رئيس موسسه مطالعات بین المللی ابرار معاصر تهران گفت: در نهایت عربستان چاره ای نخواهد داشت که موقعیت ایران را در منطقه به رسمیت بشناسد. چون نمي تواند به تنهايی نظم منطقه ای را تامین کند.
 
مهر: رخدادهای کنونی در غرب آسیا و توافق هسته ای ایران با غربی ها باعث شده است تا مناسبات بین قدرت های جهانی دستخوش تحولاتی شود و به نظر می رسد که تحولات جهانی مسیر پرشتابی را به سمت شرایط ویژه طی می نماید؛ این شرایط ویژه بدون شک دارای فرصت ها و چالش هایی است که تبیین آن به شفاف سازی مسیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کمک خواهد کرد، چرا که گفت وگوهای ایران با کشورهای ۱+۵ نزدیک به یک سال است که به نتیجه رسیده است و ایران می تواند با تلاش دستگاه های دیپلماسی شرایط بهتری را در تعامل با دیگر کشورهای موثر از جمله چین، روسیه و هند داشته باشد و تنها معطوف به غرب نباشد موضوعی که مورد تاکید رهبر انقلاب هم بوده است.
 
رفتار قدرت های سه گانه (آمریکا، چین و روسیه) در قبال هم و فرصت ها و تهدیدهای احتمالی در دوران پسابرجام بر جمهوری اسلامی ایران و محیط پیرامونی ما را بر آن داشت تا به بررسی این موضوع پرداخته و زوایای پیدا و پنهان آن را با دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی و رئيس موسسه مطالعات بین المللی ابرار معاصر تهران داشته باشیم.
 
سیاست خارجی دولت یازدهم و میزان توجه آن به مسائل منطقه ای محور دیگری از گفتگوی ما با این کارشناس ارشد حوزه سیاست خارجی بود.
 
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:                                                                           
 
با توجه به اینکه اکنون نزدیک به یک سال از توافق  هسته ای  ایران و قدرت های بزرگ می گذرد و در دوران پسابرجام به سر می بریم جایگاه ایران در برابر این قدرت ها به ویژه قدرت های شرقی «چین، روسیه، هند» چه تغییری پیدا کرده است؟
 
یکی از موضوعات مهمی که همیشه در سیاست خارجی ما وجود داشته و پس از برجام مورد توجه بيشتر قرار گرفته، رابطه ایران با قدرت‌های بزرگ و منطقه ای است.
 
روابط ایران و قدرت های بزرگ اهمیت و موضوعیت دارد به خاطر اینکه شرایط ژئوپولتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر كشور ما به گونه ای است که ناگزیر به رابطه با نظام بین الملل و قدرت های بزرگ است.
 
اصولا انزواگرایی با سیاست خارجی ایران سنخیت ندارد چه به لحاظ ژئوپولتیک، فرهنگی یا ژئوکالچر و ايدئولوژيك، بنابراین این ويژگي هاي مستمر ایجاب می کند که جمهوری اسلامی ایران یک سیاست خارجی فعال و تعاملی با دنیا داشته باشد، اما طبیعی است که همه کشورها تعاملاتشان با دیگران بر اساس اهداف و منافع ملی خودشان است و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هم در چارچوب یک سیاست خارجی فعال و تعاملی در جهت تامین منافع ملی کشور است.
 
اکنون در نظام بین الملل موجود، قدرت های بزرگ و منطقه ای و متوسطی وجود دارند که از قضا همه آنها به نوعی با ایران ارتباط پیدا می کنند؛ چرا که موقعیت ژئوپولتیک ایران به گونه ای است که اگر ما با قدرت های بزرگ کاری نداشته باشیم آنها به سراغ ما می‌آیند، بنابراین همیشه این وضعیت وجود داشته که اگر ما یک سیاست خارجی فعال را در پیش نگیریم مجبور می شدیم یک سیاست انفعالی داشته باشیم و همیشه واکنش نشان دهیم و نباید فراموش کرد که پیش از این اشاره داشتم که انزواگرایی با سیاست خارجی ما سنخیتی ندارد.
 
اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که در نظام بین الملل فعلی، ماهیت نظام بین الملل چگونه است؛ تک قطبی، يك-چندقطبي و یا چند قطبی. اما فارغ از قطبيت نظام بين الملل، شکی نیست که چند قدرت بزرگ همچون آمریکا، چین، روسیه، هند و برزیل وجود دارند که برخی از آنها مجموعه »بریکس» را شکل می دهند.
 
برخی از این کشورها قدرت بزرگ هستند و برخی ديگر متوسطند و در حال تبدیل شدن به قدرت بزرگ مي باشند، از اين رو، بي ترديد نظام بین الملل هم تحت تاثیر روابط این کشورها است.
 
جمهوری اسلامی ایران که به عنوان یک قدرت منطقه ای است و همه به آن اذعان دارند؛ به گونه ای كه برد منافع ملی و فدرت آن فراتر از مرزهای جغرافیایی آن است و حداقل منطقه خاورمیانه را پوشش می دهد و همین امر باعث شده است تا به ناچار با قدرت های بزرگ با ایران در ارتباط باشد.
 
جمهوری اسلامی ایران که به عنوان یک قدرت منطقه ای است و همه به آن اذعان دارند؛ به گونه اي كه برد منافع ملی و حداقل منطقه خاورمیانه را پوشش می دهد و همین امر باعث شده است تا به ناچار با قدرت های بزرگ با ایران در ارتباط باشدالبته الگوی تعامل ايران با قدرت های بزرگ ممكن است لزوما همکاری نباشد بلكه به صورت رقابت، تقابل و يا حتي ستيز باشد. چون الگوي تعامل در روابط بين الملل اعم از همكاري است. کشورهایی که به عنوان قدرت های بزرگ از آنها نام بردیم به غیر از برزیل به لحاظ جغرافیایی با آنها در ارتباط هستیم و یا مانند آمریکا به لحاظ عملی به عنوان مداخله گر درمنطقه وجود دارد لذا همیشه این رابطه با قدرت های بزرگ در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حائز اهمیت بوده است. همینطور جمهوری اسلامی ایران نيز برای قدرت های بزرگ حائز اهمیت است و این رابطه متقابل است؛ پر واضح است که جمهوری اسلامی ایران با یک کشور عادی فرق می کند چون جایگاه آن در سیاست قدرت های بزرگ متفاوت و متمايز است. حال برخی منافع مشترک و یا معادلاتی وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی قدرت ها پیدا می کند اعم از اینکه این تعامل و ارتباط رقابتی، ستیزی یا خصمانه باشد. این نگاه در سیاست خارجی کشورها متقابل و حائز اهمیت است.
 
هند، روسیه و چین به عنوان کشورهای تاثیرگذار در نظام بین الملل یک ویژگی مشترک در سیاست خارجی خودشان دارند، ضمن اینکه تفاوت ها و رقابت هایی بین آنها وجود دارد، هر سه این کشورها عضو بریکس هستند که موافق نظام تک قطبی هژمونی نیستند یعنی هر سه اینها به دنبال یک نظم چند قطبی هستند و همه اینها در چارچوب نظم چند قطبی می توانند بهتر منافعشان را تامین کنند.
 
اما اگر بخواهیم به جایگاه سیاست خارجی ایران در میان این سه قدرت «چین، روسیه و هند» بپردازیم باید گفت حتی قبل از برجام جایگاه روسیه و چین در سیاست خارجی ما در سطح بالایی بوده است هر چند که انتظارات ما را برآورده نمی کردند ولی یک نیروی توازن بخش و بازدارنده ای در برابر سیاست های خصمانه آمریکا بودند.
 
 البته شاید انتظار سیاست خارجی ما بیشتر از این بود ولی آنها با توجه به منافع خودشان کمتر از حد انتظار اقدام کردند ولی باز هم در همان دوران تحریم ها روابط ایران با این دو کشور در سطح رضايت بخش بود به خصوص با چین که به شریک اول تجاری ایران تبدیل شد.
 
رابطه روسیه و چین با ایران تابعی از رابطه غرب و آمریکا با ایران است؛ چراکه سیاست های کشورهای بزرگ همین است که آنها روابطشان را در سطح جهانی و بزرگ تنظیم می کنند و بقیه کشورها در ذیل آن معنا پیدا می کنند بنابراین جمهوری اسلامی ایران هم برای چین و هم برای روسیه مهم است ولی در ذیل معادلات قدرت آنها با آمریکا تعريف مي شود.
 
 اتفاقی که پس از برجام افتاد لغو قطعنامه هایی بود که علیه ایران صادر شده بود و عملا مانعی مهم در رابطه این دو کشور با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده بود، برجام این موانع را از سر راه روابط ایران با روسیه و چین برداشت. از اين رو، هر چند در دوران تحریم ها نيز روابط ما با چین و روسيه عادی بود اما انتظار می رود که این روابط در دوران پسابرجام توسعه و عمق بيشتري پیدا کند، اما همیشه چه در روسیه و چه ایران این دیدگاه وجود داشته است که هم ایران و هم روسيه روابط با يكديگر را ذیل رابطه با غرب تعریف مي كنند.
 
 لذا اکنون در پسابرجام دیدگاهی در ایران و روسيه وجود دارد که برجام عادی سازی روابط ایران و غرب را در پی دارد و این امر باعث می شود تا سطح روابط ایران با چین و روسیه تنزل پیدا کند به ویژه روس ها این تلقی را بیشتر دارند که ایران اولویت اولش در توسعه روابط با غرب است و روس ها می گویند وقتی ایران به بن بست می خورد به سراغ ما می آید این تلقی روس‌ها از سیاست خارجی ایران است.
 
این گونه نگاه منفی در ایران هم نسبت به روسیه وجود  دارد؛ به گونه اي كه بعضي می گویند روس ها قابل اعتماد نیستند ولی اکنون چرا دولت ما به روسیه اعتماد دارد و همکاری های متقابل انجام می دهند؟  
 
 گروهی بر این باورند که علاوه بر آن سابقه تلخ تاریخی که روس ها از خود  در  ایران برجاي گذاشته اند، اکنون نيز رفتار صادقانه اي با  ايران ندارند. به زعم آنان روس ها از کارت ایران برای تنظیم روابط با غرب و آمریکا استفاده می کنند.
 
روسیه در برخی مواقع منافع مشترکی با ما ندارد و به دنبال منافع خودش با غرب و یا آمریکاست؛ لذا ما نباید انتظار داشته باشیم که روس ها  از خير منافع خود گذشته و صرفا همه منافع ما را تامین کنند
 
روسیه در برخی مواقع منافع مشترکی با ما ندارد و به دنبال منافع خودش با غرب و یا آمریکاست؛ لذا ما نباید انتظار داشته باشیم که روس ها  از خير منافع خود گذشته و صرفا همه منافع ما را تامین کنند ترديدي نيست كه روسيه در تعامل و همكاري با ايران در پي تامين منافع خود است؛ ايران نيز در اين رابطه بايد در پي تامين منافع خود باشد. چون انگيزه همه كشورها در روابط بين الملل كسب حداكثر منافع است و همانطور که اشاره کردم کشورها در سیاست خارجی‌یشان به دنبال منافع ملی خودشان هستند.
 
 همانطور که آنها از کارت هاي خود در تعاملات با غرب منافع ما و خودشان را در نظر می گیرند ما هم باید در معادلات و ارتباط با قدرت های بزرگ از كارت آنها براي تامين منافع خود استفاده کنیم. مثلا برجام شاید این فرصت را برای ایران ایجاد کند که یک توازن در رابطه با قدرت های بزرگ ایجاد کند.
 
بنابراين، شاید واقع بينانه  نباشد كه عنوان کنیم عادی سازی روابط با غرب باعث خواهد شد گرايش سیاست خارجی ایران به شرق کم رنگ شود؛ زيرا ما نیاز به یک توازن در سیاست خارجی مان با شرق و غرب داریم.
 
بنظر می رسد توجه و تمرکز دولت بر توافق هسته ای باعث شد تا دستگاه سیاست خارجی ما از توجه به دیگر حوزه ها باز بماند تا آنجا که چندی پیش در نشست سازمان کنفرانس اسلامی در استانبول شاهد صدور بیانیه ضد ایرانی هم بودیم، آیا می توان گفت بیانیه استانبول میوه بی توجهی دولت به موضوعات منطقه ای است؟
 
مذاکرات هسته ای ناخواسته بیشترین پتانسیل و توان دیپلماسی ایران را به خودش اختصاص داد و توان و انرژی سياست خارجي ما را گرفت؛ چرا که ما در شرایط انتخاب بهينه نبودیم؛ اکثر کارشناسان بر این باور بودند که اولویت سیاست خارجی ما پرونده هسته ای و حل آن است.
 
البته می شود گفت از دولت ايران به عنوان یک قدرت منطقه ای انتظار می رود که بتواند همزمان در دو یا سه عرصه ديپلماتيك بازی کنیم. این شاید یکی از آسیب های سیاست خارجی ما است
 
شاید یکی از آسیب های سیاست خارجی ما این است که هنوز از یک توان برخوردار نیست که در دو یا سه جبهه همزمان بازی کند.
 
این یکی از ویژگی های ایران است. در حال حاضر هم که در نشست ها و موضوعات مختلف سوریه حضور پیدا می کنیم به این دلیل است که پتانسیل و انرژی ما از گفت وگوهای هسته ای آزاد شده و ما می توانیم به این موضوع بيش از پيش بپردازیم.
 
بنابراین بیانیه استانبول و تحرکات اخير سعودی ها در  سازمان همكاري اسلامی بخشي از تلاش هایي است براي اينكه موازنه منطقه ای كه به نفع ايران بر هم خورده است را مجددا برقرار کنند. چرا که برجام و توافق هسته ای ایران و غرب باعث شد تا مهمترین مانع سیاست خارجی ما مرتفع گردد و موازنه منطقه‌ای عملا به نفع ایران رقم بخورد. با این حال بايد توجه داشت كه رفتار منفعلانه عربستان که در سازمان همكاری اسلامی صورت گرفت بیشتر یک ژست سیاسی بود كه تاثير عملي چنداني در روابط ايران با ساير كشورهاي اسلامي بزرگ نخواهد داشت.
 
هر چند بیانیه صادر شده در سازمان همكاري اسلامی تاثیرات مهمی ندارد ولی بدون تاثیر بر افکار عمومی هم نیست. لذا شايد لازم بود تا وزارت خارجه ماه ها قبل ازبرگزاری اين اجلاس با کشورهای مختلف این سازمان رایزنی انجام می داد تا این اتفاق نیفتد. ولی با اين وجود واقعيت ان است كه یکی از اهرم های سیاست خارجی سعودی توان مالی و رشوه دادن به دیگر کشورهاست تا بتوانند آنها را در محافل ديپلماتيك و مجامع بين المللي با خودشان همسو نمایند.
 
از سویی دیگر کشورهای دیگر هم به نوعی کم هزینه ترین راه را برای همراهی با عربستان انتخاب کردند؛ چون اکثر آنها در ائتلاف سعودی بر علیه یمن شرکت نکردند و به خاطر اینکه منافع خودشان در مقابل عربستان را حفظ کنند کم هزینه ترین بخش حمایتی از عربستان را که همان امضاء بیانیه استانبول بود را پذیرفتند. البته نباید از این نکته غافل شد که سعودی ها در سطح افکار بین المللی تلاش های بیشتری در راستای ایران هراسی و شیعه هراسی در جهان و از جمله در جنوب شرق آسیا انجام می دهند که باید برای خنثی سازی این گونه تلاش های انحرافی اقدامات خنثي كننده و پيشگيرانه ديپلماتيك را انجام دهیم.
 
چگونه می توان جنگ های روانی و رسانه ای که سعودی ها علیه ایران راه انداختند را خنثی کرد و آیا ممکن است این گونه تلاش آنها به برخورد فیزیکی و یا تهاجمی علیه ایران منجر شود؟
 
من بارها گفتم شاید عربستان به دنبال برخورد نظامی و تهاجمی باشد ولی چون منطقه و نظام بین الملل این آمادگی را ندارد و تحولات اخیر در منطقه به نفع ایران است این اتفاق رخ نمی دهد. آنها با اين تحركات هيجاني و پرخاشگرانه تلاش می کنند تا به جایگاه مناسبی در نظم در حال شكل گيري در منطقه دست یابند.
 
همه اذعان دارند که روابط عربستان و آمریکا در دوران اوباما مخدوش شده که بخشی از آن به برجام مربوط می شود
 
به زعم حكام عربستان اين كشور در یک نقطه عطف منطقه اي قرار گرفته است که احساس می کند اگر دیر تلاش کند شاید جایگاه مطلوبي که برای خود در نظر گرفته را از دست بدهد. در همين راستا عربستان در تلاش است تا اقتصاد تک محصولی خود را نيز از اتكاي محض بر نفت تغییر دهد و به جایگاه خوبی در منطقه دست یابد.
 
اما در نهایت عربستان سعودی چاره ای نخواهد داشت که موقعیت ایران را در منطقه به رسمیت بشناسد. چون عربستان نمي تواند نظم منطقه ای و سیاست های حاکم بر منطقه را صرفا بر اساس تمایلات خود تعيين كند. شرايط نظام بين الملل، سياست قدرت و جبر ژئوپولتيك حكم مي كند كه عربستان با موقعيت منطقه اي ايران كنار بيايد.
 
بنابراین عربستان لاجرم باید منافع ایران را به رسمیت بشناسد و حتی باراک اوباما در سفر اخیر خود به ریاض در لفافه و حتی به صورت واضح گفت که عربستان باید موقعيت و منافع ايران را به رسميت بشناسد.
 
اما جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در سفر به عربستان از سیاست های ضدایرانی سعودی ها حمایت کرد، تحلیل شما در این باره چیست؟
 
در سیاست خارجی، دو نوع سياست اعمالی و اعلانی داریم؛ اين دو لزوما برهم منطبق نيستند. به گونه ای كه ممكن است كشوري يك سياستي را اعلان كند ولي در عمل سياست ديگري را در پيش گيرد. براين اساس، شايد امريكا، اوباما و جان کری حمايت از سياست هاي عربستان را اعلام كنند ولي در عمل ممكن است هدف ديگري داشته باشند.
 
شايد وزيرخارجه امريكا در مقام توجیه سياست های امريكا در قبال ايران و منطقه كه با اهداف عربستان هماهنگ نيست از عربستان حمایت کند اما همه اذعان دارند که روابط عربستان و آمریکا در دوران اوباما مخدوش شده که بخشی از آن به برجام مربوط می شود. چرا که سعودی ها مخالف توافق آمريكا و غرب با ایران در خصوص پرونده هسته ای بودند. بنابراین آمریکایی ها با اینگونه صحبت ها سعودی ها را دلداری می دهند و آنچه که در عمل همه به آن اذعان دارند این است که وقتی آمریکا قدرت ایران را به رسمیت می شناسد متحدين  منطقه اي آنها نيز گزينه ای جز پذیرش آن ندارند.   اکنون تلاش سعودی ها این است که در اين شرایط جايگاه بهتری را به خودشان اختصاص دهند.
 
پیش بینی می کنید چه زمانی تنشی که میان عربستان و ایران وجود دارد را دیگر شاهد نباشیم؟
 
جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود در قبال عربستان بسیار عاقلانه و به دور از احساسات و هیجانات رفتار کرده است.
 
ایران سیاست مدارا را در قبال عربستان در پیش گرفته و آنها باید در روابطشان تجدید نظر کنند و باید عاقلانه تصمیم گیری کنند. زيرا اهدافي كه آمريكا در برابر ايران نتوانسته است محقق كند تحقيقا عربستان نيز قادر به تامين انها نيست.
 
در زمان جنگ تحمیلی، حمله صدام حسين به كويت و سپس حمله آمریکا به عراق و افغانستان موضع ما واقع بینانه بوده و ما به دنبال تنش نبودیم. عربستان انتظار دارد كه ايران در مرزهای جغرافيايي خود محدود و محبوس شود؛ در حالي كه این امر با وزن ژئوپولتیکی ایران سازگاري ندارد.  ايران به عنوان يك قدرت منطقه اي منافعي فراتر از مرزهاي خود دارد كه به صورت تدافعي در پي تامين و حفظ ان است. عربستان باید بر اساس معادلات قدرت موقعیت ایران را به رسمیت بشناسد ایران سیاست مدارا را در قبال عربستان در پیش گرفته و آنها باید در روابطشان تجدید نظر کنند و باید عاقلانه تصمیم گیری کنند. زيرا اهدافي كه آمريكا در برابر ايران نتوانسته است محقق كند تحقيقا عربستان نيز قادر به تامين آنها نيست.
 
 در آینده عربستان و ایران مجبورند با هم یک همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و این امر اجتناب ناپذیر است. لذا با عنايت به مواضع عاقلانه ايران این عربستان است که باید با شرايط جديد جهاني و منطقه اي کنار بیاید.
 
به زعم عربستان، ايران در امور داخلي كشورهاي عربي دخالت مي كند و از ما می خواهد که با کشورهای عربی کاری نداشته باشیم. اولا ايران در امور داخلي اين كشورها دخالت نمي كند بلكه روابط ايران و انها بر اساس منافع مشترك و درخواست رسمي دولت هاي قانوني است. ثانيا، موقعيت منطقه ای ايران ايجاب مي كند كه براي تامين امنيت ملي خود در محيط پيراموني حضور فعال داشته باشد. چگونه حضور عربستان در منطقه مشروع است و حضور ايران نامشروع؟
 
ما چه کار کنیم که همسایگان ما عرب هستند؛ حضور ما در عراق، سوریه و یا لبنان به این خاطر نیست که آنها عرب هستند، بلكه از ان جهت است كه  اینها همسایگان ما هستند و منافع امنیتی ما در آنجا است كه با همكاري اين كشورها بايد از ان دفاع كرد.
 
تنش هایی که در منطقه صورت می گیرد، مدیریت شده است و منافع برخی کشورها در وجود گروه های تروریستی همچون داعش در منطقه است، برخی می خواهند ناامنی ایجاد کنند و هدفشان مدیریت تنش ها است بدون اینکه جنگ تمام عیاری میا ن کشورها صورت گیرد.
 
با توجه به نزدیک شدن دور جدید انتخابات ریاست جمهوری درآمریکا آیا می توان مطرح کرد که نگرش های دوران پسا اوباما ادا مه می یابد یا اینکه گزینه نظامی آمریکا علیه ایران همچنان مطرح خواهد بود؟
 
به نظر من این مسیر با یک میزانی از انحراف ادامه پیدا خواهد کرد چرا که آمریکایی ها چاره ای نداشتند که با ايران به مصالحه برسند. توافق هسته ای تنها انتخاب فرد باراک اوباما با ایران نیست بلکه توافق با ایران از سیاست های کلان آمریکا بود که از زمان بوش پسر که موضوع هسته ای ایران مطرح شد همواره در دستور كار سياست خارجي انها قرار داشت. از همان زمان بوش می گفتند به ایران حمله می کنیم اما به اعتراف مقامات خودشان )کاندولیزا رایس( اعلام کردند که ما هیچ وقت نمی خواستیم به ایران حمله کنیم.
 
هر کدام از کاندیداهای انتخابات آمریکا که پیروز رقابت شوند چاره ای ندارند که شرایط و موقعیت ایران را بپذیرند
 
با وجود اینکه در اوج قدرت بودند نمی توانستند برخورد نظامی با ایران داشته باشند، از همان سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ مجموعه تصمیم گیری آمریکا به این نتیجه رسید که چاره ای ندارد جز اینکه با ایران مذاکره کنند.
 
اکنون هم که در آستانه انتخابات دور جدید ریاست جمهوری در آمریکا هستیم هر کدام از کاندیداها )هیلاری کلینتون-ترامپ(که پیروز رقابت شوند چاره ای ندارند که شرایط و موقعیت ایران را بپذیرند. این سياست تابعی از قدرت جمهوری اسلامی ایران بوده است که خود را به حدی از قدرت رسانده است که آنها این موضوع را پذیرفتند.
 
حتی اگر آمریکایی ها به شرایط برجام عمل نکنند دیگر شرایط به زمان قبل از برجام برنمی گردد. به گونه اي كه آمریکایی ها آن اجماع بین المللی که علیه ما درست کرده بودند را هیچ وقت دیگر نمی توانند به آن دست یابند.
 
آقای روحانی در کتاب «تصمیم گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ ساختارها و چالش ها» خود به نظریه افق اشاره کرده که در آن آمده است جلوگیری از ضرر مهمتر از دستیابی به نفع است و انسان ها وقتی نفعی در کار باشد خود را در تصمیم گیری به مخاطره می اندازند، واکاوی شما از اینگونه تحلیل ها چیست؟
 
نظریه افق، یک نظریه است؛ نظريه ديگر «انتخاب عقلاني» است كه  شایع تر است و مبنای تصميم گيري سیاست خارجی است. به طوري كه كشورها بر اساس تحليل هزينه-فايده تصميم مي گيرند. از اين رو، در انتخاب گزينه ها نتیجه و منفعت برای کشورها مهم است. لذا موقعی که می خواهند به کشوری حمله کنند می بینند در مقايسه با هزينه ها چه منفعتی برایشان دارد، پس گزینه ای انتخاب می کنند که کمترین ضرر و بیشترین نفع را در بر داشته باشد.
 
سياست قدرت هاي بزرگ در قبال آمريكا افزايش هزینه توسعه طلبی آن در نظام بين الملل از طريق ابزارهای سياسی و اقتصادی است
 
طبق نظریه افق جلوگيری از ضرر خود نوعي كسب منفعت است. در ضرب المثل فارسي نيز داريم كه «جلوي ضرر را هروقت بگيري نفع است».
 
به فرض اینکه برجام عملی نشد و آمریکا به تعهداتش در قبال ایران عمل نکند همانگونه که اکنون بخشی از پول های بلوکه شده ایران را که قرار بوده آزاد کند به بهانه هایی ضبط کرده است ولی کشورهای ۱+۵ که در مقابل ایران تعهداتی دارند و باید به آن ها عمل کنند پس خیلی بعید است که شرایط به زمان قبل از برجام برگردد احتمالش ضعیف است که با لغو شدن برجام حمله نظامي به ایران صورت گیرد.
 
آنچه که بیشتر از حمله مايه نگراني است آن است که آمریکا به تعهداتش عمل نکند كه در اين صورت نيز ما می توانیم به فعالیت هسته ای خود دوباره بازگردیم. در آن زمان مي توان از موضع طلبكارانه با کشورهای ۱+۵ برخورد کنیم چون امريكا نقض عهد كرده و به تعهداتش عمل نکرده است.
 
با توجه به توافق هسته ای ایران و غرب آیا همچنان معتقد هستید که آمریکا، روسیه و چین به دنبال »موازنه سازی نرم « هستند؟
 
بله اکنون هم اینگونه است و شاید بتوان گفت که موازنه سازی نرم بیشتر شده است. یکی از واقعيت هایی که در مورد  قدرت های بزرگ می توان اشاره کرد این است که فاصله قدرت آمریکا با چین و روسیه زياد است؛ به طوري كه امكان موازنه سازی سخت وجود ندارد. از اين رو، سياست قدرت هاي بزرگ در قبال آمريكا افزايش هزینه توسعه طلبی آن در نظام بين الملل از طريق ابزارهاي سياسي و اقتصادي است.
 
مثلا روسیه چرا در سوریه مواضع سختی گرفت؛ چون اگر سوریه سقوط کند هژموني و يك جانبه گرايي آمریکا در نظام بين الملل تثبيت می شود و روسیه متضرر می گردد. بخشی دیگري از اهرم ها نيز ماهيت دیپلماتیک دارند. به گونه اي كه چینی ها و روس ها اقدامات دیپلماتیکي را انجام می دهند تا موازنه سازی نرم را امكان پذير سازند. با پررنگ تر شدن موازنه سازی نرم، نقش جمهوری اسلامی ایران نيز بیشتر اهمیت پیدا می کند.
 
با این گونه رویکردهایی که از قدرت های بزرگ بیان کردید، افق سیاست خارجی ایران را در آینده چگونه می بینید؟
 
 شاید در برخی حوزه ها موفق عمل کردیم ولی در برخی حوزه ها مثل اقتصاد خوب عمل نکردیم و از چشم اندازی که مدنظر کشور بوده است، عقب هستیم.
 
اما در حوزه سیاست خارجی باید اشاره داشت که پتانسیل ما به این معطوف شد که جلوی ضرر را بگیریم و اکنون که موضوع هسته‌ای حل شده است، سیاست خارجی ما باید مبتنی بر توسعه اقتصادی سیاست هایی را اتخاذ کند و توسعه اقتصادی را مهمترین اولویت خود بداند.
 
ایران در آینده بی درنگ یک قدرت منطقه ای است و با شرایطی که اکنون پیش آمده، ایران یک قدرت تاثیرگذار خواهد بود.
 
در آینده شاهد رقابت هایی بین آمريكا و چين و حتي بين هند و چين و روسیه و چین به عنوان قدرت هاي بزرگ خواهیم بود. با توجه به موقعيت ژئوپولتيك ايران در صورتي كه ايران در همه زمينه ها توسعه يافته باشد اهمیت و نقش آن در نظام بین الملل افزایش پیدا می کند.
 
 
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
رئيس موسسه مطالعات بین المللی ابرار معاصر تهران گفت: در نهایت عربستان چاره ای نخواهد داشت که موقعیت ایران را در منطقه به رسمیت بشناسد. چون نمي تواند به تنهايی نظم منطقه ای را تامین کند.
 
بنظر شما حضور حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو محصول کدامیک ازرفتارهای زیر از سوی مسئولین است؟
صداقت و مطابقت گفتار ورفتار
41%
 
رعایت ارزشها در تعاملات سیاسی
14%
 
خدمتگزاری موثر و حصول نتایج عملی در حوزه وظایف
44%
 
مسئول کُرد: بین سوریه و ترکیه قطعا حکومت سوریه را انتخاب می‌کنیم
مسئول کُرد: بین سوریه و ترکیه قطعا حکومت سوریه را انتخاب می‌کنیم
بازدید : ٦١
رزمایش بزرگ «اقتدار ۹۷» نیروی زمینی ارتش از فردا آغاز می‌شود
رزمایش بزرگ «اقتدار ۹۷» نیروی زمینی ارتش از فردا آغاز می‌شود
بازدید : ٧٦
پامپئو: برای خلع سلاح اتمی کامل و غیرقابل بازگشت کره شمالی متعهدیم
پامپئو: برای خلع سلاح اتمی کامل و غیرقابل بازگشت کره شمالی متعهدیم
بازدید : ١٧٩
همه چیز درباره پهپادهای غیرنظامی: ماجرای شلیک ضدهوایی در مرکز تهران|ماموریت هواپیمای بدون سرنشین بر فراز پلاسکو
همه چیز درباره پهپادهای غیرنظامی: ماجرای شلیک ضدهوایی در مرکز تهران|ماموریت هواپیمای بدون سرنشین بر ...
بازدید : ٤١٩
در گفتگوی ویژه خبری مطرح شد؛ دهقانی: رژیم صهیونیستی تهدید ذاتی منطقه است|امنیت از راه واردات تامین شدنی نیست
٣٦:٥٦
در گفتگوی ویژه خبری مطرح شد؛ دهقانی: رژیم صهیونیستی تهدید ذاتی منطقه است|امنیت از راه واردات تامین ش...
بازدید : ٧٨٦
دهقان: روحانی بعد از ۳ سال باید گزارش بدهد، نه شعار | بخش اول
دهقان: روحانی بعد از ۳ سال باید گزارش بدهد، نه شعار | بخش اول
بازدید : ٣١٠
دولت روحانی دولت سوم هاشمی نیست/ تحصن مجلس ششم اشتباه بود | نوبخت در شناسنامه
٠١:١٥:٢٤
دولت روحانی دولت سوم هاشمی نیست/ تحصن مجلس ششم اشتباه بود | نوبخت در شناسنامه
بازدید : ٥١٠١
آمریکا برگ برنده‌ای در عراق ندارد | حسن کاظمی قومی در گفتگوی ویژه خبری
٤٨:٢٨
آمریکا برگ برنده‌ای در عراق ندارد | حسن کاظمی قومی در گفتگوی ویژه خبری
بازدید : ٢٨٧٥
تصویب قانون هدفمندی یارانه ها پیامدهای منفی فراوانی داشت | مناظره آقایان دعاگو،خباز و کاشانی در رادیو گفتگو
تصویب قانون هدفمندی یارانه ها پیامدهای منفی فراوانی داشت | مناظره آقایان دعاگو،خباز و کاشانی در رادی...
بازدید : ٤٩٢٠
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو