتر است، آیا این مشخص شده است؟
 
خیر، فعلاً مبنا بر این است که هر کس بر اساس تخصص خود در کمیسیون مربوطه عضو شوند.
 
واضح است که اجماع نظری بر روی تشکیل دو فراکسیون اصلاح‌طلبان و اصولگرایان است، نظر شما با این تشکیل فراکسیونی چیست؟
 
خیر، این‌گونه نیست، ما تصمیم داریم یک فراکسیون امید تشکیل دهیم. فراکسیونی شامل دو طیف اصلاح‌طلبان و حامیان دولت تشکیل شود، یعنی مجلس دهم از دید ما باید همکاری و مثبت‌نگری به امور باشد تا بتوانیم یک هم‌افزایی داشته باشیم، اکنون وقت آن رسیده است که دعوا را تمام کنیم؛ چراکه جنگ و جدال دیگر فایده‌ای ندارد.
 
در ارتباط با بحث تعامل و ارتباط با دولت که اشاره کردید، بعد نظارتی و عمل به وظایف قانونی تا چه حد باید باشد. این یک تعامل است یا حمایت از دولت؟ چون گاهی این حمایت‌ها، وظایف قانونی و بعد نظارتی مجلس را ضعیف می‌کند.
 
به‌هر حال مجلس و دولت معصوم نیستند و قانون‌گذار از ابتدای قضیه بر این نظر بوده که مجلس بر کار دولت نظارت داشته و بر حسن اجرای قوانین نیز ناظر باشد. زمانی که قانون در این میان محور قرار می‌گیرد، رفتارهای قانونی مورد عمل باید واقع شود. یعنی دولت باید بر اساس قانون موارد را اجرا کند و مجلس نیز باید نظارت کند برای پیشرفت امور از قانون عدول نشود، اگر قانونی مانع بود که در آن مشکل بود باید اصلاح شود؛ چراکه اکنون قوانینی داریم که آزاردهنده هستند، چه این قوانین برای دولت تصویب شده باشد چه از سوی دولت برای مردم به تصویب رسیده باشد. اینها مردم را اذیت می‌کند.
 
*برخی قوانین مردم را آزار می دهند و باید اصلاح شوند
 
برخی قانون‌ها مربوط به چندین سال قبل است که باید در آن بازنگری صورت گیرد، برای مثال برخی قوانین در زمان جنگ، احتکار به تصویب رسیده‌اند که باید در آن بازنگری صورت بگیرد. ما اکنون نباید در حوزه واردات به‌جز کالاهای موردنظر مردم اقدامی بکنیم، ولی از طرفی در زمینه توسعه تجارت باید تلاش کنیم، باید قوانینی که توسعه تولید را به دنبال دارد، اجرا شود و بسیاری از مسائل مربوطه به تعزیرات و گمرکی که مربوط به زمان قبل می‌شود، اصلاح شده و در آن بازنگری صورت گیرد
 
همچنین قوانین مالیاتی که در مجلس قبل به تصویب رسید نه‌تنها جلوی فساد مالیاتی را نگرفته، بلکه برخی مسائل از جمله رشوه‌گیری و از این قبیل موارد ممکن است در آن بیشتر به وجود آید، قانون مالیاتی که می‌خواهد از سال 95 مصوب شود، باید مورد بازنگری جدی قرار گرفته که به‌عنوان عامل مزاحم تولید و مسئله‌ساز تغییر کند. من بر این عقیده هستم که به کمیسیون اصل 90 پیشنهاد شود یک فراخوانی برای معرفی قوانین مردم‌آزار بگذارد. به‌عنوان‌مثال یک ساختمان که می‌خواهد ساخته شود، 50 نهاد و ارگان خط و نشان می‌کشند، از راهنمایی و رانندگی گرفته تا سایر نهادهای دیگر، در صورتی که اینها نیاز نیست، بلکه باید به سمت بالا بردن فرهنگ مردم برویم، نه پلیسی کردن فرهنگ.
 
فرهنگ پلیسی عملی نمی‌شود و جریمه و بازداشت از آن حذف شود و حداقل یک پنجره واحد برای آن ایجاد شود که با مراجعه با شهرداری تمام این کارها انجام شود و نیازمند چندین پلیس و این مسائل نیست، یعنی اگر اطلاع‌رسانی و آموزش را جایگزین کنیم بسیاری از قوانین مردم‌آزار حذف می‌شود.
 
خانم جلوداززاده از این که زمانی که گذاشتید، متشکرم.
 
من هم از شما تشکر می‌کنم.
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
منتخب مردم تهران در مجلس دهم با تاکید بر اینکه اولویت‌های اولیه مجلس باید توجه به مسائل اقتصادی باشد، گفت: باید از کارخانجات درحال فروپاشی حمایت شود.
 
بنظر شما حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو محصول کدامیک ازرفتارهای زیر از سوی مسئولین است؟
صداقت و مطابقت گفتار ورفتار
36%
 
رعایت ارزشها در تعاملات سیاسی
13%
 
خدمتگزاری موثر و حصول نتایج عملی در حوزه وظایف
49%