ورود سنتی‌ها به تجارت آنلاین | بخش اول

بازدید : 398
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۳ خرداد
حامد رضایی مدیر توسعه کسب‌وکار مدیسه ازنتایج  سرمایه‌گذاری شرکت گلستان در اکوسیستم استارت‌آپی می‌گوید. گروه گلستان در زمینه خرید وفروش اینترنتی خودرو سابقه داشت، به طور کلی هم با این حوزه آشنا بود و این علاقه‌مندی در آنها بود...
 
می‌گویند بیش از ۲۰ هزار نوع کالا را در یک مرکز خرید اینترنتی گرد هم آورده‌اند؛ بیش از ۱۰۰ نفر نیروی انسانی با آنها همکاری می‌کنند، انباری به وسعت ۱۰ هزار متر برای دپو و ذخیره کالا در اختیار دارند و می‌گویند می‌خواهند تا ۵ سال آینده به پردازش ثبت سفارش روزانه ۱۰ هزارتایی برسند و در ۸ ماهی که از عمرشان می‌گذرد، یک‌پنجم این مسیر را طی کرده‌اند. همه این  ارقام مربوط به فروشگاه اینترنتی مد و پوشاک «مُدیسه» است. مدیسه بخشی از سرمایه‌گذاری گروه تجاری گلستان در حوزه آنلاین است که تا پیش از این بیشتر با نام چای و برنج شناخته‌شده بود. ورود یکی از شرکت های بزرگ کسب وکارهای سنتی به حوزه آنلاین آنقدر جذابیت دارد که بهانه‌ای شود برای سوال و جواب کردن با مدیران مدیسه. اتفاقی که فارغ‌ از نتیجه آن و ادعاهای مدیران مدیسه درباره مقیاس موفقیت‌هایشان می‌تواند فتح بابی باشد برای سوق پیدا کردن تجارت سنتی ایران به حوزه‌های تازه مبتنی بر فناوری. حوزه‌هایی که روی دانش و توان جوانان می‌چرخد و شاید ترکیب سرمایه‌های سنتی با این نیروی تازه‌نفس بتواند جانی تازه برای کالبدکم‌رمق اقتصاد باشد. با حامد رضایی مدیر توسعه کسب‌وکار مدیسه درباره این موضوعات به گفتگو  نشستیم.
 
از آغاز کارتان بگوييد و اينکه مديسه از کجا شروع کرده است؟
 
حدود دو سال و نيم پيش بود که بحث ايکامرس در گروه گلستان مطرح شد و من و هادي اربابي به‌عنوان مديرعامل مديسه، بيزينس پلني را به مديران گروه گلستان ارائه کرديم. چون گروه در زمينه خرده‌فروشي فعاليت‌هاي زيادي داشت، ما هم بيزينس پلني ارائه داديم براي خرده‌فروشي اينترنتي که بيشتر تمرکزش بر محصولات و کالاهاي مد و فشن است. بعد از موافقتي که با پلن ما شد، شرکت تجارت الکترونيک گلستان، مقدمات کارش را از ابتداي سال ۹۴ آغاز کرد. براي آغاز فعاليت بايد زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري، سيستم توزيع و انبار را آماده مي‌کرديم. همچنين نيروي انساني مورد نياز را هم بايد هماهنگ مي‌کرديم. با انجام اين فعاليت‌ها، از ابتداي مرداد ۹۴ سايت لانچ شد و فعاليت مديسه آغاز شد. نخستين سفارش‌هاي ما هم از همان مرداد آغاز شد. مرحله تکميل سايت البته تا شهريور طول کشيد.
 
رشدتان در اين مدت زمان چقدر بوده است؟
 
در اين ۷-۸ ماه به سومين ايکامرس ايران تبديل شده‌ايم که رتبه الکسا هم اين نکته را تاييد مي‌کند. تعداد سفارش‌هايمان هم همين‌طور. از لحاظ موجودي کالا نيز همين وضعيت را داريم. ما انبار کالايي با فضاي ۱۰ هزار متري داريم که معمولا ساير کسب‌وکارهاي اينترنتي مشابه ما و حتي فعال در حوزه‌هاي ديگر چنين انبارها و دپوي کالايي را در اختيار ندارند.
 
رتبه‌هاي نخست ايکامرس ايران را چه کساني مي‌دانيد؟
 
ديجي‌کالا و باميلو طبق آمار.
 
ديجي‌کالا در سال ۹۲ اعلام کرد که ۲ هزار فروش روزانه دارد. با سرعت رشد اين شرکت در حال حاضر مي‌توان تخمين زد اين رقم بالاي ۶ هزار فروش باشد؛ شما براي سوم بودن بايد  حداقل به فروش ۲ هزارتايي رسيده‌ باشيد؟
 
من متر و معيار به شما دادم و شما مي‌توانيد خودتان برآورد کنيد. ما در حال حاضر سومين ايکامرس هستيم !
 
برگرديم به بخش انبارداري کسب‌وکار شما. داشتن انبار براي کسب‌وکارهاي خرده‌فروشي اينترنتي چه مزيتي ايجاد مي‌کند؟
 
مهم‌ترين مزيت داشتن چنين انباري اين است که ريسک نبود کالا و عقب افتادن سفارش مشتري را کاهش مي‌دهد. همچنين با داشتن مکاني براي دپوي کالا موجب مي‌شود که صاحب کسب‌وکار بتواند در بهترين موقعيت‌ها خريد کند و چون مکاني براي نگهداري کالا دارد، مي‌تواند در فصل‌هاي حراج و با تخفيف‌هاي ويژه خريد کند تا بتواند کالا را ارزان‌تر به مشتري برساند. به‌موقع رسيدن محصول به دست مشتري اهميت دارد، و همچنين تنوع رنگ و سايز و... که تنها با داشتن انبار اين مشکل رفع مي‌شود. براي کساني که انبار و دپوي محصول ندارند، اين پروسه ۴ تا ۵ روز طول مي‌کشد اما براي مديسه ۲۴ ساعت است.
 
در حال حاضر چند قلم کالا در انبارتان داريد؟
 
بيش از ۲۰ هزار آيتم کالايي در انبارمان داريم.
 
براي پيشبرد کار از چه امکاناتي استفاده کرده‌ايد؟
 
بستر نرم‌افزاري قدرتمندي را از خارج از کشور وارد کرده‌ايم و در بک‌آفيس‌مان از اي‌آرپي‌هاي استاندارد جهاني استفاده مي‌کنيم که جزئيات بيشتري در اين مورد نمي‌توانم بگويم. همچنين سيستم‌هاي کنترل موجودي و سيستم‌هاي پردازش سفارش در اين سطح در ايران خيلي کار نشده است. ما آمادگي پردازش ۱۰ هزار سفارش در روز را هم داريم.
 
چند نفر در حال حاضر از طريق مديسه صاحب شغل شده‌اند؟
 
تيم نيروي انساني ما بيش از ۱۰۰ نفر است.
 
از آنجايي که شما به‌عنوان فعال حوزه سنتي کسب‌وکار در ايران زيرمجموعه گروه گلستان هستيد، چه ديدگاهي وجود داشت و چه چيزي موجب شد گروه گلستان از فضاي توليد و کسب‌وکار سنتي به فضاي مدرني به نام کسب‌وکارهاي اينترنتي تغيير بازار بدهد؟ ايده را شما مطرح کرديد؟
 
گروه گلستان در زمينه خريدوفروش اينترنتي خودرو سابقه داشت، به طور کلي هم با اين حوزه آشنا بود و اين علاقه‌مندي در آنها بود. مديرعامل مديسه، هادي اربابي، هم قبلا مدير آي‌تي کل گروه گلستان بود و گروه در زمينه تکنولوژي فعاليت‌هاي خوبي داشت و در بين گروه کسب‌وکارهاي سنتي به لحاظ تکنولوژي خيلي هاي‌تک بوده و هنوز هم هست.
 
تمامي شرکت‌هاي گروه تيم آي‌تي بزرگي دارند و مثلا جزو نخستين شرکت‌هايي بوديم که در ايران اس‌آپي را راه‌اندازي کرديم و ديتاسنتري قوي در اين زمينه ايجاد کرديم. گروه سرمايه‌گذاري‌هاي زيادي در زمينه آي‌تي از قبل انجام داده بود. از طرفي تجارب زيادي هم در بخش آنلاين داشتيم. مثلا هايپر کلابز را داشتيم که يک شبکه اجتماعي بود. همچنين بازي اينترنتي مزرعه گلستان را داشتيم که همگي مربوط به ۴ تا ۵ سال پيش هستند. فروش اينترنتي خودرو را داريم که برندهاي هيوندا و کيا محصولاتشان را به صورت اينترنتي هم مي‌فروشند. يعني تجربه فروش اينترنتي را داشتيم. بنابراين چون تجارب زيادي در فضاي وب داشتيم و مثلا هايپر کلابز تا رتبه ۴۰۰ الکسا هم پيش رفته بود که به نوعي باشگاه اينترنتي مشتريان گروه گلستان بود، مديسه را به مديران گروه پيشنهاد داديم.
 
چرا فکر مي‌کرديد موفق مي‌شويد؟
 
همان‌طور که اشاره کردم هم تجاربي در اين زمينه بود و هم زيرساخت‌هاي مشخصي در دسترس ما قرار داشت. همين امر مي‌تواند تا حدود زيادي موفقيت ما را تضمين کند. البته مهم‌تر از همه اين‌ها بحث سرمايه‌گذاري است که تنها با استفاده از ظرفيت‌هاي گروه مي‌توانستيم چنين کسب‌وکاري را راه‌اندازي کنيم.
 
خودتان را استارت‌آپ موفقي مي‌دانيد؟
 
ما در بحث ايکامرس، روي اي‌ريتيل بيشترين تاکيد را داريم و خودمان را استارت‌آپ به معناي امروزي که مثلاً يک نفر يک اپليکيشن را طراحي کرده باشد و با استفاده از آن کسب‌وکاري را راه‌اندازي کند، نمي‌دانيم. چون ما عملا کار خرده‌فروشي را انجام مي‌دهيم منتها از طريق اينترنت. چون ما تجربه خرده‌فروشي سنتي را داريم، امکانات آن حوزه را به فضاي وب آورده‌ايم. در اي‌ريتيل کسي مي‌تواند موفق شود که تجارب زيادي در زمينه لوجوستيک، سيستم حمل‌ونقل، انبارداري، سيستم کنترل موجودي و... داشته باشد. يعني کسي که بخواهد در حجم و اسکيل بالا کار کند و کسب‌وکار اينترنتي بزرگ و سوددهي داشته باشد، بايد با چنين زيرساخت‌ها و داشته‌هايي به دنياي اي‌ريتيل يا همان خرده‌فروشي اينترنتي پا بگذاريد. همچنين بک‌آفيس قوي بسيار مهم است. چون ما در شرکت گلستان تجربه حمل‌ونقل و داشتن سيستم توزيع مستقل را داريم، تجربه انبارداري، تجربه تجارت بازرگاني در زمينه‌هاي واردات و صادرات، تجربه وب را هم داشتيم و همگي را در کنار هم قرار داديم و کسب‌وکار جديدي را به اين گروه اضافه کرديم.
 
صاحبان کسب‌وکارهاي اينترنتي در فضاي امروز ايران اغلب جواناني هستند که يا از زيرزمين خانه‌شان يا دفتر يکي از همکاران يا اجاره اتاقي ۱۲ متري و سرمايه‌هاي نهايتا ۱۰ ميليون توماني کارشان را شروع کرده‌اند. همچنين اغلب افرادي هستند که تحصيل‌کرده‌هاي دانشگاهي به شمار مي‌روند که تنها تجربه آنها از کار و کسب، مربوط به آشنايي با اپليکيشن‌هاست. بنابراين کسب‌وکارهايشان در مدت‌زمان طولاني و شايد خيلي دير به نتيجه مي‌رسد. بهره‌مندي از زيرساخت‌ها و پشتوانه مالي گلستان چقدر شما را به‌اصطلاح جلو انداخته است؟
 
مسيري را که ما در کمتر از ۸ ماه با داشتن همه مواردي که اشاره کردم طي کرديم، اگر استارت‌آپي مي‌خواست با آزمون‌وخطا طي کند، بايد پروسه‌اي ۵ ساله طي مي‌کرد. تجربه‌هاي قبلي و مهم‌تر از همه داشتن پشتوانه‌هاي قوي مالي، تسهيل‌گري بزرگي در مسير کار ايجاد مي‌کند. چون بسياري از استارت‌آپ‌ها با کمبود سرمايه اوليه مواجه هستند و خودشان طي کار و در مسير کار هزينه‌هاي خود را از راه درآمدهاي همان استارت‌آپ تامين مي‌کنند. در حالي که مثلا مديسه تاکنون چندين برابر درآمدش را براي تبليغات و حقوق پرسنل، تهيه فضا و تامين کالا و... هزينه کرده است. بنابراين به نظر من استارت‌آپ‌ها نمي‌توانند در حوزه خرده‌فروشي اينترنتي از نوع کسب‌وکار ما موفق باشند يا حتي حضوري جدي داشته باشند چون شرکت‌هايي که توان مالي بالا و ساير امکانات را در اختيار دارند، امکان رقابت را از آنها مي‌گيرند.
 
اين فضا بيشتر براي شرکت‌ها و گروه‌هايي مناسب است که تجارب قبلي دارند و سرمايه لازم را در اختيار دارند. فکر مي‌کنم استارت‌آپ‌ها بايد به فضاهاي ديگر سوق پيدا کنند و در بازار فروش اينترنتي پوشاک، مواد غذايي و حتي کالاي الکترونيک نمي‌توانند موفقيت زيادي کسب کنند چون سرمايه‌گذاري بسيار زيادي نياز دارد و تا چند سال اوليه پيوسته بايد سرمايه‌گذاري در اين زمينه انجام شود و عملا سودآوري اين کسب‌وکارها زماني است که ترنور مالي بالايي داشته باشند. چون با بزرگ شدن هر چه بيشتر کار، بايد قانوني کار کنيد. وقتي قانوني کار کنيد نمي‌توانيد کالاي قاچاق بفروشيد. در حالي که رقباي شما در فضاي سنتي کالاي قاچاق بسياري مي‌فروشند. ماليات بايد بدهيد مثلا در حال حاضر مديسه روي هر فاکتور ۹ درصد ماليات بر ارزش‌افزوده مي‌پردازد بدون اينکه اين هزينه را از مشتري بگيرد. يعني کالايي حتي اگر ۲۰ درصد سود داشته باشد، ۹ درصد آن بابت ارزش‌افزوده صرف مي‌شود. همچنين در بخش توزيع هم اين مسائل وجود دارد و سفارش‌هاي کمتر از ۱۰۰ هزار تومان هرکدام ۱۰ هزار تومان هزينه توزيع دارد. هزينه تبليغات براي خريد زمان خيلي سنگين است. همچنين براي يک استارت‌آپ مقدور نيست ماهي ۵۰۰ ميليون تا يک ميليارد تومان هزينه تبليغات بپردازد.
 
يعني مديسه تاکنون چنين هزينه‌اي براي تبليغات پرداخت کرده است؟
 
بله، چنين هزينه‌هايي وجود داشته است. استارت‌آپ‌ها بايد به سراغ کسب‌وکارهايي بروند که بيشتر بر مبناي مشارکت کاربرها شکل مي‌گيرد.
 
با توجه به صحبت‌هاي شما، کسب‌وکاري مانند ديجي‌کالا را موفق نمي‌دانيد؟ چون ديجي‌کالا هم يک استارت‌آپ است که در حوزه خرده‌فروشي اينترنتي حضور دارد و به‌عنوان يکي از موفق‌هاي اين حوزه از آن ياد مي‌شود.
 
به نظر من زمان ديجي‌کالا فرق مي‌کرد و اينکه ديجي‌کالا از زماني ديجي‌کالا شد که سرمايه‌گذاري کلان در آن انجام شد و شايد ديجي‌کالا هنوز هم سودآور نباشد؛ به معناي سودآوري کسب‌وکارهاي ديگري که در حوزه سنتي‌اش وجود دارند. ديجي‌کالا هنوز در مرحله سرمايه‌گذاري است. براي اينکه سهم بيشتري از بازار را به دست آورد و رتبه الکساي خود را تک‌رقمي نگه دارد، بايد سرمايه‌گذاري کند تا ديگران نتوانند به‌راحتي در اين حوزه با او رقابت کنند.
 
يعني شما رقيب نداريد؟ اصولا رقيبان شما چه کساني هستند؟
 
فروشگاه‌هاي پوشاک فيزيکي در سطح شهر مهم‌ترين رقيبان ما هستند و فروشگاه‌هاي آنلاين مد و پوشاک را رقيب خودمان نمي‌دانيم.
 
چرا فکر مي‌کنيد فروشگاه‌هاي فيزيکي مهم‌ترين رقباي شما هستند؟
 
يکي اينکه فروشگاه‌هاي فيزيکي ماليات بر ارزش‌افزوده نمي‌پردازند. اگر آنها هم اين ماليات را پرداخت مي‌کردند، به نفع ما بود و مي‌توانستيم قيمت رقابت‌پذيري به مصرف‌کننده عرضه کنيم چون در همين شرايط هم ما ۹ درصد ماليات بر ارزش‌افزوده را خودمان مي‌پردازيم. مسئله بعدي اينکه آنها کالاي قاچاق دارند و ما نداريم که همين امر موجب مي‌شود بتوانند بدون پرداخت هزينه‌هاي ماليات کالا وارد کنند. البته در مقايسه با ما مشکلاتي دارند. مثلا محدوديت عرضه برندها چون هيچ فروشگاه فيزيکي نمي‌تواند به اندازه يک فروشگاه اينترنتي تنوع برند ايجاد کند در حالي که مديسه فضايي ايجاد کرده که برندهاي زيادي را گرد هم آورده است. مثل زارا، منگو، برشکا، گپ و ساير برندهايي که مردم مي‌شناسند و خواهان آنها هستند. از طرفي برندهايي را در تهران مي‌توان پيدا کرد که در بسياري از شهرستان‌ها دسترسي به آنها بسيار مشکل است. ما اين برندها را دور هم جمع کرده‌ايم و مرکز خريد بزرگي ايجاد کرده‌ايم که تنوع محصول و برند از مهم‌ترين ويژگي‌هايش است. اين موارد البته مزيت‌هاي ما نسبت به آن‌هاست، چون رقباي ما فروشگاه‌هاي فيزيکي هستند که هزينه‌هايي که در سطح شهر براي فضا و مکان و... مي‌پردازند، درنهايت همگي به خريدار برمي‌گردد و ما چنين هزينه‌هايي نداريم و اين هزينه‌ها را ذخيره مي‌کنيم. مثلا يک ماشين ما که در طول روز سفارش‌ها را توزيع مي‌کند، تعداد زيادي محصول را جابه‌جا مي‌کند و از بسياري از فروشگاه‌هاي فيزيکي هم جلو مي‌افتد. با اين حال فروشگاه‌هاي فيزيکي رقباي ما هستند چون فروشگاه اينترنتي که در فضاي کار ما مشغول باشد و خيلي بزرگ باشد نداريم.
 
اما به نظر مي‌رسد که بحث پوشاک کمي با حوزه‌هاي ديگر مثلا کالاي ديجيتال متفاوت است. پوشاک کالايي لمس‌کردني است و مشتريان زيادي ترجيح مي‌دهند اين کالا را از نزديک ببينند و لمس کنند و بعد خريد کنند. به اين مسئله بايد عدم جا افتادن فروش اينترنتي در ميان همه اقشار جامعه را هم اضافه کرد؛ اين مسائل چقدر کسب‌وکار شما را تهديد مي‌کند چون طيف گسترده‌اي از مشتريان هنوز هم حضور در فروشگاه‌ها و مراکز خريد را ترجيح مي‌دهند. شما براي پر کردن اين خلا چه راهکارهايي داريد؟
 
من هم اين نکات را قبول دارم و اين تفاوت‌ها را مي‌دانم. اما يکي از کارهايي که ما انجام مي‌دهيم، فرهنگ‌سازي براي ترويج خريد اينترنتي است. چون در همه دنيا اين تفاوت خريد و تفاوت رفتار خريداران اينترنتي و خريداران پوشاک از فروشگاه‌هاي فيزيکي وجود دارد. ما هم مي‌دانيم حتي افرادي زيادي هستند که هنوز هم از اسمارت‌فون استفاده نمي‌کنند و حتي در کشوري مانند آمريکا هنوز ۸۰ تا ۹۰ درصد کالاها به صورت فيزيکي به فروش مي‌رسد اما همان ۱۰ درصد باقي‌مانده يا ۵ درصد خرده‌فروشي اينترنتي که در ايران وجود دارد، رقم قابل‌توجهي است و مي‌توان روي آن سرمايه‌گذاري کرد و به آينده‌اش اميدوار بود. ما هم روي همين فضاي کوچک سرمايه‌گذاري بزرگي انجام داده‌ايم. درواقع اميدواريم تا چند سال آينده چند ايکامرس بزرگ در ايران شکل بگيرد که بتوانند اين سهم را افزايش دهند تا فرهنگ خريد اينترنتي گسترش يابد.
 
در بسياري از موارد موانعي در خريد پوشاک آن هم از طريق اينترنتي وجود دارد. مثلا مسئله سايز و چون مردم ايران به خاطر نوع تغذيه و فرهنگ غذايي، سايزهاي استاندارد را کمتر دارند، پوشاکي که وارد مي‌شود و به‌ويژه کالاي توليدي برندهاي خارجي، براي مصرف داخلي با مشکل مواجه است. چه راهکارهايي براي حل اين مشکلات انديشيده‌ايد؟
 
بله، اين مشکلات وجود دارد اما در عين حال مي‌بينيم که افراد زيادي حتي در صفحات اجتماعي چون تلگرام پوشاک مي‌فروشند. به هر حال موج فروش پوشاک در اين زمينه راه افتاده است. همين ارائه اطلاعات به همراه محصول و امکان مقايسه با فروشگاه‌هاي ديگر در اينترنت موجب شده تا فروش پوشاک رواج يابد. نکته ديگري که ما خودمان طي کار به آن رسيده‌ايم و شايد براي شما هم جالب باشد اين است که پروسه خريد اينترنتي در يک زمان صورت نمي‌گيرد. بلکه خريدار يک بار محصول را انتخاب و بررسي مي‌کند، يکي دو روز بعد با گرفتن اطلاعات بيشتر به سراغ خريد مي‌آيد. يعني از روزي که به صفحه فروشگاه مراجعه مي‌کند تا خريد کند، دو تا سه روز طول مي‌کشد و کالا را به لحاظ قيمت و کيفيت کاملا بررسي و مقايسه مي‌کند. مسئله ديگر بافت پوشاک است که مردم ترجيح مي‌دهند ابتدا لمسش کنند اما ما سعي کرده‌ايم با توليد محتوا، توليد ويدئو، تهيه عکس کالا با کيفيت بالا از جهات مختلف اين نقيصه را برطرف کنيم. بخش ديگر هم اين است که مردم کالا را همان زمان خريد يا تا ۷ روز پس از خريد مي‌توانند پس بدهند بدون اينکه هزينه‌اي متوجه آنها باشد و بدون اينکه از آنها بخواهيم دليلي بياورند، مي‌توانند جنس را پس بدهند و وجه خود را دريافت کنند. در حالي که در فروشگاه‌هاي فيزيکي جنس فروخته‌شده پس گرفته نمي‌شود. اما ما در سايت دو گزينه را قرار داده‌ايم؛ يکي اينکه سايز يا طرح و رنگ نامناسب بوده و ديگر اينکه مشتري مي‌تواند گزينه دوستش نداشتم را انتخاب کند.
 
 
 
  کالاي مرجوعي زياد داشته‌ايد؟
 
مرجوعي هم داشته‌ايم ولي نرخش معمولي است و البته اين مسئله ما را هدايت مي‌کند به اين مسئله که مثلا رنگ خاصي را در مورد آن کالا کمتر ارائه کنيم. يا ديگر از آن برند کالايي ارائه نکنيم. با همه اين مسائل بايد به اين نکته هم اشاره کنم که ما خودمان از ابتدا با پوشاک شروع نکرديم، بنابراين نوعي ترس در مورد ارائه و عرضه پوشاک داشتيم و به همين دليل با اسباب‌بازي، دکوراسيون و تا حدودي پوشاک کودک شروع کرديم و کمي پوشاک بزرگسال. اما با گذشت زمان بيشتر شاهد خريد پوشاک از طرف مشتريان بوديم. درواقع خود مردم و خود بازار ما را هرچه بيشتر به سمت پوشاک و جدي‌تر شدن مقوله پوشاک هدايت کرد.
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
حامد رضایی مدیر توسعه کسب‌وکار مدیسه ازنتایج سرمایه‌گذاری شرکت گلستان در اکوسیستم استارت‌آپی می‌گوید. گروه گلستان در زمینه خرید وفروش اینترنتی خودرو سابقه داشت، به طور کلی هم با این حوزه آشنا بود و این علاقه‌مندی در آنها بود...
 
برای سرعت بخشیدن و کاربردی شدن تولید علم در کشور کدامیک از گزینه های زیر اولویت بالاتری دارند؟
اصلاح دستگاهها و سازمانهای مدیریت علمی وپژوهشی مانند وزارت علوم و آموزش وپرورش
27%
 
اصلاح روشهای تعلیم وتربیت از نهضت سواد آموزی تا آموزش عالی
36%
 
ایجاد پیوند مستقیم بین مراکزتولیدی وصنعتی با مراکز علمی و آموزشی از دبستان تا دانشگاه
36%