صدرا صدوقی
 
برخي با ارائه نظريات نسنجيده و غير قابل قبول پيرامون فلسفه قيام عاشورا، تصوير وارونه و يا حداقل نامنا‎سب با شأن رهبري اين قيام ارائه كرده‌اند و هيچ كدام از آنها، در ارائه يك تصوير روشن و جا‎مع از انگيزه‎هاي قيام امام حسين(ع) توفيق نداشته‎اند‎. بنابراین يک پژوهش‎گر و يا شخص سوال کننده پيرامون تاريخ عاشورا اگر بخواهد به ماهيّت و جوهره این قیام تا حدّ زيادي پي ببرد، بايد در گام نخست، با نگا‎ه و مطالعه جامع و كامل در باره امام حسين(ع)، به زندگي، شخصيّت و مقام حضرت به عنوان امام معصوم، شناخت لازم و كافي پيدا كند و سپس با مطالعه و تعمّق لازم در بيانات و گفتار حضرت كه در مقاطع مختلف قيام و حتّي پيش از آغاز آن درباره انگيزه حركت خويش بيان كرده است، به فلسفه و ماهيّت قيام آن حضرت تا حدّ زيادي شناخت پيدا كند‎.با توجّه به اين كه بهترين و مطمئن‎ترين سند براي شناخت فلسفه و اهداف نهضت سيدالشهدا(ع)، كلمات خود آن حضرت و يا امامان ديگر در اين باره است، مجموع خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصيت‎نامه امام حسين(ع) كه در باره اهداف و انگيزه‎هاي قيام عاشورا است و نيز برخي از تعابير زيارت‎ نامه‎هاي متعدّد و مختلف كه از امامان ديگر در باره حضرت رسيده است و در آنها به انگيزه قيام پرداخته شده است، بایدمورد مطالعه و بررسي قرار گیرد و سپس با استخراج فهرست‌وار اهداف قيام، به تفسير و تحليل آنها، اهتمام شود. دراین راستا آنچه اهمیت دارد این است که   امام حسين(ع) در مكه در جمع گروهي از علما و نخبگان ديگر مناطق اسلامي با ايراد خطبه‎اي شور‎انگيز و كوبند‎‎ه، ضمن يادآوري وظيفه سنگين و تكليف خطير علما و بزرگان شهرها در باره پاسداري از كيان دين و اعتقادات مسلمانان و پيامدهاي سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشي آنان در برابر سياست‎هاي دين‌ستيزانه حاكمان اُموي انتقاد كرده و هرگونه همراهي و سازش با آنان را گناه نابخشودني دانستند‎. حضرت در پايان سخنان خود، هدف از اقدامات و فعاليت‎هايش را برضدّ نظام ستم‎گر حاكم (كه چند سال بعد خود را در قالب يك نهضت نشان داد) چنين اعلام فرمودند‎: خدايا تو مي‎داني آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات برضدّ حاكمان اُمَوِي) به خاطر رقابت و سبقت جويي در فرمانروايي و افزون‌خواهي در متاع ناچيز دنيا نبوده است، بلكه براي اين است كه نشانه‎هاي دينت را (به مردم) نشان دهيم ( برپاگردانيم) و اصلاح در سرزمين‎هايت را آشكار كنيم‎. مي‎خواهيم بندگان ستمد‎يده‎ات در امان باشند و به واجبات و سنّت‎ها و احكا‎مت عمل شود‎.از اين جملات مي‎توان چهار هدف را براي اقدامات و فعاليت‎هاي امام حسين(ع) در عصر حاكميّت يزيد، جزء اهداف  اصلی قيام آن حضرت درنظر گرفت :الف ـ احياي مظاهر و نشانه‎هاي اسلام اصيل و ناب محمدي ب ـ ا‎صلاح و بهبود وضع مردم سرزمين‌هاي اسلامي ج ـ مبارزه با ستمگران اُموي جهت تأمين امنيّت براي مردم ستمديده د ـ فراهم ساختن بستري مناسب براي عمل به احكام و واجبات الهي، دراین راستا برای برررسی اهداف این قیام با حجت الاسلام والمسلمین محمد پیکری مدیر حوزه امام علی بن ابیطالب علیه السلام گفتگوکرده ایم که درادامه آنرا می خوانید.
 
* آیا بررسی ابعاد حادثه عاشورا و قیام امام حسین (ع) صرفا مخصوص مسلمانان و شیعیان است یا می¬تواند بازتاب جهانی  هم داشته باشد؟ اگر پاسخ مثبت است چه جنبه¬هایی از این قیام می¬تواند برای غیر مسلمانان مورد توجه قرار بگیرد؟
 
- تصور اختصاص داشتن معارف علمی و عملی اهل بیت علیهم السلام اجمعین که هم در قول، هم در فعل و هم در تقریر حضرات معصومین منعکس شده است، تنها برای شیعیان و مسلمانان، تصوری کاملا اشتباه و غیر واقعی است. چون همانطور که قرآن « ذکری للعالمین» است پیامبر(ص) نیز «رحمه للعالمین» است. و این امکان برای همه ابناء بشر چه مسلمان و چه غیر مسلمان و چه شیعه و چه غیر شیعه وجود دارد که بتوانند از کوثر زلال معارف پیامبر و آل الله علیهم صلوات الله بهره مند بشوند و این امکان همیشه وجود داشته و تا قیامت وجود خواهد داشت و این قاعده که « ادل الدلیل علی امکان شیء وقوعه» در این ماجرا حاکم است به این معنا که جهانی بودن قیام اباعبدالله علیه السلام را می¬توان در طول تاریخ رای العین دید و ملاحظه کرد. شاهد این ماجرا الگو پذیری «ماهتما گاندی» در نجات شبه قاره هند از استعمار انگلستان است. گاندی می¬گفت: « من زندگی امام حسین علیه السلام را الگوی  مبارزه هندوستان قرار داده¬ام». همچنین سایر نخبگان جها ن بشری عبرتهایی از قیام امام حسین علیه السلام را برای مخاطبین خود مطرح کرده¬اند. که ثابت می¬کند ابعاد مختلف قیام امام حسین علیه السلام مختص به مسلمین و شیعیان نیست، مثل سخن متفکر و نویسنده مسیحی فردریک جمسکه می¬گوید: «با این درس امام حسین علیه السلام است که اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت در دنیا وجود دارد و این اصول تغییر ناپذیر است» یا مثل سخن توماس کارلایل، تاریخ نگار معروف و فیلسوف اسکاتلندی که می¬گوید:« بهترین درسی که از تراژدی کربلا می¬توان گرفت این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبه رو می¬شود اهمیت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیتی که داشت باعث شگفتی من است». بنابراین درس¬های بزرگ قیام امام حسین علیه السلام اختصاص به مسلمین و شیعیان ندارد و برای غیر آنان روشن می¬سازد حق، حق استو نهایتا پیروز است حتی اگر در اقلیت باشد و حتی اگر اهل حق قربانی شوند.
 
* علما و دانشمندان چگونه می¬توانند از سطح شعار گونه اهداف قیام عاشورا عبور و حقایق این قیام را برای مردم بیان نمایند؟
 
-از آنجایی که حضرت ابا عبدالله علیه السلام با خون خود و خانواده¬اش بذر آزادگی و عزت را در بستر تاریخ افشاند، نخستین حرکت عملی و دور از شعاری که علما و دانشمندان باید بدان مقید و متعهد باشند، پایبندی به عزت و آزادگی در رفتار، منش و زندگی روز مره و در تعاملات اجتماعی با سایر مردم است. هر رابطه و مواجه-ای باید در سیره علما، متصف به صفت عزت و مبتنی بر آزادگی و حریت شخصیت باشد. یعنی دم از امام حسین نزنیم و در عین حال خلاف عزت و آزادگی زندگی کنیم و برای اغراض پست دنیایی و حتی برخی ضرورت-های پیش رو خود ذلیلانه و دون شان روحانی شیعه رفتار نکنیم. دیگر آنکه ابا عبدالله علیه السلام در یک کلمه برای انجام وظیفه الهی خون و خانواده¬اش را ایثار کرد، پس عالمی که دم از حسین می¬زند، برای انجام وظائف اولیه¬اش که کسب علم و نشر آن برای خداست،باید سخت کوش و بلند همت باشد و الا در پاسخ به این خطاب خدای متعال در آیه دوم سوره مبارکه صف، عاجز و درمانده خواهد شد، آنجا که خدا می¬فرماید: « یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون» ای کسانی که ایمان آورده¬اید چرا چیزی می¬گویید که انجام نمیدهید. عالمی که از عزت و غیرت ابا عبدالله سخن می¬گوید و خودش بی عفتی و بی غیرتی می¬کند، عالمی که از حق جویی و حرکت در مدار حق توسط ابا عبدالله سخن می¬گوید و خودش به غیر حق انس داردو ناحق رفتار می¬کند، عالمی که از پایبندی ابا عبدالله در عهد و میثاق با پروردگار سخن می¬گوید و خود به کوچکترین طمع و هوسی عهد با خدا را می شکند، یک دکان دار است که متاع او فریب و آنچه کسب می¬کند ضلالت است.
 
* به نظر می¬رسد، شان عظیم حضرت سید الشهدا (ع)  و شخصیت والای آن حضرت موجب شده تا سایر شخصیت¬های موثر در قیام عاشورا، تحت الشعاع قرار گیرند یا کمتر به آنها توجه ¬شود. در این زمینه چه باید کرد؟
 
به نظر من این اتفاق عجیبی نسیت که نور ستاره¬ها در شعاع نور خورشید دیده نشود و ما نباید با پرداختن بیش از حد به ستاره¬ها از خورشید غافل شویم. اما در مقام عبرت اندوزی و درس آموزی خیلی خوب است که از مکارم اخلاق و حسن عقاید اصحاب ابا عبدالله سلام الله علیهم اجمعین سخن بگوییم، اما باید دائما متذکر باشیم به اینکه: « این همه آوازه¬ها از شه بود.» بنابراین اگر فضیلتی در  اصحاب میبینیم و آنرا برای دیگران تبیین می¬کنیم، باید در کنار این معنا باشد که همگی آئینه نور امام بودند و هر آئینه به اندازه ابعاد و سعه وجودی خودش، نور خورشید را منعکس می¬کند.البته روشن است کسانی که توفیق مجاهدت و شهادت در رکاب سالار شهیدان را یافته اند، فضائلی دارند که می¬تواند الگو باشد که این فضائل گاهی مشترک است و گاهی اختصاصی. یعنی همه ادب داشتند اما ادب قمر منیر بنی هاشم امر دیگری است. همه وفادار بودند اما وفاداری حر امر دیگری است. همه عاشق حسین علیه السلام بودند اما عشق غلام سیاه ابا عبدالله، عشق دیگری است. ما باید در خلال بازخوانی واقعه عاشورا این حقایق را نیز یادآوری کنیم.
 
*از چند قرن پیش تا امروز نویسندگان مختلف مسلمان یا حتی غیر مسلمان تحلیل های مادی از قیام آن حضرت ارائه داده اند؛ چیزی که تا امروز هم ادامه دارد ، یکی از مهمترین شبهات این نویسندگان این است که کفه جنبه بشری قیام امام (ع) همانند اکثر قیام ها نسبت به جنبه¬های دیگر سنگین تر است... ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
 
- وجود امام حسین علیه السلام نور است و قیام او نور است و این نور ریشه در نور الهی که« الله نور السموات و الارض» دارد. پس کسانی که با ایجاد انحراف و مصادره به مطلوب سعی در خاموش کردن محتوای این نور دارند ره به جایی نمی¬برند، چون فرمایش صریح قرآن کریم در آیه 8 سوره مبارکه صف آن است که: « یریدون لیطفئوا نور اله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون»، کافران می¬خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و با دهان خود خاموش کنند اما خداوند نور خود را حفظ می¬کند اگرچه خوشایند اهل کفر نباشد.سر ماجرا آن است که نور «ظاهر بذاته» است و «مظهر لغیره »است. یعنی هم ذاتش نورانی است و هم غیر خود را روشن می¬کند. پس مخفی کردن یا خاموش کردن و یا انحراف و کتمان یک حقیقت که ذات آن حق است و نوری که ذاتش نور است، تلاش عبث و بیهوده¬ای است.  بنابراین برداشتهای مادی و حتی سیاسی صرف که بحث حاکمیت و بیعت امام و یزید را پر رنگ می¬سازد در نهایت به جایی نخواهد رسید. و این سخن امام که فرمودند : « مثلی لا یباع مثل یزید» هم بحث لیاقت حاکمیت را در دل خود دارد و هم تفاوت ذاتی حق و باطل را. پس هیچ حجاب مادی نمی¬تواند جلوی پرتوی درخشان نور الهی امام و قیام امام را بگیرد و ساتر آن باشد.
 
*چرا قیام امام حسین (ع) را حماسه می¬نامیم؟ در آن سوی عالم چنین اقداماتی را در قالب تراژدی¬ها جای می دهند...چیزی که شاید امروز در جوامع مسلمین هم با آن موافقینی وجود داشته باشد..
 
- علت آنکه قیام ابا عبدالله را حماسه می¬خوانیم و نه تراژدی آن است که در تراژدی غم و اندوه ماجرا محدود است و طرف مظلوم حتی ممکن است صاحب حق نباشد اما به او ظلم بی حد شده باشد، اما در حماسه، قیام یک مظلوم شجاع و صاحب حق در برابر ظالم متکبر، مطرح است. اصرار علماء دین به حماسه بودن قیام سالار شهیدان برای آن است که صاحب حق شجاع برای اصلاح امت، مورد ظلم واقع شده و هرگز مظلومیتی که حکایت از ضععف و حقارت کند در کار نبوده است.که اگر اینگونه مثل همه کشتارهای ظالمانه تاریخ، این قیام هم یک تراژدی بود. اما در کربلا صاحبان حقی به شهادت رسیدند که صلابت آنان در حمایت از حق و شجاعت آنها در میدان مبارزه و شان و عزت آنها حتی به هنگام اسارت، هرگز ضعف و حقارتی را تداعی نمی¬کند بلکه سر تا سر بزرگی و سربلندی سرافرازی را به اثبات رسانده است.
 
*اگر برای جمع بندی نکته ای باقی مانده مطرح نمایید..
 
-تاکید بر یادآوری هدف قیام امام حسین علیه السلام از ضروریات این ایام است. هدفی که خود حضرت فرمود: «لطلب اصلاح امت جدی و ارید ان آمر بالمعروف و النهی عن المنکر». یعنی تکلیف است که انحرافات جامعه را در ایام محرم اصلاح کنیم. به معروف¬ها امر کنیم و از منکر نهی کنیم. اما انجام این تکلیف¬ها منوط به سه مقدمه واجب است:الف) «ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش» تا زمانی که کسی خودش اهل صلاح نباشد، چگونه می¬تواند در لباس یک مصلح ظاهر شود. آیه 11و 12 سوره مبارکه بقره واقعیت تلخی را گوشزد می¬کند و آن این است که :«و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون * الا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون»وقتی به آنها گفته می¬شود در زمین فساد نکنید، می¬گویند همانا ما از اصلاح کنندگان هستیم * همانا آنها از مفسدین هستند ولی نمی¬فهمند.ب) شناخت معروف و شناخت منکر که مقدمه واجب دوم است. یعنی با افکار ناصحیح و درک نادرست از دین، جامعه و مقتضیات زمان امکان ندارد تکلیف ادا شود. چه بسا معروفی که منکر می¬شود و منکری که معروف می¬شود و هنجارها و نا هنجارها جا به جا می¬شود. پس شناخت صحیح ما پیش نیازی واجب است. ج) اتخاذ روش درست امر و نهی که متاسفانه این مقدمه واجب سوم، کمتر از دو مقدمه قبلی مورد توجه قرار دارد. ما در روز قیامت باید پاسخ دهیم که که برای ترویج معروف و تقبیح منکر چرا از وسائل و روشهای ممکن بهترین استفاده را نکردیم؟ امیدوارم خداوند متعال به حق ابا عبدالله الحسین علیه السلام توفیق روز افزون اداء تکلیف به همه شیعیان خصوصا علما و مبلغین دینی عنایت فرماید.ان شاء الله.
 
دریافت کد : توجه : شما میتوانید با تغییر مقادیر width و height در کد فوق عرض و ارتفاع دلخواه خود را تنظیم کنید.
نظر شما :
captcha
  • محل تبلیغ شما در پورتال مناظره و گفتگو
برخي با ارائه نظريات نسنجيده و غير قابل قبول پيرامون فلسفه قيام عاشورا، تصوير وارونه و يا حداقل نامنا‎سب با شأن رهبري اين قيام ارائه كرده‌اند و هيچ كدام از آنها، در ارائه يك تصوير روشن و جا‎مع از انگيزه‎هاي قيام امام حسين(ع) توفيق نداشته‎اند‎.
 
کدامیک از فضاهای تربیتی درتربیت دینی اهمیت و الویت بیشتری دارد؟
تربیت دینی افراد جامعه در خیابان ومحیط کسب وکار
9%
 
تربیت دینی فرزندان در مدرسه ودانشگاه
19%
 
تربیت دینی فرزندان در خانه وخانواده
71%